خانه جامعه سقز زیر سایه خشونت؛ پنج قتل در کمتر از ۴۰ روز 

هموطن بررسی می‌کند؛

سقز زیر سایه خشونت؛ پنج قتل در کمتر از ۴۰ روز 

وقوع پنج قتل در فاصله‌ای کمتر از ۴۰ روز، سقز را در شوک و نگرانی فرو برده است؛ شهری که این روزها نه فقط با خبرهای تلخ جنایت، بلکه با پرسش‌های سنگین درباره ریشه‌های خشونت، فرسایش روابط خانوادگی، فشارهای اقتصادی و ناتوانی نهادهای مسئول در پیشگیری از تکرار این حوادث روبه‌رو است.

اختصاصی گروه اجتماعی/رها صدیق

وقوع پنج قتل در فاصله‌ای کمتر از ۴۰ روز، سقز را در شوک و نگرانی فرو برده است؛ شهری که این روزها نه فقط با خبرهای تلخ جنایت، بلکه با پرسش‌های سنگین درباره ریشه‌های خشونت، فرسایش روابط خانوادگی، فشارهای اقتصادی و ناتوانی نهادهای مسئول در پیشگیری از تکرار این حوادث روبه‌رو است. آنچه در این بازه کوتاه رخ داده، از نگاه بسیاری از شهروندان دیگر صرفاً مجموعه‌ای از پرونده‌های جنایی نیست، بلکه نشانه‌ای از بحرانی عمیق‌تر در بافت اجتماعی شهر است؛ بحرانی که آرام‌آرام از حاشیه به متن زندگی روزمره آمده است. نخستین قتل در ۱۸ خرداد ۱۴۰۴ رخ داد؛ زمانی که رضا حق‌ستا در منزل شخصی خود در محله شیخ‌ناز، مقابل چشمان مادر و فرزندش، با سلاح سرد و توسط چند مهاجم به قتل رسید. این قتل، به‌دلیل وقوع در فضای امن خانه و در حضور نزدیک‌ترین اعضای خانواده، به‌سرعت به یکی از تکان‌دهنده‌ترین اخبار شهر تبدیل شد. خانه‌ای که باید پناه باشد، در این حادثه به صحنه هولناک خشونت بدل شد؛ تصویری که تا مدت‌ها از ذهن شهروندان پاک نخواهد شد.

کمتر از ۱۰ روز بعد، در ۲۶ خرداد ۱۴۰۴، فردین حسینی در خانه خود در شهرک گولان با شلیک گلوله جان باخت. بر اساس اطلاعات منتشرشده، همسر او با سلاحی که پیش‌تر تهیه کرده بود، شبانه چند گلوله به او شلیک کرد و از محل گریخت. صبح روز بعد، وقتی تماس‌های مکرر بی‌پاسخ ماند، خانواده با نگرانی به خانه رفتند و با پیکر بی‌جان او روبه‌رو شدند. این حادثه نه‌فقط به‌خاطر شیوه وقوع، بلکه به‌سبب نزدیکی جغرافیایی و زمانی آن با قتل نخست، احساس ناامنی را در میان مردم دوچندان کرد. گزارش‌ها می‌گویند متهم یک روز بعد در سقز بازداشت شد، اما بازداشت دیرهنگام نتوانست از موج نگرانی عمومی بکاهد.

پرونده سوم، ابعاد تلخ‌تری از خشونت خانگی را آشکار کرد. در ۱۱ تیر، پیکر شیرین گل‌محمدی در یکی از مسافرخانه‌های شهر پیدا شد؛ زنی که خانواده‌اش می‌گویند پیش از مرگ، قربانی ضرب‌وشتم شدید بوده است. آنان با استناد به گزارش اولیه پزشکی قانونی و نیز سابقه خشونت خانگی، همسر او را مسئول این حادثه می‌دانند. به گفته نزدیکان، شیرین پس از تحمل ضرب‌وشتم از خانه بیرون رفته و به مسافرخانه پناه برده بود. یکی از بستگان او می‌گوید پزشکی قانونی هیچ نشانه‌ای از مصرف دارو یا روش‌های خودکشی در بدن او نیافته، اما آثار ضرب‌وشتم، شکستگی دست و خونریزی داخلی کاملاً مشهود بوده است. در این میان، شهادت دختر خردسال خانواده نیز وزن این روایت را سنگین‌تر کرده و بار دیگر نشان داده است که خشونت خانگی، اغلب در چه سکوتی و با چه هزینه انسانی سنگینی رخ می‌دهد. در حال حاضر، شوهر او به‌عنوان مظنون بازداشت است و فرزندان شیرین در انتظار تصمیم نهایی مراجع قضایی مانده‌اند.

آخرین حادثه در ۲۱ تیر ۱۴۰۴ رخ داد؛ زمانی که علی و فرشته رحمان‌زاده، پدر و دختر، به دست داماد سابق خانواده کشته شدند. این قتل، لایه دیگری از بحران خشونت را عیان کرد و نشان داد که زنجیره تنش‌ها در سقز تنها به یک الگوی واحد محدود نیست، بلکه از اختلافات خانوادگی تا خشونت‌های انتقامی و درگیری‌های ریشه‌دار، طیفی گسترده را در بر می‌گیرد. در چنین فضایی، ترس و بی‌اعتمادی به سرعت جای احساس امنیت را می‌گیرد و شهروندان بیش از گذشته از نبود سازوکارهای بازدارنده سخن می‌گویند.

مجموع این پنج قتل، سقز را در موقعیتی قرار داده که در آن هر حادثه، فقط یک پرونده قضایی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از اختلال در شبکه‌ای از روابط، حمایت‌ها و نظارت‌هاست. وقتی خشونت در فاصله‌ای کوتاه و در قالب‌های مشابه تکرار می‌شود، مسئله از سطح «حادثه» عبور می‌کند و به «نشانه بحران» تبدیل می‌شود. شهروندان از مسئولان پاسخ می‌خواهند، اما آنچه بیش از هر چیز دیده می‌شود، شکاف میان هشدارهای اجتماعی و واکنش‌های مؤثر است؛ شکافی که اگر پر نشود، می‌تواند به تکرار تلخ همین خبرها بینجامد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن