گروه سیاسی / ماهور ایرانی:
دونالد ترامپ در تازهترین موضعگیری خود علیه جمهوری اسلامی با تکرار سهباره واژه «تاخیر» و اشاره به «۴۷ سال بازی دادن آمریکا» عملاً نشانههای یک تغییر فاز در سیاست واشنگتن را آشکار کرد. همزمان گزارش رسانههای بینالمللی درباره رد پیشنهاد اخیر تهران از سوی آمریکا و نارضایتی کاخ سفید از حذف پرونده هستهای از محور مذاکرات، این گمانه را تقویت کرده که دولت آمریکا در حال آمادهسازی افکار عمومی برای ورود به مرحلهای سختتر از تقابل با جمهوری اسلامی است.
ترامپ در پیام اخیر خود چند محور را به شکل همزمان برجسته کرد. او جمهوری اسلامی را متهم کرد که طی چهار دهه گذشته با «خرید زمان» و «بازی دادن آمریکا» توانسته از فشارهای بینالمللی عبور کند. رئیسجمهور آمریکا همچنین با حمله مستقیم به باراک اوباما بار دیگر به آزاد شدن منابع مالی ایران در دوران توافق هستهای اشاره کرد و تاکید داشت که جمهوری اسلامی دیگر «به آمریکا نخواهد خندید».
ترکیب این واژگان در ادبیات سیاسی آمریکا صرفاً یک حمله تبلیغاتی معمول تلقی نمیشود. در ادبیات امنیتی واشنگتن، تاکید بر مفهوم «تاخیر» معمولاً زمانی برجسته میشود که دولت آمریکا قصد دارد این گزاره را تثبیت کند که مسیر دیپلماسی به دلیل رفتار طرف مقابل به بنبست رسیده است.
در همین چارچوب گزارش رسانههای آمریکایی و اسرائیلی نشان میدهد واشنگتن پیشنهاد اخیر تهران را ناکافی و غیرقابل قبول ارزیابی کرده است. بر اساس این گزارشها، جمهوری اسلامی در پاسخ خود تلاش کرده موضوع کاهش تنشهای منطقهای و رفع تحریمها را در اولویت قرار دهد اما حاضر نشده پرونده هستهای و محدودیتهای مربوط به غنیسازی را به محور اصلی مذاکره تبدیل کند.
این اختلاف اکنون به مهمترین شکاف میان دو طرف تبدیل شده است. آمریکا همچنان برنامه هستهای ایران را اولویت نخست هر توافق احتمالی میداند اما تهران تلاش دارد مذاکرات را از تمرکز کامل بر پرونده هستهای خارج کند. همین مسئله از نگاه جریان نزدیک به ترامپ به معنای ادامه سیاست «وقتکشی» جمهوری اسلامی تعبیر میشود.
لحن اخیر ترامپ نشانه آمادهسازی افکار عمومی برای شکست رسمی دیپلماسی است. در این سناریو، کاخ سفید تلاش میکند مسئولیت فروپاشی مذاکرات را مستقیماً متوجه تهران کند تا در ادامه راه برای تشدید فشارهای اقتصادی و سیاسی هموار شود.
در صورت تحقق چنین سناریویی احتمال افزایش تحریمهای نفتی و بانکی، بازگشت به اجرای « پروژه آزادی » و حتی احتمال حمله مجدد افزایش خواهد یافت. حمله ترامپ به میراث اوباما نیز در همین چارچوب معنا پیدا میکند؛ تلاشی برای اثبات این ادعا که هرگونه توافق نرم یا کاهش فشار بر تهران در نهایت به تقویت موقعیت جمهوری اسلامی منجر شده است.
در مقابل گروهی دیگر معتقدند مواضع تند ترامپ میتواند بخشی از تاکتیک همیشگی او برای امتیازگیری بیشتر باشد. ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود نیز بارها از ادبیات تهدیدآمیز استفاده کرد اما همزمان مسیر مذاکره را کاملاً مسدود نکرد. از این منظر ممکن است واشنگتن تلاش کند با افزایش فشار رسانهای و روانی، تهران را به پذیرش مذاکرات مستقیم درباره محدودیتهای هستهای وادار کند.
در همین فضای پرتنش، بنیامین نتانیاهو نیز در مصاحبه اخیر خود تاکید کرده که جنگ جاری پایان نیافته و اسرائیل در صورت لزوم بار دیگر به جمهوری اسلامی حمله خواهد کرد. نخستوزیر اسرائیل با اشاره به آنچه «تهدید دائمی ایران» خواند، اعلام کرد تلآویو اجازه نخواهد داد تهران به مرحلهای برسد که بتواند موازنه امنیتی منطقه را تغییر دهد.
اظهارات نتانیاهو از نگاه بسیاری از تحلیلگران تنها یک تهدید تبلیغاتی نیست، بلکه بخشی از یک هماهنگی سیاسی ـ امنیتی میان تلآویو و واشنگتن برای حفظ فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی تلقی میشود. همزمانی سخنان او با مواضع تند ترامپ این تصور را تقویت کرده که آمریکا و اسرائیل در حال طراحی مرحله جدیدی از فشار ترکیبی علیه تهران هستند.
در تهران نیز تحرکات اخیر به افزایش گمانهزنیها دامن زده است. دیدار مسئول قرارگاه خاتمالانبیا با سیدمجتبی خامنهای بدون انتشار تصویر، ویدیو یا توضیح رسمی انجام شد؛ موضوعی که در فضای سیاسی جمهوری اسلامی غیرمعمول ارزیابی میشود. قرارگاه خاتمالانبیا بهعنوان یکی از مهمترین بازوهای اقتصادی و لجستیکی سپاه پاسداران نقش کلیدی در شرایط بحرانی و جنگی دارد و هرگونه دیدار محرمانه با چهرههای اصلی هسته قدرت معمولاً با حساسیت بالا دنبال میشود.
برخی ناظران معتقدند عدم انتشار جزئیات این دیدار میتواند نشانهای از نگرانی ساختار قدرت در تهران نسبت به تحولات پیشرو باشد. > بهویژه آنکه در ماههای اخیر بحث جانشینی رهبری و نقش احتمالی سیدمجتبی خامنهای در آینده سیاسی جمهوری اسلامی بیش از گذشته مطرح شده است.
سناریوی نخست مربوط به شکست تدریجی مسیر دیپلماسی و حرکت آمریکا به سمت تشدید فشارهای امنیتی و اقتصادی است. در این سناریو، واشنگتن تلاش میکند جمهوری اسلامی را مسئول بنبست مذاکرات معرفی کند تا زمینه برای بازگشت سیاست فشار حداکثری و حتی اقدامات امنیتی گستردهتر فراهم شود.
سناریوی دوم بر احتمال افزایش عملیات محدود نظامی یا امنیتی از سوی اسرائیل علیه اهداف مرتبط با جمهوری اسلامی استوار است. تاکید نتانیاهو بر «پایان نیافتن جنگ» میتواند به معنای ادامه حملات سایبری، عملیات اطلاعاتی یا حتی حملات مستقیم به زیرساختهای نظامی ایران و نیروهای وابسته به تهران در منطقه باشد.
سناریوی سوم به احتمال ورود جمهوری اسلامی به مرحله آمادهباش امنیتی مربوط میشود. دیدارهای محرمانه در سطح فرماندهان ارشد سپاه و حلقه نزدیک به بیت رهبری میتواند نشانهای از ارزیابی تهدیدات جدید و آمادهسازی برای شرایط بحرانی باشد؛ بهویژه اگر تهران به این جمعبندی رسیده باشد که احتمال درگیری مستقیم یا حملات محدود افزایش یافته است.
اکنون پرسش اصلی این است که آیا واشنگتن هنوز دیپلماسی را مسیر اصلی حل بحران میداند یا در حال ساختن زمینه سیاسی و رسانهای برای ورود به مرحلهای تازه از فشار و تقابل با جمهوری اسلامی است