اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی-بیژن پویان
در حالی که تنشهای هستهای میان تهران و پایتختهای غربی به نقطه جوش خود نزدیک شده و سایه قطعنامههای پیدرپی بر سر برنامه اتمی ایران سنگینی میکند، بار دیگر زمزمههای خروج جمهوری اسلامی از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) از راهروهای مجلس به گوش میرسد؛ تهدیدی که اگرچه در نگاه مقامات تهران یک «اهرم بازدارنده» و «شگفتانه راهبردی» تلقی میشود، اما از دیدگاه ناظران بینالمللی و کارشناسان حقوقی، میتواند به مثابه یک انتحار دیپلماتیک باشد که مسیر بازگشتناپذیری را به سوی انزوای مطلق و برخورد نظامی هموار میکند.
قمار هستهای در بهارستان
طرح خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای که این روزها در قالب یک «طرح سه فوریتی» در مجلس ایران دنبال میشود، واکنشی مستقیم به فشارهای فزاینده آژانس بینالمللی انرژی اتمی و احتمال اجرای «مکانیسم ماشه» توسط تروئیکای اروپایی است. به گزارش تابناک، حسینعلی حاجیدلیگانی، از نمایندگان تندروی مجلس، بر لزوم دستیابی به سلاح هستهای تأکید کرده و گفته است: «سابقه بدعهدی آژانس مانند انتقال اطلاعات محرمانه ما به نیروهای متخاصم و عملیات جنگی علیه نیروگاههای ما کاملا ثابت میکند که آژانس قابل اعتماد نیست. بنابراین با اقدام اخیر، به نظرم لازم است فورا از انپیتی خارج شویم و در همین زمینه طرح سه فوریتی را آماده کردهایم که جمعی از نمایندگان مجلس آن را امضا کردند و با نظر هیات رئیسه برای رایگیری به صحن خواهد آمد.»
او در ادامه با عبور از خط قرمزهای سنتی جمهوری اسلامی و نادیده گرفتن فتوای مذهبی که پیشتر مانع ادعایی ساخت سلاح بود، افزوده است: «بهتر است هر چه زودتر آزمایشهای لازم را برای سلاح هستهای انجام دهیم، چراکه امروز نیاز کشور به قدرت بازدارندگی اتمی است. علاوه بر آن امروزه داشتن سلاح اتمی ضرورتی اجتناب ناپذیر است. برای همین مدتی پیش طرح خروج از آن پی تی را بارگذاری کردیم و نمایندگان هم امضا کردند و آماده طرح در صحن علنی است.» این اظهارات یعنی تغییر لحن جدی در بدنه حاکمیت ایران است؛ جایی که ساخت سلاح هستهای دیگر نه یک تابو، بلکه یک «ضرورت» توصیف میشود. در مقابل حسام الدین آشنا، از نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی و از اعضای دولت دوازدهم درباره دکترین بازدارندگی ایران در توییتی نوشت:« با این همه نفوذ، آیا می توانیم تا «روز تست»، همه چیز را پنهان و امن نگه داریم؟» او در حقیقت کنایهای زده است به این منظور که جمهوری اسلامی حتی اگر تصمیم به ساخت بمب اتم داشته باشد، امکان آن را نخواهد داشت.
در همین راستا، روزنامه کیهان که به عنوان ارگان مطبوعاتی نزدیک به هسته سخت قدرت شناخته میشود، در یادداشتی تند، بازرسان آژانس را «چشمان جاسوسی دشمن» نامیده و مدعی شده است که تصویب قطعنامههای ضدایرانی، راهی جز پاسخ قاطع و خروج از NPT باقی نمیگذارد. کیهان با لحنی تحریکآمیز نوشته است: «خروج ایران از NPT گزینهای مشروع، قانونی و کاملا منطقی است. زمان محاسبات اشتباه غربیها به پایان رسیده است. خروج از NPT و کور کردن چشمان جاسوسی آژانس، سیلی سخت و بازدارندهای است که وزن سیاسی و دفاعی ایران را در منطقه و جهان چند برابر خواهد کرد و طرف غربی را از کرده خود سخت پشیمان میسازد.» این روزنامه مدعی است که آژانس به «لانه جاسوسی موساد و سیا» تبدیل شده و اطلاعات دانشمندان هستهای ایران از همین طریق لو رفته است.
بنبست حقوقی و توهم بازدارندگی
برخلاف تصور مقامات ایرانی که خروج از NPT را یک ابزار فشار میبینند، تحلیلگران حقوق بینالملل معتقدند این اقدام عملاً خلع سلاح حقوقی تهران در برابر جامعه جهانی است. سید امیر حجازی، پژوهشگر حقوق بینالملل، در گفتوگو با رسانه «فراز» هشدار داده است که خروج از این پیمان به معنای از دست رفتن تنها مستمسک قانونی ایران برای غنیسازی اورانیوم است. او تأکید میکند: «ایران در شرایط فعلی میتواند بر مبنای ماده ۴ این معاهده بر حق استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای تأکید کند، اما خروج از NPT این پشتوانه حقوقی را از میان خواهد برد. با خروج ایران، جایگاه حقوقی کشور در رژیم بینالمللی منع اشاعه تضعیف خواهد شد و فعالیتهای هستهای ایران میتواند بیش از گذشته از سوی کشورهای غربی با رویکردی مشکوک و حتی نظامی تفسیر شود.»
به گفته حجازی، این اقدام نه تنها فشارهای شورای امنیت را متوقف نمیکند، بلکه به این نهاد اجازه میدهد تحت فصل هفتم منشور ملل متحد، ایران را به عنوان «تهدید علیه صلح و امنیت بینالمللی» شناسایی کرده و تحریمهای الزامآور و حتی مجوزهای نظامی صادر کند. او توضیح میدهد که حتی خارج از سازوکارهای این معاهده، شورای امنیت قدرت عمل وسیعی دارد و خروج از NPT تنها باعث میشود که ایران از یک «عضو معترض» به یک «یاغی بینالمللی» تغییر وضعیت دهد.
از سوی دیگر، حسن بهشتیپور، کارشناس مسائل بینالملل، در تحلیل خود به این نکته اشاره میکند که خروج از NPT عملاً به معنای مرگ کامل برجام و هرگونه مسیر دیپلماتیک است. او میگوید: «وقتی از NPT خارج شویم، یعنی حق خود را نادیده میگیریم. آنچه در مقابل این خروج به دست میآید تحریک دشمنان ایران است؛ یعنی با این اقدام عملاً آمریکا، اسرائیل و انگلیس با هم متحدتر از گذشته خواهند شد و میتوانند با استناد بر خروج از NPT، دنیا را بیشتر از گذشته با خود همراه کنند. افرادی که خروج از NPT را مطرح میکنند عملاً با این اقدام دشمنان ایران را با یکدیگر متحدتر و زمینههای حقوقی لازم را برای برخورد در مجامع بینالمللی آمادهتر میکنند.» این تحلیل نشان میدهد که برخلاف ادعای مقامات تهران، خروج از پیمان نه تنها باعث انزوای غرب نمیشود، بلکه اجماع جهانی علیه ایران را که در سالهای اخیر به دلیل اختلافات داخلی غرب ترک خورده بود، دوباره ترمیم خواهد کرد.
رویای سلاح اتمی و واقعیتهای فنی
پرسش کلیدی اینجاست که آیا خروج از NPT واقعاً مسیر ایران را برای ساخت سلاح هستهای هموار میکند؟ اگرچه ایران ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی خود را به میزان قابل توجهی افزایش داده و به گفته آژانس، مواد کافی برای تولید چندین کلاهک هستهای را در اختیار دارد، اما خروج رسمی از پیمان، «ابهام استراتژیک» تهران را به «اعلام صریح نیت نظامی» تبدیل میکند. شاهین مدرس، تحلیلگر امنیت بینالملل، معتقد است که ارزش برنامه هستهای ایران تا کنون در همین فضای خاکستری بوده است. او میگوید: «خروج، این ابهام را بیفایده از بین میبرد و یک اختلاف مورد مناقشه درباره پایبندی را به اعلام صریح نیت تبدیل میکند. تا زمانی که ایران در انپیتی مانده اما دسترسی آژانس را محدود کرده است، هنوز میتواند میان تعهد رسمی و ابهام عملی حرکت کند. خروج از پیمان، این فضای میانی را از بین میبرد.»
در واقع، خروج از NPT یک مهلت سهماهه طبق ماده ۱۰ این پیمان ایجاد میکند. این بازه زمانی ۹۰ روزه، به جای آنکه فرصتی برای ساخت بمب باشد، به احتمال زیاد به یک «شمارش معکوس برای حمله نظامی» تبدیل خواهد شد. اسرائیل و ایالات متحده بارها اعلام کردهاند که اجازه دستیابی ایران به سلاح هستهای را نخواهند داد. خروج رسمی ایران، تمامی بهانههای لازم را به تلآویو و واشنگتن میدهد تا پیش از آنکه تهران بتواند اولین آزمایش هستهای خود را انجام دهد، تاسیسات هستهای ایران را مجددا هدف قرار دهند. بهروز بیات، مشاور پیشین آژانس، بر این باور است که «تهدید به خروج برای جمهوری اسلامی از خود خروج کارآمدتر است»؛ چرا که پس از خروج، تهران دیگر کارتی برای بازی در میز مذاکره نخواهد داشت و مستقیماً وارد فاز تقابل نظامی میشود.
علاوه بر این، ساخت سلاح هستهای تنها به غنیسازی اورانیوم محدود نمیشود. ایران هنوز با چالشهای بزرگی در زمینه «فلزکاری اورانیوم»، طراحی کلاهکهای کوچکسازی شده و تستهای انفجاری غیرهستهای روبروست. خروج از NPT باعث میشود که حتی کوچکترین فعالیتهای غیرهستهای ایران نیز زیر ذرهبین ماهوارههای جاسوسی به عنوان بخشی از برنامه تسلیحاتی قلمداد شود و احتمال حملات پیشدستانه را به شدت افزایش دهد.
پیامدهای ویرانگر
تبعات خروج از NPT تنها به حوزههای نظامی و امنیتی محدود نمیشود. از منظر اقتصادی، این اقدام میتواند تیر خلاصی بر پیکر نیمهجان اقتصاد ایران باشد. سید امیر حجازی هشدار میدهد که خروج از پیمان، ریسک سیاسی ایران را به سطحی میرساند که حتی شرکای سنتی مانند چین و روسیه نیز برای ادامه همکاریهای اقتصادی و هستهای با تهران دچار تردید جدی خواهند شد. او میگوید: «افزایش ریسک سیاسی و حقوقی ایران میتواند سرمایهگذاران خارجی را بیش از گذشته از بازار ایران دور کند و سرمایهها را به سمت رقبای منطقهای سوق دهد. تشدید تحریمها در صورت خروج ایران میتواند محدودیتهای بیشتری برای صادرات نفت و گاز ایجاد کند و در چنین شرایطی، کشورهای رقیب فرصت خواهند داشت سهم بیشتری از بازار انرژی جهان را به خود اختصاص دهند.» باید در نظر داشته باشیم در شرایطی که وزیر خزانهداری آمریکا مرتبا تحریمهای ایران را افزایش میدهد و آمریکا قصد تنگتر کردن محاصره علیه جمهوری اسلامی را دارد این اقدام میتواند تیر خلاصی بر اقتصاد ایران باشد و این موضوع مستقیم بر سفره معیشتی مردم ایران تاثیر خواهد گذاشت.
علاوه بر این، خروج از NPT به رقبای منطقهای ایران از جمله عربستان سعودی، امارات و ترکیه این بهانه را میدهد تا برنامههای هستهای خود را با حمایت کامل غرب و بدون محدودیتهای فعلی، به سمت نظامی شدن سوق دهند. حجازی در این باره میگوید: «عربستان سعودی، ترکیه و امارات میتوانند از چنین شرایطی برای نزدیکتر شدن به غرب و توجیه برنامههای هستهای خود استفاده کنند. از سوی دیگر، اسرائیل نیز با استناد به خروج احتمالی ایران میتواند تلاش بیشتری برای اقناع افکار عمومی و دولتهای غربی در جهت اعمال فشار علیه ایران انجام دهد.»
در داخل ایران نیز، خروج از NPT میتواند به معنای پایان هرگونه امید به بهبود معیشت باشد. بازگشت قطعنامههای فصل هفتمی (مانند قطعنامه ۱۹۲۹) به معنای بازگشت تحریمهای جامع سازمان ملل است که حتی کشورهای دوست ایران را نیز ملزم به رعایت آنها میکند. این وضعیت، ایران را به کشوری شبیه به کره شمالی تبدیل خواهد کرد، با این تفاوت که ایران برخلاف کره شمالی، دارای اقتصادی وابسته به صادرات انرژی و واردات کالاهای اساسی است و تحمل چنین انزوایی برای جامعه مدنی ایران بسیار دشوارتر خواهد بود.
شکاف در حاکمیت و تردیدهای جدی
با وجود هیاهوی نمایندگان تندرو، به نظر میرسد در سطوح عالی تصمیمگیری همچنان تردیدهای جدی وجود دارد. به گزارش تابناک، محمد اسماعیل کوثری و وحید احمدی، از اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس، در واکنش به خبر طرح سه فوریتی اعلام کردهاند که «تاکنون چنین چیزی به گوشمان نخورده است» و تاکید کردهاند که هرگونه تصمیمی در این سطح باید در کمیسیونهای تخصصی و با هماهنگی شورای عالی امنیت ملی اتخاذ شود. این تضاد نشاندهنده یک آشفتگی در بدنه حاکمیت است؛ جایی که عدهای از خروج به عنوان یک ابزار تبلیغاتی استفاده میکنند و عدهای دیگر از تبعات هولناک آن آگاهند.
محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، اگرچه آژانس را به سیاسیکاری متهم کرده و گفته است: «اقدامات آژانس بینالمللی انرژی اتمی، کشورها را به سمت خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای سوق خواهد داد»، اما همچنان از واژه «سوق دادن» استفاده میکند که نشاندهنده تمایل به حفظ این تهدید در سطح «هشدار» است تا «عمل». با این حال، فشار افکار عمومی تندرو و رسانههایی چون کیهان، ممکن است حاکمیت را به سمتی ببرد که راه بازگشتی در آن نباشد.
خروج از NPT برای جمهوری اسلامی نه تنها یک «قدرت بازدارنده» ایجاد نمیکند، بلکه تمامی سپرهای دفاعی حقوقی و دیپلماتیک کشور را در برابر حملات نظامی و تحریمهای جهانی از بین میبرد. این اقدام به جای آنکه ایران را به یک قدرت اتمی تبدیل کند، محتمل است که آن را به میدان جنگی تبدیل کند که در آن، تمامی دستاوردهای صنعتی و علمی دهههای اخیر در یک درگیری نابرابر نابود شود. مقامات تهران باید از خود بپرسند که آیا بهای خروج از یک پیمان بینالمللی، ارزش فروپاشی کامل اقتصادی و امنیتی کشور را دارد یا خیر. واقعیت این است که در دنیای امروز، امنیت نه از طریق خروج از معاهدات، بلکه از طریق تعامل هوشمندانه و حفظ مشروعیت بینالمللی به دست میآید؛ مسیری که تندروهای مجلس ایران ظاهراً کمر به نابودی آن بستهاند.