خانه پیشنهاد هم‌وطن قالیباف؛ از فساد بر سر سفره انقلاب تا تلاش برای میدان‌داری در دیپلماسی

هموطن نقش رئیس مجلس جمهوری اسلامی در تحولات پس از جنگ را بررسی می‌کند: 

قالیباف؛ از فساد بر سر سفره انقلاب تا تلاش برای میدان‌داری در دیپلماسی

اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی

در حالی که آتش‌بس دو هفته‌ای میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده آمریکا برقرار شده، شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، از دو طرف دعوت کرده تا روز جمعه ۲۱ فروردین در اسلام‌آباد، مذاکرات نهایی را به انجام برسانند. 

خبرگزاری ایسنا در خبری فوری اعلام کرد که سرپرست تیم مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس رژیم است؛ اما ساعاتی بعد، خبرگزاری تسنیم این خبر را تکذیب کرد. 

این تضاد رسانه‌ای، نه تنها بر ابهام مأموریت احتمالی قالیباف صحه می‌گذارد، بلکه تحلیل‌گران را به این پرسش واداشته که آیا حضور او در این مسیر، تلاشی برای پیش‌دستی سیاسی برای گسترش قدرت و نفوذ خود است یا نشانه‌ای از تحولات درونی قدرت؟

برای درک بهتر این ابهام، باید به سوابق قالیباف در نظام جمهوری اسلامی بازگشت؛ سوابقی که ریشه در دوران جنگ ایران و عراق دارد و او را به یکی از چهره‌های کلیدی تبدیل کرده است. 

محمدباقر قالیباف، متولد اول شهریور ۱۳۴۰ در طرقبه خراسان، در ۱۸ سالگی با آغاز جنگ، راهی جبهه‌های جنوب شد. او ابتدا در بسیج فعالیت کرد و سپس به سپاه پیوست. 

در سال ۱۳۶۱، فرماندهی تیپ ۲۱ امام رضا (ع) را بر عهده گرفت و اندکی بعد به فرماندهی لشکر ۵ نصر خراسان ارتقا یافت. 

قالیباف در اغلب عملیات‌های مهم جنگ، از جمله عملیات‌هایی که در کنار فرماندهان چون باکری، همت، خرازی و کاظمی انجام می‌شد، حضور مستقیم داشت. اما رفاقت او با احمد کاظمی که بعدها به فرماندهی نیروی زمینی سپاه رسید و در سقوط هواپیما کشته شد، بیش از دیگران بود.

مسئولیت اطلاعات عملیات جنگ نیز بر عهده قالیباف بود و لشکر تحت فرماندهی‌اش نقش مؤثری در این دوره ایفا کرد.

قالیباف نقش مهمی در تشکیل نیروی هوایی سپاه و هوافضای سپاه داشته و در سال 76 با حکم مستقیم علی خامنه‌ای به فرماندهی نیروی هوایی سپاه رسید. 

برادر بزرگ‌تر او، حسن قالیباف طرقبه‌ای، نیز در عملیات کربلای ۴ کشته شده است. این سوابق رزمی، قالیباف را نه تنها به یک فرمانده جوان و جسور تبدیل کرد، بلکه شبکه‌ای از روابط عمیق با فرماندهان سپاه را برای او رقم زد. 

پس از پایان جنگ در سال ۱۳۶۷، او فرماندهی قرارگاه نجف را بر عهده گرفت و سپس به جانشینی نیروی مقاومت بسیج رسید. 

وی در دوره‌ای که به عنوان یکی از فرماندهان سپاه فعالیت می‌کرد، در نامه‌ای که به وسیله قاسم سلیمانی تهیه و توسط عزیز جعفری به سیدمحمد خاتمی تحویل داده شد، نقش داشت و آن نامه را امضا کرده بود.

این نامه که معروف به نامه 24 فرمانده سپاه به رئیس جمهور شد، در محافل سیاسی به  عنوان «کودتای سپاه علیه دولت خاتمی» تعبیر گردید.

بهه هر حال ، مسیر حرکت قالیباف در دوران جنگ و سپس نقش آفرینی در سطوح ارشد سپاه، برای او پلی بود به مسئولیت‌های پساجنگی؛ از فرماندهی نیروی هوایی سپاه تا ریاست پلیس و سپس شهرداری تهران را به صورت سریع پیمود و در محافل سیاسی از او به طنز «سردار دکتر خلبنان» یاد می‌شود. 

قالیباف در تمام این سال‌ها، خود را به عنوان مدیری عمل‌گرا و نزدیک به نهادهای امنیتی – نظامی معرفی کرده، اما همگان از فساد اقتصادی او و خانواده‌اش مطلع هستند.

مدرک دکترای جغرافیای سیاسی و دوره خلبانی ایرباس نیز به تصویر او به عنوان چهره‌ای چندبعدی، عمق بیشتری بخشیده است.

قالیباف، همچنین نقش ویژه‌ای در سرکوب اعتراضات و خفقان سیاسی در کشور داشته است.

او در زمانی که مسئولیت نیروی انتظامی را بر عهده داشت، به طور جدی علیه فعالان سیاسی، فعالان حقوق بشر، دانشجویان و خبرنگاران اقدام کرده و به دنبال سرکوب هر صدای مخالفی بود.

درگیری لفظی او در با حسن روحانی در مناظره‌های انتخاباتی را همگان به یاد دارند که خطاب به حسن روحانی گفت: «خاطرم هست سال 82 که بنده فرمانده نیروی انتظامی بودم و شما دبیر امنیت ملی بعد از هجده تیر که هر سال به مناسبت سالگرد آن دانشجویان داخل و بیرون مراسمی می‌گذاشتند، در جلسه‌ای به شما آقای روحانی گفتم اجازه بدهید دفتر تحکیم وحدت مراسم بگیرد اما شما جناب روحانی گفتید: بابا دنبال دردسری؟ ول کن. چه مجوزی؟»

اما روحانی پاسخی در این مناظره به قالیباف، تاریخی شد، جایی که به او گفت: آقای قالیباف خیلی دلم نمی‌خواست بگویم، اما شما مرا ناچار کردید، آنجا بحث این بود که شما می‌گفتید دانشجویان بیایند تا ما «گازانبری» کار آنها را تمام کنیم.

به هر حال آنچه امروز قالیباف را به کانون توجهات آورده، نه فقط گذشته رزمی و یا فساد اقتصادی گسترده در زمان شهرداری تهران از «املاک نجومی» گرفته تا پروژه « هلدینگ یاس»، بلکه نقش احتمالی او در مسیر مذاکرات با واشنگتن است. 

اعلام ایسنا مبنی بر سرپرستی قالیباف بر تیم مذاکره‌کننده، در شرایطی مطرح شد که آتش‌بس دو هفته‌ای، فرصتی کوتاه برای دستیابی به توافق نهایی ایجاد کرده است. 

تکذیب سریع تسنیم – که معمولا مواضع محافظه‌کارانه‌تر و نزدیک به جریان‌های تندرو و سپاه را بازتاب می‌دهد – این پرسش را تقویت می‌کند که آیا ماموریت قالیباف، یک ابهام ساختاری است یا تلاشی حساب‌شده برای پیش‌دستی سیاسی؟

تحلیلگران بر این باورند که قالیباف با تکیه بر سوابق خود از فرماندهی در سپاه تا شهرداری تهران و ریاست مجلس، می‌تواند در مذاکرات، موضعی «عقلانی» اتخاذ کند؛ موضعی که ریشه در تجربه جنگ و سپس در مدیریت سیاسی کشور دارد. او در سال‌های اخیر، به ویژه در دوران ریاست مجلس، خود را به عنوان پلی میان اصول‌گرایان عمل‌گرا و نهادهای نظامی معرفی کرده است. 

حضور او در مذاکرات، می‌تواند سیگنالی به طرف آمریکایی باشد که تهران، تیم مذاکره‌کننده‌ای متشکل از چهره‌ای با ریشه‌های عمیق انقلابی و تجربه مدیریتی کلان را انتخاب کرده؛ چهره‌ای که نه تنها در جنگ فرماندهی کرده، بلکه در دوران شهرداری تهران، پروژه‌های عمرانی بزرگ را مدیریت نموده و در مجلس، هماهنگی میان قوا را تقویت کرده است.

با این حال، ابهام مأموریت او، ابعاد سیاسی عمیق‌تری دارد. گزارش‌ها حاکی از آن است که قالیباف در تقابل با احمد وحیدی، فرمانده فعلی سپاه، توانسته نظر مجتبی خامنه‌ای را جلب کند. 

وحیدی، به گفته اکثر تحلیلگران، در طول دوران جنگ 40 روزه، عملا اداره کشور را در دست داشت و حتی به دولت نیز اجازه نداد تا امور جاری کشور را به تنهایی پیش ببرد.

این تقابل، که ظاهرا بر سر رویکرد به آتش‌بس و مذاکرات اسلام‌آباد شکل گرفته، قالیباف را در موقعیتی قرار داده که با برجسته کردن تجربه رزمی و مدیریتی‌اش، به عنوان گزینه‌ای «متوازن» و مورد اعتماد حلقه‌های تصمیم‌گیر معرفی شود. 

نزدیکی دیرینه قالیباف با علیی خامنه‌ای در سال‌های قبل از کشته شدن او و شبکه روابط او با فرماندهان سپاه، این مسیر را تسهیل کرده است.

به هر حال رویکرد جدید قالیباف، می‌تواند دو هدف را دنبال کند: نخست، تقویت موقعیت او در ساختار قدرت درونی؛ جایی که رقابت میان جریان‌های مختلف اصول‌گرا، به ویژه پس از تحولات اخیر و حذف اکثر فرماندهان سپاه و چهره‌های اصلی تصمیم‌گیر مانند علی لاریجانی، شدت گرفته است. 

دوم، ارسال پیام به طرف مقابل که تهران، مذاکره را با تکیه بر «قدرت بازدارنده» و نه از موضع ضعف، پیگیری می‌کند. قالیباف با سابقه‌ای که از جنگ تا مدیریت کلان شهری و تقنینی دارد، نمادی از «استمرار نظام» است؛ کسی که هم جنگ را دیده و هم اداره کشور را.

بنابراین می‌تواند همان چهره‌ای باشد که از هفته‌های قبل، ترامپ، رئیس جمهور آمریکا مدعی بود که با آن در حال تماس و مذاکره است. 

البته منتقدان نیز زوایای دیگری را مطرح می‌کنند. برخی معتقدند تکذیب تسنیم، نشانه‌ای از مقاومت جریان‌های تندرو در برابر هرگونه نقش‌آفرینی قالیباف است؛ جریانی که او را بیش از حد عمل‌گرا و کمتر ایدئولوژیک می‌بیند. 

در این دیدگاه، ابهام مأموریت، نه تصادفی، بلکه بخشی از بازی پیچیده قدرت در آستانه مذاکرات اسلام‌آباد است. 

اگر قالیباف به طور قطعی سرپرست تیم مذاکره شود، این انتخاب می‌تواند تعادلی میان «سختی در اصول» و «انعطاف در تاکتیک» ایجاد کند؛ تعادلی که ریشه در تجربه گذشته او دارد، جایی که او در سمت‌های مختلف مجبور به هماهنگی با دیگر ارکان قدرت، از دفتر رهبر تا فرماندهان سپاه بود.

در نهایت، ۲۱ فروردین ۱۴۰۵، می‌تواند روزی تعیین‌کننده باشد. چه قالیباف سرپرست رسمی باشد و چه این خیر، بخشی از مانور رسانه‌ای، حضور او در این معادله، نشان از آن دارد که نظام جمهوری اسلامی، برای عبور از این مرحله حساس، به چهره‌هایی با ریشه در جنگ و تجربه سیاسی کلان تکیه کرده است. 

سوابق قالیباف، نه تنها جایگاه انقلابی او را تقویت می‌کند، بلکه در میدان دیپلماسی، به عنوان اهرمی برای دفاع «ارزش‌های جمهوری اسلامی» عمل خواهد کرد. ابهام امروز، شاید فردا به شفافیت بدل شود؛ شفافیتِ توافقی که می‌تواند آتش‌بس را به صلحی پایدار یا سقوط جمهوری اسلامی تبدیل کند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن