خانه پیشنهاد هم‌وطن توافقی که توافقی نیست؛ مذاکره جمهوری اسلامی با آمریکا به کدام سمت رفت

هم وطن گزارش می‌دهد؛

توافقی که توافقی نیست؛ مذاکره جمهوری اسلامی با آمریکا به کدام سمت رفت

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، دیروز دوشنبه برای نخستین بار از آغاز جنگ با ایران در برابر کمیته روابط خارجی سنا حاضر شد و در حالی که مذاکرات صلح با تهران در حساس‌ترین مرحله خود به سر می‌برد، از پیشرفت‌هایی در روند گفتگوها خبر داد. روبیو که همزمان مشاور امنیت ملی ترامپ نیز هست، از تصمیم رئیس‌جمهور برای آغاز جنگ دفاع کرد و گفت ایران در حال ساختن یک «سپر متعارف» از موشک، پهپاد و نیروی دریایی برای محافظت از برنامه هسته‌ای‌اش بود

گروه سیاسی / ماهور ایرانی
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، دیروز دوشنبه برای نخستین بار از آغاز جنگ با ایران در برابر کمیته روابط خارجی سنا حاضر شد و در حالی که مذاکرات صلح با تهران در حساس‌ترین مرحله خود به سر می‌برد، از پیشرفت‌هایی در روند گفتگوها خبر داد. روبیو که همزمان مشاور امنیت ملی ترامپ نیز هست، از تصمیم رئیس‌جمهور برای آغاز جنگ دفاع کرد و گفت ایران در حال ساختن یک «سپر متعارف» از موشک، پهپاد و نیروی دریایی برای محافظت از برنامه هسته‌ای‌اش بود.
روبیو به سناتورها گفت که ایرانی‌ها پذیرفته‌اند درباره جنبه‌هایی از برنامه هسته‌ای خود مذاکره کنند که تنها یک ماه پیش، یک سال پیش، حاضر به اشاره به آن‌ها هم نبودند، هرچند از ارائه جزئیات بیشتر خودداری کرد. روبیو همچنین اعلام کرد که ایران باید به تعهدات مشخصی درباره سرنوشت اورانیوم غنی‌شده سطح بالایی که همچنان در دل کوه‌ها مدفون است، پایبند شود.
برای درک این لحظه باید به زمینه‌ای بازگشت که این مذاکرات در آن شکل گرفته است. در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، اسرائیل و ایالات متحده حملات هوایی گسترده‌ای علیه جمهوری اسلامی انجام دادند که رهبر و بسیاری از مقامات ارشد را کشت و بخش وسیعی از زیرساخت‌های نظامی و دولتی کشور را منهدم کرد. در هشتم آوریل، با میانجیگری پاکستان، آتش‌بسی دو هفته‌ای میان ایران و آمریکا برقرار شد که از آن زمان تمدید شده، اما مذاکرات اسلام‌آباد در آوریل به بن‌بست رسید.
خطوط کلی یادداشت تفاهمی که در حال مذاکره است شامل توقف شصت روزه درگیری‌ها، بازگشایی تنگه هرمز و یک چارچوب برای از سرگیری مذاکرات هسته‌ای است، هرچند ترامپ تغییراتی نسبتاً قابل توجه در بخش‌های مربوط به تنگه هرمز و انتقال اورانیوم غنی‌شده اعمال کرده است.
اما درست در روزی که روبیو امیدوارانه از پیشرفت مذاکرات سخن می‌گفت، ایران به دلیل تشدید حملات نظامی اسرائیل در لبنان و حملات آمریکا، مذاکرات آتش‌بس را به حالت تعلیق درآورد. تهران اعلام کرد که این اقدامات «ناقض» آتش‌بس است. ترامپ این موضوع را رد کرد و مدعی شد مذاکرات با «سرعتی تند» در جریان است، در حالی که یک منبع منطقه‌ای به سی‌ان‌ان گفت مذاکرات ساعتی بعد دوباره به جریان افتاد.
هفته گذشته، روبیو در حاشیه سفر به دهلی نو گفته بود که «پیشرفت قابل توجهی» در چارچوب توقف برنامه اتمی ایران و باز نگه داشتن تنگه هرمز حاصل شده و اشاره کرده بود که جهان به زودی «اخبار خوشی» خواهد شنید.

اما خوش‌بینی روبیو با واقعیتی دشوار روبروست: دو رسانه نیمه‌رسمی ایرانی گزارش دادند که تهران ارتباط خود با میانجیان را قطع کرده، و این در حالی است که تداوم درگیری‌های اسرائیل و حزب‌الله در لبنان، آتش‌بس شکننده را به مرز فروپاشی رسانده است.
جنگ تاکنون ترافیک نفتکش‌ها در تنگه هرمز را که در زمان صلح بیست درصد از نفت و گاز تجارت‌شده جهان از آن می‌گذرد، به شدت کاهش داده و قیمت بنزین را به اوج رسانده است. این فشار اقتصادی، صف جمهوریخواهانی که به جنگ اعتراض دارند را با نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای در پاییز، روز به روز بلندتر می‌کند
روبیو در همان حال که از احتمال توافق سخن گفت، تأکید کرد که بی‌ثباتی رهبری ایران، مذاکرات را دشوار ساخته است. او گفت: «شما در نهایت با کسانی مذاکره می‌کنید که باید در سیستم خود مذاکره کنند تا ببینند چه چیزی را می‌توانند بدهند و با چه چیزی موافقت کنند.» اشاره‌ای ضمنی به این واقعیت که رهبر جدید ایران، مجتبی خامنه‌ای، تاکنون نه دیده شده و نه سخنی گفته است.
وقتی مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، دیروز در برابر کمیته روابط خارجی سنا اعلام کرد که توافق با ایران می‌تواند «امروز، فردا یا هفته آینده» حاصل شود، کلماتش در هوایی آکنده از تناقض طنین انداخت. روبیو صراحتاً گفت که مذاکره با ایران شبیه مذاکره با سوئیس نیست و نیازمند به‌کارگیری واسطه است. این جمله کوتاه، به‌خوبی عمق پیچیدگی‌هایی را که سر راه هر توافق احتمالی قرار دارند توصیف می‌کند.
برای سنجش واقعی‌بودن خوش‌بینی روبیو، باید نگاهی به آنچه تاکنون روی میز مذاکره بوده انداخت. بر اساس گزارش آکسیوس، پیش‌نویس توافق‌نامه‌ای در دست مذاکره است که شامل آتش‌بسی شصت روزه، بازگشایی تنگه هرمز بدون عوارض، و پاکسازی مین‌های ایران از تنگه می‌شود. در مقابل، آمریکا محاصره دریایی بنادر ایران را برمی‌دارد و برخی معافیت‌های تحریمی برای فروش نفت صادر می‌کند. این چارچوب، یک یادداشت تفاهم اولیه است، نه توافق جامع و مسائل مربوط به برنامه هسته‌ای ایران و ذخایر اورانیوم غنی‌شده عمدتاً برای مرحله بعد از امضای این یادداشت کنار گذاشته شده‌اند.
اما جمهوری اسلامی چه موضعی دارد؟ پاسخ این سوال، سنگ محک واقعی ارزیابی خوش‌بینی روبیو است. در آوریل، تهران برنامه ده‌نقطه‌ای خود را اعلام کرد که شامل حفظ کنترل ایران بر تنگه هرمز، به رسمیت شناختن حق غنی‌سازی اورانیوم، و لغو تمامی تحریم‌های اولیه و ثانویه بود. این مواضع با خواسته‌های اولیه آمریکا فاصله‌ای نجومی داشت. واشنگتن در ابتدا چهار هدف اصلی داشت: نابودی توانایی موشک بالستیک ایران، انهدام نیروی دریایی آن، قطع حمایت از گروه‌های نیابتی و جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هسته‌ای. حتی پیشنهاد پانزده‌ بندی که آمریکا از طریق پاکستان تحویل داد خواستار تخریب تأسیسات هسته‌ای نطنز، اصفهان و فردو، و تحویل اورانیوم غنی‌شده به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بود.

فاصله میان این دو موضع آن‌قدر زیاد بود که تحلیلگران از همان ابتدا تردید داشتند. پیشنهادهای جدیدی که می‌کوشند با جبران خسارات جنگی تهران و بازگشایی تنگه، از کنار اختلافات هسته‌ای رد شوند، به این علت است که ایران عجله‌ای برای سازش نشان نمی‌دهد. شاید صریح‌ترین بیان این موضع از زبان محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران و سرپرست تیم مذاکره‌کننده، شنیده شد. قالیباف در پستی در شبکه ایکس نوشت که کشورش امتیازات را «نه از طریق مذاکره، بلکه از طریق موشک» به دست آورده است. او افزود که مذاکرات تنها برای آن است که آمریکایی‌ها این واقعیت را درک کنند و تأکید کرد که تهران «هیچ اعتمادی به تضمین‌ها یا وعده‌ها ندارد و تنها اقدامات عملی مهم هستند.»
این نوع ادبیات دیپلماتیک از سوی کسی که رسماً پای میز مذاکره نشسته، نشانه خوبی برای توافق سریع نیست. آمریکا به نظر می‌رسد به‌آرامی پذیرفته که خواسته اولیه‌اش، یعنی ابتدا توافق هسته‌ای و سپس توقف جنگ، شدنی نیست و باید ترتیب معکوس را بپذیرد. خود ایران نیز اعلام کرد که مسئله هسته‌ای بخشی از توافق اولیه نیست و تهران می‌خواهد ابتدا آتش‌بس رسمی برقرار شود و سپس درباره هسته گفتگو شود.
در همین حال، متغیری خارج از کنترل هر دو طرف، یعنی بحران لبنان، دشوارترین مانع پیش روی توافق هفته آینده است. دیروز، تیم مذاکره‌کننده ایران رسماً اعلام کرد که به دلیل «جنایات مستمر» اسرائیل در لبنان، تمامی تبادلات با آمریکا از طریق واسطه‌ها به حالت تعلیق درآمده است. تهران همچنین تهدید کرد که در پی بستن کامل تنگه هرمز و فعال‌سازی «جبهه‌های دیگر» از جمله تنگه باب‌المندب است. ایران اعلام کرد که تمامی ارتباطات با آمریکا را قطع می‌کند مگر اینکه اسرائیل به تهاجم نظامی گسترده‌اش در لبنان جنوبی پایان دهد.
این سناریو دقیقاً همان معضل ساختاری است که مذاکرات را از ابتدا آلوده کرده. جمهوری اسلامی می‌گوید آتش‌بس با آمریکا باید شامل لبنان هم باشد. آمریکا و اسرائیل می‌گویند درگیری با حزب‌الله موضوع جداگانه‌ای است. از همان روزهای اول آتش‌بس آوریل، وزیر امور خارجه ایران عباس عراقچی نوشت که «آمریکا باید انتخاب کند: آتش‌بس یا ادامه جنگ از طریق اسرائیل. نمی‌توان هر دو را داشت.» این انتخاب تاکنون پاسخ روشنی نگرفته است.
ترامپ دیروز اصرار کرد که مذاکرات با «سرعت تند» پیش می‌رود، اما منابع منطقه‌ای تأیید کردند که مذاکرات ساعتی پس از تعلیق ایران دوباره از سر گرفته شد، هرچند میزان اعتماد هر دو طرف به یکدیگر را می‌توان از همین نوسانات ساعتی حدس زد.
در مجموع، آنچه صحبت‌های روبیو نشان می‌دهد توافق نهایی نیست، بلکه تنها احتمال امضای یک یادداشت تفاهم اولیه برای تمدید آتش‌بس و بازگشایی تنگه هرمز است. مسئله هسته‌ای که اصلی‌ترین خواسته آمریکاست، برای آینده‌ای نامشخص به تعویق افتاده. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تأیید کرده که از زمان حملات، ایران دسترسی بازرسان به مراکز حساس هسته‌ای را متوقف کرده و نمی‌تواند ادعاهای تهران مبنی بر توقف غنی‌سازی را تأیید کند. ایران اورانیوم غنی‌شده خود را که «عمیق در دل کوه‌ها» مدفون است، به سادگی تحویل نخواهد داد و آمریکا بدون تضمین‌های قابل راستی‌آزمایی از برنامه هسته‌ای، پیروزی قابل دفاعی در برابر ملت و کنگره نخواهد داشت. خوش‌بینی روبیو شاید صادقانه باشد، اما تاریخ این مذاکرات نشان می‌دهد که فاصله میان «نزدیک به توافق» و «توافق واقعی» می‌تواند به‌اندازه یک جنگ باشد
در نهایت تصویر نهایی این مذاکرات نه روشن است و نه تاریک، بلکه چیزی است که دیپلمات‌های باتجربه آن را «توافق بدون توافق» می‌نامند. آنچه احتمالاً در کوتاه‌مدت اتفاق خواهد افتاد امضای یک یادداشت تفاهم اولیه است که تنگه هرمز را باز می‌کند، آتش‌بس را شصت روز دیگر تمدید می‌کند و ایران اجازه فروش نفت پیدا می‌کند. این توافق برای هر دو طرف قابل دفاع است: ترامپ می‌تواند آن را پیروزی اقتصادی بنامد و قیمت بنزین را پایین بیاورد و ایران می‌تواند بگوید که بدون تسلیم شدن در مسئله هسته‌ای از زیر فشار خارج شده است.

اما این همان جایی است که باید هوشیار بود. هیچ‌یک از اختلافات بنیادین حل نشده‌اند. ایران اورانیوم غنی‌شده‌اش را تحویل نخواهد داد، به‌ویژه در شرایطی که قالیباف صریحاً گفت امتیازات را از طریق موشک می‌گیرند، نه مذاکره. آمریکا هم بدون تضمین هسته‌ای در برابر کنگره و افکار عمومی‌اش پاسخگو خواهد بود. مجتبی خامنه‌ای که هنوز نه دیده شده و نه سخنی گفته، معادله را بیش از پیش مبهم می‌کند، چون هیچ‌کس دقیقاً نمی‌داند تهران تا کجا مجاز به عقب‌نشینی است.
متغیر لبنان هم مانند یک بمب ساعتی زیر میز مذاکره است. اسرائیل به عملیات در جنوب لبنان ادامه می‌دهد، ایران آن را نقض آتش‌بس می‌داند و آمریکا نه می‌تواند اسرائیل را کاملاً مهار کند و نه می‌تواند این خواسته ایران را نادیده بگیرد. این سه‌گانه ناپایدار، هر توافق کوتاه‌مدتی را در معرض فروپاشی قرار می‌دهد.
سرنوشت نهایی این مذاکرات احتمالاً نه شکست کامل خواهد بود و نه پیروزی تاریخی، بلکه یک آتش‌بس مدیریت‌شده خواهد بود که هر دو طرف آن را برای مخاطبان داخلی خود به‌گونه‌ای متفاوت تعریف می‌کنند. ایران می‌گوید در برابر قدرت نظامی تسلیم نشد. آمریکا می‌گوید تنگه را باز کرد و جنگ را تمام کرد. و سوال اصلی یعنی هسته‌ای ایران، به دوره‌ای دیگر موکول می‌شود که نه روشن است چه کسی آن را مدیریت خواهد کرد، نه معلوم است با چه اهرم‌هایی.
تاریخ روابط ایران و آمریکا نشان می‌دهد که این نوع توافق‌های موقت معمولاً مقدمه‌ای برای بحران بعدی هستند، نه پایانی برای بحران جاری.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن