اختصاصی گروه اجتماعی/ رها صدیق
تعطیلیهای پیاپی مدارس در ایران حالا دیگر فقط یک اتفاق موقت یا مربوط به دوران کرونا نیست. از آلودگی هوا و کمبود انرژی گرفته تا بحرانهای امنیتی و تنشهای منطقهای، آموزش در سالهای اخیر بارها و بارها متوقف شده؛ وضعیتی که به گفته کارشناسان، نظام آموزشی ایران را وارد مرحلهای فرسایشی کرده است. برآوردهای غیررسمی نشان میدهد ابعاد این بحران بسیار گستردهتر از چیزی است که در آمارهای روزمره دیده میشود. ایران حدود ۱۶ میلیون دانشآموز دارد و اگر فقط ۲۰ روز تعطیلی مؤثر مدارس در طول یک سال تحصیلی محاسبه شود، رقمی معادل بیش از ۳۲۰ میلیون نفرـروز آموزشی از دسترفته به دست میآید؛ آماری که نشان میدهد بحران تعطیلی مدارس، دیگر یک مسئله مقطعی نیست.
در چنین شرایطی، کارشناسان هشدار میدهند آموزش بهتدریج از اولویت سیاستگذاری خارج شده و آموزش مجازی نیز به جای یک راهحل اضطراری، در حال تبدیل شدن به یک وضعیت دائمی است. در همین زمینه گفته میشود که در ایران، با هر بحران تازه، اولین تصمیم تعطیلی مدارس و انتقال آموزش به فضای مجازی است؛ روندی که پس از کرونا نهتنها متوقف نشد، بلکه با بحرانهای دیگری مانند آلودگی هوا، ناترازی انرژی و مسائل امنیتی ادامه پیدا کرد.
افت مهارتهای پایه؛ نسل دانشآموزان در معرض آسیب
کارشناسان آموزشی معتقدند بزرگترین آسیب تعطیلی مدارس، افت یادگیری و کاهش مهارتهای پایه دانشآموزان است. بر اساس برخی گزارشهای بینالمللی پس از دوران کرونا، حتی در کشورهای توسعهیافته نیز آموزش مجازی باعث افت محسوس مهارتهایی مانند خواندن، نوشتن و حساب کردن شد. اما در ایران، به دلیل ضعف زیرساختهای اینترنتی، محدودیت دسترسی به ابزارهای آموزشی و کیفیت پایین برخی پلتفرمهای داخلی، این آسیبها شدیدتر ارزیابی میشود.
به گفته کارشناسان، بخش بزرگی از آموزش مجازی در عمل بازدهی لازم را ندارد و بسیاری از دانشآموزان صرفاً حضور خود را در کلاس ثبت میکنند، بدون آنکه فرآیند واقعی یادگیری اتفاق بیفتد. به باور آنها، آموزش غیرحضوری در هیچ کشوری نتوانسته جایگزین کامل آموزش حضوری شود و در ایران این شکاف عمیقتر است.
شکاف طبقاتی در آموزش عمیقتر شد
یکی از مهمترین پیامدهای گسترش آموزش مجازی، افزایش نابرابری آموزشی است. در حالی که مدارس برخوردار از پلتفرمهای اختصاصی، کلاسهای حرفهای آنلاین و امکانات بیشتر استفاده میکنند، بسیاری از مدارس دولتی و خانوادههای کمدرآمد با حداقل امکانات ادامه میدهند. در سالهای اخیر حتی استفاده از برخی امکانات سامانههای آموزشی نیز برای مدارس و خانوادهها هزینهبر شده است؛ مسئلهای که به باور منتقدان، با اصل رایگان بودن آموزش در تضاد قرار دارد.
کارشناسان هشدار میدهند کیفیت آموزش در ایران بیش از گذشته به وضعیت اقتصادی خانوادهها وابسته شده و این روند میتواند شکاف طبقاتی را در آینده تشدید کند.
آموزش مجازی؛ راهحل موقت یا سیاست دائمی؟
نگرانی اصلی بسیاری از کارشناسان این است که آموزش مجازی در ایران بهتدریج از یک راهکار اضطراری به یک سیاست دائمی تبدیل شود؛ زیرا برای دولت کمهزینهتر است و بخشی از بحران مزمن بودجه آموزشوپرورش را پنهان میکند. آموزشوپرورش ایران سالهاست با کمبود بودجه، فرسودگی مدارس و کمبود نیروی انسانی روبهروست و برخی معتقدند تعطیلی مدارس و انتقال آموزش به فضای مجازی، فشار این بحرانها را موقتاً کاهش میدهد. در عین حال، برخی تحلیلگران معتقدند تعطیلی مدارس و دانشگاهها باعث محدود شدن فضاهای جمعی و کاهش تعاملات اجتماعی نیز میشود؛ مسئلهای که پیامدهای فرهنگی و اجتماعی گستردهای دارد.
«آموزش» در حاشیه بحرانهای بزرگتر
مسئله فقط به دولت محدود نمیشود و آموزش در بخشی از جامعه نیز اهمیت گذشته را از دست داده است. فشارهای اقتصادی و معیشتی باعث شده بسیاری از خانوادهها آموزش را در اولویت دوم قرار دهند. با این حال، حتی در شرایط بحرانی نیز دولتها موظفاند برای تداوم آموزش ایمن، حفظ کیفیت یادگیری و حمایت روانی از دانشآموزان برنامهریزی کنند؛ چرا که ادامه روند فعلی میتواند پیامدهایی فراتر از افت تحصیلی داشته باشد؛ از افزایش ترک تحصیل و کاهش مهارتهای اجتماعی گرفته تا تضعیف سرمایه انسانی کشور.