هموطن از وضعیت بازار نوشت‌افزار در آستانه بازگشایی مدرسه‌ها گزارش می‌دهد

مهرِ گران

بازگشایی مدرسه‌ها همیشه با بوی دفترهای نو، مدادهای تراشیده، پاک‌کن‌های تازه و کیف‌هایی که قرار است یک سال همراه کودکان و نوجوانان باشند، آغاز می‌شد؛ روزهایی که خرید لوازم تحریر بخشی از خاطرات شیرین شروع سال تحصیلی بود و خانواده‌ها تلاش می‌کردند فرزندشان با وسایل تازه راهی مدرسه شود.

فرهاد فربودی

بازگشایی مدرسه‌ها همیشه با بوی دفترهای نو، مدادهای تراشیده، پاک‌کن‌های تازه و کیف‌هایی که قرار است یک سال همراه کودکان و نوجوانان باشند، آغاز می‌شد؛ روزهایی که خرید لوازم تحریر بخشی از خاطرات شیرین شروع سال تحصیلی بود و خانواده‌ها تلاش می‌کردند فرزندشان با وسایل تازه راهی مدرسه شود. اما امسال برای بسیاری از خانواده‌ها، رسیدن مهر بیش از آنکه یادآور شوق مدرسه باشد، یادآور حساب و کتاب، حذف و انتخاب است. دفتر نو دیگر یک خرید ساده نیست، کیف تازه دیگر برای همه بدیهی نیست و حتی مداد و خودکار نیز باید با دقت بیشتری از سبد هزینه خانوار عبور کند. خانواده‌هایی که در سال‌های گذشته در یک نوبت تمام وسایل مورد نیاز فرزندشان را تهیه می‌کردند، اکنون ناچارند بخشی از اقلام را حذف کنند، خرید را به تعویق بیندازند یا از وسایلی استفاده کنند که یک سال پیش تهیه شده‌اند. به این ترتیب، گرانی لوازم تحریر تنها قیمت چند کالای کوچک را بالا نبرده، بلکه شکل آماده شدن خانواده‌ها برای آغاز سال تحصیلی را نیز تغییر داده است.

بازار نوشت‌افزار در آستانه بازگشایی مدارس با افزایش قابل توجه قیمت‌ها روبه‌رو شده است. بررسی قیمت‌های بازار نشان می‌دهد برخی اقلام نسبت به سال گذشته چند برابر شده‌اند؛ برای نمونه، دفتری که سال گذشته حدود ۱۰۰ هزار تومان قیمت داشت، اکنون با قیمت خرید حدود ۳۲۰ هزار تومان عرضه می‌شود و قیمت دفتر ۱۰۰ برگ نیز به حدود ۳۵۰ هزار تومان رسیده است. در چنین شرایطی، تفاوت میان قیمت یک قلم کالا شاید در نگاه نخست چندان بزرگ به نظر نرسد، اما زمانی که خانواده باید برای یک دانش‌آموز مجموعه‌ای از دفتر، خودکار، مداد، پاک‌کن، تراش، ماژیک، پوشه، کیف و دیگر اقلام را تهیه کند، مجموع همین افزایش‌های ظاهراً کوچک به هزینه‌ای سنگین تبدیل می‌شود. فشار اصلی نیز متوجه خانواده‌هایی است که درآمد آنها متناسب با رشد هزینه‌های مصرفی افزایش پیدا نکرده است.

در میان اقلام نوشت‌افزار، همه کالاها با یک سرعت افزایش قیمت نداشته‌اند. خودکاری که سال گذشته حدود ۲۵ هزار تومان قیمت داشت، اکنون حدود ۳۰ هزار تومان به فروش می‌رسد و بنابراین رشد قیمت آن به مراتب کمتر از برخی انواع دفتر بوده است. اما همین موضوع نیز مسئله اصلی بازار را تغییر نمی‌دهد. مشکل خانواده صرفاً قیمت یک خودکار یا یک دفتر نیست؛ مسئله، مجموع هزینه‌ای است که باید برای آماده کردن دانش‌آموز پرداخت شود. وقتی درآمد خانوار زیر فشار افزایش هزینه مسکن، خوراک، حمل‌ونقل و سایر نیازهای روزمره قرار دارد، حتی افزایش‌های محدود در کالاهای آموزشی نیز می‌تواند باعث تغییر اولویت‌های مصرفی شود. در واقع، فشار تورمی زمانی خود را آشکارتر می‌کند که چندین هزینه همزمان افزایش یافته باشند و خانوار مجبور شود میان نیازهای مختلف خود دست به انتخاب بزند.

یکی از مهم‌ترین عوامل افزایش قیمت نوشت‌افزار، رشد هزینه مواد اولیه است. افزایش ۳۰۰ تا ۴۰۰ درصدی قیمت کاغذ، در کنار رشد قیمت مقوا و جلد دفاتر، مستقیماً هزینه تولید را بالا برده است. دفتر کالایی نیست که قیمت آن صرفاً بر اساس هزینه چاپ تعیین شود؛ کاغذ، مقوا، جلد، چاپ، صحافی، بسته‌بندی، حمل‌ونقل و نیروی انسانی همگی در شکل‌گیری قیمت نهایی نقش دارند. بنابراین وقتی یکی از مهم‌ترین نهاده‌های تولید با جهش قیمت مواجه می‌شود، اثر آن در زنجیره تولید و توزیع تا سطح فروشگاه و مصرف‌کننده منتقل خواهد شد. در چنین ساختاری، حتی تولیدکننده‌ای که قصد دارد محصول خود را با حاشیه سود محدود عرضه کند، نمی‌تواند افزایش هزینه مواد اولیه را به‌طور کامل جذب کند.

در کنار مواد اولیه، هزینه نیروی انسانی نیز به یکی دیگر از عوامل فشار بر قیمت تمام‌شده تبدیل شده است. افزایش دستمزد و هزینه‌های بیمه کارگران برای واحدهای تولیدی و فعالان بخش توزیع، هزینه‌های عملیاتی را افزایش داده است. این افزایش هزینه در شرایطی رخ می‌دهد که بسیاری از تولیدکنندگان با کاهش تقاضا مواجه هستند و امکان انتقال کامل هزینه‌های جدید به مصرف‌کننده را ندارند. به همین دلیل بازار در یک وضعیت دوگانه قرار گرفته است؛ از یک طرف هزینه تولید بالا می‌رود و از طرف دیگر قدرت خرید مصرف‌کننده کاهش پیدا می‌کند. نتیجه این وضعیت، افزایش قیمت کالا همراه با کاهش حجم فروش است؛ شرایطی که برای تولیدکننده، توزیع‌کننده و فروشنده به یک اندازه نامطلوب است.

بررسی‌های میدانی از حضور گسترده کالاهای تولید داخل در بازار حکایت دارد و برخلاف تصور اولیه، مسئله اصلی کمبود نوشت‌افزار داخلی نیست. کالا در بازار وجود دارد، اما قیمت آن برای بخشی از خانوارها سنگین شده است.

افزایش حدود ۲۰۰ درصدی هزینه برخی مواد اولیه تولید داخل، در کنار تورم دستمزد، بیمه، انرژی، حمل‌ونقل و سایر هزینه‌های تولید، باعث شده کالای ایرانی نیز با قیمت‌هایی عرضه شود که برای مصرف‌کننده کم‌درآمد یا حتی بخش‌هایی از طبقه متوسط، خرید آن دشوار باشد. بنابراین افزایش سهم تولید داخلی به‌تنهایی نمی‌تواند به معنای ارزان شدن بازار باشد. زمانی تولید داخلی می‌تواند مزیت قیمتی ایجاد کند که زنجیره تولید از ثبات نسبی در تأمین مواد اولیه و هزینه‌های تولید برخوردار باشد و بنگاه نیز بتواند از صرفه‌های ناشی از مقیاس تولید بهره ببرد.

فروشندگان لوازم تحریر از کاهش جدی تقاضا می‌گویند؛ مسئله‌ای که نشان می‌دهد افزایش قیمت‌ها نتوانسته است به افزایش متناسب ارزش فروش منجر شود. در یک بازار سالم، رشد قیمت می‌تواند بخشی از افت تقاضا را جبران کند، اما زمانی که کاهش قدرت خرید شدید باشد، افزایش قیمت نه‌تنها فروش را بیشتر نمی‌کند، بلکه تعداد خریدها را نیز کاهش می‌دهد. فروشنده ممکن است کالای خود را با قیمت بالاتر عرضه کند، اما اگر مشتری توان خرید نداشته باشد، افزایش قیمت روی کاغذ باقی می‌ماند و به فروش واقعی تبدیل نمی‌شود. این همان نقطه‌ای است که رکود تورمی خود را در بازار نوشت‌افزار نشان می‌دهد؛ کالا گران شده، اما بازار رونق نگرفته است.

در چنین شرایطی حتی فروش با قیمت پایین‌تر نیز لزوماً نمی‌تواند رونق گذشته را به بازار بازگرداند. علت آن است که مسئله تنها گران بودن یک کالای خاص نیست، بلکه کاهش قدرت خرید خانوار در مقیاس گسترده‌تر اتفاق افتاده است. خانواده‌ای که بخش بزرگی از درآمد خود را صرف نیازهای ضروری می‌کند، حتی اگر فروشنده برای یک دفتر یا کیف تخفیف بدهد، ممکن است همچنان خرید چند قلم را به تعویق بیندازد. در واقع، تخفیف زمانی می‌تواند تقاضا را تحریک کند که مصرف‌کننده حداقلی از قدرت خرید را در اختیار داشته باشد. وقتی درآمد خانوار از افزایش هزینه‌های ضروری عقب مانده است، تخفیف نیز در بسیاری از موارد تنها شدت فشار را کمی کاهش می‌دهد و نمی‌تواند الگوی مصرف را به وضعیت گذشته بازگرداند.

یکی از نخستین واکنش‌های خانوار در برابر تورم، حذف کالاهای غیرضروری و سپس کاهش مقدار خرید کالاهای ضروری است. نوشت‌افزار اگرچه برای دانش‌آموز ضروری است، اما تمام اقلام آن از نگاه خانوار ضرورت یکسانی ندارند. بنابراین خانواده ممکن است خرید کیف جدید را کنار بگذارد، دفترهای سال گذشته را دوباره استفاده کند یا خرید برخی اقلام را به روزهای بعد موکول کند. همین رفتار به ظاهر ساده، پیامد اقتصادی مهمی دارد؛ زیرا کاهش تقاضا در نهایت به کاهش گردش مالی در بازار منجر می‌شود. فروشنده‌ای که با فروش کمتر مواجه شده، سفارش کمتری به عمده‌فروش می‌دهد و عمده‌فروش نیز در ادامه سفارش خود از تولیدکننده را کاهش می‌دهد. به این ترتیب، افت قدرت خرید خانوار می‌تواند از سطح مصرف به سطح تولید و اشتغال نیز منتقل شود.

بازگشایی مدارس معمولا یکی از مقاطع افزایش تقاضا در بازار نوشت‌افزار است. خانواده‌ها در فاصله کوتاهی باید مجموعه‌ای از کالاها را تهیه کنند و همین مسئله به‌طور طبیعی حجم معاملات را بالا می‌برد. اما اگر این تقاضای فصلی به دلیل افت قدرت خرید محدود شود، بازار یکی از مهم‌ترین فرصت‌های فروش سالانه خود را نیز از دست می‌دهد. تفاوت شرایط امسال با سال‌هایی که خانواده‌ها خرید مدرسه را یک‌باره انجام می‌دادند، در همین کاهش توان مالی است. خریدی که زمانی یک هزینه فصلی و قابل پیش‌بینی بود، اکنون برای بخشی از خانوار به مجموعه‌ای از هزینه‌های خرد و قابل حذف تبدیل شده است.

گرانی نوشت‌افزار را نمی‌توان از وضعیت عمومی اقتصاد جدا کرد. خانوار زمانی که با افزایش مستمر هزینه خوراک، مسکن، حمل‌ونقل و خدمات روبه‌رو است، برای حفظ تعادل مالی ناچار به تغییر اولویت‌های خود می‌شود. در این شرایط، کالاهای آموزشی نیز از آثار کاهش قدرت خرید مصون نمی‌مانند. شاید یک دفتر در مقایسه با هزینه اجاره یا مواد غذایی رقم بزرگی نباشد، اما وقتی ده‌ها هزینه کوچک و بزرگ همزمان افزایش پیدا می‌کنند، مجموع آنها بخش قابل توجهی از درآمد خانوار را می‌بلعد. بنابراین گرانی نوشت‌افزار در واقع یکی از نشانه‌های کوچک‌تر یک مسئله بزرگ‌تر است؛ مسئله‌ای که در آن رشد قیمت‌ها از ظرفیت درآمدی خانوار فاصله گرفته و مصرف‌کننده ناچار شده برای حفظ حداقل‌های زندگی، کالاها را یکی پس از دیگری اولویت‌بندی کند.

این وضعیت فقط خانوارهای کم‌درآمد را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد. کاهش قدرت خرید زمانی نگران‌کننده‌تر می‌شود که آثار آن به طبقه متوسط نیز سرایت کند؛ گروهی که در گذشته می‌توانست هزینه‌های تحصیل و لوازم مدرسه فرزندان را بدون حذف گسترده اقلام تأمین کند. اکنون همین خانوار ممکن است میان خرید یک کیف جدید، دفترهای کامل یا استفاده دوباره از وسایل سال گذشته انتخاب کند.

این تغییر نشان می‌دهد که تورم صرفاً سطح قیمت‌ها را جابه‌جا نکرده، بلکه استاندارد مصرف خانوار را نیز تحت تأثیر قرار داده است. خانواده‌ای که زمانی برای شروع سال تحصیلی به دنبال انتخاب بهتر بود، اکنون ممکن است ابتدا به دنبال ارزان‌ترین گزینه و سپس به دنبال امکان حذف خرید باشد.

نوشت‌افزار مستقیماً با فرایند آموزش دانش‌آموز ارتباط دارد و به همین دلیل کاهش مصرف آن با بسیاری از کالاهای دیگر تفاوت دارد. دفتر، مداد، خودکار و دیگر ابزارهای آموزشی بخشی از الزامات روزمره مدرسه هستند. اگر افزایش قیمت‌ها باعث شود خانواده خرید این اقلام را محدود کند، بخشی از هزینه فشار اقتصادی به فضای آموزشی منتقل می‌شود. استفاده مجدد از وسایل سال گذشته در مواردی راهکاری منطقی برای کاهش هزینه است، اما اگر این رفتار از یک انتخاب اقتصادی به اجبار عمومی تبدیل شود، نشان‌دهنده کاهش جدی قدرت خرید خانوار است. مسئله مهم‌تر آن است که خانواده‌ها ممکن است در ادامه برای تأمین سایر هزینه‌های آموزشی مانند کلاس، کتاب، سرویس یا تجهیزات مورد نیاز نیز با محدودیت بیشتری مواجه شوند.

بازار لوازم تحریر در آستانه بازگشایی مدارس از یک سو با افزایش هزینه‌های تولید و توزیع مواجه است و از سوی دیگر با مصرف‌کننده‌ای روبه‌روست که توان پرداخت کمتری دارد. این ترکیب، همان شرایطی را ایجاد می‌کند که در بسیاری از بازارهای مصرفی قابل مشاهده است: قیمت‌ها افزایش پیدا می‌کنند، اما حجم تقاضا کاهش می‌یابد. فروشنده برای حفظ حاشیه سود خود نمی‌تواند قیمت را به سطح گذشته بازگرداند، زیرا هزینه خرید کالا برای او افزایش یافته است؛ در مقابل، مشتری نیز توان پذیرش قیمت‌های جدید را ندارد. شکاف میان قیمت کالا و توان خرید، در نهایت به کاهش تعداد معاملات منجر می‌شود.

گرانی لوازم تحریر در آستانه مهر، تصویری کوچک اما روشن از وضعیت قدرت خرید خانوار ارائه می‌کند. خانواده‌ای که برای خرید چند دفتر و خودکار ناچار به محاسبه دقیق هزینه‌هاست، در واقع با مسئله‌ای بزرگ‌تر از گرانی یک کالا روبه‌روست. تورم زمانی به یک بحران معیشتی تبدیل می‌شود که رفتار مصرف‌کننده را تغییر دهد؛ یعنی خرید از حالت انتخاب به حذف، جایگزینی و استفاده مجدد تبدیل شود. اکنون بازار نوشت‌افزار نیز همین تغییر رفتار را تجربه می‌کند. کالا وجود دارد، تولید داخلی ادامه دارد و فروشندگان آماده عرضه هستند، اما حلقه تعیین‌کننده این زنجیره، یعنی قدرت خرید مصرف‌کننده، ضعیف شده است.

آغاز سال تحصیلی امسال برای بسیاری از خانواده‌ها با یک تناقض همراه است؛ از یک سو فرزندشان مانند همیشه منتظر مدرسه و وسایل تازه است و از سوی دیگر، والدین باید میان خواسته‌های طبیعی کودک و توان واقعی اقتصاد خانواده تعادل برقرار کنند. دفترهای گران‌تر، کیف‌های پرهزینه‌تر و افزایش هزینه تولید، در نهایت خود را در رفتار مصرف‌کننده نشان می‌دهد. خانواده‌ها کمتر می‌خرند، فروشندگان کمتر می‌فروشند و تولیدکنندگان نیز با بازاری مواجه می‌شوند که ظرفیت جذب افزایش قیمت‌ها را ندارد. بنابراین مسئله اصلی بازار نوشت‌افزار فقط گرانی نیست؛ مسئله، ترکیب خطرناک تورم با کاهش تقاضاست. تا زمانی که قدرت خرید خانوار ترمیم نشود و هزینه تولید نیز از ثبات نسبی برخوردار نباشد، کاهش مقطعی قیمت یا تخفیف‌های فصلی نمی‌تواند به‌تنهایی بازار را به شرایط گذشته بازگرداند. مهر امسال، بیش از آنکه فقط آغاز یک سال تحصیلی باشد، تصویری از اقتصادی است که حتی هزینه‌های کوچک و ضروری آموزش را نیز به دغدغه‌ای جدی برای خانواده‌ها تبدیل کرده است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن