خانه جامعه تهران زیر باران؛ شهری که هر پاییز غرق می‌شود

تهران زیر باران؛ شهری که هر پاییز غرق می‌شود

بارندگی‌های اخیر بار دیگر تهران را با تصویری آشنا روبه‌رو کرد: بزرگراه‌های آب‌گرفته، ترافیک سنگین، اختلال در رفت‌وآمد شهروندان و نیروهای امدادی که پس از وقوع حادثه برای تخلیه آب وارد عمل می‌شوند.

مصداق هدایت

بارندگی‌های اخیر بار دیگر تهران را با تصویری آشنا روبه‌رو کرد: بزرگراه‌های آب‌گرفته، ترافیک سنگین، اختلال در رفت‌وآمد شهروندان و نیروهای امدادی که پس از وقوع حادثه برای تخلیه آب وارد عمل می‌شوند. بارانی که در بسیاری از شهرهای جهان بخشی عادی از چرخه طبیعی زندگی شهری است، در پایتخت به بحرانی تکرارشونده تبدیل شده است؛ بحرانی که هر بار مدیران شهری را ظاهراً غافلگیر می‌کند، اما زیرساخت‌های فرسوده و مشکلات انباشته‌شده آن همچنان پابرجا می‌مانند.
بارش‌های شدید اخیر در تهران، آب‌گرفتگی معابر و بزرگراه‌ها و اختلال در رفت‌وآمد را به دنبال داشت. گزارش‌های رسانه‌های داخلی از آماده‌باش نیروهای آتش‌نشانی، محدودیت تردد موتورسیکلت‌ها و اعزام تجهیزات سنگین برای تخلیه آب حکایت داشت. اقتصادآنلاین نیز از ورود ۳۰ دستگاه لجن‌کش فوق‌سنگین به چرخه عملیات مدیریت آب‌گرفتگی خبر داد؛ اقدامی که به گفته مسئولان شهری برای نخستین بار انجام شده است. اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست: چرا تهران، با وجود دهه‌ها تجربه بارندگی‌های فصلی و هشدارهای مکرر کارشناسان درباره خطر سیلاب، همچنان در برابر باران تا این اندازه آسیب‌پذیر است؟ چرا هر بار که بارندگی شدت می‌گیرد، خیابان‌ها و بزرگراه‌هایی که باید جریان زندگی روزمره را تسهیل کنند، خود به مسیرهایی برای انباشت آب تبدیل می‌شوند؟


غافلگیری همیشگی در برابر یک پدیده طبیعی


برای مدیریت شهری تهران، ظاهراً بارندگی شدید همچنان پدیده‌ای پیش‌بینی‌ناپذیر است؛ حتی اگر در پاییز اتفاق بیفتد، فصلی که اصولاً انتظار افزایش بارش‌ها در آن وجود دارد. واکنش مسئولان نیز معمولاً به آماده‌باش نیروها، اعزام ماشین‌آلات، تخلیه آب و تلاش برای بازگشایی معابر محدود می‌شود. این اقدامات برای مدیریت شرایط اضطراری ضروری‌اند، اما نمی‌توانند جایگزین برنامه‌ریزی بلندمدت و اصلاح زیرساخت‌هایی شوند که باید از ابتدا مانع تبدیل بارندگی به بحران شوند. البته هیچ شبکه شهری نمی‌تواند در برابر هر میزان بارندگی و سیلابی مصونیت کامل داشته باشد. شدت بارش، موقعیت جغرافیایی و تغییرات اقلیمی در میزان خسارت نقش دارند. اما تفاوت مهمی میان وقوع یک پدیده طبیعی و تبدیل شدن آن به بحران شهری وجود دارد. بارندگی خارج از کنترل مدیران است، اما وضعیت شبکه جمع‌آوری آب‌های سطحی، نگهداری کانال‌ها، پاک‌سازی دریچه‌ها، مدیریت ساخت‌وساز در مسیر مسیل‌ها و آمادگی زیرساخت‌های حمل‌ونقل مستقیماً به کیفیت مدیریت شهری مربوط می‌شود.


تهران؛ شهری با زیرساخت‌های فرسوده


برای فهم ریشه بحران باید میان شبکه فاضلاب و شبکه جمع‌آوری آب‌های سطحی تفاوت قائل شد. این دو شبکه کارکرد یکسانی ندارند: شبکه فاضلاب برای انتقال پساب طراحی شده، درحالی‌که آب باران باید از طریق کانال‌ها، مسیل‌ها و شبکه مستقل هدایت روان‌آب‌ها از شهر خارج شود. بنابراین، نمی‌توان هر آب‌گرفتگی خیابان را مستقیماً به فرسودگی لوله‌های فاضلاب نسبت داد. بااین‌حال، ضعف هر دو زیرساخت نشان‌دهنده مشکلات عمیق‌تر در برنامه‌ریزی و نگهداری خدمات شهری است.
آمارهای رسمی منتشرشده درباره وضعیت فاضلاب تهران نیز قابل‌تأمل‌اند. بر اساس اظهارات مدیرکل دفتر مدیریت مصرف آب شرکت آب و فاضلاب کشور در سال ۱۴۰۲، تنها ۶۷ درصد جمعیت تهران به شبکه فاضلاب متصل بودند. در همان زمان، ۸۸.۶ درصد از لوله‌گذاری طرح جامع فاضلاب تهران انجام شده بود، اما میزان تکمیل تصفیه‌خانه‌ها ۵۶ درصد اعلام شد. پیشرفت وزنی کل این طرح نیز ۷۱.۸ درصد بود. برای تکمیل آن نیز به ۱۸ هزار میلیارد تومان اعتبار نیاز اعلام شده بود. گرچه این آمار مربوط به سال ۱۴۰۲ است، اما به‌خوبی نشان می‌دهد که حتی در پایتخت، توسعه زیرساخت‌های حیاتی با چه تأخیر و کمبودهایی مواجه بوده است.
در سطح ملی نیز وضعیت چندان امیدوارکننده نیست. بر اساس همان اظهارات رسمی، متوسط آب بدون درآمد در ایران ۳۱.۵ درصد و میزان هدررفت واقعی آب ۱۵.۷ درصد اعلام شده بود. این ارقام مستقیماً شاخص فرسودگی شبکه فاضلاب یا ظرفیت دفع آب باران نیستند، اما از دشواری‌های گسترده در مدیریت و نگهداری زیرساخت‌های آب کشور حکایت دارند.


شهری که مسیر طبیعی آب را از دست داده است


مشکل تهران فقط به شبکه‌های زیرزمینی محدود نمی‌شود. پایتخت در دامنه جنوبی رشته‌کوه البرز شکل گرفته و روددره‌ها و مسیل‌های متعددی از شمال به سمت مناطق جنوبی آن امتداد دارند. این مسیرهای طبیعی وظیفه انتقال آب از ارتفاعات به مناطق پایین‌دست را بر عهده دارند. اما گسترش ساخت‌وساز، تغییر کاربری زمین و پوشاندن سطوح طبیعی با آسفالت و بتن، شرایط حرکت آب را تغییر داده است.

در همین رابطه، مهدی زارع، استاد دانشگاه و پژوهشگر، در گفت‌وگو با خبرآنلاین درباره خطر سیلاب در تهران هشدار داده و تأکید کرده است که ترکیب بارش‌های رگباری، اشباع خاک، مسدود شدن روددره‌های طبیعی و گسترش سطوح نفوذناپذیر می‌تواند پایتخت را در معرض سیلاب‌های ناگهانی قرار دهد. ساخت‌وساز در بستر روددره‌ها و محدود کردن مسیر طبیعی جریان آب نیز می‌تواند حتی بارش‌های کوتاه‌مدت را به سیلاب‌های محلی و جریان‌های گل‌ولای تبدیل کند.
هشدار درباره سیلاب در تهران موضوع تازه‌ای نیست. سیل مرگبار تجریش در سال ۱۳۶۶ نشان داد که این خطر می‌تواند در زمانی کوتاه به فاجعه‌ای انسانی تبدیل شود. بااین‌حال، دهه‌ها پس از آن حادثه، کارشناسان همچنان درباره احتمال تکرار چنین رخدادهایی هشدار می‌دهند. پژوهش‌های علمی نیز این نگرانی را تأیید می‌کنند. مطالعات منتشرشده درباره شبکه زهکشی تهران نشان داده‌اند که بخش‌هایی از این شبکه حتی در برابر بارندگی‌هایی با دوره بازگشت پنج‌ساله با مشکل ظرفیت مواجه‌اند و برخی گره‌ها و کانال‌ها توان عبور جریان آب را ندارند. به بیان دیگر، ضعف زیرساخت‌های دفع آب‌های سطحی سال‌هاست شناسایی شده، اما اصلاح آن با سرعت و گستردگی لازم پیش نرفته است.


مسئله‌ای فراتر از زاکانی


پس از آب‌گرفتگی‌های اخیر، انتقادها از عملکرد علیرضا زاکانی و مدیریت شهرداری تهران بار دیگر بالا گرفت. اما واقعیت این است که مشکل آب‌گرفتگی پایتخت محدود به دوره مدیریت او نیست. این مسئله در دوره‌های پیشین نیز بارها تکرار شده است. بااین‌حال، سابقه‌دار بودن یک بحران، مسئولیت مدیران فعلی را از میان نمی‌برد. زاکانی و مدیران شهرداری نمی‌توانند مسئولیت وضعیت امروز شهر را صرفاً با اشاره به مشکلات به‌جامانده از گذشته کنار بگذارند. ریشه این وضعیت را باید در ساختار مدیریت شهری و حکمرانی جمهوری اسلامی نیز جست‌وجو کرد؛ ساختاری که در آن ضعف برنامه‌ریزی بلندمدت، کمبود شفافیت در هزینه‌کرد منابع عمومی و اولویت یافتن پروژه‌های نمایشی بر نگهداری زیرساخت‌های حیاتی، بارها به مشکلات مشابه منجر شده است.
مشکل البته به تهران محدود نیست. سیلاب‌ها و آب‌گرفتگی‌های مکرر در شهرهای مختلف ایران نشان می‌دهد که ضعف زیرساخت‌های مدیریت آب و توسعه نامتوازن شهری به مسئله‌ای ملی تبدیل شده است. در بسیاری از شهرها، شبکه‌های جمع‌آوری آب‌های سطحی با رشد جمعیت و گسترش ساخت‌وساز هماهنگ نشده‌اند و مسیرهای طبیعی رودخانه‌ها و مسیل‌ها نیز تحت تأثیر فعالیت‌های انسانی قرار گرفته‌اند.
در کشوری که هم‌زمان با بحران کم‌آبی، افت منابع زیرزمینی و کاهش ذخایر آبی روبه‌رو است، تبدیل بارندگی به آب‌گرفتگی و سپس تخلیه آن به‌عنوان یک مشکل شهری، تصویری متناقض از مدیریت منابع آب ارائه می‌دهد. البته جمع‌آوری و ذخیره همه روان‌آب‌های شهری ممکن نیست، اما احیای مسیرهای طبیعی آب، ایجاد مخازن ذخیره موقت، افزایش سطوح نفوذپذیر و بازسازی شبکه‌های زهکشی می‌تواند هم از خسارت جلوگیری کند و هم بخشی از منابع آب باران را به چرخه مصرف بازگرداند. این همان نقطه‌ای است که مدیریت شهری باید از واکنش‌های مقطعی عبور کند و به برنامه‌ریزی بلندمدت برسد.
بارندگی اخیر تهران را باید فراتر از یک حادثه جوی مقطعی ارزیابی کرد. این بارش‌ها بار دیگر شکاف میان وعده‌های مدیران جمهوری اسلامی و واقعیت زیرساخت‌های شهری را آشکار کردند. در چنین شرایطی، بارندگی‌های اخیر تهران را باید فراتر از یک حادثه جوی مقطعی ارزیابی کرد. این بارش‌ها بار دیگر شکاف میان وعده‌های مدیران جمهوری اسلامی و واقعیت زیرساخت‌های شهری را آشکار کردند. شهری که در آن باران پاییزی می‌تواند بزرگراه‌ها را به حوضچه‌های آب تبدیل کند و رفت‌وآمد روزمره میلیون‌ها نفر را مختل سازد، با مسئله‌ای عمیق‌تر از چند دریچه مسدود یا کمبود ماشین‌آلات تخلیه آب روبه‌رو است.
باران غافلگیرکننده نیست؛ آنچه هر بار غافلگیرکننده به نظر می‌رسد، ناتوانی مدیریتی است که پس از دهه‌ها تجربه و هشدار کارشناسان، هنوز برای مواجهه با یکی از طبیعی‌ترین پدیده‌های اقلیمی برنامه‌ای مؤثر و پایدار ندارد. زاکانی ممکن است این بار نیز با اعزام نیروها و تجهیزات، بحران چند روز اخیر را پشت سر بگذارد، اما تا زمانی که زیرساخت‌های فرسوده بازسازی نشوند، مسیرهای طبیعی آب به رسمیت شناخته نشوند و مدیریت شهری از نمایش و تبلیغات به سمت برنامه‌ریزی علمی حرکت نکند، بارندگی بعدی دوباره همان پرسش را مطرح خواهد کرد: چرا تهران هنوز با باران غافلگیر می‌شود؟

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن