گروه اقتصادی/ عباد امین
بازنشستگان سالهاست یک سؤال ساده دارند، پولی که طبق قانون باید به عنوان معوقه دریافت کنیم، دقیقاً چه زمانی به حسابمان واریز میشود؟
سؤال ساده است، اما پاسخ آن در سالهای اخیر بارها به عباراتی مانند «بهزودی»، «پس از تأمین منابع» و «متعاقباً اطلاعرسانی خواهد شد» ختم شده است؛ عباراتی که شاید در ادبیات اداری قابل استفاده باشند، اما برای بازنشستهای که هزینههای زندگیاش را باید با مستمری ماهانه مدیریت کند، پاسخ محسوب نمیشوند.
ماجرای متناسبسازی حقوق بازنشستگان نیز به همین نقطه رسیده است؛ طرحی که قرار بود بخشی از شکاف میان حقوق بازنشستگان و شاغلان را جبران کند، اما اجرای آن در عمل با تأخیر در پرداخت مابهالتفاوتها و ابهام در زمان تسویه برخی مطالبات همراه شده است.
البته روایت دقیق این نیست که «هیچکدام از وعدهها اجرا نشده است». بخشی از مطالبات سالهای گذشته پرداخت شده و مابهالتفاوت فروردین ۱۴۰۵ نیز سرانجام در شهریورماه به مرحله پرداخت رسید. اما مسئله همچنان پابرجاست: چرا برای دریافت حقی که رقم آن در حکم مشخص شده، بازنشسته باید ماهها منتظر بماند؟
متناسبسازی؛ قانونی که زودتر از پول اجرا شد
متناسبسازی در برنامه هفتم توسعه به عنوان یکی از سیاستهای مربوط به حقوق بازنشستگان پیشبینی شد. بر اساس این برنامه، اجرای آن طی سه مرحله دنبال میشود و برای سالهای مختلف درصدهای مشخصی از فرآیند متناسبسازی در نظر گرفته شده است.
اما در عمل، اجرای متناسبسازی تنها با صدور حکم حقوقی پایان نمییابد. برای آنکه این حکم به پول تبدیل شود، باید اعتبار و منابع مالی لازم نیز وجود داشته باشد.
همین فاصله میان «حکم» و «پرداخت» به یکی از مشکلات اصلی بازنشستگان تبدیل شده است.
در سال ۱۴۰۳ نیز مابهالتفاوت متناسبسازی با تأخیر پرداخت شد و سازمان تأمین اجتماعی اعلام کرد معوقات مربوط به هفت ماه نخست سال، پس از کسر مبالغ علیالحساب، در سال ۱۴۰۴ پرداخت شده است.
یعنی حتی در جایی که تکلیف قانونی مشخص بود، زمان اجرای مالی آن با فاصله قابل توجهی از زمان ایجاد حق همراه شد.
فروردین ۱۴۰۵؛ یک وعده بالاخره عملی شد
سال ۱۴۰۵ بار دیگر همین داستان تکرار شد.در ابتدای سال، حقوق بازنشستگان بر اساس احکام جدید به موقعیت نهایی خود نرسیده بود و مبالغ فروردین و اردیبهشت به صورت علیالحساب پرداخت شد.
پس از صدور احکام جدید، رقم واقعی مستمری مشخص شد؛ اما اختلاف میان مبلغ پرداختشده و مبلغ نهایی حکم، تبدیل به «معوقه» شد.در خردادماه سازمان تأمین اجتماعی اعلام کرد مابهالتفاوت فروردین و اردیبهشت در زمان دیگری پرداخت خواهد شد.
ماهها گذشت.سرانجام در شهریور ۱۴۰۵ پرداخت مابهالتفاوت فروردین آغاز شد و سازمان تأمین اجتماعی اعلام کرد این پرداخت برای میلیونها بازنشسته و مستمریبگیر انجام خواهد شد.پس درباره فروردین نمیتوان گفت وعده عملی نشده است.
اما نمیتوان تأخیر چندماهه در پرداخت را نیز نادیده گرفت.
اردیبهشت؛ وعدهای که هنوز تاریخ ندارد
مسئله اصلی اکنون به اردیبهشت بازمیگردد.وقتی پرداخت معوقه فروردین آغاز شد، درباره مابهالتفاوت اردیبهشت اعلام شد که زمان پرداخت متعاقباً اطلاعرسانی خواهد شد.
همین جمله، برای بازنشستهای که چند ماه است منتظر طلب خود است، دوباره همان سؤال قدیمی را ایجاد میکند:
«متعاقباً» یعنی چه زمانی؟
یک روز؟ یک ماه؟ دو ماه؟
در مدیریت مالی خانوار، فاصله میان این زمانها بسیار مهم است؛ اما در اطلاعرسانی رسمی، هنوز تاریخ قطعی برای پرداخت این بخش از مطالبات ارائه نشده است.
مشکل فقط پول نیست؛ مشکل، زمان است
ممکن است گفته شود که در نهایت معوقات پرداخت میشوند و بنابراین نباید موضوع را بزرگ کرد.
اما مسئله بازنشستگان فقط دریافت یا عدم دریافت یک مبلغ نیست؛ زمان دریافت آن مبلغ نیز اهمیت دارد.
وقتی حقوق فردی در فروردین کمتر از رقم واقعی حکم پرداخت میشود و مابهالتفاوت آن چند ماه بعد واریز میشود، در فاصله این دو تاریخ، بازنشسته باید هزینههای خود را با درآمد کمتری مدیریت کند.
در شرایط تورمی، تأخیر در پرداخت به معنای ثابت ماندن ارزش واقعی طلب نیست.
به زبان سادهتر، پولی که امروز لازم است، اگر چند ماه بعد پرداخت شود، همان اثر اقتصادی را برای خانوار ندارد.
چرا همیشه پای «تأمین منابع» در میان است؟
مسئولان سازمان تأمین اجتماعی بارها به مسئله منابع مالی و ناترازی منابع و مصارف اشاره کردهاند.
این واقعیت اقتصادی قابل انکار نیست.سازمانی که باید مستمری میلیونها نفر را به صورت ماهانه پرداخت کند، با تعهدات مالی سنگینی روبهروست. هر افزایش حقوق، هر متناسبسازی و هر مابهالتفاوت نیز به منابع جدید نیاز دارد.
بازنشسته با «وعده» نمیتواند هزینههایش را پرداخت کند
برای بازنشسته، عبارتهایی مانند «در آینده نزدیک» یا «پس از تأمین منابع» قابل تبدیل به هزینههای واقعی زندگی نیست.
قبض برق تاریخ دارد.
اجارهخانه تاریخ دارد.
هزینه دارو تاریخ دارد.
هزینه خوراک تاریخ دارد.
اما وقتی پرداخت معوقه تاریخ ندارد، بازنشسته عملاً نمیداند باید روی چه درآمدی حساب کند.این همان نقطهای است که فاصله میان ادبیات اداری و واقعیت زندگی مردم آشکار میشود.
از سوی دیگر ماجرای معوقات بازنشستگان را نمیتوان با یک جمله ساده «دولت وعده داد و عمل نکرد» خلاصه کرد.واقعیت پیچیدهتر است.
برخی وعدهها اجرا شدهاند؛ اما با تأخیر.برخی مطالبات پرداخت شدهاند؛ اما پس از ماهها انتظار و برخی مبالغ، از جمله مابهالتفاوت اردیبهشت ۱۴۰۵، در زمان تهیه این گزارش هنوز فاقد تاریخ قطعی پرداخت بودهاند.
در نتیجه، مسئله اصلی بازنشستگان امروز فقط «چقدر میگیرید؟» نیست.سؤال مهمتر این است:
«چه زمانی میگیرید؟»و این پرسش، برای میلیونها بازنشستهای که زندگی خود را بر پایه یک درآمد ثابت ماهانه تنظیم میکنند، پرسشی حاشیهای نیست؛ مسئلهای مستقیم و روزمره است.اگر قرار است وعدهای درباره پرداخت معوقات داده شود، انتظار منطقی این است که کنار آن، رقم، منبع تأمین اعتبار، تعداد مشمولان و تاریخ دقیق پرداخت نیز اعلام شود.چون در نهایت، فاصله میان یک وعده و اجرای آن، همان مدتی است که بازنشسته باید با جیب خالیتر از حق قانونی خود زندگی کند.