خانه پیشنهاد هم‌وطن رمزگشایی از مانیفست امنیتی مجتبی خامنه‌ای

بیانیه وراثت؛

رمزگشایی از مانیفست امنیتی مجتبی خامنه‌ای

انتشار تازه‌ترین پیام مکتوب و منتسب به مجتبی خامنه‌ای ، رهبر غایب جمهوری اسلامی را باید متنی فراتر از یک سوگواری سنتی یا ادای احترام به پدر و رونمایی رسمی از دکترین سیاسی-امنیتی حاکمی دانست.

آوا مهرگانی

انتشار تازه‌ترین پیام مکتوب و منتسب به مجتبی خامنه‌ای ، رهبر غایب جمهوری اسلامی را باید متنی فراتر از یک سوگواری سنتی یا ادای احترام به پدر و رونمایی رسمی از دکترین سیاسی-امنیتی حاکمی دانست که قرار است در دوران جدید بر ایران سایه افکند. این متن که به مناسبت تدفین علی خامنه‌ای نگاشته و منتشر شده، بیش از آنکه نگاهی به گذشته و کارنامه سه دهه رهبری پیشین داشته باشد، خط و ‌مشی رادیکال و افق پیش‌روی نظام را در مواجهه با بحران‌های داخلی و بین‌المللی ترسیم می‌کند؛ مانیفستی جامع که بر دو پایه اصلی مشروعیت‌سازی با ایدئولوژی آخرالزمانی و تثبیت پایه‌های قدرت از طریق موازنه وحشت.


گفتمان خون‌خواهی؛ جایگزینی مشروعیت سیاسی
پیام رهبر جدید جمهوری اسلامی رسما بیانیه‌ای نظامی با لحنی تهاجمی و کینه‌جویانه بود. تمرکز بی‌سابقه و چندباره بر کلیدواژه «انتقام قطعی» و خط و نشان کشیدن مستقیم برای عاملان ترور با جملاتی نظیر «آرزوی مرگی آرام را به گور خواهند برد»، نشان‌دهنده هراسی ساختاری در لایه‌های فوقانی حکومت است؛ هراس از اینکه مرگ علی خامنه‌ای به عنوان عمود خیمه نظام، سیگنال ضعف به مخالفان ارسال کند و موجب ریزش بدنه وفادار یا واگرایی در دستگاه‌های امنیتی شود.
مجتبی خامنه‌ای در آغازین روزهای صدارت رسمی خود و پیش از آنکه با حضور در انظار عمومی به شایعات و شائبه‌ها درباره وضعیت جسمانی و توانایی خود برای امر رهبری پایان دهد، به جای ارائه برنامه‌ای کلی یا حتی وعده‌ای نمادین برای حل ابربحران‌های اقتصادی، انزوای بین‌المللی و شکاف‌های عمیق اجتماعی ایران، «عصبیت خون‌خواهی» را به عنوان پیش‌فرض اصلی پیوند میان خود و بدنه تندرو نظام (به ویژه کادرهای جوان سپاه و بسیج) تعریف می‌کند. این زبان تند و تیز، تلاشی است عاجل برای بازسازی تصویر مقتدر و خلل‌ناپذیر حاکمیتی که در سال‌های اخیر بر اثر ضربات متوالی امنیتی به شدت آسیب دیده است. در واقع، او پیوند خود با بدنه وفادار حکومت را نه بر اساس کارآمدی یا رفاه، بلکه بر پایه یک «عهد خونین» پایه‌ریزی می‌کند.


نهادینه‌سازی تروریسم فرامرزی؛ گشودن جبهه جنگ نامتقارن با جهان
یکی از فرازهای کلیدی و خطرناک این پیام، فراملی کردن و تفکیک‌ناپذیر ساختن مأموریت انتقام از هویت نظام جدید است؛ آنجا که صراحتاً اعلام می‌شود این مأموریت متوقف بر شخص او یا مسئولان رسمی نیست و «آحادی از آزادگان در سراسر دنیا» هر یک بخشی از این مأموریت الهی را انجام خواهند داد. این جملات را نباید صرفاً یک لفاظی سیاسی یا دلخوشی دیپلماتیک برای مصرف داخلی دانست؛ این یک پالس صریح، عریان و بدون رتوش به جامعه جهانی، کشورهای منطقه و دستگاه‌های اطلاعاتی غرب است.
رهبر جدید با این عبارات عملاً اعلام می‌کند که در دوران حکومت او، دستگاه امنیتی و برون‌مرزی نظام نه تنها به سمت تنش‌زدایی یا پذیرش قواعد بین‌المللی حرکت نخواهد کرد، بلکه اتکا به شبکه‌های نیابتی، گروه‌های شبه‌نظامی فراملی و جوخه‌های ترور هدفمند غیررسمی برای ضربه زدن به منافع رقبا، شتاب و ابعادی تازه خواهد گرفت. از نگاه مجتبی خامنه‌ای، بقا و تثبیت نظام جدید در فضای ملتهب کنونی، نه در آرامش و دیپلماسی، بلکه در گرو بازتولید مداوم بحران در خارج از مرزها و فعال نگه‌داشتن گسل‌های امنیتی منطقه است.

آخرالزمان‌گرایی؛ ابزار فرار از واقعیت‌های ملموس جامعه
بخش پایانی بیانیه که به شکلی افراطی، غلیظ و بی‌سابقه به پیوند زدن علی خامنه‌ای با مسئله «رجعت» و زنده شدن مجدد او در زمان ظهور و جنگیدن در رکاب امام زمان می‌پردازد، نشان‌دهنده غرق شدن طبقه حاکم در یک تقدس‌گرایی ساختگی و ایدئولوژی منجمد است. حکومت که از شکاف کهکشانی خود با اکثریت مطلق جامعه ایران آگاه است و می‌داند نمادها و نمایش‌های کلاسیک مانند «تشییع ده‌ها میلیونی» دیگر توانایی اقناع یا فرستادن پیام مشروعیت به داخل مرزها را ندارند، به نوعی مسیحایی‌گری فراتاریخی و ماوراءالطبیعه پناه می‌برد.
ساختن یک اسطوره مقدس، منزه و جاودانه از رهبری که کارنامه ۳۶ ساله‌اش انباشته از بحران‌های اقتصادی، سرکوب‌های خونین اجتماعی و انسدادهای عمیق سیاسی است، تلاشی است برای فرار از پاسخگویی تاریخی. مجتبی خامنه‌ای با ترجیح دادن زبان خرافه و ماوراءالطبیعه بر زبان واقعیت، تلاش می‌کند هرگونه نقد به گذشته را کفرگویی قلمداد کرده و زمینه‌ای مقدس برای تمام تصمیمات سخت، ریاضت‌های اقتصادی و فرآیندهای انقباضی سیاسی که قرار است در آینده نزدیک بر جامعه مدنی تحمیل کند، فراهم سازد.


افق پیش‌رو؛ آرایش انقباضی و جنگی در ساختار جدید قدرت
اولین پیام مکتوب و رسمی مجتبی خامنه‌ای در مقام رهبر جمهوری اسلامی، خط بطلانی صریح است بر تمام تحلیل‌ها و گمانه‌زنی‌های خوش‌بینانه‌ای که احتمال نوعی اصلاحات ساختاری، گشایش مدنی یا چرخش‌های میانه‌روانه را در دوران پس از علی خامنه‌ای پیش‌بینی می‌کردند. این مانیفست نشان می‌دهد که هسته سخت قدرت در تهران، هیچ راهبردی جز رادیکالیسم پنهان و آشکار برای تداوم حیات خود متصور نیست.
دورانی که با این بیانیه آغاز شده، فرآیند حکمرانی را از یک ساختار نیمه‌سیاسی-نیمه‌امنیتی، به یک دژ کاملاً نظامی و مکتبی تبدیل می‌کند. این آرایش جنگی جدید که با هدف مرعوب ساختن جامعه مدنی داخلی و تهدید ثبات منطقه‌ای چیده شده، نشان می‌دهد که اپوزیسیون، جامعه مدنی ایران و بازیگران بین‌المللی با حکومتی مواجهند که برای تثبیت خود، ابایی از تبدیل کردن کل جغرافیای ایران به یک پادگان نظامی و کشاندن منطقه به پرتگاه جنگ ندارد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن