اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی
گزارشها از تدوین طرح حملات تازه، تقویت توان نظامی آمریکا در منطقه و تغییر آرایش کارکنان سفارتخانههای این کشور حکایت دارند؛ مجموعهای از نشانهها که احتمال بازگشت جنگی گسترده علیه جمهوری اسلامی را جدیتر کرده است.
در حالی که چشمانداز مذاکرات تهران و واشینگتن همچنان مبهم است، گزارشهای منتشرشده در روزهای اخیر از آمادهسازی گزینههای نظامی تازه آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی حکایت دارند. بر اساس گزارشی که نیویورکتایمز منتشر کرد، ارتشهای دو کشور طرحهایی برای ازسرگیری حملات پس از انتخابات میاندورهای آمریکا در ۱۲ آبان تدوین کردهاند؛ عملیاتی که در یکی از سناریوهای مورد بررسی، میتواند کارزاری فشرده و چندروزه باشد.
این تحولات، در کنار گزارشهای مربوط به تقویت تجهیزات نظامی آمریکا و تغییر سطح حضور کارکنان برخی سفارتخانههای این کشور در خاورمیانه، احتمال تشدید دوباره رویارویی را افزایش داده است. هرچند هنوز تصمیم نهایی دونالد ترامپ برای صدور فرمان حمله اعلام نشده، شواهد منتشرشده نشان میدهد که سناریوی بازگشت به جنگ دیگر صرفاً یک احتمال نظری نیست و در محاسبات نظامی دو کشور جایگاهی جدی دارد. با این حال، تعیین زمان دقیق حمله یا قطعی دانستن وقوع آن در روزهای آینده، فراتر از اطلاعات تأییدشده موجود است.
طرح حمله سهروزه؛ از تأسیسات هستهای تا شریانهای اقتصادی ایران
بر اساس گزارش نیویورکتایمز، گزینههای نظامی در حال بررسی، تأسیسات هستهای، زرادخانههای موشکی و پهپادی و بخشهایی از زیرساخت انرژی ایران را دربر میگیرد. هدف احتمالی چنین کارزاری، وارد کردن ضربهای شدید به توان نظامی و اقتصادی جمهوری اسلامی و افزایش فشار بر تهران برای پذیرش خواستههای واشینگتن در مذاکرات عنوان شده است. این گزارش همچنین از افزایش تمرینهای نظامی و شبیهسازی عملیات هوایی در منطقه خبر میدهد.
اهمیت این سناریو در آن است که حمله احتمالی، برخلاف عملیات محدود و نمادین، میتواند چند حوزه حیاتی را بهطور همزمان تحت فشار قرار دهد. آسیب دیدن زیرساختهای انرژی، مراکز فرماندهی و سامانههای نظامی، علاوه بر هزینههای مستقیم جنگ، ممکن است بر تولید، حملونقل، تجارت خارجی و وضعیت مالی کشور نیز اثر بگذارد.
گزارشهای مربوط به تحرکات دریایی آمریکا نیز بر نگرانیها افزودهاند.
والاستریت ژورنال از بازدید خبرنگارانش از ناو هواپیمابر جورج واشینگتن و یک ناوشکن آمریکایی در دریای عرب و مشاهده روند تأمین مجدد مهمات و تجهیزات خبر داده است. چنین آمادگیهایی میتوانند هم برای اجرای عملیات و هم برای افزایش فشار در مذاکرات مورد استفاده قرار گیرند.
آنچه این تحولات را نگرانکننده میکند، احتمال پیوند خوردن حملات نظامی با فشار اقتصادی گسترده است؛ راهبردی که اگر به اجرا درآید، میتواند پیامدهای آن از میدان نبرد فراتر رود و زندگی روزمره میلیونها ایرانی را تحت تأثیر قرار دهد.
تغییر آرایش سفارتخانهها؛ نشانه افزایش نگرانی از گسترش درگیری
گزارش سیانان درباره تغییر شمار کارکنان برخی سفارتخانههای آمریکا در خاورمیانه، از جمله در اردن، بحرین، کویت، قطر، امارات متحده عربی و لبنان، بُعد دیگری از وضعیت امنیتی منطقه را آشکار میکند. خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز گزارش داد که آمریکا در شماری از سفارتخانههای منطقه سطح کارکنان خود را کاهش میدهد؛ اقدامی که مقامهای آمریکایی آن را در چارچوب ارزیابی تهدیدهای امنیتی توضیح دادهاند.
چنین تصمیمهایی معمولاً برای کاهش آسیبپذیری کارکنان و حفظ امکان ادامه فعالیتهای دیپلماتیک در شرایط پرخطر اتخاذ میشوند. آنچه اهمیت دارد، همزمانی این اقدامات با گزارشهای مربوط به برنامهریزی نظامی و تشدید تنشهاست.
در صورت آغاز دور تازهای از حملات، خطر گسترش درگیری به دیگر کشورهای منطقه بهطور جدی مطرح خواهد شد. پایگاههای نظامی آمریکا، مسیرهای کشتیرانی، تأسیسات نفتی و زیرساختهای ارتباطی میتوانند در معرض تهدید قرار گیرند؛ بهویژه اگر تهران تصمیم بگیرد برای افزایش هزینههای جنگ، دامنه پاسخ خود را از اهداف نظامی به زیرساختهای راهبردی منطقه گسترش دهد.
در چنین شرایطی، احتمال اختلال در صادرات انرژی، افزایش هزینه حملونقل دریایی، جهش قیمت نفت و بیثباتی بازارهای مالی نیز وجود دارد. به این ترتیب، جنگی که ممکن است با هدف تحمیل امتیازهای سیاسی آغاز شود، میتواند به بحرانی منطقهای با هزینههایی بسیار فراتر از محاسبات اولیه طرفهای درگیر تبدیل شود.
چرا جنگ احتمالی بعدی میتواند مخربتر باشد؟
نگرانی اصلی تنها آغاز دور تازه حملات نیست، بلکه خطر خارج شدن درگیری از کنترل و تبدیل شدن آن به جنگی فرسایشی و چندجبههای است. مقامهای جمهوری اسلامی هشدار دادهاند که در صورت حمله جدید، پاسخ تهران محدود نخواهد ماند. تهدیدهای مطرحشده درباره زیرساختهای انرژی، مراکز داده و کابلهای زیردریایی اینترنت نشان میدهد که دامنه پیامدهای احتمالی میتواند از اهداف نظامی فراتر برود.
اگر حملات گستردهای علیه تأسیسات هستهای، توان موشکی و زیرساختهای انرژی ایران انجام شود و تهران نیز به حملات متقابل علیه اهداف منطقهای دست بزند، چرخهای از ضربه و پاسخ شکل خواهد گرفت که مهار آن دشوارتر از یک عملیات کوتاه خواهد بود. آسیب به زیرساختهای حیاتی میتواند اختلال در برقرسانی، ارتباطات، فعالیت اقتصادی و خدمات عمومی را تشدید کند؛ در حالی که افزایش خطر برای کشتیرانی و تأسیسات نفتی منطقه، هزینههای بحران را به سطح جهانی انتقال خواهد داد.
از همین رو، این احتمال وجود دارد که رویارویی تازه از نظر دامنه اهداف و پیامدهای اقتصادی و انسانی، حتی از دو درگیری پیشین موسوم به جنگ ۱۲روزه و جنگ ۴۰روزه نیز مخربتر باشد. با این حال، شدت نهایی جنگ به تصمیمهای سیاسی، نوع اهداف انتخابشده، گستره پاسخهای متقابل و امکان مداخله دیپلماتیک بستگی دارد و نمیتوان نتیجه آن را از پیش قطعی دانست.
در نهایت، تحولات روزهای اخیر نشان میدهد که خطر ازسرگیری جنگ میان آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی جدی است و روزهای پس از انتخابات میاندورهای آمریکا میتواند برای آینده این بحران تعیینکننده باشد. اما فاصله میان آمادهسازی یک طرح نظامی و صدور فرمان اجرای آن همچنان پابرجاست. تا زمانی که تصمیم نهایی واشینگتن روشن نشده، نمیتوان با قطعیت از آغاز جنگ در روزهای آینده سخن گفت.
آنچه مسلم است، در صورت شکست مسیر دیپلماسی و آغاز دور تازه حملات، هزینه اصلی این رویارویی تنها به حکومتها و ارتشها محدود نخواهد ماند؛ مردم ایران و شهروندان کشورهای منطقه نیز در معرض پیامدهای اقتصادی، امنیتی و انسانی آن قرار خواهند گرفت. خطر یک جنگ گستردهتر واقعی است، اما هنوز اجتنابناپذیر نیست.