خانه سیاست از وعده اصلاحات تا صف‌های بنزین؛ پزشکیان چگونه غافلگیر شد؟

هموطن بحران بنزین را بررسی می‌کند:‌

از وعده اصلاحات تا صف‌های بنزین؛ پزشکیان چگونه غافلگیر شد؟

صف‌های طولانی خودروها مقابل جایگاه‌های سوخت در ایران دیگر صرفاً تصویری از یک اختلال موقت در توزیع بنزین نیست؛ این صف‌ها به نمادی از بحرانی تبدیل شده‌اند که سال‌ها در اقتصاد انرژی جمهوری اسلامی انباشته شده و اکنون، پس از جنگ و اختلال در زیرساخت‌ها، با شدت بیشتری خود را نشان می‌دهد.

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی

صف‌های طولانی خودروها مقابل جایگاه‌های سوخت در ایران دیگر صرفاً تصویری از یک اختلال موقت در توزیع بنزین نیست؛ این صف‌ها به نمادی از بحرانی تبدیل شده‌اند که سال‌ها در اقتصاد انرژی جمهوری اسلامی انباشته شده و اکنون، پس از جنگ و اختلال در زیرساخت‌ها، با شدت بیشتری خود را نشان می‌دهد.

در حالی که مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند وضعیت موجود را عمدتاً به افزایش تقاضا، شایعات یا اختلال‌های مقطعی نسبت دهند، گزارش‌های مستقل از کمبود روزانه بنزین و شکل‌گیری صف‌های طولانی در تهران حکایت دارد. گزارشگران رسانه های داخلی و خارجی نیز از فشار ناشی از محاصره و دشواری واردات سوخت سخن می‌گویند.

اما حتی اگر جنگ و محاصره را عامل تشدیدکننده بحران بدانیم، یک پرسش اساسی همچنان پابرجاست: چرا دولت پزشکیان کشوری را که سال‌ها با خطر ناترازی انرژی روبه‌رو بوده، برای چنین شوکی آماده نکرد؟

شکست وعده اصلاحات و بازگشت بحران به زندگی روزمره

مسعود پزشکیان با وعده اصلاحات اقتصادی، کاهش فشار بر مردم، بهبود روابط خارجی و ایجاد شرایطی برای رفع تحریم‌ها به قدرت رسید. اما تقریباً دو سال پس از آغاز ریاست جمهوری او، فاصله میان وعده‌ها و واقعیت زندگی شهروندان بیش از پیش آشکار شده است.

شکست اصلاحاتی که رئیس‌جمهور در طول نزدیک به دو سال ریاست جمهوری خود سعی در ارائه آنها داشت، اکنون به یک بحران اقتصادی فزاینده تبدیل شده است؛ بحرانی که انرژی و سوخت را نیز دربر گرفته است.

ناترازی بنزین البته محصول چند ماه اخیر نیست. مصرف سوخت سال‌ها سریع‌تر از ظرفیت تولید رشد کرده، ناوگان خودروهای ایران عمدتاً پرمصرف باقی مانده، سرمایه‌گذاری کافی در پالایشگاه‌ها و حمل‌ونقل عمومی انجام نشده و سیاست یارانه‌ای نیز انگیزه لازم برای کنترل مصرف ایجاد نکرده است.

اما دولت پزشکیان نمی‌تواند مسئولیت دوره خود را به گذشته منتقل کند. دولت او از وجود این مشکل آگاه بود و فرصت داشت برای افزایش ذخایر، کاهش مصرف، توسعه حمل‌ونقل عمومی، نوسازی ناوگان و اصلاح تدریجی نظام انرژی اقدام کند.

در عوض، بخش مهمی از راه‌حل‌ها همچنان حول سهمیه‌بندی، تغییر قیمت‌ها و توصیه به مردم برای صرفه‌جویی می‌چرخد؛ یعنی انتقال بخشی از هزینه ناکارآمدی ساختاری به شهروندان.

این وضعیت یک تناقض آشکار ایجاد کرده است: کشوری که یکی از بزرگ‌ترین دارندگان ذخایر نفت و گاز جهان است، اکنون با صف‌های طولانی برای بنزین مواجه شده است. ایران نفت دارد، پالایشگاه دارد و از نظر منابع طبیعی فقیر نیست؛ آنچه کمبود دارد، مدیریت کارآمد، سرمایه‌گذاری پایدار و سیاست‌گذاری قابل پیش‌بینی است.

جنگ؛ عاملی که بحرانی قدیمی را به بحران تازه تبدیل کرد

جنگ ۴۰ روزه و آسیب به بخشی از زیرساخت‌های انرژی، بدون تردید وضعیت را دشوارتر کرده است. حمله به تأسیسات انرژی، اختلال در حمل‌ونقل و محدودیت‌های ناشی از محاصره دریایی می‌تواند دسترسی ایران به واردات فرآورده‌های نفتی و انتقال آنها را کاهش دهد.

اما جنگ را نباید توضیحی برای همه مشکلات دانست.

کشوری که پیش از جنگ با ناترازی بنزین روبه‌رو بوده، در برابر یک شوک خارجی آسیب‌پذیرتر است. اگر ظرفیت ذخیره‌سازی، شبکه توزیع، پالایشگاه‌ها، حمل‌ونقل عمومی و منابع جایگزین به اندازه کافی توسعه یافته بودند، یک شوک خارجی لزوماً نباید به چنین صف‌هایی منجر می‌شد.

به بیان دیگر، جنگ کبریت بود، اما انبار باروت سال‌ها پیش ساخته شده بود.

دولت پزشکیان همچنین باید در ماه‌های پس از جنگ، اطلاع‌رسانی شفاف‌تری درباره وضعیت ذخایر و میزان واقعی تولید و مصرف ارائه می‌کرد. وقتی مردم نمی‌دانند بنزین فردا در دسترس خواهد بود یا نه، طبیعی است که برای پر کردن باک خودروهایشان هجوم ببرند. این رفتار خود می‌تواند یک کمبود نسبی را به بحران واقعی تبدیل کند.

از نفت فراوان تا شهروند گرفتار در صف

تناقض اصلی اقتصاد ایران همین‌جاست: کشوری با منابع عظیم نفت و گاز، شهروندانی دارد که برای چند لیتر بنزین ساعت‌ها در صف می‌ایستند؛ در حالی که هم‌زمان قیمت بسیاری از کالاها و خدمات افزایش یافته و قدرت خرید خانوارها کاهش پیدا کرده است.

در واقع، در دولت پزشکیان شهروندان با افزایش شدید هزینه‌های زندگی مواجه‌اند، در حالی که کشوری با چنین منابع عظیم انرژی هنوز قادر نیست یک بازار باثبات و قابل پیش‌بینی سوخت برای مردم خود ایجاد کند.

اگر رئیس‌جمهور قادر بود یک سیاست قدرتمند اصلاحات داخلی را پیش ببرد و همزمان در برابر فشارهای نظامی و سیاسی تاب‌آوری ایجاد کند، می‌شد انتظار داشت که با کاهش تنش خارجی، زمینه برای کاهش تحریم‌های اقتصادی، گسترش روابط تجاری، جذب سرمایه و افزایش ارزش دارایی‌های ملی و استراتژیک فراهم شود.

اما آنچه در عمل دیده می‌شود، فاصله گرفتن روزافزون میان ظرفیت‌های بالقوه ایران و زندگی واقعی شهروندان است.

مشکل فقط بنزین نیست. صف بنزین، تورم، کاهش قدرت خرید، بحران برق و گاز، فرسودگی زیرساخت‌ها و کاهش سرمایه‌گذاری همگی قطعات یک پازل واحدند: اقتصادی که منابع فراوان دارد اما از حکمرانی ناکارآمد رنج می‌برد.

و شاید تلخ‌ترین بخش ماجرا این باشد که تصمیم‌های اقتصادی در ایران بیش از آنکه بر اساس یک برنامه بلندمدت ملی گرفته شوند، تحت تأثیر فشارهای روزمره سیاسی، فضای خیابان، تبلیغات رسمی و ملاحظات امنیتی قرار می‌گیرند. به جای آنکه سیاست‌گذار افق چندساله داشته باشد، دائماً در حال واکنش نشان دادن به بحران بعدی است.

صف‌های امروز بنزین بنابراین فقط صف خودروها نیست؛ صفی است از مشکلات انباشته‌شده‌ای که یکی پس از دیگری به زندگی مردم رسیده‌اند.

پزشکیان ممکن است بتواند بخشی از بحران فعلی را به جنگ و محاصره نسبت دهد، اما نمی‌تواند تمام آن را به عوامل خارجی واگذار کند. دولت مسئول تأمین نیازهای اساسی شهروندان و ایجاد تاب‌آوری اقتصادی است.

جنگ شاید بحران را تشدید کرده باشد، اما ناترازی بنزین پیش از جنگ وجود داشت. آنچه امروز در پمپ‌بنزین‌ها دیده می‌شود، نتیجه برخورد یک شوک خارجی با ساختاری است که سال‌ها اصلاح نشده است.

و برای دولت پزشکیان، این شاید مهم‌ترین آزمون باشد: آیا می‌تواند از مدیریت روزمره صف‌ها عبور کند و سرانجام به سراغ ریشه بحران برود، یا اینکه مانند دولت‌های پیش از خود، تنها بحران بعدی را به آینده موکول خواهد کرد؟

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن