یادداشت سردبیر/ یارا خاتمی
گاهی درد، گرانی نیست؛ درد این است که جوانی با هزاران آرزو، سالها درس میخواند، تلاش میکند، مهارت یاد میگیرد، اما وقتی نوبت ساختن آیندهاش میرسد، درِ بسیاری از فرصتها به رویش بسته است.
بیکاری فقط نداشتن حقوق آخر ماه نیست؛ یعنی شرمندگی جوانی که نمیتواند روی پای خودش بایستد. یعنی پدری که هر روز چشمانتظار موفقیت فرزندش است و مادری که با هر جواب رد، دلش بیشتر میشکند. یعنی هزاران رؤیایی که آرامآرام زیر فشار مشکلات اقتصادی رنگ میبازد.
امروز بسیاری از جوانان، نه از روی بیانگیزگی، بلکه به دلیل کمبود فرصتهای شغلی، خانهنشین شدهاند. بعضیها به فکر مهاجرت افتادهاند، بعضیها از تشکیل خانواده منصرف شدهاند و بعضی دیگر، امیدشان را به آینده از دست دادهاند.
هیچ جامعهای با ناامید شدن جوانانش پیشرفت نمیکند. جوانان، سرمایههای واقعی هر کشور هستند؛ سرمایههایی که اگر فرصت شکوفایی پیدا کنند، میتوانند اقتصاد را متحول کنند، اما اگر نادیده گرفته شوند، خسارت آن فقط متوجه یک نسل نخواهد بود، بلکه آینده همه جامعه را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
امیدواریم روزی برسد که هیچ جوانی برای پیدا کردن یک شغل آبرومند، سالها در انتظار نماند؛ روزی که استعدادها به جای خاک خوردن، فرصت درخشش پیدا کنند و لبخند امید دوباره به چهره جوانان این سرزمین بازگردد.