خانه سیاست رهبر غایب و قدرت حاضر؛ جمهوری اسلامی چگونه تداوم رهبری را نمایش می‌دهد؟

رهبر غایب و قدرت حاضر؛ جمهوری اسلامی چگونه تداوم رهبری را نمایش می‌دهد؟

ماه‌ها از انتقال قدرت و استقرار مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی می‌گذرد. با وجود گذشت این مدت، هنوز هیچ تصویر تازه، فایل صوتی یا حتی یک دست‌خط ساده از او منتشر نشده است؛ اما در عوض، ماشین رسانه‌ای حکومت به‌طور مرتب از دیدارهای پی‌درپی رؤسای سه قوه با او خبر می‌دهد.

امید آزادی

ماه‌ها از انتقال قدرت و استقرار مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی می‌گذرد. با وجود گذشت این مدت، هنوز هیچ تصویر تازه، فایل صوتی یا حتی یک دست‌خط ساده از او منتشر نشده است؛ اما در عوض، ماشین رسانه‌ای حکومت به‌طور مرتب از دیدارهای پی‌درپی رؤسای سه قوه با او خبر می‌دهد. آخرین حلقه از این زنجیره، دیدار محسنی اژه‌ای، رئیس قوه قضاییه بود؛ پیش از او نیز محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، و مسعود پزشکیان، رئیس دولت چهاردهم، به دیدار او رفته بودند. البته رئیس‌جمهور پیش از این نیز از یک دیدار هفت‌ساعته با رهبر جدید سخن گفته بود. وجه مشترک تمامی این اخبار اما نبود تصویر و سند عینی است.
مسئله غیبت مجتبی خامنه‌ای را نمی‌توان صرفاً به ملاحظات امنیتی یا سنتی‌بودن دفتر رهبری تقلیل داد. در ساختاری که تصمیم‌گیری پیرامون سیاست خارجی، راهبردهای نظامی و جهت‌گیری‌های کلان کشور در انحصار رهبر قرار دارد، قابلیت مشاهده او و امکان ارزیابی عمومی از وضعیت‌اش، معیاری برای سنجش سازوکار اعمال قدرت است. این ابهام زمانی جدی‌تر می‌شود که به خاطر آوریم گذار به رهبری جدید در شرایطی مبهم و بحرانی صورت گرفته و اکنون ساختار حاکم برای نمایش ثبات، ناچار به استمداد از تأییدهای پی‌درپی مقامات ارشد است.


دیدار با «رهبر نادیده»؛ قدرت در سایه یا نمایش استیصال؟


در عالم سیاست، قدرت تنها به داشتن اختیار قانون‌گذاری یا نظامی خلاصه نمی‌شود؛ قدرت باید دیده شده و نمود عینی داشته باشد.. حتی اقتدارگراترین حکومت‌ها نیز برای بازتولید اقتدار رهبران خود به تصویر، حضور عمومی و نشانه‌های عینی متوسل می‌شوند. اما آنچه امروز در جمهوری اسلامی جریان دارد، وضعیتی پر از تناقض است؛ شخصی اول مملکت، ماه‌ها از منظر عمومی غایب بوده و حالا پس از گمانه‌زنی‌های فراوان درباره وضعیت سلامت او، تنها اخباری محرمانه و بدون سند از دیدارش با سران قوا منتشر می‌شود. این تناقض، پرسشی مهمی پیش می‌کشد که ماشین پروپاگاندای حکومت از پاسخ به آن عاجز است؛ اگر هدف از اعلام این دیدارها اثبات حضور و مدیریت رهبر جدید است، چرا ساده‌ترین اسناد اثبات این ادعا پنهان می‌ماند؟
در واقع، تداوم این ابهام را نباید نشانه‌ای از ضعف در روابط عمومی، بلکه باید یک «ابزار مهندسی روایت» دانست. ابزاری که به حکومت اجازه می‌دهد از یک‌سو بر تداوم مرکزیت قدرت تأکید کند و از سوی دیگر، خود را در معرض آزمون عمومی، ارزیابی جسمی یا پرسشگری پیرامون سهم رهبر در تصمیمات جاری و اداره کشور در این شرایط جنگی، قرار ندهد. با این حال، هرچه شکاف میان این روایت رسمی و شواهد قابل ارزیابی عمیق‌تر شود، از کنترل حکومت بر شرایط کاسته شده و میدان برای تفسیرهای رقیب و بی‌اعتمادی عمومی مهیاتر می‌شود.


روایت پزشکیان؛ گواهی بر دشواری ارتباط با مرکز قدرت


در این میان، نقش مسعود پزشکیان از همه قابل‌تأمل‌تر است. او در ماه‌های نخست استقرار رهبری جدید، از دیدار چندساعته خود با مجتبی خامنه‌ای خبر داد و با ادبیاتی ستایش‌آمیز از آن یاد کرد. بعدها نیز دفتر رهبری از نشستی دیگر میان رئیس‌جمهور و رهبر سوم جمهوری اسلامی برای بررسی جنگ، اقتصاد و مسائل نظامی خبر داد. اما در دل همین تلاش برای تصویرسازی از هماهنگی، رئیس‌جمهور جمله‌ای بر زبان آورد که کل این روایت را زیر سؤال برد: او اذعان کرد که برقراری ارتباط با رهبر جمهوری اسلامی «بسیار دشوار» است.
این اعتراف، در تضاد آشکار با ادعای ارتباطات مستمر قرار دارد. وقتی رئیس‌جمهوری که دولت‌اش باید مجری فرامین بیت باشد از دشواری دسترسی سخن می‌گوید، افکار عمومی ناگزیر با این پرسش روبه‌رو می‌شود که قدرت واقعی در دست چه کسی است؟ آیا فردی که در صدر هرم نشسته تصمیم می‌گیرد، یا شبکه‌ای مبهم از نهادهای امنیتی، نظامی و بیت رهبری است که پشت نام مجتبی خامنه‌ای به اعمال قدرت و تصمیم‌سازی مشغولند؟

قالیباف و اژه‌ای؛ بیعت نخبگان یا کنترل بحران؟


نگاهی به دیدارهای دیگر سران قوا نیز ابعاد این مهندسی سیاسی را روشن‌تر می‌کند. در نظام‌های اقتدارگرا، لحظه‌های گذار با نمایش وفاداری نخبگان همراه است.
محمدباقر قالیباف که در ماه‌های گذشته نقشی فراتر از یک رئیس مجلس ایفا کرده و حتی در قامت یک بازیگر فعال در دیپلماسی و مذاکرات ظاهر شده بود، با این دیدار نشان می‌دهد که برای بقای سیاسی و تثبیت نقش خود، ناگزیر است مشروعیتش را از کانون اصلی قدرت (هرچند غایب و پنهان) اخذ کند. انتشار این خبر بدون هیچ تصویر یا مدرکی، بیش از آنکه پیامی برای جامعه باشد، سیگنالی به درون ساختار قدرت است تا به نخبگان سیاسی و نظامی یادآوری کند، سلسله‌مراتب حفظ شده است.
آخرین فردی که خبر دیدارش با رهبر نادیده منتشر شد اما محسنی اژه‌ای است. او ریاست نهادی را بر عهده دارد که امروز به اهرم اصلی سرکوب و کنترل داخلی تبدیل شده است. تأکید منتسب به مجتبی خامنه‌ای در این دیدار بر «تسریع در رسیدگی به پرونده‌ها و اجرای بازدارنده احکام»، پیام روشنی از تشدید فضای سرکوب، افزایش اعدام‌ها و سنگین‌تر کردن احکام معترضان است؛ پیامی که نشان می‌دهد، حاکمیت همزمان با بحران‌های بین المللی و جنگ، بر آشفتگی و نارضایتی داخلی نیز اشراف دارد و برای مهار جامعه به تیغ دستگاه قضا متکی‌ شده است.


نیاز به نمایش اقتدار در غیبت ثبات


زنجیره دیدارهای پزشکیان، قالیباف و اژه‌ای را باید در قاب کلان‌تری تحلیل کرد . انتشار خبرهای بدون سند از ملاقات‌های محرمانه، شاید بتواند برای لحظاتی انسجام شکننده درون حاکمیت و بدنه وفادار را حفظ کند، اما برای پاسخ به بحران مشروعیت جامعه کاملاً ناکافی است. نبود تصویر و گریز از انظار عمومی، لزوماً به معنای فقدان اختیار نیست؛ اما پنهان‌کاری عامدانه درباره سازوکار تصمیم‌گیری و سهم نهادهای مختلف در اداره کشور، این وضعیت را به یک بحران ساختاری تبدیل کرده است.
تا زمانی که حاکمیت دلیلی برای پنهان کردن «رهبر غایب» خود داشته باشد، افکار عمومی حق دارد بپرسد آیا آنچه به نام نظام سیاسی دیده می‌شود یک اقتدار متمرکز است، یا یک حکومت پنهان که از مواجهه با نور حقیقت و نگاه جامعه هراس دارد؟
 

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن