اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی
اظهارات اخیر عباس عبادی، معاون پرستاری وزارت بهداشت، پرده از بحرانی برداشت که سالهاست در زیر پوست نظام سلامت ایران جریان دارد. بر اساس آمار اعلامشده از سوی این مقام دولتی، درسال گذشته هزار و ۸۰۰ پرستار ترک شغل کرده، ۸۰۰ نفر استعفا دادهاند و ۳۸۰ پرستار نیز کشور را برای همیشه ترک کردهاند.
به این ترتیب، نزدیک به سه هزار نفر از نیروهای پرستاری ایران تنها در یک سال از چرخه خدمت خارج شدهاند؛ آماری که نه تنها یک مسئله صنفی، بلکه نشانهای از یک بحران عمیق اجتماعی،اقتصادی و مدیریتی است.
در هر کشوری، کیفیت خدمات درمانی به میزان زیادی به نیروی انسانی متخصص وابسته است. پرستاران ستون فقرات نظام سلامت محسوب میشوند؛ افرادی که بیشترین ارتباط را با بیماران دارند و نقش آنان در مراقبت، درمان و کاهش مرگومیر غیرقابل انکار است. بنابراین خروج گسترده پرستاران از سیستم درمانی راباید بهعنوان هشداری جدی درباره آینده سلامت جامعه ایران تلقی کرد.
ریشههای بحران؛ چرا پرستاران میروند؟
سالهاست که تشکلهای صنفی پرستاران نسبت به شرایط کاری،سطح دستمزدها، اضافهکاریهای اجباری و کمبود نیروی انسانی هشدار میدهند.
بسیاری از پرستاران ایرانی در حالی مسئول مراقبت از تعداد زیادی بیمار هستند که درآمد آنان با نرخ تورم و هزینههای زندگی همخوانی ندارد. از سوی دیگر، فشارهای روحی ناشی از شیفتهای طولانی، فرسودگی شغلی و نبود چشمانداز روشن برای پیشرفت حرفهای، انگیزه ماندن را کاهش داده است.
کادر درمان معتقدند این وضعیت محصول سالها سوءمدیریت و اولویتبندیهای نادرست در تخصیص منابع عمومی است. درحالی که بخشهای مختلف حاکمیت از بودجههای کلان برخوردارند،نظام سلامت و به ویژه نیروی پرستاری با کمبود مزمن منابع مواجه است. نتیجه چنین سیاستی، شکلگیری شرایطی است که در آن مهاجرت یا ترک حرفه برای بسیاری از پرستاران به گزینهای منطقی تبدیل میشود.
افزون بر این، مهاجرت پرستاران تنها به دلیل مسائل مالی نیست. بسیاری از آنان از نبود امنیت شغلی، محدودیتهای حرفهای ،ضعف سازوکارهای حمایتی و بیتوجهی مسئولان به مطالبات صنفی خود گلایه دارند.
هنگامی که یک نیروی متخصص احساس کند نه منزلت حرفهای دارد و نه امکان بهبود شرایط زندگی، طبیعی است که به دنبال فرصتهای بهتر در خارج از کشور باشد.
بیمارستانهای خسته، بیماران آسیبپذیر
مهمترین پیامد خروج هزاران پرستار از چرخه درمان، کاهش کیفیت خدمات پزشکی است. کمبود نیروی پرستاری به معنای افزایش تعداد بیماران تحت پوشش هر پرستار خواهد بود. در چنین شرایطی احتمال بروز خطاهای درمانی، تأخیر در ارائه خدمات وکاهش کیفیت مراقبت افزایش پیدا میکند.
در بسیاری از بیمارستانهای ایران، نسبت پرستار به بیمار پیش ازاین نیز پایینتر از استانداردهای جهانی گزارش شده بود. اکنون با ادامه روند مهاجرت و ترک شغل، فشار کاری بر نیروهای باقیمانده بیشتر میشود. این فشار مضاعف به فرسودگی شغلی، خستگی مزمن و کاهش بهرهوری منجر خواهد شد و در نهایت کیفیت خدمات درمانی را تحت تأثیر قرار میدهد.
از سوی دیگر، بیماران بستری، سالمندان، کودکان و افراد مبتلا به بیماریهای مزمن بیشترین آسیب را از کمبود پرستار متحمل میشوند. در چنین وضعیتی زمان مراقبت از هر بیمار کاهش مییابد و امکان رسیدگی دقیق به وضعیت آنان محدودتر میشود.
این مسئله میتواند افزایش عوارض درمانی، طولانیتر شدن مدت بستری و حتی افزایش مرگومیر قابل پیشگیری را در پی داشته باشد.
مهاجرت نخبگان درمانی؛ سرمایهای که بازنمیگردد
مهاجرت ۳۸۰ پرستار در یک سال، تنها یک عدد نیست؛ بلکه نماد خروج سرمایه انسانی از کشوری است که برای آموزش این نیروها هزینههای قابل توجهی پرداخت کرده است. هر پرستاری که ایران را ترک میکند، سالها آموزش دانشگاهی، تجربه بالینی و مهارت حرفهای را نیز با خود میبرد.
این روند در کنار مهاجرت پزشکان، متخصصان و سایر نیروهای درمانی، تصویری نگرانکننده از آینده نظام سلامت ترسیم میکند. کشوری که قادر به حفظ نیروهای متخصص خود نباشد، ناچار خواهد شد با کمبود شدید نیروی انسانی مواجه شود یا هزینههای سنگینی برای جایگزینی آنان بپردازد.
کادر درمان معتقدند که موج مهاجرت پرستاران بازتابی از بحران گستردهتر بیاعتمادی به آینده کشور است. هنگامی که متخصصان جوان، آینده حرفهای خود را در خارج از مرزها جستوجو میکنند، این مسئله صرفاً یک چالش اقتصادی نیست؛ بلکه نشانهای از فرسایش امید اجتماعی و کاهش اعتماد به توانایی ساختار حکمرانی در حل مشکلات است.
در نهایت، آمار اعلامشده از سوی معاون پرستاری وزارت بهداشت را باید فراتر از یک گزارش اداری دانست.