خانه پیشنهاد هم‌وطن آیه‌ای برای آینده؛ نگرانی جمهوری اسلامی از قدرت پس از تشییع آیت‌الله

هم وطن گزارش می دهد،

آیه‌ای برای آینده؛ نگرانی جمهوری اسلامی از قدرت پس از تشییع آیت‌الله

در خوانش سیاسی از مراسم تشییع جنازه سیدعلی خامنه‌ای رهبر دوم جمهوری اسلامی، انتخاب آیه‌ای از قرآن هرگز صرفاً یک انتخاب مذهبی تلقی نمی‌شود، بلکه بخشی از زبان نمادین قدرت است.

گروه سیاسی / ماهور ایرانی
در خوانش سیاسی از مراسم تشییع جنازه سیدعلی خامنه‌ای رهبر دوم جمهوری اسلامی، انتخاب آیه‌ای از قرآن هرگز صرفاً یک انتخاب مذهبی تلقی نمی‌شود، بلکه بخشی از زبان نمادین قدرت است ؛ زبانی که می‌کوشد برای افکار عمومی، نیروهای حامی حکومت و بازیگران خارجی پیامی روشن درباره تداوم، انسجام و جهت‌گیری آینده نظام ارسال کند. بر همین اساس، برجسته شدن آیه ۴۶ سوره سبأ با مضمون «بگو شما را تنها به یک چیز اندرز می‌دهم و آن اینکه دو نفر دو نفر یا یک نفر یک نفر برای خدا قیام کنید» را می‌توان در چارچوب انتقال پیام سیاسی و نه صرفاً تلاوت یک متن دینی تحلیل کرد.

این آیه در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی بارها با مفاهیمی چون قیام، مسئولیت فردی و جمعی، بیداری و استمرار مسیر انقلاب پیوند خورده است. تعبیر «مثنی و فرادی» در این خوانش، دعوت به آن است که هر فرد و هر جمع کوچک خود را در قبال حفظ مسیر نظام و آرمان‌های اعلامی آن مسئول بداند. در مراسم تشییع جنازه رهبر سیاسی ـ مذهبی، چنین انتخابی می‌تواند این معنا را القا کند که پایان حیات یک رهبر نباید به معنای پایان یک مسیر سیاسی تلقی شود و بدنه حامی حکومت باید همچنان در حالت آمادگی و مشارکت باقی بماند.

انتخاب آیه ۴۶ سوره سبأ در تشییع علی خامنه‌ای را نمی‌توان تصادفی یا صرفاً یک انتخاب مذهبی معمول دانست، بلکه باید آن را در کنار مجموعه‌ای از نشانه‌های بحران در ساختار قدرت جمهوری اسلامی خواند. حکومتی که رهبرش در نخستین ضربه جنگ، در قلب ساختار قدرت و همراه با اعضایی از خانواده‌اش کشته شد، اکنون با تابوت، پرچم، نوحه و زبان شهادت می‌کوشد صورت شکست را به روایت اقتدار و تداوم بدل کند. در چنین شرایطی، فراخواندن مردم به قیام «حتی به‌تنهایی یا دو نفر دو نفر» را می‌توان نوعی اعتراف ضمنی به تَرَک‌خوردن انسجام اجتماعی و سیاسی حکومت دانست؛ پیامی که دیگر به جمعیت متحد و یکپارچه متکی نیست، بلکه از افراد پراکنده می‌خواهد در غیاب رهبری قدرتمند و در نبود اطمینان از حمایت گسترده، همچنان به میدان بیایند.

این خوانش با واقعیت میدانی همخوانی دارد. سید مجتبی خامنه‌ای، جانشین منتخب مجلس خبرگان، از زمان به ارث بردن عنوان پدر در انظار عمومی دیده یا شنیده نشده و حتی در مراسم تدفین پدر خود نیز غایب بوده است. غیبت طولانی او، همراه با کاهش چشمگیر مشارکت رهبران خارجی در تشییع و عدم حضور مقام‌های ارشد بسیاری از کشورها، تصویری از حکومتی می‌سازد که در حال بازسازی نمادین قدرت خود از موضع ضعف است، نه اقتدار. این وضعیت به لحظه‌ای تاریخی تشبیه کرده‌اند که در آن مباشر پس از مرگ شاه فریاد می‌زد «شاه مرد، زنده باد شاه»؛ یعنی مراسم تشییع نه‌فقط بدرقه یک رهبر، بلکه تلاشی دستوری برای تثبیت جانشینی است که هنوز تثبیت‌نشده است.

از این زاویه، به‌کارگیری آیه‌ای که اساساً حول محور پایداری فردی و مستقل از اجماع جمعی می‌چرخد، ابزاری تبلیغاتی است برای پیش‌دستی در برابر ریزش احتمالی پایگاه اجتماعی نظام؛ گونه‌ای سرمایه‌گذاری نمادین بر وفاداری تک‌تک افراد در دورانی که انسجام جمعی، اقتدار متمرکز و حتی امنیت شخصی رهبر جدید دیگر تضمین‌شده نیست. این پیام را می‌توان چنین ترجمه کرد: حتی اگر جمع‌ها کوچک شوند، حتی اگر همراهی گسترده رخ ندهد، وظیفه انقلابی و دینی افراد ادامه دارد و میدان را نباید خالی گذاشت. چنین لحنی، در کنار خساراتی که برآوردهای رسمی حکومت آن را در حوزه نظامی حدود ۲۸ میلیارد دلار اعلام کرده‌اند و در کنار نزدیک‌شدن ظاهری تهران به مذاکره با واشنگتن، تصویری از نظامی می‌سازد که همزمان با حفظ لحن حداکثری در گفتمان رسمی، به‌طور پنهان در حال آماده‌سازی روانی جامعه هوادار خود برای دوره‌ای پرتلاطم‌تر و نامطمئن‌تر است؛ دوره‌ای که در آن تداوم نظام دیگر امری بدیهی و تضمین‌شده تلقی نمی‌شود، بلکه چیزی است که باید هر روز، حتی توسط افراد منفرد، از نو دفاع و اثبات شود.

مطرح کرد این پرسش که آیا انتخاب این آیه، به‌نوعی، اعتراف پنهان به احتمال فروپاشی یا دگرگونی بنیادین نظام است. برای پاسخ به این سؤال، باید گفت انتخاب آیه‌ای که صراحتاً از مؤمنان می‌خواهد حتی در نبود جمعیت گسترده، به‌تنهایی یا در گروه‌های کوچک، برای هدف خود بایستند، در بستری که رهبر جدید هنوز علناً ظاهر نشده، بخشی از هیئت حاکمه در سایه امنیتی به‌سر می‌برد و مشارکت بین‌المللی در تشییع به‌شدت محدود مانده، به یک زبان دفاعی و بحرانی شبیه‌تر است تا زبان یک حکومت مطمئن به آینده خود. حکومتی که از موضع قدرت سخن می‌گوید معمولاً بر وحدت، عظمت جمعیت و اجماع ملی تأکید می‌کند؛ حکومتی که نگران ریزش نیرو و فرسایش پایگاه اجتماعی‌اش است، به افراد پراکنده و تنها متوسل می‌شود و از آن‌ها می‌خواهد میدان را خالی نکنند.

می‌توان این انتخاب نمادین را نشانه‌ای از پیش‌بینی یا دست‌کم نگرانی جدی حکومت از دوره‌ای پرتلاطم، نامطمئن و بالقوه بحرانی برای بقای نظام دانست؛ دوره‌ای که در آن دفاع از جمهوری اسلامی دیگر یک وظیفه جمعی خودکار نیست، بلکه باید به‌صورت فردی، مکرر و در برابر تردید فزاینده جامعه بازتولید شود.

با این حال، حضور مجتبی خامنه‌ای، که تا پیش از این به‌دلایل امنیتی در انظار عمومی ظاهر نشده، برای برگزاری مراسم تشییع پدرش حائز اهمیت اعلام شده، اما همین حضور تا آخرین لحظه به دست نیامده است. این وضعیت به یک بحران دوگانه مشروعیت تعبیر شده است؛ نه‌فقط نظام باید ثابت کند که پس از ضربه‌ای که مستقیماً به قلب رهبری‌اش خورد، هنوز پابرجاست، بلکه شخص جانشین هم باید ثابت کند که می‌تواند در برابر تهدید امنیتی مستمر -و در وضعیتی که نه جنگ کامل است و نه صلح کامل- به‌طور علنی و پایدار ظاهر شود. وقتی رهبری تازه هنوز نتوانسته این آزمون ساده حضور فیزیکی را با اطمینان از سر بگذراند، فراخواندن پیروان به قیام «حتی به‌تنهایی» می‌تواند هم‌زمان دو معنا داشته باشد؛ یکی خطاب به توده‌های وفادار برای پرکردن خلأ رهبری قابل‌رؤیت، و دیگری، به‌طور تلویحی، آماده‌سازی ذهنیت عمومی برای سناریویی که در آن شخص رهبر ممکن است پیوسته در دسترس، ایمن یا حتی زنده نماند و نظام باید بتواند بدون تکیه به یک چهره واحد به حرکت خود ادامه دهد.

این‌که رهبری او با تهدید امنیتی جدی روبروست را می‌توان از این واقعیت هم دریافت که مجتبی خامنه‌ای در حملات آمریکا همسر و دست‌کم یکی از فرزندان خود را از دست داده است؛ فقدانی که نشان می‌دهد او و نزدیکانش پیشتر هدف مستقیم عملیات نظامی بوده‌اند، نه صرفاً یک وارث بی‌خطر پشت درهای بسته. در چنین شرایطی، منطقی است که ساختار نظام، همزمان با تشییع علی خامنه‌ای، به‌طور ضمنی خود را برای احتمال از دست‌دادن یا کنارگذاشتن جانشین جدید نیز مجهز می‌کند؛ گفتمانی که دیگر حول محور تقدیس یک رهبر فرزانه ثابت نمی‌چرخد، بلکه بر تداوم آرمان انقلابی مستقل از سرنوشت هر فرد -از جمله خود مجتبی- تأکید دارد.

ممکن است انتخاب این آیه صرفاً واکنشی عمومی به بحران مشروعیت نظام باشد بدون در نظر گرفتن ویژه سرنوشت شخص مجتبی، و ممکن است این تفسیر دوم صرفاً برایند طبیعی خواندن نمادها در کنار وضعیت امنیتی واقعی او باشد، بدون این‌که رابطه علّی مستقیمی میان آن دو وجود داشته باشد. آینده رهبری مجتبی خامنه‌ای -این‌که آیا خواهد توانست از سایه امنیتی بیرون بیاید و به چهره‌ای عمومی و پایدار بدل شود یا نه- همچنان یکی از بزرگ‌ترین علامت‌های سؤال باز درباره مسیر آینده جمهوری اسلامی است.

در نهایت، آیه‌ای که در تشییع علی خامنه‌ای بازخوانی شد را می‌توان چیزی فراتر از یک انتخاب صرفاً مذهبی یا مناسکی دانست؛ نمادی است که در دل خود، بی‌آنکه رسماً اعتراف کند، تصویری از یک نظام در حال گذار و آزمون را بازتاب می‌دهد. جمهوری اسلامی با کشته‌شدن رهبری که نزدیک به چهار دهه محور وحدت و اقتدار آن بود، با جانشینی روبروست که هنوز نتوانسته چهره‌ای پایدار، امن و قابل‌رؤیت از خود در انظار عمومی ارائه دهد. در چنین بزنگاهی، فراخواندن پیروان به قیام «حتی به‌تنهایی یا دو نفر دو نفر» بیش از آنکه نشانه اطمینان به آینده باشد، شبیه اقدامی احتیاطی و دفاعی است؛ تلاشی برای آنکه اگر انسجام جمعی، رهبری قابل‌رؤیت یا حتی خود شخص جانشین دچار خلل یا فروپاشی شد، ایمان و وفاداری فردیِ هوادارانِ نظام همچنان تداوم آن را تضمین کند.

این انتخاب نمادین را می‌توان به‌مثابه نوعی بیمه ایدئولوژیک خواند؛ حکومتی که در برابر ضربه‌ای بی‌سابقه به قلب ساختار قدرتش قرار گرفته، دیگر نمی‌تواند مشروعیت خود را صرفاً به یک فرد یا یک اجماع گسترده گره بزند، پس با اتکا به زبان دینی، مسئولیت بقای نظام را از سطح رهبری متمرکز به سطح فرد فرد پیروان منتقل می‌کند. این جابه‌جایی گفتمانی، در کنار خلأ طولانی ظهور علنی مجتبی خامنه‌ای، تهدیدهای امنیتی مستمر علیه شخص او، آسیب‌های سنگین اقتصادی و نظامی وارده به کشور، و کاهش چشمگیر همراهی بین‌المللی با تشییع، همگی به یک نتیجه مشترک اشاره دارند: جمهوری اسلامی وارد دوره‌ای شده که در آن تداوم نظام و تداوم شخص رهبر، دیگر امری تضمین‌شده و بدیهی نیست، بلکه امری است که باید هر روز، در غیاب اطمینان و در سایه بحران، از نو اثبات و دفاع شود.

با این حال، آیا این وضعیت به فروپاشی تدریجی نظام می‌انجامد، یا جمهوری اسلامی -همان‌گونه که در بحران‌های پیشین نیز نشان داده- می‌تواند از این آسیب‌پذیری آشکار عبور کند و ساختار قدرت خود را بازسازی کند، پرسشی است که پاسخ آن نه در یک آیه یا یک مراسم، بلکه در تحولات آینده -سرنوشت مذاکرات با واشنگتن، میزان و نحوه ظهور علنی مجتبی خامنه‌ای، و واکنش جامعه ایران به رهبری تازه- روشن خواهد شد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن