آوا مهرگانی
تصویر ساختار سیاسی جمهوری اسلامی این روزها به هیچ وجه نمایشگر یک اراده واحد در مواجهه با پیامدهای جنگ و فشارهای بینالمللی نبوده و نمایانگر شکافی عمیق و مهارنشدنی میان لایههای تصمیمگیری است. تنشهای لفظی کمسابقهای که در روزهای اخیر میان مسئولان اجرایی و تقنینی از یکسو، و شریانهای تبلیغاتی جناح تندرو و نهادهای نظامی از سوی دیگر بالا گرفته، گواه این مدعا است و ثابت میکند که حاکمیت در مواجهه با واقعیتهای ملموس اقتصادی و معیشت مردم، دچار سردرگمی تاکتیکی و فروپاشی تحلیل شناختی شده است.
هشدار اخیر محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، مبنی بر اینکه «هرچقدر قدرت نظامی داشته باشیم، اما اگر مردم گرسنه باشند و گردش مالی و رشد اقتصادی نداشته باشیم دوام نمیآوریم»، صریحترین اعترافی است که از سوی یکی از رؤسای قوا درباره خطرات فروپاشی اجتماعی ناشی از بحران معیشتی مطرح میشود. اشاره قالیباف به احتمال بروز اعتراضات مردمی در صورت تداوم فشارهای اقتصادی، در واقع ترجمان نگرانی عمیق لایههایی از حکومت از سررسیدن انباشت نارضایتیهاست. با این حال، واکنش جبهه پایداری و رسانههای تندرو به این اظهارات، نشان داد که بخشی از بدنه قدرت، حتی پذیرش واقعیتهای اقتصادی را نوعی «خیانت» و «سیگنال ضعف» تلقی میکند.
چرا حاکمیت یک روایت واحد ندارد؟
واکنش فوری ارگانهای رسانهای جناح راست تندرو، بهویژه رجانیوز و روزنامه کیهان، به سخنان قالیباف، ابعاد تازهای از درگیریهای درونپارلمانی و جناحی را آشکار کرد. رجانیوز با حمله مستقیم به رئیس مجلس، او را متهم کرد که «هر روز به تفکر حسن روحانی نزدیکتر میشود» و با نادیده گرفتن اولویتهای دفاعی، در حال تکرار دوگانهسازیهای کذایی میان «چرخ سانتریفیوژ و چرخ اقتصاد» یا «معیشت و موشک» است.
این جریان با بازخوانی مناظرههای گذشته و یادآوری جمله چند ماه پیش قالیباف مبنی بر اینکه «باید سنگر را از بچههای پای لانچر تحویل گرفته و برای مردم رفاه بیاوریم»، تلاش میکند هرگونه نگاه واقعگرایانه به اقتصاد را به عنوان رویکردی تسلیمطلبانه بازنمایی کند. تندروها مدعی هستند که تیم مشاوران قالیباف با در پیش گرفتن مسیر طلبکاری، به جای پاسخگویی درباره تفاهمنامهها و مذاکرات ناکام، از منتقدان راهکار میخواهند؛ درست همان رفتاری که حسن روحانی پس از خروج آمریکا از برجام پیش گرفته بود.
از سوی دیگر، رسانههای نزدیک به جبهه پایداری با فشار بر تیم دیپلماسی کشور خواستار افشای جزئیات مذاکرات جاری هستند؛ افزایشی در مطالبات که حتی صدای برخی از خطبا و پژوهشگران تاریخ اسلام جریان اصولگرا را نیز درآورده است. دفاع امثال حامد کاشانی از محرمانگی مذاکرات و تشبیه فشار پایداریچیها به ماجرای افشای سفر مکفارلین در زمان امام، نشان میدهد که لایهای از واقعگرایان اصولگرا نگرانند این افشاگریها و فشارها دست دولت را در مدیریت آخرین شانسهای خروج از انزوا کاملاً ببندد.
آمارسازی در برابر سفرهای خالی
در مرکز این مناقشه شدید، تناقضی آشکار میان دادههای دستگاههای پولی و سفره واقعی جامعه به چشم میخورد. روزنامه کیهان با تیترهای تند و پرخاشگرانه، مسئولان اجرایی را به دلیل بیان جملاتی چون «پول نداریم»، «هزینهها چند برابر شده» و «توقع ایجاد نکنیم» به شدیدترین وجه نواخته و این ادعاها را خط «عقبنشینی و مایوسسازی» نامیده است.
کیهان برای اثبات ادعای خود و صورتبندی آنچه تناقضگویی مسئولان اجرایی میخواند، به آمارهای رسمی دستگاههای پولی و مالی کشور استناد میکند؛ از جمله اظهارات عبدالناصر همتی مبنی بر اضافه شدن ۱.۴ میلیارد دلار از دیماه گذشته و در مجموع ۴.۵ میلیارد دلار از ابتدای جنگ متجاوزانه به ذخایر ارزی کشور، و همچنین گزارش رسمی وزارت نفت که از واریز ۷.۵ میلیارد دلار ارز حاصل از فروش نفت به بانک مرکزی تنها در چهار ماهه نخست سال خبر میدهد.
پرسش کیهان این است که چطور کشوری با این حجم از درآمدهای ارزی ناگهان بر طبل نداری میکوبد؟ اما تحلیلگران مستقل و ناظران اقتصادی بر این باورند که این آمارها بدون در نظر گرفتن هزینههای کمرشکن دور زدن تحریمها، کسری بودجه مزمن، انباشت بدهی بانکها و تورم افسارگسیخته، تنها روی کاغذ معنا دارند. پمپاژ آمار مثبت ارزی، در شرایطی که تورم روزمره کمر طبقات محروم و متوسط را شکسته است، نه تنها به جامعه امید نمیدهد، بلکه شکاف ناامیدی و سلب اعتماد عمومی نسبت به آمارهای دولتی را عمیقتر میسازد.
وحدت به سبک جمهوری اسلامی
در این میان، واکنش نهادهای نظامی و عقیدتی به این شکاف رو به رشد، تلاش برای جا انداختن مفهوم «وحدت در سایه تهدید خارجی» است. سخنرانی اخیر حسین طائب، رئیس سازمان بسیج مستضعفین، در همایش فعالان مساجد در جمکران، بازتابدهنده رویکرد حاکمیت برای مهار صریح اختلافات داخلی است.
طائب با تاکتیک پیوند زدن بازدارندگی نظامی به انضباط اجتماعی، صراحتاً اعلام کرد که «حفظ وحدت و انسجام ملی، بازدارندگیاش حتی از قدرت موشکی بیشتر است». او با اشاره به راهبرد دشمن در محاصره دریایی و امید بستن به دوگانگیهای داخلی، از مردم و جناحها خواست تا حتی اگر «حرف حقی» دارند، آن را کنار بگذارند و برای حفظ یکپارچگی صبوری کنند.
تاکید بر تبدیل مساجد به «پایگاههای حل مسائل محله» و پیوند دادن بسیج مساجد به بسیج میادین، خط عملیاتی جدیدی است که هدف اصلی آن مهار نارضایتیهای احتمالی کف خیابان است. منطق نظامیگری موجود ترجیح میدهد هرگونه هشدار اقتصادی درباره گرسنگی مردم را نه به عنوان یک واقعیت اجتماعی، بلکه به عنوان «تکمیلکننده پازل جنگ روانی واشنگتن و تلآویو» صورتبندی کند.
فروپاشی اجماع در لحظه بحران
مناقشات اخیر بر سر «خزانه خالی» یا «پمپاژ یاس»، نشاندهنده بنبستی است که سیستم سیاسی در مدیریت پیامدهای جنگ و تحریم به آن رسیده است. در حالی که رئیس مجلس و برخی مقامات اجرایی نسبت به ظرفیت محدود جامعه برای تحمل فشار اقتصادی هشدار میدهند و فروپاشی تابآوری اجتماعی را خطری امنیتی میدانند، هسته سخت قدرت و نهادهای تبلیغاتی-نظامی هرگونه واقعگرایی را «انفعال و سازش» مینامند.
این شکاف فکری و دعوای رسانهای، پیام روشنی داشته و نشان میدهد که حکومت نه تنها برنامهای جامع و عملیاتی برای معیشت مردم ندارد، بلکه در رویکرد تحلیل بحران نیز دچار انفکاک کلی شده است. انکار چالشهای اقتصادی توسط جناح تندرو و متهم کردن هواداران اصلاح ساختار به خیانت، تنها پروسه فروپاشی اعتماد عمومی را سرعت میبخشد. واقعیت این است که حتی اگر تنگههای ترانزیتی باز بمانند و شلیک موشکها ادامه یابد، سفره خالی مردم و انسداد سیاسی داخلی، بزرگترین گسل امنیتی کشور را شکل داده است؛ گسلی که با صادر کردن دستور وحدت و آمارسازیهای روی کاغذ ترمیم نخواهد شد.