خانه بین المللحقوق بشر هموطن آسیب‌های آموزش آنلاین به دانش‌آموزان را بررسی می‌کند/سال گمشده دانش‌آموزان ایرانی در بحران دی ماه خونین و جنگ

هموطن آسیب‌های آموزش آنلاین به دانش‌آموزان را بررسی می‌کند/سال گمشده دانش‌آموزان ایرانی در بحران دی ماه خونین و جنگ

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی: از ابتدای سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵، مدارس کشور در دو نوبت تعطیل و به شیوه غیرحضوری درآمدند. بار نخست به دلیل قیام خونین دی‌ماه ۱۴۰۴ که با سرکوب گسترده همراه بود و بار دوم به خاطر جنگ ۴۰ روزه که کشور را در آتش کشید.

حالا با اعلام تمدید تعطیلی‌ها تا پایان سال تحصیلی، میلیون‌ها دانش‌آموز ایرانی برای دومین بار در طول یک سال تحصیلی از آموزش حضوری محروم مانده‌اند.

این تصمیم، که ظاهرا «امنیتی» و «ضروری» جلوه داده می‌شود، در واقع ادامه‌ الگوی همیشگی جمهوری اسلامی است: اولویت بقا و کنترل بر سرنوشت کودکان و نوجوانان.

این تعطیلی‌ها، برخلاف آنچه مقامات ادعا می‌کنند، ریشه در سیاست‌های خود رژیم دارد. قیام خونین دی ماه ۱۴۰۴، که با کشته‌شدن معترضان بی‌گناه همراه بود، نتیجه‌ انباشت خشم از فقر، سرکوب و بی‌کفایتی بود. جنگ ۴۰ روزه نیز که با ماجراجویی‌های خارجی رژیم شعله‌ور شد، هزینه‌ای بود که مردم عادی پرداختند.

حالا کودکان و نوجوانان، قربانیان اصلی این دو بحران ساخته دست خود رژیم، باید با آموزش مجازی و ناقص کنار بیایند. این نه یک «تعطیلی موقت» است، بلکه فاجعه‌ای آموزشی با ابعاد بلندمدت که نظام آموزشی کشور را به مرز فروپاشی کشانده.

آسیب‌های مستقیم بر دانش‌آموزان، فراتر از کسری ساعات درسی است. تجربه‌ تعطیلی‌های طولانی دوران کرونا – که ایران یکی از طولانی‌ترین تعطیلی‌ها را در جهان داشت – نشان داد که آموزش مجازی نمی‌تواند جایگزین آموزش حضوری شود.

کودکان دبستانی، که مهارت‌های پایه‌ای خواندن، نوشتن و محاسبات را در این سنین فرا می‌گیرند، حالا با افت شدید یادگیری روبه‌رو هستند. کارشناسان آموزشی هشدار می‌دهند که در چنین شرایطی، دانش‌آموزان ابتدایی ممکن است تا دو سال تحصیلی عقب بیفتند. نوجوانان دبیرستانی هم با ضعف در دروس کلیدی مانند ریاضی، علوم و زبان مواجه‌اند؛ ضعفی که در امتحانات نهایی و کنکور آینده خود را نشان خواهد داد.

اما آسیب‌ها فقط تحصیلی نیستند. انزوای اجتماعی، اضطراب و افسردگی از پیامدهای روانی تعطیلی‌های مکرر است. کودکان و نوجوانانی که از تعامل روزانه با همکلاسی‌ها و معلمان محروم مانده‌اند، مهارت‌های اجتماعی‌شان تحلیل می‌رود.

بسیاری از خانواده‌ها گزارش داده‌اند که فرزندانشان دچار کاهش اعتمادبه‌نفس، پرخاشگری یا اعتیاد به صفحه‌نمایش موبایل و یا بازی‌های کامپیوتری شده‌اند. در مناطق محروم، جایی که دسترسی به اینترنت پرسرعت و دستگاه مناسب وجود ندارد، این آسیب‌ها چند برابر است. دختران روستایی یا دانش‌آموزان حاشیه‌نشین شهرها که اغلب از تبلت یا گوشی هوشمند بی‌بهره‌اند، عملا از چرخه‌ آموزش خارج شده‌اند.

این نابرابری آموزشی، شکاف طبقاتی را عمیق‌تر می‌کند و آینده‌ میلیون‌ها کودک فقیر را به تاریکی می‌کشاند.

نظام آموزشی کشور نیز از این بحران آسیب دیده است. معلمان، که خود زیر بار فشار اقتصادی و روانی هستند، حالا باید با ابزارهای ناکارآمد مجازی، درس بدهند. بسیاری از آن‌ها اعتراف کرده‌اند که کنترل کلاس آنلاین غیرممکن بوده و کیفیت تدریس به شدت افت کرده است. برنامه‌ریزی درسی مختل شده، آزمایشگاه‌ها و کارگاه‌های عملی تعطیل مانده‌اند و فعالیت‌های فوق‌برنامه مانند ورزش و هنر کاملا از بین رفته‌اند.

بودجه‌ آموزش و پرورش، که پیش از این هم ناکافی بود، حالا صرف زیرساخت‌های اینترنتی ناکارآمد شده، در حالی که مدارس واقعی خالی مانده‌اند.

نتیجه؟ سیستمی که به جای تربیت نیروی انسانی کارآمد، نسل‌هایی نیمه‌سواددار و ناامید تحویل جامعه می‌دهد.

در سطح ملی، این تعطیلی‌ها ضربه‌ای مهلک به سرمایه‌ انسانی ایران زده است. سطح دانش کودکان و نوجوانان – که موتور محرکه‌ توسعه‌ هر کشوری است – به طور چشمگیری پایین آمده است. گزارش‌های غیررسمی از افت معدل‌ها و ضعف در مهارت‌های پایه خبر می‌دهند. اگر این روند ادامه یابد، ایران در آینده با نیروی کاری فاقد مهارت‌های لازم روبه‌رو خواهد شد؛ نیرویی که نه تنها نمی‌تواند با جهان رقابت کند، بلکه حتی نیازهای داخلی را هم برآورده نمی‌کند.

این «سال گمشده» دانش‌آموزان، دقیقا همان چیزی است که رژیم با سرکوب قیام دی ۱۴۰۴ و دامن‌زدن به جنگ ۴۰ روزه، بر سر ملت تحمیل کرد. به جای سرمایه‌گذاری در مدارس و معلمان، رژیم ترجیح داده است با گلوله و بمب، ثبات را حفظ کند و حالا کودکان را مجازات می‌کند.

فعالان حقوق کودک و کارشناسان مستقل بارها تأکید کرده‌اند که تعطیلی طولانی مدارس، بیش از هر بحران دیگری، نسل آینده را تهدید می‌کند. در کشوری که رژیمش سال‌هاست با اعتراضات مردمی و انزوای بین‌المللی دست‌وپنجه نرم می‌کند، قربانی کردن آموزش، انتخابی آگاهانه برای حفظ قدرت است. دانش‌آموزان امروز، شهروندان فردای ایران‌اند.

وقتی آن‌ها بدون مهارت، بدون اعتمادبه‌نفس و بدون امید از این تعطیلی‌ها بیرون بیایند، کشور با بحرانی عمیق‌تر از قیام دی ۱۴۰۴ یا جنگ ۴۰ روزه روبه‌رو خواهد شد؛ «بحرانی از نسلی گسسته، ناامید و ناتوان.»

جمهوری اسلامی با این تصمیم، بار دیگر نشان داد که برای بقای خود، حتی آینده‌ کودکان را فدا می‌کند. تا وقتی این نظام بر سر کار است، تعطیلی مدارس نه استثنا، بلکه قاعده خواهد بود.

زمان آن رسیده که جامعه‌ مدنی و خانواده‌ها فریاد بزنند: «آموزش حضوری حق مسلم هر کودک ایرانی است» و هیچ قیام و جنگی نباید آن را از او بگیرد. بدون بازگشت به مدارس واقعی، ایران نه تنها دانش‌آموزانش را، بلکه نسل‌های آینده‌اش را از دست خواهد داد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن