خانه پیشنهاد هم‌وطن هموطن بررسی می‌کند: آتش‌بس بر لبه پرتگاه؛ آیا جنگی تازه در راه است؟

هموطن بررسی می‌کند: آتش‌بس بر لبه پرتگاه؛ آیا جنگی تازه در راه است؟

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی: در حالی که آتش‌بس شکننده میان ایالات متحده و رژیم جمهوری اسلامی وارد مرحله‌ای بحرانی شده، تحولات ۲۴ ساعت گذشته نشان می‌دهد که صلح موقت بیش از هر زمان دیگری در معرض فروپاشی کامل است.
سازمان رادیو و تلویزیون اسرائیل از رایزنی‌های جدی تل‌آویو با واشنگتن برای ازسرگیری عملیات نظامی علیه تهران خبر داده و آکسیوس گزارش کرده که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، دو گزینه اصلی را روی میز دارد: احیای «پروژه آزادی» در تنگه هرمز یا ازسرگیری بمباران اهدافی که تاکنون مورد حمله قرار نگرفته‌اند. ترامپ شامگاه بیست و یکم اردیهبشت نیز با ژنرال‌های ارشد جلسه برگزار و همزمان تأکید کرد که آتش‌بس با «رژیم دیوانه» تهران بسیار شکننده است.
این اظهارات ترامپ تنها ساعاتی پس از رد قاطع پیشنهاد جمهوری اسلامی توسط کاخ سفید مطرح شد. جمهوری اسلامی پاسخی را از طریق میانجی‌گری ارسال کرده بود که واشنگتن آن را «غیرقابل قبول»، و «غیرواقعی» توصیف کرد.
تمرکز اصلی اختلاف، همچنان برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی و غنی‌سازی در سطوح بالا است.
تهران حاضر به پذیرش مطالبات اساسی آمریکا برای خلع سلاح هسته‌ای و محدودیت‌های موشکی نشده، در حالی که واشنگتن و اسرائیل بر لزوم نابودی کامل ظرفیت‌های تهدیدآمیز اصرار دارند.
به طور قطع، این روزها و این ساعات از حساس‌ترین لحظات تاریخ ایران به شمار می‌آید. بیش از چهار دهه است که حاکمیت در ایران با سیاست‌های ماجراجویانه، حمایت از تروریسم، سرکوب داخلی و برنامه هسته‌ای مخفی، امنیت منطقه و جهان را به گروگان گرفته است.
آتش‌بس اخیر، که پس از هفته‌ها درگیری مستقیم و غیرمستقیم برقرار شد، هرگز بیش از یک تنفس کوتاه نبود. جمهوری اسلامی به جای استفاده از این فرصت برای عقب‌نشینی عقلانی و تمرکز بر مطالبات واقعی مردم ایران، مجددا به تاکتیک‌های همیشگی خود – فریب و تهدید – روی آورده است. این دقیقا همان الگویی است که در برجام و مذاکرات قبلی هم تکرار شد: وعده‌های توخالی، نقض پنهان و خرید زمان برای پیشبرد پروژه‌های نظامی.
رایزنی‌های اسرائیل با آمریکا برای ازسرگیری جنگ، سیگنال مهمی است. اسرائیل که بیشترین تهدید وجودی را از سوی جمهوری اسلامی احساس می‌کند، هرگز آتش‌بس را پایان جنگ ندانسته. مقامات امنیتی اسرائیل بارها تأکید کرده‌اند که جنگ با ایران تمام نشده و باید ظرفیت‌های هسته‌ای و موشکی ایران به طور کامل نابود شود.
این رایزنی‌ها نشان‌دهنده هماهنگی نزدیک میان دو متحد است. در چنین شرایطی، هرگونه تردید از سوی ترامپ می‌تواند به عنوان ضعف تفسیر شود؛ ضعفی که جمهوری اسلامی بلافاصله از آن برای بازسازی نیروهای نیابتی خود در لبنان، عراق، یمن و غزه سوءاستفاده خواهد کرد.

گزینه‌های ترامپ و احتمال جنگ

ترامپ دو مسیر پیش رو دارد. گزینه اول، احیای «پروژه آزادی» است؛ عملیاتی که هفته گذشته به حالت تعلیق درآمد و هدف آن تأمین آزادی ناوبری در تنگه هرمز و شکستن محاصره عملی رژیم بود. ازسرگیری این پروژه می‌تواند به سرعت منجر به درگیری‌های دریایی شود، به ویژه که نیروهای نظامی جمهوری اسلامی بارها تهدید کرده‌اند که هرگونه حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس را «جنگ تمام‌عیار» تلقی خواهند کرد.
گزینه دوم، بمباران هدفمند اهداف باقی‌مانده است؛ اقدامی که می‌تواند بدون لشکرکشی گسترده، ضربه‌های دقیق و ویرانگر به تأسیسات کلیدی و به ویژه زیرساخت‌های انرژی و اقتصادی کشور وارد کند.
جلسه شب گذشته ترامپ با ژنرال‌ها، احتمالا نقطه تصمیم‌گیری خواهد بود. ترامپ که همواره بر «صلح از طریق قدرت» تأکید داشته، اکنون با واقعیتی روبرو است که حاکمیت ایران نه تنها عقب‌نشینی نکرده، بلکه با پیشنهادهای غیرواقعی خود عملا زمان خریده است.
اظهارات او درباره «گروه دیوانه» در تهران، بازتاب خشم واقعی از بی‌مسئولیتی رهبران واقعی جمهوری اسلامی است که حتی در میانه جنگ و تحریم، اولویت‌شان حفظ قدرت ایدئولوژیک و سرکوب داخلی بوده، نه رفاه مردم.
به طور قطع هرگونه جنگ جدید، هزینه سنگینی برای مردم ایران خواهد داشت، اما ریشه اصلی این هزینه‌ها خود جمهوری اسلامی است.
اگر رژیم از ابتدا برنامه هسته‌ای را رها می‌کرد، از حمایت تروریسم دست می‌کشید و به جای شعار «مرگ بر آمریکا» به توسعه اقتصادی می‌پرداخت، امروز ایران در جایگاه متفاوتی قرار داشت.
اما چهار دهه سوءمدیریت، فساد ساختاری و ماجراجویی خارجی، کشور را به این نقطه رسانده. بسیاری از ایرانیان داخل و خارج، علی‌رغم نگرانی از ویرانی، معتقدند که تنها فشار حداکثری—ترکیبی از تحریم، انزوا و در صورت لزوم اقدام نظامی هدفمند، می‌تواند رژیم را وادار به تغییر اساسی کرده و یا زمینه را برای گذار به دموکراسی فراهم کند.

چقدر به جنگ نزدیک هستیم؟
واقعیت این است که فاصله تا جنگ دوباره بسیار کوتاه شده، آتش‌بس نه بر پایه اعتماد، بلکه بر پایه خستگی موقت طرفین بنا شده بود. با رد پیشنهاد جمهوری اسلامی، «زندگی حمایت‌شده» این آتش‌بس می‌تواند در ساعات یا روزهای آینده به پایان برسد.
بازارهای جهانی نفت واکنش نشان داده‌اند و قیمت‌ها صعودی است. هر حادثه کوچک – یک حمله پهپادی، یک درگیری دریایی یا حتی یک اظهارنظر تحریک‌آمیز از سوی سرداران سپاه – می‌تواند جرقه را بزند.
جمهوری اسلامی در موقعیت ضعیف‌تری نسبت به ابتدای درگیری قرار دارد. اقتصادش فلج، نیروهای نیابتی‌اش فرسوده و وحدت نیروها داخلی‌اش در پایین‌ترین سطح است. اما دقیقا همین ضعف، آن را خطرناک‌تر می‌کند؛ رژیم‌هایی که احساس سقوط می‌کنند، اغلب دست به اقدامات انتحاری می‌زنند.
تهدیدهای اخیر مقامات و تئوری‌پردازان جمهوری اسلامی بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد تا عملی، اما نباید آن را نادیده گرفت.
در پایان، پیام روشن است: زمان آن رسیده که جامعه بین‌المللی با قاطعیت عمل کنند. نیمه‌کاره رها کردن این شرایط، تنها جنگ را به تعویق می‌اندازد، نه اینکه آن را جلوگیری کند. مردم ایران، که بیشترین قربانی این نظام بوده‌اند، شایسته فرصتی برای آینده‌ای بدون تهدید هسته‌ای، تروریسم صادراتی و سرکوب روزانه هستند.
آتش‌بس شکننده امروز، یا به تسلیم حاکمیت در برابر مطالبات منطقی جهانی منجر خواهد شد یا به ازسرگیری عملیاتی که شاید این بار پایان واقعی تهدید رژیم را رقم بزند. تاریخ قضاوت خواهد کرد که کدام مسیر انتخاب شد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن