اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی-بیژن پویان
در حالی که تنشها میان تهران و واشینگتن در آبهای متلاطم خلیج فارس و تنگه هرمز بار دیگر به اوج خود رسیده است، افشای جزئیات تکاندهنده از راهروهای تاریک قدرت در کاخ سفید و مقر موساد، پرده از طرحی برمیدارد که هدف نهایی آن نه تنها مهار هستهای، بلکه سرنگونی کامل ساختار سیاسی در ایران بوده است. این پروژه که در محافل امنیتی به عنوان یکی از پیچیدهترین عملیاتهای مشترک قرن بیست و یکم یاد میشود، اکنون با چالشهای جدی روبرو شده و روابط میان دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل را به پایینترین سطح تاریخی خود رسانده است. گزارشهای واصله از منابع معتبر خبری نشان میدهد که ایده تغییر رژیم در ایران، علیرغم تکذیبهای گاه و بیگاه دیپلماتیک، به عنوان یک نقشه عملیاتی روی میز اتاقهای وضعیت قرار داشته، هرچند که در مرحله اجرا با سد تردیدهای سیاسی و واقعیتهای میدانی برخورد کرده است.
به گزارش روزنامه نیویورک تایمز در کتاب تازهای با عنوان «تغییر رژیم: درون ریاست جمهوری امپریالیستی دونالد ترامپ»، نوشته مگی هابرمن و جاناتان سوان، دونالد ترامپ در دور دوم ریاستجمهوری خود با رویکردی متناقض نسبت به ایران رفتار کرده است. او که گاه از ایده تغییر رژیم استقبال کرده و گاه آن را رد میکند، در یکی از تندترین تماسهای تلفنی خود با بنیامین نتانیاهو، نارضایتی عمیق خود را از سیاستهای تهاجمی اسرائیل ابراز داشته است. طبق روایت این کتاب، ترامپ در سپتامبر ۲۰۲۵ و در جریان بحث درباره طرح صلح غزه، با لحنی گزنده به نتانیاهو گفته است: «همه از تو خسته شدهاند، بیبی. همه یهودیان از تو خسته شدهاند. حتی دو یهودی حاضر در این تماس هم از تو خسته شدهاند.» این اظهارات که در حضور جرد کوشنر و استیو ویتکاف مطرح شده، نشاندهنده شکافی عمیق در جبهه متحد علیه ایران است.
وقتی ترامپ از «بیبی» خسته میشود
این گفتوگوی پرتنش که در کتاب جدید هابرمن و سوان شرح داده شده، سال اول از دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ را بررسی میکند؛ دورهای که طی آن ایالات متحده آتشبس بین اسرائیل و حماس را برقرار کرد. گفته میشود جرد کوشنر پس از آنکه اسرائیل حمله هوایی علیه اهداف حماس در دوحه انجام داد، بهشدت از رفتار اسرائیل ناامید شده بود. این حمله باعث شد یکی از اعضای نیروهای امنیتی قطر کشته شود و با محکومیت گسترده بینالمللی روبهرو شد. بر اساس روایت کتاب، کوشنر در گفتوگو با یکی از نزدیکانش گفته بود: «من دیگر کنار میکشم. اسرائیلیها دیوانهاند.» اما او بعدها متوجه شد که میتوان از این وضعیت بهعنوان اهرمی برای وادار کردن اسرائیل به پذیرش توافق و پایان دادن به جنگ غزه استفاده کرد.
ترامپ در تماس تلفنی مذکور به نتانیاهو با صراحت هشدار داد که فرصت سوزی نکند. او گفته است: «نمیتوانی از این توافق عقبنشینی کنی. من بهترین دوستی هستم که اسرائیل تاکنون داشته است. همه از تو متنفرند و من همیشه کنار تو ایستادهام. این توافق برای اسرائیل عالی است.» این جملات نشاندهنده فشار بیسابقهای است که واشینگتن بر تلآویو وارد میکرد تا اولویتهای منطقهای خود را با برنامههای انتخاباتی و اقتصادی ترامپ هماهنگ کند. با این حال، در پشت این مشاجرات بر سر غزه، پروندهای به مراتب قطورتر و خطرناکتر در جریان بود: پرونده تغییر رژیم در ایران که اسرائیل آن را تنها راه حل نهایی میدانست.
نقشه سهگانه موساد؛ از ترورهای هدفمند تا نفوذ سایبری
در همین رابطه، خبرگزاریهای با استناد به گزارش یوسی ملمن و جاناتان برودر، دو روزنامهنگار برجسته اسرائیلی، جزئیات طرحی موسوم به «تهاجمی که هرگز اتفاق نیفتاد: طرح مخفیانه برای سرنگونی رژیم ایران» را فاش کردهاند. این گزارش که بر پایه گفتگو با مقامات ارشد سابق موساد و آمان تنظیم شده، مدعی است که اندکی پس از جنگ ۱۲ روزه در ژوئن ۲۰۲۵، موساد برنامهریزی برای جنگ بعدی علیه جمهوری اسلامی را با هدف صریح تغییر رژیم آغاز کرد. مقامات ارشد سابق موساد و اطلاعات گفتند، نقشه جنگی که شکل گرفت شامل حملات هوایی اسرائیل و آمریکا بود که جنگ را آغاز کرد، علی خامنهای، رهبر معظم انقلاب و سران رهبری ارشد نظامی و سیاسی ایران را ترور کرد و به آسیب رساندن به زیرساختهای هستهای و موشکهای بالستیک ایران ادامه داد.
طبق این مستندات، استراتژی عملیاتی برای تغییر رژیم بر سه رکن اصلی استوار بود. رکن اول، تهاجم زمینی توسط نیروهای کرد ایرانی و عراقی بود که توسط مشاوران نظامی اسرائیل و آمریکا مسلح و آموزش دیده بودند. رکن دوم شامل عملیات نفوذ گسترده توسط موساد و سیا برای شعلهور کردن قیامهای مردمی و شورش اقلیتها در داخل ایران بود و رکن سوم، جایگزینی رژیم با یک رهبری عملگراتر را هدف قرار میداد. این مقامات سابق که نخواستند نامشان فاش شود، به ملمن و برودر گفتهاند: «برای چندین ماه، جلسات متعددی بین تیمهای استراتژیک ما و ارشدترین افراد آنها برگزار شد. تقریباً هر ایده یا پیشنهادی که مطرح میکردیم با سیا در میان گذاشته میشد. افراد آنها آن را بررسی میکردند، نظرات خود را ارائه میدادند و پیشنهادهای متقابل ارائه میدادند.»
رویای تهاجم زمینی با ارتش کردها
بخش تهاجم زمینی این طرح، یکی از مبهمترین ابعاد پروژه تغییر رژیم است. به گفته مقامات سابق، این طرح شامل جزئیات دقیقی در مورد ایده حمله زمینی، تحت پوشش هوایی اسرائیل و آمریکا، توسط نیروهای کرد ایرانی و عراقی بود که توسط مشاوران نظامی اسرائیل و آمریکا مسلح، آموزش دیده و تجهیز شدهاند. اسرائیل از دهه ۱۹۶۰ روابط پنهانی خود را با کردها از طریق خانواده بارزانی حفظ کرده است. در سالهای منتهی به جنگ ۱۲ روزه، پایگاههای اسرائیل در کردستان عراق به عنوان سکوی پرتاب چندین عملیات خرابکارانه موساد علیه تأسیسات هستهای و موشکی ایران و ترورهای هدفمند دانشمندان هستهای ایران عمل کرد.
به گفته مقامات، به عنوان بخشی از مقدمات حمله، مشاوران نظامی اسرائیل و جنگجویانی از واحدهای شبهنظامی سیا به کردستان عراق پرواز کردند، جایی که هزاران جنگجوی کرد را مسلح و آموزش دادند و سلاح، مهمات، یونیفرم، خودروهای شاسیبلند، تجهیزات ارتباطی و تجهیزات پزشکی در اختیار آنها قرار دادند. طرح نبرد، پیشروی سریع نیروهای مهاجم به داخل خاک کردستان ایران را، با وجود منطقه کوهستانی که پیمایش آن دشوار بود، با پشتیبانی هوایی نزدیک ایالات متحده و اسرائیل، پیشبینی میکرد تا هر واحدی از ارتش ایران یا سپاه پاسداران را که سر راه آنها قرار میگرفت، نابود کند. امید این بود که این حمله، موجهای ثانویه قیام را در خوزستان و بلوچستان نیز برانگیزد.
چرا واشینگتن ترمز تغییر رژیم را کشید؟
علیرغم آمادگیهای میدانی، در داخل کاخ سفید تردیدهای جدی وجود داشت. طبق مقاله نیویورک تایمز، جان راتکلیف، رئیس سیا، کارشناسان ارشد نظامی و ایران این سازمان را فراخواند تا امکانسنجی این طرح را به تفصیل ارزیابی کنند. کارشناسان به این نتیجه رسیدند که برنامههایی برای از بین بردن رهبری ارشد و تضعیف قدرت نظامی ایران محتمل است، اما حمله زمینی موفقیتآمیز کردها به ایران و وقایع پس از آن که منجر به تغییر رژیم شد، محتمل نیست. راتکلیف در گزارش خود به ترامپ، طرح اسرائیل را رد کرد و آن را «مسخره» خواند. همچنین مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، ارزیابی سیا از طرح جنگ را با صراحت «مزخرف» خواندن آن، تأیید کرد.
جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور نیز مخالفت خود را با جنگ به عنوان نقض وعده انتخاباتی ترامپ مبنی بر دور نگه داشتن کشور از یک درگیری «ابدی» دیگر در خاورمیانه ابراز کرد. با این حال، ترامپ در ابتدا سیگنالهای متناقضی میفرستاد. او در اوایل ماه مارس علناً از حمله زمینی کردها استقبال کرد و گفت: «فکر میکنم فوقالعاده است که آنها میخواهند این کار را انجام دهند، من کاملاً موافق آن هستم.» اما تنها چند روز بعد، ترامپ اعلام کرد که اصلاً نمیخواهد جنگجویان کرد به جنگ بپیوندند و به خبرنگاران گفت: «من نمیخواهم کردها وارد ایران شوند. آنها مایل به ورود هستند، اما من به آنها گفتم که نمیخواهم آنها وارد شوند… جنگ به اندازه کافی پیچیده است.» کارشناسان معتقدند فشار ونس و راتکلیف و همچنین هشدارهای رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، ترامپ را از این بخش از نقشه منصرف کرد.
خط قرمزی که روابط واشینگتن و تلآویو را تیره کرد
تنشها میان واشینگتن و تلآویو زمانی به اوج خود رسید که موضوع ترور مذاکرهکنندگان ارشد ایرانی مطرح شد. هفته گذشته، واشینگتن پست و نیویورک تایمز به نقل از مقامات فعلی و سابق آمریکایی نوشتند که در ماه آوریل، دولت ترامپ مشکوک بود که اسرائیل قصد ترور عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، و محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس را دارد. این دو نفر مذاکرهکنندگان ارشد تهران در جریان مذاکرات غیرمستقیم با آمریکاییها برای دستیابی به توافق صلح بودند. دولت آمریکا از بیم اینکه این ترور مذاکرات را از مسیر خود خارج کند، از میانجیگران پاکستانی و قطری خواست تا به ایران هشدار دهند که اسرائیل ممکن است سعی در کشتن این دو مذاکرهکننده داشته باشد.
این اقدام آمریکا نشاندهنده یک شکاف راهبردی عمیق است. ترامپ، که تحت فشار سیاسی شدید برای کاهش قیمت سوخت و تورم پیش از انتخابات میاندورهای نوامبر است، رسیدن به توافق با ایران برای باز نگه داشتن تنگه هرمز را اولویت اصلی سیاست خارجی خود قرار داده است. در حالی که بنیامین نتانیاهو، نابودی حزبالله و حذف رهبری فعلی ایران را در صدر اولویتهای خود قرار داده بود. به گزارش اکسیوس، ترامپ از درز جزئیات این اختلافات به شدت خشمگین شده است. در مکالمات تلفنی فاش شده، ترامپ سر نتانیاهو فریاد زده: «داری چیکار میکنی؟» و او را «کاملاً دیوانه» خطاب کرده است.
بازگشت احمدینژاد و گزینههای مبهم برای دوران گذار
در ستون سوم طرح تغییر رژیم، موضوع جایگزینی قدرت مطرح بود. مقامات سابق گفتند اگر عملیات زمینی و نفوذ کردها در بسیج مردم موفق میشد، آنگاه ستون سوم وارد عمل میشد. یکی از گزینهها رضا پهلوی بود، اما غافلگیرکنندهترین نامزد در این فهرست، محمود احمدینژاد بود. به گزارش نیویورک تایمز، احمدینژاد در سالهای اخیر پس از متهم کردن رهبری به فساد، از چشم رژیم افتاده و در حصر خانگی قرار گرفته بود. در ماه مه، نیویورک تایمز گزارش داد که حمله هوایی اسرائیل به خانه او در تهران با هدف کشتن نگهبانانش انجام شده تا او بتواند فرار کند، اما انفجار او را نیز زخمی کرده است.
این تلاشهای پراکنده و گاه متناقض برای یافتن جایگزین، نشاندهنده فقدان یک استراتژی منسجم در جبهه ضد ایرانی است. در حالی که موساد بر روی چهرههای داخلی و عملیات نفوذ حساب باز کرده بود، سیا و نهادهای امنیتی آمریکا کل ایده سرنگونی رژیم را غیرواقعی و از همان ابتدا محکوم به شکست میدانستند. منابع اسرائیلی مدعی هستند که نتانیاهو و بارنیه، رییس پیشین موساد از شکست اسرائیل در تغییر رژیم لبنان در سال ۱۹۸۲ درس عبرت نگرفتهاند؛ زمانی که ترور بشیر جمیل، تمام نقشههای اسرائیل برای اعمال نفوذ بر لبنان را نقش بر آب کرد.
قمار ناتمام؛ میراث بارنیه و بلاتکلیفی راهبردی ترامپ
امروز، موساد و نهادهای امنیتی اسرائیل شکایت دارند که دولت ترامپ، نتانیاهو و بارنیه را به قربانی تبدیل کرده و از طریق افشاگری به رسانهها، آنها را به عنوان کسانی معرفی میکنند که با دامن زدن به انتظارات بیش از حد خوشبینانه، ترامپ را به جنگ کشاندهاند. یک مقام ارشد سابق به ملمن و برودر گفت: «ما این را هضم میکنیم و اغراق میکنیم تا تنشها تشدید نشود یا با تنها و مهمترین متحد خود روبرو نشویم. ترامپ به نتانیاهو توهین میکند، فحش میدهد و او را تحقیر میکند و به نظر میرسد که نظرش در مورد او تغییر کرده است.»
با این وجود، دیوید بارنیه که در ماه ژوئن به کار خود در موساد پایان داد، در سخنرانی خداحافظی خود تاکید کرد که همچنان معتقد است تلاش برای سرنگونی رژیم ایران باید ادامه یابد. در مقابل، تعداد فزایندهای از مقامات امنیتی اسرائیل اکنون با سیا موافقند که این ایده دور از ذهن است. آنها اکنون چشم به انتخابات میاندورهای آمریکا و احتمال شکست مذاکرات هستهای دوختهاند. یک مقام ارشد سابق با امیدواری گفت: «شاید در آن صورت، ترامپ دوباره صبرش را از دست بدهد و عملیات نظامی در ایران را از سر بگیرد.» این گزارشها نشان میدهد که اگرچه پروژه تغییر رژیم در حال حاضر به دلیل تضاد منافع واشینگتن و تلآویو معلق مانده، اما به عنوان یک «برنامه ریخته شده» همچنان در کشوی میزهای امنیتی باقی است و منتظر زمان یا نیازی است که شاید هرگز فرانرسد.