اختصاصی گروه اجتماعی/مریم روشن
علیرضا زاکانی، شهردار تهران، در شرایطی از اجرای طرح «تورم صفر» و تثبیت قیمت کالاها در فروشگاههای زیرمجموعه شهرداری برای شش ماه خبر داده که پایتخت همچنان با بحرانهایی چون ترافیک سنگین، آلودگی هوا، فرسودگی ناوگان حملونقل عمومی، ضعف در مدیریت پسماند و آسیبهای اجتماعی دستوپنجه نرم میکند. ورود شهرداری به حوزه معیشت مردم، آن هم با وعدهای که هنوز ابعاد مالی، شیوه اجرا و پیامدهای آن بهروشنی مشخص نیست، این پرسش را پیش میکشد که چرا زاکانی بهجای تمرکز بر مشکلات حلنشده تهران، به دنبال ایفای نقش در مهار تورم است؟ در حالی که شهروندان همچنان منتظر تحقق وعدههای مدیریت شهری هستند، پیش از طرح وعدههای تازه، باید درباره کارنامه وعدههای پیشین پاسخ روشنی ارائه شود.
وعده تورم صفر در شهری که هزار مشکل دارد
تهران مدتهاست از آن زیبایی و جذابیت سابق فاصله گرفته است. ترافیک سنگین، آلودگی هوا، فرسودگی حملونقل عمومی، وضعیت نامطلوب نظافت در برخی محلهها و مشکلات انباشتهشده اجتماعی، تنها بخشی از مسائلی هستند که زندگی روزمره شهروندان را تحت تاثیر قرار دادهاند. با این حال، علیرضا زاکانی، شهردار تهران، بهتازگی از طرحی سخن گفته که قرار است به یکی از مهمترین دغدغههای مردم، یعنی گرانی کالاها، پاسخ دهد؛ طرحی با عنوان «تورم صفر» که بر اساس اظهارات او، قرار است در فروشگاههای زیرمجموعه شهرداری تهران اجرا شود.
طبق اعلام زاکانی، کالاهای عرضهشده در این فروشگاهها به مدت شش ماه بدون تغییر قیمت به فروش خواهند رسید. او درباره منابع مالی این طرح نیز توضیح داده است که بخشی از اعتبارات از محل امکانات و منابع شهرداری تامین میشود و بخش دیگر از طریق تسهیلات بانکی، مشارکت خیرین و همکاری تولیدکنندگان متعهد فراهم خواهد شد.
در شرایطی که افزایش قیمتها قدرت خرید خانوارها را کاهش داده و تامین مایحتاج روزمره به یکی از دغدغههای جدی شهروندان تبدیل شده است، هر اقدامی برای کاهش فشار اقتصادی بر مردم میتواند قابل بررسی باشد. اما مسئله اصلی اینجاست که تثبیت قیمت تعدادی از کالاها در فروشگاههای مشخص، با مهار تورم در سطح اقتصاد تفاوت دارد. شهرداری نه متولی اصلی سیاستهای پولی و مالی کشور است و نه ابزارهای لازم برای کنترل عمومی قیمتها را در اختیار دارد. از همین رو، استفاده از عنوان «تورم صفر» برای طرحی با دامنه اجرایی محدود، نیازمند توضیحات دقیقتری درباره سازوکار اجرا، تعداد فروشگاههای مشمول، نوع کالاها، نحوه تامین و جبران هزینهها و میزان بهرهمندی شهروندان است.
پرسش مهمتر آن است که چرا شهرداری تهران، در شرایطی که هنوز با انبوهی از مشکلات شهری مواجه است، باید وارد حوزهای شود که مسئولیت اصلی آن بر عهده دستگاههای اقتصادی دولت و سیاستگذاران کلان کشور است؟ آیا امکانات و منابع شهرداری به اندازهای است که بتواند بدون لطمهزدن به وظایف اصلی خود، هزینههای چنین طرحی را نیز تامین کند؟ اگر پاسخ مثبت است، چرا همین منابع تاکنون نتوانستهاند مشکلات دیرینه شهر را به شکل مطلوبی برطرف کنند؟
منابع شهرداری؛ برای شهر یا وعدههای تازه؟
یکی از مهمترین ابهامهای طرح «تورم صفر»، محل تامین اعتبار و هزینه نهایی آن است. زاکانی از منابع شهرداری، تسهیلات بانکی و مشارکت خیرین و تولیدکنندگان نام برده، اما صرف اعلام این منابع برای قضاوت درباره امکانپذیری و پایداری طرح کافی نیست. باید مشخص شود چه میزان اعتبار برای اجرای آن در نظر گرفته شده، تسهیلات بانکی با چه شرایطی دریافت میشوند، هزینه تثبیت قیمتها چگونه جبران خواهد شد و در صورت افزایش قیمت تمامشده کالاها، چه نهادی مسئول پرداخت مابهالتفاوت است.
اگر قرار باشد بخشی از منابع عمومی شهرداری صرف حمایت از قیمت کالاها شود، طبیعی است که شهروندان حق دارند بدانند این هزینه چه نسبتی با بودجه و اولویتهای اصلی مدیریت شهری دارد. منابع شهرداری باید پیش از هر چیز در خدمت وظایفی قرار گیرند که مستقیما بر کیفیت زندگی شهروندان اثر میگذارند؛ از توسعه حملونقل عمومی و نگهداری زیرساختها گرفته تا نظافت شهر، مدیریت پسماند و ساماندهی آسیبهای اجتماعی.
از سوی دیگر، استفاده از تسهیلات بانکی نیز بدون توضیح درباره نحوه بازپرداخت و تعهدات مالی آینده، نمیتواند بهعنوان منبعی بدون هزینه تلقی شود. اگر اجرای طرح به ایجاد بدهی یا افزایش تعهدات مالی شهرداری منجر شود، باید روشن شود که این هزینهها در نهایت چگونه مدیریت خواهند شد. آیا قرار است از محل درآمدهای آینده شهرداری پرداخت شوند یا منابع دیگری برای آن در نظر گرفته شده است؟
در چنین شرایطی، شفافیت مالی نه یک مطالبه فرعی، بلکه شرط اولیه ارزیابی این طرح است. نمیتوان از یک سو وعده حمایت معیشتی داد و از سوی دیگر، درباره هزینهها و پیامدهای احتمالی آن توضیح روشنی ارائه نکرد. حمایت از مردم زمانی میتواند موثر و پایدار باشد که منابع آن مشخص، سازوکار اجرایی آن شفاف و آثار آن بر سایر خدمات عمومی قابل ارزیابی باشد.
ناوگان از نفس افتاده است
یکی از اصلیترین وعدههای مدیریت شهری زاکانی، ساماندهی حملونقل عمومی بود؛ حوزهای که با توجه به جمعیت تهران و مشکلات روزافزون ترافیکی، اهمیتی اساسی در زندگی شهروندان دارد. با این حال، وضعیت موجود همچنان با اهداف اعلامشده فاصله دارد.
طبق برنامههای مدیریت شهری، تهران باید به سمت افزایش تعداد اتوبوسها، توسعه مترو و نوسازی تاکسیها حرکت میکرد. در برنامه چهارم توسعه شهر تهران نیز اهداف مشخصی برای این حوزه در نظر گرفته شده است؛ از جمله رسیدن تعداد اتوبوسها به ۷۵۰۰ دستگاه، نوسازی ۲۰ هزار ون و خروج ۴۰ هزار تاکسی فرسوده. با این حال، تحقق این اهداف با چالشهایی روبهرو بوده و بخشهایی از ناوگان همچنان به نوسازی و تقویت نیاز دارند.
ناصر امانی، عضو شورای شهر تهران، پیشتر با انتقاد از وضعیت حملونقل عمومی گفته بود که مدیریت شهری فرصت مناسبی برای بهبود این حوزه در اختیار داشته، اما نتوانسته است به شکل مطلوب از آن استفاده کند. به گفته او، از سال ۱۴۰۲ تاکنون حدود ۵۰ درصد بودجه شهرداری به حملونقل عمومی اختصاص یافته، اما وضعیت موجود همچنان رضایتبخش نیست.
این اظهارات پرسش مهمی را مطرح میکند که اگر بخش قابلتوجهی از منابع شهرداری به حملونقل عمومی اختصاص یافته، چرا شهروندان همچنان با کمبود اتوبوس، ازدحام در مترو و مشکلات ناشی از فرسودگی ناوگان مواجهاند؟ روشن است که تخصیص بودجه بهتنهایی به معنای حل مشکل نیست و باید میزان تحقق اهداف، کیفیت هزینهکرد و نتایج عملی آن نیز بررسی شود.
در شبکه مترو نیز شرایط چندان متفاوت نیست. کمبود واگن، نیاز به تامین قطعات و مشکلات فنی، کیفیت و پایداری خدمات را تحت تاثیر قرار میدهند. توقف خطوط ۴ و ۵ مترو در ساعات شلوغی صبح طی سال گذشته نیز نارضایتی شهروندان را به دنبال داشت. در شبکهای که روزانه میلیونها سفر در آن انجام میشود، هر اختلال میتواند رفتوآمد شمار زیادی از مردم را مختل کند.
در بخش اتوبوسرانی نیز فرسودگی بخشی از ناوگان و انتقادهای مطرحشده درباره قراردادها، شفافیت و مشکلات فنی برخی اتوبوسهای وارداتی، ضرورت پاسخگویی و نظارت را افزایش داده است. واردات اتوبوس، بدون تضمین کیفیت، تامین قطعات، خدمات پس از فروش و برنامه نگهداری، بهتنهایی نمیتواند مشکل حملونقل عمومی را برطرف کند.
در چنین شرایطی، اولویت مدیریت شهری باید روشن باشد: پیش از هر طرح تازهای، باید مشخص شود چه برنامهای برای تکمیل ناوگان، کاهش فاصله حرکت قطارها، نوسازی اتوبوسها و بهبود کیفیت خدمات وجود دارد. شهروندان برای رفتوآمد روزانه خود به وعدههای جدید نیاز ندارند؛ آنها به حملونقلی ایمن، منظم و قابل اتکا نیاز دارند.
حملونقل رایگان؛ امتیاز امروز یا هزینه فردا؟
رایگانکردن حملونقل عمومی نیز از جمله سیاستهایی است که مدیریت شهری بر آن تاکید کرده است. این اقدام در ظاهر میتواند بخشی از هزینههای رفتوآمد شهروندان را کاهش دهد، اما اثرگذاری آن به شرایط اجرا و منابع مالی پایدار وابسته است.
مهرداد تقیزاده، معاون سابق وزیر راه و شهرسازی، پیشتر درباره رایگانشدن حملونقل عمومی تهران گفته بود که این سیاست لزوما تاثیر قابلتوجهی بر تغییر الگوی سفر ندارد؛ چراکه هزینه بلیت مترو و اتوبوس در مقایسه با سایر هزینههای استفاده از خودرو، عامل تعیینکنندهای برای بسیاری از شهروندان نیست. او همچنین بر این نکته تاکید کرده بود که درآمد حاصل از فروش بلیت تنها بخش کوچکی از هزینههای واقعی نگهداری حملونقل عمومی را تامین میکند و حذف همین درآمد نیز میتواند فشار بیشتری بر منابع موردنیاز برای تعمیر و نگهداری ناوگان وارد کند.
اصل حمایت از شهروندان و کاهش هزینه رفتوآمد آنها قابل دفاع است، اما رایگانشدن خدمات بدون تامین منابع جایگزین، ممکن است در بلندمدت به محدودیت منابع نگهداری و توسعه ناوگان منجر شود. اگر اتوبوس کافی وجود نداشته باشد، قطارها با فاصله زمانی طولانی حرکت کنند و خدمات به دلیل کمبود قطعات یا مشکلات فنی مختل شوند، رایگانشدن بلیت بهتنهایی مشکل شهروندان را حل نخواهد کرد.
در واقع، حملونقل عمومی زمانی میتواند جایگزین مناسبی برای خودروی شخصی باشد که علاوه بر هزینه مناسب، سریع، در دسترس، ایمن و قابل اطمینان باشد. در غیر این صورت، کاهش یا حذف هزینه بلیت نمیتواند بهتنهایی شهروندان را از استفاده از خودروی شخصی منصرف کند.
بنابراین، پیش از اجرای سیاستهایی که هزینه آنها مستقیما یا غیرمستقیم بر دوش بودجه عمومی قرار میگیرد، باید درباره منابع پایدار تامین مالی، آثار آن بر کیفیت خدمات و نتایج قابل اندازهگیری طرح توضیح داده شود. حمایت معیشتی نباید به بهای تضعیف زیرساختهایی تمام شود که خود نقش مهمی در کاهش هزینههای زندگی دارند.
تهران هوا ندارد
آلودگی هوا یکی دیگر از مهمترین چالشهای تهران و از جمله حوزههایی است که مدیریت شهری درباره آن وعدههای متعددی داده است. زاکانی در یک برنامه تلویزیونی درباره عملکرد خود در حوزه هوای پاک ارزیابی مثبتی ارائه کرده بود، اما اظهارات برخی اعضای شورای شهر درباره وضعیت آلودگی، نگرانیهای جدی را نشان میدهد.
رئیس کمیته ایمنی شورای شهر تهران، آذرماه سال گذشته، از افزایش میانگین فوتیهای روزانه منتسب به آلودگی هوا از ۱۸۰ نفر به ۲۲۰ نفر خبر داده بود. این ارقام که به اظهارات یک مقام شورای شهر بازمیگردند، نیازمند بررسی دقیق از نظر دوره زمانی و مبنای آماری هستند، اما در هر صورت نشاندهنده اهمیت جدی مسئله آلودگی هوا و ضرورت توجه به پیامدهای آن برای سلامت عمومیاند.
در برنامه چهارم توسعه شهر تهران نیز احکامی در ارتباط با حملونقل عمومی و محیطزیست پیشبینی شده است؛ از نوسازی موتورسیکلتها و تاکسیها گرفته تا افزایش تعداد اتوبوسها و توسعه فضای سبز. با این حال، تحقق اهداف این برنامهها مستلزم همکاری دستگاههای مختلف، تامین اعتبار و نظارت بر اجرای مصوبات است.
البته آلودگی هوای تهران تنها به عملکرد شهرداری مربوط نمیشود و نهادهای مختلفی در زمینه سیاستگذاری، کنترل منابع آلاینده، استاندارد خودروها و مدیریت سوخت مسئولیت دارند. با این حال، سهم حملونقل و خودروهای فرسوده در این بحران را نمیتوان نادیده گرفت. هنگامی که بخشهایی از ناوگان حملونقل عمومی و خودروهای فعال در شهر همچنان فرسودهاند، نمیتوان انتظار داشت با تصمیمهای مقطعی یا تعطیلی مدارس، مسئله آلودگی هوا به شکل پایدار حل شود.
نوسازی ناوگان، توسعه حملونقل عمومی و کاهش وابستگی شهروندان به خودروهای شخصی، از جمله اقداماتی هستند که میتوانند در کنار سیاستهای سایر دستگاهها به بهبود شرایط کمک کنند. از این رو، سنجش عملکرد شهرداری در حوزه محیطزیست باید بر اساس میزان تحقق اهداف، نتایج عملی و کاهش آلایندگیها صورت گیرد، نه صرفا بر مبنای وعدهها و اظهارات مدیران.
تهران کثیف است
نظافت شهری و مدیریت پسماند از ابتداییترین وظایف شهرداریهاست؛ وظایفی که شهروندان هر روز آثار آن را در محله و خیابان خود مشاهده میکنند. با این حال، وضعیت نظافت برخی نقاط تهران و مشکلات مربوط به مخازن زباله، بارها مورد انتقاد شهروندان و اعضای شورای شهر قرار گرفته است..
بر اساس آمارهای مطرحشده، روزانه حدود شش هزار تن پسماند در تهران تولید میشود. مدیریت چنین حجمی از زباله به تجهیزات کافی، برنامهریزی منسجم، نیروی انسانی مناسب و نظارت مستمر نیاز دارد. اگر مخازن زباله بهموقع تخلیه نشوند، نظافت اطراف آنها به شکل مناسب انجام نگیرد یا تجهیزات مکانیزه کافی نباشند، نتیجه آن مستقیما در کیفیت زندگی شهروندان نمایان خواهد شد.
در کنار این موارد، تفکیک زباله از مبدا، آموزش شهروندان و ایجاد سازوکارهای موثر برای کاهش تولید پسماند نیز اهمیت دارد. مدیریت پسماند صرفا با جمعآوری زباله پایان نمییابد، بلکه به مجموعهای از اقدامات هماهنگ در زمینه کاهش تولید، تفکیک، بازیافت و دفع اصولی نیازمند است.
از همین رو، انتظار میرود مدیریت شهری به جای پراکندهکردن منابع و توجه مدیریتی در طرحهای مختلف، گزارشی روشن از وضعیت تجهیزات، هزینههای جمعآوری و پردازش پسماند، میزان بازیافت و برنامههای اصلاحی خود ارائه دهد. پاکیزگی شهر یک مطالبه روزمره است و شهروندان نباید برای برخورداری از خیابانها و محلههای تمیز، همچنان منتظر وعدههای تازه بمانند.
آسیبهای اجتماعی؛ مسئلهای که همچنان باقی است
در حوزه آسیبهای اجتماعی نیز شهرداری تهران وظایف و مسئولیتهای مهمی بر عهده دارد. زاکانی در سال ۱۴۰۲ بهعنوان دستیار ویژه رئیسجمهور در حوزه آسیبهای اجتماعی تهران منصوب شد و مدیریت شهری در این زمینه نقش پررنگتری در هماهنگی میان دستگاهها پیدا کرد.
با این حال، مشکلات مرتبط با بیخانمانی، اعتیاد، کودکان کار و زبالهگردی همچنان از جمله مسائل اجتماعی قابل مشاهده در پایتخت هستند. گزارشها و اظهارات برخی اعضای شورای شهر نیز درباره ظرفیت مراکز نگهداری و ساماندهی افراد آسیبدیده و مشکلات مربوط به گشتهای جمعآوری، نگرانیهایی را مطرح کردهاند.
پیشتر درباره کاهش ظرفیت برخی مراکز از حدود هشت هزار نفر به نزدیک پنج هزار نفر نیز اظهاراتی مطرح شده بود؛ موضوعی که برای ارزیابی دقیق آن باید آمار رسمی، دوره زمانی و نوع مراکز مورد بررسی قرار گیرد. با این حال، اصل مسئله روشن است: مدیریت آسیبهای اجتماعی به امکانات کافی، خدمات حمایتی، همکاری نهادهای مسئول و برنامههایی فراتر از اقدامات مقطعی نیاز دارد.
البته رسیدگی به این مشکلات صرفا بر عهده شهرداری نیست و نهادهای مختلفی در زمینه حمایت اجتماعی، درمان اعتیاد، حمایت از کودکان و تامین سرپناه مسئولیت دارند. با این حال، شهرداری به دلیل ارتباط مستقیم با فضای عمومی شهر و حضور در سطح محلهها، میتواند نقش مهمی در شناسایی نیازها، ارائه خدمات و هماهنگی با سایر دستگاهها ایفا کند.
در چنین شرایطی، انتظار میرود مدیریت شهری بهروشنی توضیح دهد که چه برنامهای برای افزایش ظرفیت خدمات حمایتی، بهبود وضعیت مراکز موجود و حمایت پایدار از افراد آسیبپذیر دارد. رسیدگی به این گروهها نباید به جمعآوری مقطعی از سطح خیابان محدود شود؛ بلکه باید دسترسی آنها به سرپناه، خدمات درمانی و حمایت اجتماعی نیز مورد توجه قرار گیرد.
این حوزه نیز نمونه دیگری از مسئولیتهایی است که نمیتوان آنها را با وعدههای کلی یا اقدامات کوتاهمدت به سرانجام رساند. پیش از ورود به طرحهای تازه، باید مشخص شود برنامه مدیریت شهری برای مسائل اجتماعی موجود چیست و چه نتایجی از اقدامات پیشین به دست آمده است.
کمر تهران زیر بار ترافیک
«کمر ترافیک تهران را خواهم شکست»؛ این جمله از جمله وعدههایی بود که زاکانی برای حل یکی از مزمنترین مشکلات پایتخت مطرح کرد. او همچنین در سالهای گذشته از حل مشکلاتی همچون آلودگی هوا و فرونشست زمین سخن گفته بود. با این حال، ترافیک همچنان بخش جداییناپذیر زندگی روزمره بسیاری از شهروندان است و رفتوآمد در ساعات اوج ترافیک، زمان و انرژی قابلتوجهی از آنها میگیرد.
برای کاهش پایدار ترافیک، مجموعهای از اقدامات هماهنگ لازم است؛ از توسعه مترو و اتوبوسرانی و اصلاح شبکه معابر گرفته تا مدیریت تقاضای سفر، بهبود دسترسی پیاده و اجرای سیاستهای موثر در زمینه پارکینگ و استفاده از خودروهای شخصی. هیچیک از این اقدامات بهتنهایی نمیتواند تمام مشکل را حل کند و نتیجه آنها نیز به کیفیت اجرا و تداوم سیاستها بستگی دارد.
زاکانی همچنین وعده واردات تراموا را مطرح کرده بود، اما تحقق چنین طرحی مستلزم روشنشدن جزئیاتی مانند مسیرهای اجرایی، زیرساخت موردنیاز، منابع مالی، زمانبندی و نحوه اتصال آن به شبکه موجود حملونقل است. بنابراین، معیار ارزیابی این وعده نه صرف اعلام برنامه، بلکه میزان پیشرفت عملی و اثر آن بر رفتوآمد شهروندان خواهد بود.
ترافیک تهران مسئلهای نیست که با یک شعار یا طرح کوتاهمدت برطرف شود. این بحران به برنامهریزی بلندمدت، هماهنگی میان دستگاهها و سرمایهگذاری هدفمند نیاز دارد. از همین رو، انتظار میرود شهرداری پیش از اعلام وعدههای تازه، گزارش دقیقی از اقدامات انجامشده، اهداف محققشده و برنامههای باقیمانده ارائه دهد.
با معیشت مردم بازی نکنید
آنچه در این میان اهمیت دارد، اصل حمایت از معیشت مردم نیست؛ بلکه نحوه ورود شهرداری به این حوزه و نسبت آن با وظایف اصلی مدیریت شهری است. در شرایطی که تورم و افزایش هزینههای زندگی فشار سنگینی بر خانوارها وارد کرده، هر طرحی که بتواند بخشی از این فشار را کاهش دهد، باید با دقت بررسی شود. اما حمایت معیشتی زمانی قابل دفاع است که دامنه اثرگذاری آن روشن باشد، منابع مالی پایداری داشته باشد و هزینههای احتمالی آن به سایر خدمات عمومی منتقل نشود.
اگر طرح «تورم صفر» صرفا به تثبیت قیمت برخی کالاها در فروشگاههای مشخص محدود باشد، نمیتوان آن را معادل مهار تورم دانست. اگر هم قرار است منابع عمومی شهرداری برای اجرای آن به کار گرفته شود، لازم است مشخص شود این تصمیم چه تاثیری بر بودجه حملونقل، نظافت شهری، مدیریت پسماند و سایر خدمات ضروری خواهد داشت. شهروندان حق دارند بدانند طرحی که به نام حمایت از آنها اجرا میشود، در عمل چه منافعی ایجاد میکند و هزینه آن چگونه پرداخت خواهد شد.
از سوی دیگر، طرحهای حمایتی نباید به ابزاری برای جایگزینکردن برنامههای ساختاری تبدیل شوند. کاهش پایدار فشار معیشتی به سیاستهای اقتصادی گستردهتری نیاز دارد و شهرداری، حتی با اجرای موفق یک طرح محدود، نمیتواند بهتنهایی مسئله تورم را حل کند. آنچه از مدیریت شهری انتظار میرود، استفاده موثر از اختیارات و منابع خود در حوزههایی است که مستقیما مسئولیت آنها را بر عهده دارد.
زاکانی پیش از هر وعده تازهای باید درباره میزان تحقق برنامههای پیشین، وضعیت منابع مالی شهرداری و نتایج اقدامات انجامشده توضیح دهد. شهروندان بهدرستی انتظار دارند که بودجه و امکانات عمومی در مسیر بهبود خدمات شهری هزینه شود و هر تصمیم تازه نیز با شفافیت، پاسخگویی و ارزیابی دقیق همراه باشد.
در نهایت، پرسش اصلی همچنان پابرجاست که شهرداری که هنوز باید درباره وضعیت ترافیک، حملونقل عمومی، آلودگی هوا، نظافت شهر و آسیبهای اجتماعی پاسخ دهد، با چه سازوکاری میخواهد طرحی با عنوان «تورم صفر» را اجرا کند؟ شاید پیش از آنکه زاکانی به فکر تثبیت قیمت کالاها در فروشگاههای شهرداری باشد، بهتر باشد گزارشی روشن از میزان تحقق وعدههایش برای خود تهران ارائه دهد. چراکه برای شهروندی که ساعتها در ترافیک میماند، در ایستگاه مترو منتظر میماند و با مشکلات روزمره شهر دستوپنجه نرم میکند، کیفیت خدمات شهری همچنان یکی از ملموسترین معیارهای سنجش عملکرد شهرداری است. تهران پیش از هر وعده تازهای، به حل مشکلات قدیمیاش نیاز دارد؛ تورم پیشکش، اول شهر را دریابید.