خانه پیشنهاد هم‌وطن چرا این دو اعتراض شبیه هم نیستند؟

پاریس در آتش، تهران در خون؛

چرا این دو اعتراض شبیه هم نیستند؟

معترضان در پاریس و سایر شهرهای فرانسه از نیمه دوم مهر ماه و در اعتراض به هزینه‌های بالای زندگی، تورم و کاهش بودجه‌های آموزشی و رفاهی دست به تظاهرات زدند.


امید آزادی

معترضان در پاریس و سایر شهرهای فرانسه از نیمه دوم مهر ماه و در اعتراض به هزینه‌های بالای زندگی، تورم و کاهش بودجه‌های آموزشی و رفاهی دست به تظاهرات زدند؛ اعتراضاتی که در مواردی با درگیری‌های شدید با پلیس، شلیک گاز اشک‌آور، به آتش کشیده شدن خودروها و ساختمان‌های عمومی، غارت فروشگاه‌های بزرگ در بوار مژنتا و بازداشت حدود ۲۴۰۰ نفر همراه شد.


این اعتراضات توجه دنیا را به خود جلب کرد و موجی از واکنش‌ها را برانگیخت. ایرانیان اما بیش از همه به این موضوع پرداختند و وضعیت فعلی فرانسه را از جهات گوناگون با تحولات سیاسی و اعتراضات در ایران مقایسه کردند. بازنشر گسترده ویدیوهای پاریس همراه با میکس سرودهای معروف انقلاب سال ۵۷ و بازگشت آیت الله خمینی به تهران، تنها بخشی از واکنش کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی بود. خوانش‌هایی که این وضعیت را «کارمای تاریخی» یا نمادی از «استانداردهای دوگانه غرب» می‌داند اما تنها یک شوخی مجازی نیست؛ بلکه نشان از یک مقابله تحلیلی عمیق در جامعه ایران دارد. شاهد این مدعا حمایت قاطع رسانه‌های حاکمیتی از معترضان در فرانسه و تقدیر پلیس فرانسه از سوی اپوزیسیون در ایران است. مقایسه بی‌طرفانه و دقیق رویدادهای فرانسه با تقویم اعتراض و سرکوب در ایران – به‌ویژه اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ و خیزش‌های پیشین – نشان می‌دهد که قیاس این دو، از اساس مع الفارق است.


از تهران تا پاریس؛ معترض یا دشمن جنگی
حامیان حکومت و رسانه‌های حاکمیتی این روزها طرفدار آزادی بیان و حق اعتراض شده و پلیس فرانسه را به باد نقد می‌گیرند. آنها در واقع با پررنگ کردن برخوردهای خشن نیروهای امنیتی در فرانسه، نوع مواجهه خود با اعتراضات را توجیه و اینطور القا می‌کنند که در همه جای دنیا چنین رویدادهایی صورت می‌گیرد!
آنچه این گروه نادیده می‌گیرد اما تمایز، جمهوری اسلامی و دولت فرانسه در تعریف معترض و الگوی مواجهه نیروهای امنیتی است. در اعتراضات اخیر پاریس و شهرهای فرانسه، گرچه پلیس از ابزارهای خشن نظیر گاز اشک‌آور و ماشین آب‌پاش استفاده کرد و اعتراضات به خسارات مالی سنگین انجامید، اما شلیک مستقیم با سلاح‌های مرگبار جنگی به قصد کشتار دسته‌جمعی جایی در دکترین پلیس ندارد. اگرچه عملکرد پلیس فرانسه نیز بارها با انتقاد نهادهای حقوق بشری و رسانه‌های داخلی این کشور روبه‌رو شده، اما امکان پیگیری قضایی، پوشش آزاد رسانه‌ها و بررسی عمومی عملکرد نیروهای امنیتی همچنان وجود دارد.
در اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ اما جامعه ایران شاهد یکی از سیاه‌ترین صفحات سرکوب شهری بود؛ مقطعی که در آن نیروهای حاکمیت با قطع گسترده اینترنت و استفاده مستقیم از سلاح‌های سنگین، تیربار و شلیک مستقیم به سر و قلب معترضان در ده‌ها شهر کشور، دست به کشتاری بی‌رحمانه زدند. در دی ۱۴۰۴ – همچون آبان ۹۸ و خیزش زن، زندگی ، آزادی در  ۱۴۰۱ – معترض نه شهروندی ناراضی، بلکه «دشمن محارب» و «عامل پیاده‌نظام بیگانه» تعریف شد که سلب حق حیات او نه یک تخلف، بلکه دکترین رسمی نظام برای بقا بود. در هیچ‌یک از این کشتارها هیچ فرمانده یا آمر سرکوبی پای میز محاکمه نرفت، بلکه آمران کشتار مردم تشویق و مدال افتخار دریافت کردند.


معیشت و رفاه در پاریس، حق حیات و بقا در ایران
نکته دیگری که حامیان ایرانی معترضان فرانسه دست روی آن گذاشته‌اند، ریشه‌های اقتصادی و طبقاتی این اعتراضات است. نیرو و رسانه‌های حاکمیتی در ایران از این زوایه نیز فشار تورم و مشکلات معیشتی را عادی‌سازی کرده و به نوعی خود را از مسئولیت شرایط ناگوار اقتصادی در ایران تبرئه می‌کنند. این درحالی است که در فرانسه، خشم عمومی از نوسانات تورمی، هزینه‌های زندگی و سیاست‌های انقباضی دولت سرچشمه می‌گیرد. معترض فرانسوی به خیابان می‌آید تا از «سطح رفاه»، قدرت خرید و دستاوردهای اجتماعی خود که در طول چند دهه به دست آورده دفاع کند.
اما در ایران، مسئله معترضان نقد یک لایحه بودجه یا اصلاحات رفاهی نیست؛ مسئله سقوط زیست انسانی و حذف حق بقا است. تورم‌های افسارگسیخته، فروپاشی کامل ارزش پول ملی، نابودی طبقه متوسط و فساد ساختاری هزاران میلیاردی، زیست میلیون‌ها ایرانی را به زیر خط فقر مطلق رانده است. معترض ایرانی در دی ۱۴۰۴ برای حفظ رفاه به خیابان نرفت، بلکه برای ابتدایی‌ترین نیازهای زیستی – از نان و آب گرفته تا حق نفس کشیدن و آزادی – دست به قیام زد.

از غارت فروشگاه‌ها در فرانسه تا نجابت ایرانیان در اوج محرومیت
از منظر رفتاری در صحنه خیابان نیز کنتراست میان این دو پدیده حیرت‌انگیز است. در جریان ناآرامی‌های اخیر پاریس و شهرهای فرانسه، شواهد و ویدیوهای منتشرشده نشان داد که گروه‌های تندرو و تخریب‌گر دست به غارت گسترده فروشگاه‌های لوکس، فروشگاه‌های زنجیره‌ای و آتش زدن اموال عمومی زدند.
رفتار معترضان ایرانی در محروم‌ترین نقاط کشور اما درخشش مدنی متفاوتی دارد. اقدام نمادین و ماندگار معترضان در شهر آبدانان در استان ایلام – که به‌جای تعرض به اموال هم‌شهریان یا غارت مغازه‌ها، تنها کیسه‌های برنج را در آسمان پخش کرد – بیانگر عصیانی پاک و نجیبانه بود. اگرچه در اعتراضات ایران نیز در مواردی تخریب اموال عمومی رخ داده است، اما بخش مهمی از روایت‌های ثبت‌شده از اعتراضات، بر تلاش معترضان برای تفکیک میان مخالفت با حکومت و آسیب نرساندن به دارایی‌های شهروندان تأکید دارد.


کارمای 57 در فرانسه
واکنش طنزآمیز و قابل تامل کاربران ایرانی به اخبار هفته گذشته فرانسه، لایه‌ای عمیق‌تر از افکار عمومی ایران را برملا کرد. قرار دادن سرودهای انقلابی سال ۵۷ روی تصاویر سوزانده شدن سطل‌های زباله و درگیری‌های خیابانی در فرانسه، یک شوخی ساده نبود؛ بلکه نوعی «پاسخ متقابل رسانه‌ای» و هجو ادعاهای تاریخی بود.
جامعه ایران که سال‌ها تحت فشار شعارهای صدور انقلاب حاکمیت بوده، صحنه‌های امروز پاریس را نوعی «کارمای تاریخی» برای سیاست‌های متناقض کشورهای غربی تعبیر کرد. ایرانیان فراموش نکرده‌اند که چگونه دموکراسی‌های غربی در برابر سرکوب‌های خونین در ایران – به‌ویژه در کشتار دی ۱۴۰۴ – به بیانیه‌های تشریفاتی بسنده کرده و هم‌زمان منافع انرژی، اقتصادی و دیپلماتیک خود با حکومت ایران را ترجیح داده‌اند. گذاشتن سرودهای ۵۷ روی اعتراضات پاریس، در واقع نقد خنده‌دار اما تلخ استانداردهای دوگانه‌ای بود که خشونت در غرب را «بحران دموکراسی» می‌نامد، اما قتل‌عام مردم در خیابان‌های ایران را در پیچ و خم دیپلماسی نادیده می‌گیرد.


از پاریس تا تهران؛ مسئله فقط حق اعتراض نیست
مقایسه اعتراضات فرانسه و ایران، بیش از آنکه درباره شباهت تصاویر خیابانی باشد، پرسشی اساسی درباره حق اعتراض، شیوه مواجهه حکومت‌ها با مخالفان و امکان پاسخ‌گو کردن قدرت مطرح می‌کند. در هر دو کشور، نارضایتی اقتصادی می‌تواند مردم را به خیابان بکشاند و در جریان تجمعات نیز احتمال درگیری، تخریب اموال عمومی یا برخورد پلیس وجود دارد. اما شباهت در ظاهر رویدادها، لزوماً به معنای یکسان بودن شرایط سیاسی و پیامدهای اعتراض نیست.
در فرانسه، بحث بر سر هزینه‌های زندگی، سیاست‌های اقتصادی دولت و نحوه برخورد پلیس در چارچوب ساختار حقوقی و سیاسی این کشور جریان دارد؛ ساختاری که خود با انتقادها و مناقشه‌های جدی درباره خشونت پلیس و محدودیت‌های اعتراض روبه‌رو است. در ایران، مسئله فراتر از شیوه مدیریت یک تجمع یا اعتراض به یک تصمیم اقتصادی است. سابقه برخوردهای مرگبار با معترضان، محدودیت‌های گسترده سیاسی و رسانه‌ای و دشواری پیگیری مستقل مسئولیت مقام‌های امنیتی، پرسش درباره هزینه اعتراض و امکان دادخواهی را به مسئله‌ای اساسی تبدیل کرده است.


از همین رو، تصاویر درگیری‌های پاریس برای بخشی از کاربران ایرانی فقط صحنه‌هایی از ناآرامی در یک کشور اروپایی نیست. این تصاویر فرصتی برای یادآوری تناقض‌هایی است که آنان در مواضع دولت‌های غربی و رسانه‌های رسمی ایران می‌بینند: دولت‌هایی که از حق اعتراض و آزادی‌های مدنی سخن می‌گویند، اما در مواجهه با بحران‌های سیاسی و منافع اقتصادی خود همواره با انتقادهایی درباره نحوه عملشان روبه‌رو هستند؛ و رسانه‌هایی در ایران که برخورد پلیس فرانسه را محکوم می‌کنند، بی‌آنکه همان حساسیت را در برابر سرکوب معترضان ایرانی نشان دهند.


با این حال، دفاع از حق اعتراض در فرانسه نیازی به انکار مشکلات آن کشور ندارد؛ همان‌طور که نقد سرکوب در ایران نیز به معنای نادیده گرفتن تخریب اموال عمومی یا خشونت در جریان اعتراضات نیست. معیار اصلی روشن است؛ حق تجمع مسالمت‌آمیز، تناسب استفاده از زور، حفاظت از جان شهروندان، دسترسی آزاد به اطلاعات و امکان تحقیق مستقل درباره تخلفات نیروهای امنیتی. این معیارها نباید با تغییر کشور، هویت معترضان یا موضع سیاسی حکومت‌ها تغییر کنند.
در نهایت، آنچه مقایسه پاریس و تهران را معنادار می‌کند، نه رقابت بر سر میزان خشونت یا قضاوت درباره رفتار همه معترضان، بلکه بررسی این پرسش است که شهروندان تا چه اندازه می‌توانند بدون ترس از مجازات‌های نامتناسب اعتراض کنند و در صورت نقض حقوقشان، به عدالت دسترسی داشته باشند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن