اختصاصی هموطن/ عمادامین
دیدار عباس عراقچی و سرگئی لاوروف در تهران را باید فراتر از یک ملاقات تشریفاتی میان دو وزیر خارجه دید. این دیدار در شرایطی انجام میشود که تحولات پرتنش منطقه، اختلافات ایران با آمریکا و غرب و رقابت قدرتهای جهانی، سیاست خارجی تهران را با پیچیدگیهای بیشتری روبهرو کرده است. در چنین فضایی، گفتوگوی تهران و مسکو فقط یک پیام دیپلماتیک ندارد؛ بلکه تلاشی است برای سنجیدن ظرفیت همکاری در شرایطی که هر دو کشور به دنبال حفظ موقعیت خود در معادلات منطقهای و بینالمللی هستند.
اما پرسش اصلی اینجاست: آیا روسیه در روزهای سخت، شریک قابل اتکای ایران خواهد بود یا همکاری با تهران را تا جایی پیش میبرد که با منافع خودش همخوانی داشته باشد؟
این پرسش، کلید فهم اهمیت دیدار عراقچی و لاوروف است.
مسکو به تهران نزدیکتر شده؛ اما تا کجا؟
روابط ایران و روسیه در سالهای اخیر اهمیت بیشتری پیدا کرده است. فشارهای غرب، تحولات امنیتی منطقه و نیاز دو کشور به گسترش همکاریهای اقتصادی، زمینه نزدیکی بیشتر تهران و مسکو را فراهم کرده است. برای ایران، روسیه میتواند یک شریک مهم در حوزه انرژی، تجارت، حملونقل و دیپلماسی باشد؛ برای روسیه نیز رابطه با ایران بخشی از تلاش برای گسترش روابط با کشورهایی است که حاضر نیستند سیاست خارجی خود را صرفاً با خواستههای غرب تنظیم کنند.
با این حال، در سیاست بینالملل چیزی به نام دوستی بدون هزینه وجود ندارد. روسیه پیش از آنکه شریک ایران باشد، قدرتی است که منافع مستقل خود را دنبال میکند. همانطور که تهران تصمیمهایش را بر اساس منافع ملی خود میگیرد، مسکو نیز حاضر نیست همه محاسباتش را با اولویتهای ایران تنظیم کند.
بنابراین، نزدیکی دو کشور را باید واقعی دانست، اما نباید از آن انتظار اتحاد بیقیدوشرط داشت. اهمیت دیدار عراقچی و لاوروف دقیقاً در همین نقطه است: دو طرف به همکاری نیاز دارند، اما میزان این همکاری را منافع و محاسبات هر کدام تعیین خواهد کرد.
پیام دیدار برای آمریکا و غرب چیست؟
ملاقات وزیران خارجه ایران و روسیه در شرایط کنونی، حامل پیامی روشن برای غرب است: تهران در پی حفظ و گسترش کانالهای ارتباطی خود با قدرتهای غیرغربی است و مسکو نیز تمایل دارد این رابطه را در چارچوب منافع سیاسی و اقتصادی خود حفظ کند.
این پیام میتواند در محاسبات دیپلماتیک اهمیت داشته باشد؛ بهویژه زمانی که موضوعاتی مانند امنیت منطقه، تحریمها و پرونده هستهای در کانون اختلافات قرار دارند. هماهنگی تهران و مسکو میتواند قدرت چانهزنی دیپلماتیک دو کشور را در برخی موضوعات افزایش دهد و امکان رایزنی مشترک در مجامع بینالمللی را فراهم کند.
اما نباید از این دیدار نتیجه گرفت که معادلات ایران با غرب الزاماً تغییر خواهد کرد. روسیه، با وجود روابط نزدیک با تهران، در پروندههای مختلف بر اساس منافع خود تصمیم میگیرد و ممکن است در همه موضوعات با ایران همنظر نباشد.
در واقع، پیام این ملاقات بیش از آنکه به معنای شکلگیری یک جبهه کاملاً یکپارچه باشد، نشاندهنده تلاش دو کشور برای هماهنگی بیشتر در برابر چالشهای مشترک است.
اقتصاد؛ جایی که شعارها باید به نتیجه برسند
اگر روابط تهران و مسکو قرار است از سطح مواضع سیاسی فراتر برود، میدان اصلی آزمون آن اقتصاد است.
همکاری در حوزه انرژی، تجارت، حملونقل و پروژههای مشترک میتواند برای ایران فرصت ایجاد کند. اما مسئله این است که روابط سیاسی نزدیک، بهتنهایی سرمایهگذاری نمیآورد، تجارت را افزایش نمیدهد و مشکلات بانکی و مالی را برطرف نمیکند.
ایران به همکاریهایی نیاز دارد که نتیجه آن در اقتصاد واقعی دیده شود؛ پروژههایی که اجرا شوند، مسیرهای تجاری که توسعه پیدا کنند و توافقهایی که از مرحله اعلام آمادگی عبور کنند.
از این منظر، هرچند تأکید دو وزیر بر گسترش همکاریها اهمیت دارد، اما قضاوت درباره موفقیت این دیدار هنوز زود است. آنچه اهمیت دارد، اقدامهای بعدی دو کشور است؛ نه صرفاً تعابیری که در نشستهای خبری به کار میرود.
آیا ایران میتواند روی حمایت روسیه حساب کند؟
این شاید مهمترین پرسشی باشد که در پس دیدار عراقچی و لاوروف قرار دارد.
پاسخ را باید با احتیاط داد. روسیه میتواند در برخی پروندهها شریک سیاسی و دیپلماتیک مهمی برای ایران باشد و در مسیرهایی مانند همکاری اقتصادی و رایزنیهای بینالمللی ظرفیت اثرگذاری داشته باشد. اما این به معنای آن نیست که مسکو در هر شرایطی حاضر است هزینه تقابل با غرب را به خاطر ایران بپردازد.
تجربه روابط بینالملل نشان میدهد که حتی نزدیکترین شرکا نیز در بزنگاههای حساس، منافع خود را در اولویت قرار میدهند. به همین دلیل، سیاست خارجی ایران نمیتواند صرفاً بر همراهی روسیه یا هر قدرت دیگری متکی باشد.
روابط با مسکو زمانی بیشترین فایده را برای تهران خواهد داشت که در کنار حفظ همکاریهای دوجانبه، امکان مانور دیپلماتیک ایران را نیز افزایش دهد؛ نه اینکه دامنه انتخابهای سیاست خارجی کشور را محدود کند.
نتیجه؛ دیداری مهم، اما نه لزوماً نقطه عطف
دیدار عراقچی و لاوروف را میتوان تلاشی برای تحکیم روابط در مقطعی حساس دانست؛ دیداری که ظرفیت تقویت هماهنگی سیاسی، پیگیری همکاریهای اقتصادی و تبادل نظر درباره بحرانهای منطقهای را دارد.
با این حال، نباید میان اهمیت سیاسی یک ملاقات و نتایج عملی آن فاصله را نادیده گرفت. اگر این دیدار به توافقهای اجرایی، همکاریهای اقتصادی مؤثر و هماهنگی دیپلماتیک پایدار منجر شود، میتوان از تقویت واقعی روابط تهران و مسکو سخن گفت. در غیر این صورت، بخش مهمی از دستاورد آن در سطح پیامهای سیاسی باقی خواهد ماند.
مسئله اصلی برای تهران این نیست که روسیه تا چه اندازه از روابط نزدیک با ایران سخن میگوید؛ مسئله این است که این نزدیکی در لحظه تصمیمگیری، چه نتیجهای برای منافع ایران به همراه خواهد داشت.
دیدار عراقچی و لاوروف میتواند زمینهساز همکاری بیشتر باشد، اما پاسخ نهایی را نه عکسهای یادگاری و نه بیانیههای دیپلماتیک، بلکه عملکرد دو طرف در روزهای آینده مشخص خواهد کرد.