اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
بحران برق در ایران دیگر صرفاً داستان کمبود تولید یا افزایش مصرف در روزهای گرم تابستان نیست. خاموشیهایی که زندگی میلیونها ایرانی را مختل کرده، حاصل رویهمافتادن چند بحران است: سالها سوءمدیریت و سرمایهگذاری ناکافی، فرسودگی زیرساختها، ناترازی مزمن تولید و مصرف و، در ماههای اخیر، خسارتهای سنگین ناشی از جنگ و حمله به تأسیسات انرژی.
این تمایز مهم است؛ زیرا جمهوری اسلامی میتواند وسوسه شود که تمام مسئولیت بحران برق امروز را به جنگ نسبت دهد. اما واقعیت پیچیدهتر است. جنگ به شبکهای ضربه زده که پیش از آن نیز با مشکلات ساختاری دستوپنجه نرم میکرد.
جنگ، ضربهای سنگین به شبکهای آسیبپذیر
مقامهای جمهوری اسلامی خود از ابعاد قابل توجه خسارتهای جنگ به صنعت برق سخن گفتهاند. معاون برق و انرژی وزارت نیرو اعلام کرده است که در جریان جنگ اخیر، بیش از ۷ هزار مگاوات از ظرفیت نیروگاهی کشور آسیب دیده و حدود ۴۵۰۰ مگاوات از این ظرفیت آسیب جدی دیده است. به گفته او، تنها بخشی از ظرفیت از دسترفته دوباره به مدار بازگشته است.
خسارت فقط به نیروگاهها محدود نمانده است. مقامهای وزارت نیرو از آسیب به خطوط انتقال، پستها، ترانسفورماتورها و دیگر اجزای شبکه نیز خبر دادهاند. در یکی از گزارشهای رسمی، از هدف قرار گرفتن چهار خط انتقال ۴۰۰ کیلوولت در جریان حملات خبر داده شده است.
این خسارتها در شرایط عادی نیز جدی بود؛ اما در کشوری که پیش از جنگ با کسری ظرفیت و فرسودگی زیرساخت مواجه بود، معنای دیگری پیدا میکند. وقتی بخشی از ظرفیت تولید از مدار خارج میشود، شبکهای که از پیش تحت فشار است، فضای مانور بسیار کمتری برای جبران شوک خواهد داشت.
از همین رو، جنگ را نمیتوان از بحران برق امروز جدا کرد. اما نمیتوان آن را تنها علت بحران نیز دانست.
بحرانی که جمهوری اسلامی سالها کتمان میکرد
پرسش اساسی این است: چرا زیرساخت برق ایران تا این اندازه در برابر یک شوک نظامی آسیبپذیر بود؟
پاسخ را باید سالها عقب برد. اقتصاد انرژی ایران با قیمتگذاری دستوری، کمبود سرمایهگذاری، فرسودگی تجهیزات، رشد مصرف، مشکلات تأمین سوخت نیروگاهها و توسعه ناکافی ظرفیتهای جدید روبهرو بوده است. حتی پیش از جنگ نیز کارشناسان درباره شکاف فزاینده میان تولید و مصرف برق هشدار میدادند.
جمهوری اسلامی در سالهای گذشته بارها به جای اصلاح ساختار صنعت انرژی، از مردم خواسته است مصرف خود را کاهش دهند. اما مدیریت مصرف نمیتواند جای سرمایهگذاری را بگیرد. نمیتوان شبکهای را که به نگهداری، نوسازی و توسعه نیاز دارد، برای سالها با سیاستهای کوتاهمدت اداره کرد و بعد انتظار داشت در برابر بحرانهای امنیتی و نظامی مقاوم بماند.
حتی خود مقامهای جمهوری اسلامی نیز پذیرفتهاند که بازسازی برخی تأسیسات آسیبدیده زمانبر است. معاون وزیر نیرو گفته است اگر یک نیروگاه بهشدت آسیب ببیند، ساخت و راهاندازی جایگزین آن ممکن است دو تا سه سال زمان ببرد.
این یعنی هزینه جنگ فقط در لحظه انفجار پرداخت نمیشود. خسارت به یک نیروگاه یا خط انتقال میتواند ماهها یا سالها بعد نیز در قالب خاموشی، کاهش تولید صنعتی، افزایش هزینه تعمیرات و فشار بیشتر بر بودجه کشور به مردم بازگردد.
مردم؛ قربانی مشترک جنگ و ناکارآمدی
در نهایت، آنچه در خانههای مردم دیده میشود نه اعداد مگاواتی است و نه گزارشهای وزارت نیرو؛ بلکه خاموشی، قطع آب، اختلال در کسبوکار، توقف تولید کارخانهها و فرسایش بیشتر زندگی روزمره است.
گزارشهایی از جنوب ایران در ماههای اخیر، تصویری از همزمانی جنگ، گرمای شدید، قطعی برق و اختلال در آب ارائه کردهاند؛ وضعیتی که فشار جنگ را مستقیماً به زندگی روزمره مردم منتقل کرده است.
البته هدف قرار گرفتن زیرساختهای حیاتی غیرنظامیان در جنگ، مسئلهای جدی و مستقل است و مسئولیت آن را نمیتوان نادیده گرفت. مقامهای وزارت نیرو نیز تأکید کردهاند که حمله به زیرساختهای انرژی، خدمات حیاتی مردم را مختل میکند.
اما همین واقعیت نباید بهانهای برای پاک کردن صورتمسئله داخلی شود.
جمهوری اسلامی اکنون با دو صورتحساب همزمان روبهرو است: صورتحساب خسارتهای جنگ و صورتحساب سالها سیاستگذاری ناکارآمد. مشکل اینجاست که این دو صورتحساب در نهایت از جیب چه کسی پرداخت میشوند؟ پاسخ روشن است: شهروند ایرانی.
اگر حکومت بخواهد بحران برق را فقط به «دشمن» نسبت دهد، بخش بزرگی از مسئله را پنهان کرده است. جنگ میتواند یک شبکه را ویران کند؛ اما این سالها سوءمدیریت است که یک شبکه را تا این اندازه وارد بحران کرده است.
بحران برق ایران بنابراین فقط بحران تولید برق نیست؛ آزمونی برای کارآمدی حکومتی است که اکنون باید هم هزینه بازسازی زیرساختهای آسیبدیده در جنگ را بپردازد و هم خرابیهایی را جبران کند که پیش از جنگ انباشته شده بود. تا زمانی که ریشههای ساختاری بحران اصلاح نشود، هر تابستان گرم، هر شوک اقتصادی و هر بحران امنیتی میتواند خاموشیهای تازهای را به زندگی مردم تحمیل کند.