اختصاصی هموطن/ سید امیر موسوی
در حالی نزدیک به دو سال از بر سر کار آمدن مسعود پزشکیان در پاستور میگذرد که کثیر مواردی از وعدههای اصلاحی کارزار انتخاباتی دولت او با بنبست روبرو شده و عملی شدن بسیاری از این وعدهها نیز با انقلتهای فراوان روبروست. دولتی که با وعده اصلاح روند و رویکرد حاکم بر دوره سیاه حضور ابراهیم رئیسی در جایگاه ریاست جمهوری بر سر کار آمده و وعدههای پرطمطراقی در رسای رفع فیلترینگ، ایجاد تکثر سیاسی در کادر مدیریتی کابینه، سیرک مبتذل وفاق و امثالهم سر داد، امروز حل مشکل نامشکلی چون صدور گواهینامه موتورسیکلت برای نیمی از جمعیت کشور، رفع فیلترینگ-که در قواره رفع فیلتر از واتساپ و گوگل پلی فریز ماند-، افزایش لگام گسیخته قیمتها، تورم دیوانهوار، سایه جنگ، محاصره دریایی، پررنگ شدن سایه سپاه بر ساختار اجرایی کشور و کرور کرور کلان مسائلی از این دست به چمچاره و گرهای ناگشودنی بر سر راه دولت بدل شده است.
بدیهی است که نافرجام ماندن این وعدهها در کنار مشکلات فزاینده اقتصادی و اجتماعی در جامعه در آستانه فروپاشی امروز ایران، میتواند دولت را انباشتی از مصائب و موانع جدیتر روبرو ساخته و سیستم حاکم بر آن را دچار کلپس کند.
در کنار همه این موارد، نباید از نظر دور داشت که افزایش قیمت انرژی و بحران قطعیهای پی در پی و اقتصادشکن برق و گاز، میتواند از یک سو به بحران اقتصادی کنونی در کشور دامن زده و از دیگر سو، اسباب افزایش نارضایتی در میان اقشار مختلف آسیب دیده جامعه از این مجرا را فراهم کند. از افزایش قیمت برق و گاز و سایر حاملهای انرژی گرفته تا بالا رفتن بیسابقه هزینه خدمات بدیهی و پیش پا افتادهای نظیر اینترنت از دیگر قوزهای بالا قوزی است که دولت پزشکیان را در کنار افزایش بی محابای قیمت کالاهای اساسی و غیر اساسی و کوچک شدن کابوس وار سبد معیشت مردم، بیش از پیش آسیبپذیر و در مظان هجمههای بیسابقه قرار داده است. به عبارت دیگر، ملازمت بحران انرژی در کنار بحران اقتصادی، میتواند دولت رئیس جمهور پزشکیان را با کلان بحرانی روبرو سازد که خروج حاذقترین و تکنوکراتترین دولتها به سلامت از آن پیچ خطرناک، چندان روشن نخواهد بود.
بیایید «دعوا نکنیم»، بیایید «دعوا نکنیم» در حالی از دهان رئیس جمهور مملکت نمیافتد که حتی تغییر یا اصلاح سیاستهای غلط کاراکتری چون علیرضا زاکانی در شهرداری پایتخت ممکلت نیز با چنین ملاطفت و روی گشادهای ممکن نیست، چه برسد به راست ساختن رویههای کژ و پلشتی که در اصلیترین مقدرات کشور سایه افکنده و به سان گرگی گرسنه، زمین خوردن دولت را انتظار میکشد.
اما ناگفته پیداست که اگر-حتی فرض تحقق این اگر نیز در وضع کنونی سخت است-یک قدرت قاهره و عزم راسخی در دولت، بتواند در ساختار از هم پاشیده کنونی حکومت در قامت یک دولت مقتدر به ایفای نقش پرداخته-چنانکه از شخص پزشکیان گرفته تا قائمپناه و دیگران در کابینه آن را ادعا میکنند-و دست به اصلاحات ساختاری در داخل بزند، امکان حل و فصل کثیری از بنبستهای موجود در سیاست داخلی و خارجی دور از ذهن نخواهد بود. ناگفته پیداست که بر فرض تحقق چنین اگری، تحریمهای اقتصادی میتواند با دست فرمانی صحیح در مذاکرات با واشنگتن از سر تهران برداشته شده و با گشایش مناسبات اقتصادی و تجاری با همسایگان و بازیگران دور و نزدیک، اقتصاد محتضر کنونی ایران را از مرگ حتمی رها کند.
دولت پزشکیان در حالی که سخت با بحران انرژی، تامین نیازهای اساسی اقتصاد عمومی و تنشهای خارجی دست و پنجه نرم میکند که جماعتی برای پنجمین ماه پیاپی، مشغول شعاربازی و پرچم گردانی بوده و با پشتیبانی رسانهای در رادیو تلویزیون، یک روز فرمان قتل ترامپ را صادر میکنند و دیگر روز خواستار اعدام و قلع و قم فلان مسئول و بهمان مدیر به خاطر حجاب هستند! به عبارت دیگر، دولت در حال حاضر به وضع رقت انگیزی افتاده که حتی توان جمع کردن تجمعات بیمعنی خیابانی تندروها و شهروندان نورچشمی درجه یک حاکمیت را از وسط زندگی خلق الله ندارد و حتی کسی برای وعده وزیر کشورش در این خصوص نیز، تره خرد نمیکند. صدا و سیما هم که سیرکی شده برای خودش، مشتی کارشناسنمای بیسواد و اخیرا غیر ایرانی دور یک میز جمع شده و هر روز نسخه جدیدی برای مملکت میپیچیند و انگار که در موارد، عاملیت منِ سید امیر موسوی با مسعود پزشکیان در قامت رئیس جمهور به یک اندازه واجد فقدان است!
باری! با توجه به همه آنچه گفته شد و نشد!، به نظر میرسد که این تو بمیری، دیگر از آن تو بمیریها نیست! انباشت این حجم سنگین از نارضایتی عمومی و سقوط آزاد نمودارهای مشروعیت، نظام را به نقطهای رسانده که گویی ربع ساعتی بیشتر با انفجار اجتماعی و آنارشی حکومتانداز فاصلهای ندارد.
تداومروند کنونی، نه ترکستان که دولت و حکومت را به مناسبت بزنگاههایی چون سالگرد قتل دختر مظلوم ایران، مهسا امینی یا مثلا برانگیختگی دوباره بازار یا مدلی از این قِسم، میتواند راهی ناکجا آباد کند.