گروه سیاسی / ماهور ایرانی
پس از آنکه سپاه پاسداران جمهوری اسلامی عصر سهشنبه دست به آنچه فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) آن را «تلاش برای حمله غافلگیرانه» توصیف کرد علیه نیروهای آمریکایی در منطقه زد، سنتکام اعلام کرد نیروهای آن این حمله را خنثی کردهاند. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در واکنش به این اقدام روز چهارشنبه در مصاحبهای با فاکسنیوز با لحنی تند گفت آمریکا قصد دارد حسابی اینها را کتک بزند و این جمله را پس از آن بیان کرد که ارتش آمریکا از آنچه آن را حمله غافلگیرانه ایران توصیف کرد جلوگیری کرد.
این حمله شامل تلاش برای شلیک موشک بالستیک به سمت نیروهای آمریکایی مستقر در اردن بود و پس از آن ترامپ متعهد شد پاسخی قاطع به این اقدام بدهد. ترامپ همچنین در جمع خبرنگاران در دفتر بیضیشکل کاخ سفید اعلام کرد: ما خیلی محکم به آنها ضربه خواهیم زد، چون نوبت ماست که ضربه بزنیم. آنها میدانند که این اتفاق در راه است.
بهدنبال این اظهارات، فرماندهی مرکزی آمریکا تأیید کرد که عملیات نظامی علیه ایران را بهعنوان پاسخی قدرتمند به تلاش ایران برای حمله به نیروهای آمریکایی در منطقه دربامداد پنجشنبه آغاز کرده است در چندین نقطه از جنوب ایران صدای انفجار شنیده شد، همزمان با آنکه ارتش آمریکا حملات بیشتری علیه این کشور آغاز کرد. صدای انفجار در بندرعباس، بندری در جنوب ایران نزدیک تنگه هرمز، و در اطراف جزایری نزدیک این آبراه پرمناقشه شنیده شد، . یکی از این جزایر جزیره کیش در خلیج فارس بود.
هدف این حملات یک مجموعه گسترده اهداف در سراسر ایران بود. در کنار این تحولات، بر اثر شکست مذاکرات میان آمریکا و ایران بر سر تنگه هرمز، قیمت نفت امروز بهشدت افزایش یافت، بهطوریکه قیمت نفت خام رشد کرد و به ۸۲.۶۹ دلار رسید و قیمت نفت برنت نیز به مرز ۸۸ دلار نزدیک شد.
فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرد که در ساعت ۱۰ شب به وقت شرق آمریکا (پنجشنبه بامداد به وقت ایران)، نیروهای آن یک موج سنگین حملات علیه ایران را در واکنش به تلاش ایران برای حمله موشکی روز گذشته به نیروهای آمریکایی تکمیل کردند. بر اساس این بیانیه، اهداف مورد اصابت شامل دهها هدف متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ایران بود، از جمله مراکز فرماندهی نظامی، تأسیسات موشکی و پهپادی، سایتهای نظارت و پدافند ساحلی، و توانمندیهای دریایی. سنتکام تصریح کرد هدف از این حملات کاهش بیشتر تهدیدهایی بود که ایران و نیروهای وابسته به آن متوجه نیروهای آمریکایی، کشتیرانی تجاری و کشورهای همسایه حاشیه خلیج فارس میکنند.
این موج از حملات حدود دو ساعت به طول انجامید و دهها هدف را مورد اصابت قرار داد؛ واشنگتن این اقدام را پاسخی قدرتمند به موشکهای ایرانی شلیکشده به سمت نیروهای آمریکایی در خاورمیانه یک روز پیش از آن توصیف کرد.
این حمله بخشی از یک رشته حملات مستمر در هفتههای اخیر بوده است. برای نمونه، یک هفته پیش از این، سنتکام از تکمیل دوازدهمین شب متوالی حملات به ایران خبر داد که در جریان آن چندین انفجار در شهرهای جنوبی سیریک و بوشهر شنیده شد؛ در آن مورد، یک حمله موشکی دوم نیز یک سایت نظامی در بوشهر را هدف قرار داده بود.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در مصاحبهای با فاکسنیوز اعلام کرد جنگ با ایران تنها با فروپاشی حکومت جمهوری اسلامی یا تضعیف آن بهحدی که ادامه برنامه هستهای را متوقف کند، پایان خواهد یافت. او تأکید کرد که تهران باید درک کند ادامه اقداماتی مانند ایجاد هرجومرج اقتصادی جهانی، کشتن هزاران نفر از شهروندان خود، و حمله به دیگران پیامدهای سنگینی به دنبال دارد.
پیشتر، در مصاحبه با برنامه ۶۰ دقیقه شبکه سیبیاس، نتانیاهو درباره احتمال سرنگونی جمهوری اسلامی ایران گفته بود: آیا ممکن است؟ بله و آیا تضمینشده است؟ نه.
نتانیاهو در روزهای نخست جنگ، سرنگونی حکومت جمهوری اسلامی را بهعنوان یک احتمال بسیار واقعی مطرح کرده بود، و سرهنگ بازنشسته میری آیزن از اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل، گفته بود هدف نهایی نتانیاهو در این جنگ، دیدن یک ایران بهشدت تضعیفشده است. بر اساس نظرسنجی مؤسسه دموکراسی اسرائیل، ۹۳ درصد از اسرائیلیهای یهودی از این جنگ حمایت میکنند و اکثریت آنها معتقدند باید تا سرنگونی کامل حکومت ادامه یابد.
از دیدار اخیر ترامپ و نتانیاهو در کاخ سفید، این دو رهبر درباره سه سناریوی اصلیِ پیشِ رو با یکدیگر تبادلنظر کردند. به گفته یک مقام ارشد اسرائیلی، اگرچه نتانیاهو در روزهای آغازین جنگ سرنگونی حکومت را یک گزینه واقعی میدانست، اکنون بهنظر میرسد او پذیرفته که این اتفاق در شرایط فعلی و با معترضان بدون سلاح، بهخودیخود رخ نخواهد داد. بر همین اساس، دو طرف درباره “فشار اقتصادی بیشتر [علیه ایران] از طریق ابزارهای نظامی و غیرنظامی” گفتوگو کردند. با این حال همان مقام تأکید کرد اگر ایران دست به حمله اول علیه اسرائیل بزند، اسرائیل منتظر چراغ سبز آمریکا نخواهد ماند.
درباره تلاشهای تغییر حکومت در جنگ ۲۰۲۶ ایران، ترامپ در ۱۳ فوریه ۲۰۲۶ بهصراحت از سرنگونی حکومت ایران حمایت کرده و آن را بهترین اتفاقی که میتواند رخ دهد توصیف کرده و گفته بود افرادی هستند که او میخواهد جایگزین حکومت فعلی شوند. همان منبع میگوید ترامپ و نتانیاهو از شهروندان ایران خواستند پس از تضعیف و از کار افتادن نهادها و ارتش، کنترل حکومت را بهدست بگیرند، در حالی که رضا پهلوی، از معترضان خواسته بود در خانه بمانند و منتظر فراخوان نهایی او برای قیام باشند. نتانیاهو در دیدار با ترامپ تلاش کرد بار دیگر ایده تغییر حکومت در تهران را بفروشد.
از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ که جنگ میان آمریکا، اسرائیل و ایران آغاز شد، تردد کشتیرانی از تنگه هرمز گلوگاه حیاتی تجارت جهانی انرژی توسط ایران مسدود شده است. در واکنش به جنگ، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حملات موشکی و پهپادی به اسرائیل، پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه، و کشورهای حاشیه خلیج فارس متحد آمریکا را آغاز کرد. سپاه همچنین بخشنامههایی صادر کرد که عبور از تنگه را ممنوع میدانست، به کشتیهای تجاری حمله و آنها را بازرسی کرد و در تنگه مین دریایی کاشت. تاکنون دستکم یک یدککش غرق شده، بیش از ۱۷ کشتی تجاری آسیب دیده (که ۷ فروند از آنها رها شده)، ۲ کشتی تجاری به تصرف درآمده، ۱۲ دریانورد کشته یا مفقود شده و یک کارگر بندری در بحرین کشته و ۲ نفر دیگر زخمی شدهاند.
در نمونهای دیگر سپاه پاسداران به سه کشتی تجاری، از جمله یک نفتکش گاز مایع قطری در نزدیکی سواحل عمان حمله کرد. وزارت خارجه قطر این اقدام را حملهای غیرقابلقبول به امنیت و ایمنی کشتیرانی بینالمللی و تأمین انرژی جهانی، و نقض آشکار و فاحش قوانین بینالمللی، بهویژه قواعد تضمینکننده آزادی کشتیرانی دریایی و عبور امن از آبراههای بینالمللی توصیف کرد و جمهوری اسلامی را کاملاً و از نظر حقوقی مسئول این حمله و هرگونه خسارت یا پیامد ناشی از آن دانست. در همان رویداد، وزارت خارجه عربستان سعودی نیز اعلام کرد ایران به یکی از نفتکشهای آن، حامل نفت خام با نام «ودیان»، در حین عبور از تنگه هرمز حمله کرده است و این اقدام را تجاوز به امنیت و ایمنی کشتیرانی بینالمللی خواند و گفت جمهوری اسلامی مسئولیت کامل این حملات را بر عهده دارد.
این الگوی حمله به کشتیها پیشتر نیز تکرار شده بود. در یکی از این موارد ارتش جمهوری اسلامی مدعی حمله به یک نفتکش نفتی در خلیج فارس شد؛ این یکی از سه کشتی تجاری بود که صبح پنجشنبه در نزدیکی تنگه هرمز مورد حمله قرار گرفتند. در بیانیه خود درباره این حادثه، سپاه پاسداران اعلام کرد نفتکشها و دیگر شناورهای فعال در خلیج فارس و تنگه هرمز باید بدانند که برای حفظ امنیت خود باید مطابق با قوانین و مقررات عبور در شرایط جنگی اعلامشده از سوی سپاه پاسداران عمل کنند.
رویهمرفته، پیامدهای این رویدادها شامل یک بحران جهانی سوخت، کارزار هوایی بهرهبری آمریکا علیه اهداف ایرانی در طول تنگه، محاصره دریایی آمریکا علیه ایران، عملیات اسکورت دریایی آمریکا، و تشکیل نهاد موسوم به «اقتدار تنگه خلیج فارس» بوده است.
از زمان بستن عملیِ تنگه هرمز از سوی ایران در پی آغاز جنگ در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بهتدریج از موضع محتاطانه اولیه فاصله گرفته و به سمت هماهنگی عملیاتی با واشنگتن حرکت کردهاند. امارات متحده عربی در حال آمادهسازی برای کمک به آمریکا در بازکردن تنگه هرمز حتی بهزور بوده است، پس از آنکه از آغاز جنگ بارها هدف حملات موشکی و پهپادی ایران قرار گرفته است. امارات در حال لابیگری در شورای امنیت سازمان ملل برای تصویب قطعنامهای است که به یک عملیات نظامی برای پایاندادن به سلطه ایران بر این آبراه حیاتی مجوز دهد، اقدامی که در صورت تحقق، امارات را به نخستین کشور خلیج فارس تبدیل میکند که رسماً وارد جنگ علیه ایران میشود.
امارات پیشتر نیز به متحدان غربی خود اعلام کرده بود حاضر است به یک نیروی دریایی چندملیتی برای بازگشایی تنگه هرمز بپیوندد، و در تلاش است دهها کشور را برای تشکیل چیزی با عنوان «نیروی امنیتی هرمز» با هدف دفاع از تنگه در برابر حملات ایران و اسکورت کشتیها بسیج کند. امارات بیش از هر کشور دیگری در منطقه، از جمله اسرائیل، هدف حملات ایران بوده است.
این روند هماهنگی، بازتاب یک تغییر گستردهتر در موضع کشورهای عربی خلیج فارس است. کشورهای عربی خلیج فارس اگرچه در ابتدا خواستار ورود آمریکا به جنگ با ایران نبودند، اکنون بسیاری از آنها از واشنگتن میخواهند که کار را نیمهکاره رها نکند و اجازه ندهد جمهوری اسلامی همچنان قادر به تهدید خط حیاتی نفتی خلیج فارس و اقتصادهای وابسته به آن باشد. این احساس گسترده در سراسر خلیج فارس وجود دارد که ایران با هر کشور خلیج فارس، تمام خطوط قرمز را زیر پا گذاشته است. واشنگتن نیز بهموازات این خواسته، بر کشورهای خلیج فارس فشار میآورد تا رسماً به جنگ آمریکا و اسرائیل بپیوندند.
این فشار هماهنگشده از سوی ترامپ نیز بهطور مستقیم دنبال شده است؛ در جریان جنگ، ترامپ بر متحدان منطقهای فشار آورد تا برای بازگشایی تنگه هرمز کمک کنند، در حالی که همزمان ایران سفارت آمریکا در بغداد را هدف قرار داده بود.
در سطح دیپلماسی چندجانبه، کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس نیز نقش فعالی در تلاشهای سازمان ملل ایفا کردهاند؛ بحرین پیشنویس قطعنامهای را ارائه کرد که خواستار پایان حملات ایران و “هماهنگی تلاشها” میان کشورها برای تأمین امنیت کشتیرانی، از جمله اسکورت کشتیها بود. اگرچه روسیه و چین این قطعنامه را وتو کردند، اما آمریکا و بریتانیا از آن حمایت کردند و بعدها آمریکا با مشارکت برخی کشورهای عرب خلیج فارس، در حال تدوین قطعنامه محدودتر جدیدی بود.
این فشار جمعی، در کنار عملیات نظامی مستقیم آمریکا، اکنون به بخشی از راهبرد کلی واشنگتن برای وادار کردن ایران به عقبنشینی تبدیل شده است: علىرغم تفاهمی که در ژوئن ۲۰۲۶ برای بازگشایی تنگه هرمز و پایان جنگ منعقد شد، ایران کوشید تا کنترل هژمونیک بر تنگه را حفظ کرده و در نهایت از کشتیهای عبوری عوارض بگیرد؛ این اقدام ایران بود که حملات آمریکا را بهویژه پس از حمله به سه کشتی در ۶ و ۷ ژوئیه برانگیخت،.
نتیجه ملموس این فشار همزمان دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی نشان میدهد تولید انرژی در سراسر منطقه محدود شده و در یک نقطه، تولیدکنندگان دستکم ۱۰ میلیون بشکه در روز حدود ۱۰ درصد از عرضه جهانی را کاهش دادند و امارات اکنون در حال برنامهریزی برای زیرساختهای جدید خارج از تنگه هرمز است تا وابستگی خود به این آبراه را بهطور دائمی کاهش دهد.
در کنار فشار نظامی، دولت ترامپ فشار اقتصادی گستردهای نیز بر ایران و شرکای تجاری آن اعمال کرده است. ترامپ در ژانویه ۲۰۲۶ اعلام کرد هر کشوری که با ایران تجارت کند، مشمول تعرفه ۲۵ درصدی بر تمام مبادلات تجاری خود با آمریکا خواهد شد؛ او این تصمیم را در پیامی در شبکههای اجتماعی قطعی و نهایی توصیف کرد. همان گزارش میافزاید که ترامپ هشدار داده بود اگر بشنوم ایران در حال بازسازی توان نظامی خود است، ما مجبور خواهیم شد آنها را از پا درآوریم. ما حسابشان را میرسیم.
این رویکرد در ماههای اخیر تشدید شده است. همزمان با ورود جنگ به ششمین ماه خود، ترامپ یک موج تازه تعرفهای علیه ۶۰ شریک تجاری، از جمله اتحادیه اروپا، چین، بریتانیا و کانادا آغاز کرد؛ این تعرفههای تازه که جایگزین تعرفه پایه ۱۰ درصدی موقتی شدند که در ۲۴ ژوئیه منقضی شده بود، بین ۱۰ تا ۱۲.۵ درصد متغیر بودند. همزمان با اجراییشدن این تعرفهها، میانگین قیمت بنزین در آمریکا در روز شنبه اندکی افزایش یافت و به ۴.۱۱ دلار در هر گالن رسید، که فشار مضاعفی بر اقتصاد آمریکا در آستانه انتخابات میاندورهای وارد کرده است.
ترامپ بهصراحت از احتمال یک حمله عظیم برای وادار کردن ایران به پذیرش یک توافق صلح خبر داده است. این تهدید در مصاحبه با شبکه خبری اکسیوس بازتاب گستردهتری یافت؛ ترامپ به این رسانه گفت: من در حال بررسی یک حمله عظیم هستم. بزرگتر از همیشه. نزدیک به تصمیمگیری هستم.
ترامپ در روزهای اخیر تهدید کرده که دامنه اهداف را به نیروگاههای انرژی و پلهای ایران گسترش دهد، نیروی زمینی برای تصرف مرکز نفتی جزیره خارک اعزام کند، و یک سایت هستهای عمیقاً زیرزمینی موسوم به کوه کلنگ را بمباران کند. با این حال، ترامپ اعلام کرد هنوز درباره حملات بزرگ جدید تصمیمی نگرفته و در حال گفتوگو با طرف ایرانی است، در حالی که اسرائیل همچنان تخمین میزند ترامپ بهزودی ناچار به تشدید اقدام نظامی خواهد شد.
از سوی دیگر پیش از این وقفه کوتاه، معاون رئیسجمهور جیدی ونس و رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا ژنرال دن کین در جلسهای در کاخ سفید نگرانیهای خود را درباره تشدید بیشتر جنگ مطرح کردند، در حالی که ترامپ همچنان احتمال آن را میسنجید. با این حال، ترامپ در تماس تلفنی با یک خبرنگار فرانسوی اعلام کرد قطعاً در حال بررسی از سرگیری جنگ تمامعیار با ایران است، در صورتی که آمریکا صددرصد آنچه میخواهد را بهدست نیاورد.
احتمال ورود مستقیمتر اسرائیل به این جنگ، اسرائیل با وجود قرارگرفتن نیروهایش در حالت آمادهباش بالا، در حال تدوین طرحهای عملیاتی برای تشدید احتمالی درگیری آمریکا و ایران است، هرچند فعلاً در حاشیه مانده و برنامه فوری برای پیوستن به جنگ ندارد.
اسرائیل خود را برای احتمال گسترش کارزار نظامی علیه ایران و ورود اورشلیم به آن، در صورت تشدید حملات آمریکا، آماده میکند. اسرائیل سطح آمادهباش خود را به بالاترین حد رسانده، به دلیل نگرانی از احتمال از سرگیری درگیری با ایران، و دهها هواپیمای سوخترسان نظامی آمریکا به پایگاههای اووادا و رامون منتقل شدهاند.
با اینهمه، برخی گزارشها نشان میدهند دو طرف اصلی جنگ آمریکا و ایران لزوماً خواهان ورود اسرائیل نیستند. علىرغم نشانههای رو به رشد تشدید و گسترش جنگ، هر دو کشور آمریکا و ایران مایلاند اسرائیل را از این معرکه دور نگه دارند، اگرچه دولت اسرائیل تاکنون هیچ توضیح علنی درباره موضع خود ارائه نداده است.
اقتصاد ایران در سال ۲۰۲۶ انتظار میرود ۶.۱ درصد کوچک شود، با نرخ تورم ۶۸.۹ درصد، در حالی که ارزش ریال به حدود ۱.۳۲ میلیون ریال در برابر هر دلار آمریکا سقوط کرده است. همان گزارش میافزاید که بستن عملی تنگه هرمز و محاصره متعاقب آمریکا، تجارت بینالمللی ایران را قطع کرده، در حالی که بیش از ۹۰ درصد تجارت سالانه ایران از این تنگه عبور میکند، تداوم محاصره میتواند ۷۰ درصد از درآمدهای صادراتی ایران را قطع کند.
ایران در ماه مه ۲۰۲۶ عملاً هیچ نفت خامی صادر نکرد در مقایسه با ۲.۱ میلیون بشکه در روز در فوریه، آخرین ماه کامل پیش از جنگ؛ درآمد صادراتی برآوردی برای ماه مه به کمتر از ۲۰۰ میلیون دلار سقوط کرد، در برابر پایه درآمد ماهانه پیش از جنگ که بیش از ۲۰ برابر این رقم بود. خسارت اقتصادی روزانه ناشی از محاصره حدود ۴۳۵ میلیون دلار در روز برآورد میشود.
به گفته مقامات تهران، جنگ تاکنون حدود ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت، معادل تقریباً ۵۷ درصد تولید ناخالص داخلی، به بار آورده است، و هر ماه اضافهای که جنگ ادامه یابد میتواند اقتصاد ایران را بیش از پنج سال به عقب براند. اقتصاد ایران احتمالاً سریعتر از اقتصاد آمریکا یا اقتصاد جهانی، تحت فشار ترکیبی جنگ، تحریمها، محاصره آمریکا و اختلال تهران در تنگه هرمز، از پا درخواهد آمد.
سالها تحریم، جمهوری اسلامی را وادار به توسعه راههای دور زدن تحریمها کرده که آسیبپذیری آن را در برابر شوکهای ناگهانی کاهش داده و فروپاشی اقتصادی را در کوتاهمدت کمتر محتمل میسازد. این نهاد میافزاید چین متغیر کلیدی است: تمایل پکن به ادامه خرید نفت ایران، حتی در برابر فشار آمریکا، میتواند اثر محاصره را بهطور قابلتوجهی تضعیف کند، و ایران همچنان میتواند از طریق شبکههای دور زدن تحریم و مسیرهای تجاری جایگزین، از جمله مرزهای زمینی یا دریای خزر که مشمول محاصره نیستند، فعالیت اقتصادی محدودی را حفظ کند.
در کنار فشار اقتصادی، سناریوهای تغییر حکومت در ایران نشان میدهد که جمهوری اسلامی با بحرانهای همزمانی روبهرو است که از نظر شدت و همزمانی، از زمان انقلاب بیسابقه بودهاند؛ ترکیب فروپاشی اقتصادی، شکست راهبردی نظامی، انزوای منطقهای، فشار تحریمی، ابهام در جانشینی رهبری، و اعتراضات سراسری، آسیبپذیریهای مرکبی ایجاد میکند که از تجربه تاریخی مدیریت بحران رژیم فراتر میرود. برخلاف دورههای اعتراضی گذشته (۲۰۰۹، ۲۰۱۷-۲۰۱۸، ۲۰۱۹ و ۲۰۲۲)، اکنون جمهوری اسلامی مجبور است بهطور همزمان با تهدیدهای وجودی در چند حوزه مقابله کند، در حالی که از نظر مالی تخلیهشده، از نظر دیپلماتیک منزوی، از نظر نظامی آسیبپذیر و از نظر داخلی به چالش کشیده شده است.
در نهایت میتوان گفت اعمال همزمان تعرفههای تجاری، حملات نظامی گستردهتر، محاصره دریایی، تشدید تحریمها و احتمال ورود مستقیم اسرائیل، جمهوری اسلامی را در وضعیتی از فشار چندجانبه و بیسابقه قرار میدهد که همزمان اقتصاد، انسجام سیاسی داخلی، و توان بازدارندگی نظامی آن را هدف قرار میدهد.. آنچه مشخص میشود این است که وضعیت کنونی از نظر شدت و همزمانی فشارها، بیسابقه توصیف میشود، اما نتیجه نهایی آن سازش، تداوم وضع موجود با هزینهٔ بالا، یا فروپاشی همچنان نامشخص است.