خانه جامعه وقتی جامعه دیگر توانِ سکوت ندارد

وقتی جامعه دیگر توانِ سکوت ندارد

دی فقط یک ماه در تقویم نیست. برای بسیاری، دی یادآور روزهایی است که بغض‌های فروخورده راه خودشان را به خیابان پیدا کردند؛ روزهایی که نارضایتی اقتصادی و اجتماعی به فریادی بزرگ‌تر تبدیل شد.

یادداشت سردبیر/ یارا خاتمی

گاهی یک جامعه ناگهان به خیابان نمی‌آید؛ مدت‌ها قبل از آن، در سکوت فرو می‌ریزد.

در خانه‌هایی که سفره‌ها کوچک‌تر شده‌اند، در جوان‌هایی که آینده‌شان را تار می‌بینند، در پدر و مادری که هر روز بیشتر نگران فردای فرزندانشان هستند، در آدم‌هایی که یاد گرفته‌اند خواسته‌هایشان را قورت بدهند و بگویند «ان‌شاءالله درست می‌شود».

اما هیچ جامعه‌ای برای همیشه نمی‌تواند با «درست می‌شود» زندگی کند.

دی فقط یک ماه در تقویم نیست. برای بسیاری، دی یادآور روزهایی است که بغض‌های فروخورده راه خودشان را به خیابان پیدا کردند؛ روزهایی که نارضایتی اقتصادی و اجتماعی به فریادی بزرگ‌تر تبدیل شد. اتفاقات دی ۱۴۰۴ هم نشان داد که وقتی فشارهای اقتصادی با احساس بی‌عدالتی و ناامیدی از آینده گره بخورد، یک جرقه کوچک می‌تواند جامعه‌ای خسته را دوباره به حرکت درآورد. 

امروز شاید خیلی‌ها از خودشان بپرسند:آیا دوباره دی تکرار می‌شود؟هیچ‌کس نمی‌تواند با اطمینان پاسخ این سؤال را بدهد. جامعه قابل پیش‌بینی مثل یک جدول آماری نیست. اما یک چیز را نمی‌توان انکار کرد: اگر ریشه‌های نارضایتی باقی بمانند، احتمال بازگشت اعتراض و تنش هم از بین نمی‌رود.

مسئله فقط قیمت دلار و نان و اجاره‌خانه نیست. مسئله، حسِ بی‌پناهی است؛ حس اینکه زحمت می‌کشی اما جلو نمی‌روی، امید می‌بندی اما هر روز چیزی تازه آن را از تو می‌گیرد، و آینده‌ای که باید روشن باشد، هر روز دورتر به نظر می‌رسد.

مردم فقط پول نمی‌خواهند؛امنیت روانی می‌خواهند.احترام می‌خواهند.

آینده می‌خواهند.می‌خواهند احساس کنند صدایشان شنیده می‌شود و زندگی‌شان ارزش دارد.شاید بزرگ‌ترین اشتباه این باشد که جامعه را فقط زمانی ببینیم که به خیابان آمده است. جامعه، خیلی قبل‌تر از خیابان، حرف می‌زند؛ در سکوت مردم، در مهاجرت جوان‌ها، در بی‌اعتمادی، در ناامیدی، در فاصله گرفتن آدم‌ها از آینده و حتی در جمله ساده‌ای که این روزها زیاد شنیده می‌شود: «دیگه نمی‌دونم چی می‌شه.»

تکرار دی، اگر روزی اتفاق بیفتد، فقط نتیجه یک حادثه ناگهانی نخواهد بود؛ نتیجه سال‌ها انباشته شدن دردهایی خواهد بود که برایشان پاسخ کافی پیدا نشده است و شاید هنوز بتوان جلوی تکرار تلخ‌ترین بخش‌های آن را گرفت؛ نه با ترس، نه با پاک کردن صورت مسئله، نه با دعوت مردم به سکوت؛ بلکه با شنیدن، اصلاح کردن، پاسخ دادن و بازگرداندن امید.

چون هیچ کشوری با مردمی ناامید، آینده آرامی ندارد.

و هیچ جامعه‌ای نباید آن‌قدر خسته شود که تنها راه شنیده شدن صدایش، فریاد باشد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن