خانه پیشنهاد هم‌وطن میلیاردها دلار از پول مردم صرف بلندپروازی‌های هسته‌ای علی خامنه‌ای شد

هموطن سرنوشت پروژه هسته‌ای جمهوری اسلامی را بررسی می‌کند:

میلیاردها دلار از پول مردم صرف بلندپروازی‌های هسته‌ای علی خامنه‌ای شد

در حالی که حملات اسرائیل و آمریکا به تأسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی، برنامه اتمی جمهوری اسلامی را به کانون توجه بین‌المللی بازگردانده است، پرسشی اساسی بیش از هر زمان دیگری مطرح شده است: آیا هزینه‌ای که ایران طی بیش از دو دهه برای پیشبرد این برنامه پرداخت کرده، با دستاوردهای آن تناسب داشته است؟

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
 
در حالی که حملات اسرائیل و آمریکا به تأسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی، برنامه اتمی جمهوری اسلامی را به کانون توجه بین‌المللی بازگردانده است، پرسشی اساسی بیش از هر زمان دیگری مطرح شده است: آیا هزینه‌ای که ایران طی بیش از دو دهه برای پیشبرد این برنامه پرداخت کرده، با دستاوردهای آن تناسب داشته است؟
برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی از ابتدای دهه ۱۳۸۰ به یکی ازمهم‌ترین محورهای سیاست داخلی و خارجی کشور تبدیل شد. مقام‌های جمهوری اسلامی همواره این برنامه را نمادی از استقلال، پیشرفت علمی و حق حاکمیتی ایران برای بهره‌برداری صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای توصیف کرده‌اند.
اما منتقدان معتقدند که در عمل، این پرونده به یکی از پرهزینه‌ترین پروژه‌های تاریخ جمهوری اسلامی تبدیل شده؛ پروژه‌ای که علاوه بر هزینه‌های مستقیم، پیامدهای گسترده اقتصادی، سیاسی و امنیتی نیز برای کشور به همراه داشته است.
حملات اخیر به تأسیسات هسته‌ای، صرف‌نظر از میزان خسارت فنی، بار دیگر این پرسش را پیش روی افکار عمومی قرار داده است که آیا راهبرد هسته‌ای جمهوری اسلامی همچنان قابل دفاع است یا نیازمند بازنگری اساسی است.

هزینه‌ای که تنها به بودجه محدود نمی‌شود
هیچ آمار رسمی و جامعی درباره مجموع هزینه‌های برنامه هسته‌ای ایران منتشر نشده است. با این حال، کارشناسان سال‌هاست براین باورند که جمهوری اسلامی طی بیش از دو دهه، صدها میلیارد دلار به‌صورت مستقیم و صدها میلیارد دلار دیگر به صورت غیرمستقیم صرف توسعه زیرساخت‌های هسته‌ای، تأسیسات غنی‌سازی، سامانه‌های حفاظتی، تحقیقات و زنجیره تأمین این برنامه کرده است.
اما هزینه‌های واقعی بسیار فراتر از بودجه‌های عمرانی و صنعتی بوده است. تحریم‌های بین‌المللی که بخش عمده‌ای از آنها با پرونده هسته‌ای ایران گره خورده‌اند، اقتصاد کشور را با محدودیت‌های گسترده در صادرات نفت، دسترسی به نظام بانکی جهانی ،سرمایه‌گذاری خارجی و انتقال فناوری مواجه کردند.
اگرچه مقام‌های جمهوری اسلامی همه مشکلات اقتصادی را ناشی از تحریم‌ها نمی‌دانند، بسیاری از اقتصاددانان معتقدند که این تحریم‌ها نقش مهمی در کاهش رشد اقتصادی، افزایش تورم و افت ارزش پول ملی داشته‌اند.
منتقدان می‌گویند حتی اگر برنامه هسته‌ای از منظر علمی و فنی دستاورد هایی داشته باشد، باید پرسید این دستاورد ها تا چه اندازه توانسته‌اند کیفیت زندگی شهروندان را بهبود بخشند. در کشوری که با تورم مزمن، کاهش قدرت خرید، بحران آب، فرسودگی زیرساخت‌ها و کمبود سرمایه‌گذاری در بخش‌های آموزش و بهداشت روبه‌رو است، این پرسش برای بخشی از جامعه مطرح است که آیا اولویت‌بندی منابع عمومی به سود منافع بلند مدت مردم بوده است یا خیر.
 
حملات اخیر؛ نمایش آسیب‌پذیری یا بازدارندگی؟
جمهوری اسلامی سال‌ها تأکید کرده بود که شبکه تأسیسات هسته‌ای ایران به‌گونه‌ای طراحی شده که در برابر حملات نظامی مقاوم باشد. با این حال، حملات اخیر نشان داد که حتی مهم‌ترین زیرساخت‌های راهبردی کشور نیز از خطر مصون نیستند.
صرف‌نظر از میزان خسارت وارد شده، حملات فوق این واقعیت را برجسته کرد که هرچه برنامه هسته‌ای پیشرفته‌تر و گسترده‌تر شود،حفاظت از آن نیز پیچیده‌تر و پر هزینه‌تر خواهد شد. این موضوع تنها به ساخت تأسیسات جدید محدود نیست؛ بلکه شامل هزینه‌های سنگین پدافند، امنیت، بازسازی و تداوم فعالیت نیز می‌شود.
از سوی دیگر، منتقدان استدلال می‌کنند که اگر هدف اصلی برنامه هسته‌ای افزایش امنیت ملی بوده، تکرار چرخه تنش، تحریم و حمله این پرسش را ایجاد می‌کند که آیا این راهبرد در تحقق آن هدف موفق بوده است؟
در مقابل، حامیان سیاست هسته‌ای جمهوری اسلامی معتقدند که توانمندی هسته‌ای و فناوری مرتبط با آن، بخشی از ظرفیت بازدارندگی کشور است و بدون آن، ایران در برابر فشارهای خارجی آسیب‌پذیرتر خواهد بود.
 
آینده‌ای میان بازسازی، مذاکره یا تغییر مسیر
اکنون جمهوری اسلامی با انتخابی دشوار روبه‌رو است. یک مسیر، بازسازی تأسیسات آسیب‌دیده و ادامه سیاست گذشته است؛ مسیری که احتمالاً مستلزم صرف منابع مالی و انسانی قابل توجه و تحمل فشارهای دیپلماتیک و اقتصادی بیشتر خواهد بود.
مسیر دیگر، تلاش برای کاهش تنش از طریق دیپلماسی و رسیدن به توافقی است که بتواند هم نگرانی‌های بین‌المللی را کاهش دهد وهم بخشی از فشارهای اقتصادی را برطرف کند. تجربه توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ نشان داد که دیپلماسی می‌تواند در مقاطعی فضای اقتصادی ایران را تغییر دهد، هرچند خروج دولت آمریکا از آن توافق نیز نشان داد که چنین توافق‌هایی در برابر تحولات سیاسی آسیب‌پذیر هستند.
در نهایت، پرسشی که امروز بیش از گذشته مطرح می‌شود، صرفاًدرباره تعداد سانتریفیوژها یا میزان ذخایر اورانیوم نیست؛ بلکه درباره اولویت‌های توسعه کشور است.
مردم می‌گویند اگر طی سال‌های گذشته بخشی از منابعی که به برنامه هسته‌ای و مدیریت پیامدهای آن اختصاص یافت، در زیرساخت‌های اقتصادی، آموزش، بهداشت، مدیریت آب،فناوری‌های نوین یا جذب سرمایه‌گذاری هزینه می‌شد، شاید اقتصاد ایران امروز در موقعیتی متفاوت قرار داشت.
پاسخ به این پرسش، صرفاً فنی یا امنیتی نیست؛ بلکه به انتخابی سیاسی درباره نحوه تخصیص منابع ملی و تعریف منافع بلند مدت کشور بازمی‌گردد. حملات اخیر ممکن است صرفاً یک رویداد نظامی نباشد، بلکه نقطه‌ای باشد که بار دیگر این بحث را در فضای عمومی زنده کند که آیا راهبرد هسته‌ای جمهوری اسلامی،با توجه به هزینه‌ها و پیامدهای آن، همچنان بهترین مسیر برای تأمین منافع ملی ایران است یا زمان بازنگری فرا رسیده است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن