خانه سیاست آیا «دولت تغییر» به آخر خط رسیده است

هموطن فشار بر دولت پزشکیان را بررسی می‌کند:

آیا «دولت تغییر» به آخر خط رسیده است

دولت مسعود پزشکیان در شرایطی وارد مرحله‌ای حساس شده است که فشارها علیه آن دیگر تنها از سوی منتقدان بیرون از ساختار قدرت مطرح نمی‌شود؛ بلکه بخش‌هایی از جریان‌های حامی جمهوری اسلامی نیز به‌طور فزاینده‌ای دولت و به‌ویژه تیم سیاست خارجی آن را هدف انتقاد قرار داده‌اند.

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
 
دولت مسعود پزشکیان در شرایطی وارد مرحله‌ای حساس شده است که فشارها علیه آن دیگر تنها از سوی منتقدان بیرون از ساختار قدرت مطرح نمی‌شود؛ بلکه بخش‌هایی از جریان‌های حامی جمهوری اسلامی نیز به‌طور فزاینده‌ای دولت و به‌ویژه تیم سیاست خارجی آن را هدف انتقاد قرار داده‌اند.
مرکز این حملات، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه دولت پزشکیان، است؛ دیپلماتی که به دلیل نقش خود در مذاکرات با ایالات متحده با انتقاد شدید جریان‌های تندرو و نیروهای نزدیک به حکومت روبه‌رو شده است.
مخالفان داخلی او می‌گویند ادامه مذاکره با آمریکا در شرایطی که جمهوری اسلامی درگیر رویارویی نظامی و امنیتی با واشنگتن بوده، اقدامی غیرقابل قبول و نشانه‌ای از عقب‌نشینی در برابر فشارهای خارجی است.
این حملات، شکاف‌های عمیق درون ساختار سیاسی جمهوری اسلامی درباره نحوه مواجهه با آمریکا و مدیریت بحران‌های خارجی را آشکار کرده است؛ شکافی که اکنون مستقیماً دولت پزشکیان را تحت فشار قرار داده است.
 
عراقچی؛ هدف حملات جناحی پس از مذاکره با آمریکا در دوران جنگ
 عباس عراقچی که پیش‌تر به‌عنوان یکی از چهره‌های اصلی مذاکرات هسته‌ای شناخته می‌شد، اکنون در موقعیتی قرار گرفته که هر حرکت دیپلماتیک او زیر ذره‌بین مخالفان داخلی دولت قرار دارد.
جریان‌های تندرو در جمهوری اسلامی معتقدند در شرایط جنگی، مذاکره با آمریکا نه یک ابزار دیپلماتیک، بلکه اقدامی پرهزینه است که می‌تواند پیام ضعف ارسال کند. از نگاه این جریان‌ها، دولت پزشکیان با اجازه دادن به ادامه مسیر مذاکره، از اصول اعلام‌شده جمهوری اسلامی فاصله گرفته است.
در مقابل، حامیان دولت استدلال می‌کنند که حتی در شدیدترین بحران‌های امنیتی نیز کانال‌های دیپلماتیک می‌تواند برای جلوگیری از گسترش درگیری و کاهش هزینه‌های ملی ضروری باشد. اما همین اختلاف نظر، عراقچی و وزارت خارجه را به یکی از اصلی‌ترین میدان‌های کشمکش سیاسی در تهران تبدیل کرده است.
برای مخالفان جمهوری اسلامی، این نزاع بیش از آنکه اختلافی میان چند وزیر باشد، نشانه‌ای از بحران تصمیم‌گیری در ساختاری است که در آن نهادهای مختلف قدرت، رویکردهای متفاوتی درباره جنگ، مذاکره و رابطه با غرب دارند.

دولت پزشکیان؛ گرفتار میان وعده تغییر و دیوارهای قدرت
 مسعود پزشکیان با وعده کاهش تنش، بهبود شرایط اقتصادی و ایجاد گشایش در روابط خارجی وارد دولت شد؛ اما اکنون با مجموعه‌ای از بحران‌ها روبه‌رو است که بخش بزرگی از آن‌ها فراتر از اختیار مستقیم دولت قرار دارند.
اقتصاد همچنان یکی از مهم‌ترین نقاط فشار بر دولت است. تورم، کاهش قدرت خرید، سقوط ارزش پول ملی و مشکلات ساختاری در مدیریت کشور، نارضایتی عمومی را افزایش داده است. منتقدان می‌گویند دولت پزشکیان تاکنون نتوانسته فاصله میان وعده‌های انتخاباتی و واقعیت زندگی مردم را کاهش دهد.
از سوی دیگر، افزایش فشارهای سیاسی از سوی جناح‌های رقیب نشان می‌دهد دولت برای اجرای حتی محدودترین برنامه‌های خود نیز باید با مراکز قدرت متعددی هماهنگ باشد.
در ساختار جمهوری اسلامی، رئیس‌جمهور مسئول اداره دولت است، اما تصمیم‌های کلان در حوزه‌هایی مانند امنیت ملی، سیاست منطقه‌ای و روابط خارجی تحت تأثیر نهادهایی مانند دفتر رهبر جمهوری اسلامی، شورای عالی امنیت ملی و سپاه پاسداران قرار دارد. همین مسئله همواره یکی از اصلی‌ترین انتقادهای مخالفان حکومت نسبت به ساختار سیاسی ایران بوده است.

آینده پزشکیان؛ عقب‌نشینی، تغییر مسیر یا تشدید بحران؟
 اکنون پرسش اصلی این است که فشارهای سیاسی تا چه اندازه می‌تواند دولت پزشکیان را تحت تأثیر قرار دهد.
یکی از سناریوهای احتمالی، عقب‌نشینی دولت در برابر فشار جناح‌های تندرو و تغییر در تیم سیاست خارجی است؛ اقدامی که ممکن است موقتاً از شدت حملات داخلی بکاهد، اما می‌تواند اعتبار رویکرد دیپلماتیک دولت را نیز کاهش دهد.
سناریوی دیگر، ادامه مسیر فعلی و تلاش پزشکیان برای حفظ تعادل میان جناح‌های قدرت است؛ رویکردی که ممکن است امکان ادامه فعالیت دولت را فراهم کند، اما هزینه سیاسی زیادی برای رئیس‌جمهور و نزدیکان او خواهد داشت.
سناریوی سوم، افزایش شکاف میان دولت و جریان‌های قدرتمند درون نظام است؛ وضعیتی که می‌تواند توان دولت برای تصمیم‌گیری را بیش از پیش محدود کند.
نقش رهبر جمهوری اسلامی در این میان تعیین‌کننده خواهد بود. منتقدان حکومت معتقدند تجربه چهار دهه گذشته نشان داده است که دولت‌های منتخب در جمهوری اسلامی تنها تا جایی امکان حرکت دارند که با خطوط اصلی تعیین‌شده از سوی رهبری و نهادهای وابسته به آن در تضاد قرار نگیرند.

دولت پزشکیان اکنون با یک آزمون جدی مواجه است: آیا می‌تواند میان فشارهای جناحی، بحران اقتصادی، مطالبات اجتماعی و محدودیت‌های ساختار قدرت تعادل برقرار کند؟ آنهم در شرایطی که مجتبی خامنه‌ای در پناهگاه پنهان شده و مانند «امام غايب» فقط با صدور بیانیه‌های مکتوب کشور را اداره می‌کند.
برای مخالفان جمهوری اسلامی، بحران کنونی دولت پزشکیان نه یک اختلاف معمول سیاسی، بلکه نشانه‌ای از تضاد عمیق میان نیاز جامعه به تغییر و ساختاری است که بسیاری از اهرم‌های اصلی قدرت را خارج از دولت منتخب نگه داشته است.
آینده سیاسی پزشکیان و چهره‌هایی مانند عراقچی، به میزان زیادی به نتیجه همین نبرد درونی قدرت بستگی دارد؛ نبردی که اکنون بیش از هر زمان دیگری در معرض دید افکار عمومی قرار گرفته است.
سپاه این روزها حتی مجتبی خامنه‌ای را هم در محاصره خود قرار داده و به نام او حکومت می‌کند. حالا باید دید تا چه اندازه اجازه می‌دهد که دولت پزشکیان، فاصله میان حکومت و مردم را کاهش دهد. شاید سرنوشت پزشکیان بهتر از روسای جمهور سابق جمهوری اسلامی نباشد. در آن صورت است که باید گفت دولت تغییر به آخر خط رسیده و پزشکیان نیز باید سال های پس از ریاست جمهوری را در کنار خاتمی و روحانی و احمدی‌نژاد در انزوای سیاسی سپری کند، البته اگر سرنوشتی مانند «استخر فرح» در انتظار او نباشد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن