خانه سیاست از خام‌اندیشی تا خاموشی؛ بحران انرژي در ایران محصول طبعیت است یا حکمرانی؟

هموطن بحران انرژی در ایران را بررسی می‌کند:

از خام‌اندیشی تا خاموشی؛ بحران انرژي در ایران محصول طبعیت است یا حکمرانی؟

در حالی که ایران یکی از بزرگ‌ترین دارندگان ذخایر نفت و گاز جهان به شمار می‌رود، تابستان ۱۴۰۵ با خاموشی‌های گسترده، محدودیت مصرف برق، اختلال در فعالیت صنایع و نگرانی‌های جدی درباره تأمین آب و برق همراه شده است.

اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی

در حالی که ایران یکی از بزرگ‌ترین دارندگان ذخایر نفت و گاز جهان به شمار می‌رود، تابستان ۱۴۰۵ با خاموشی‌های گسترده، محدودیت مصرف برق، اختلال در فعالیت صنایع و نگرانی‌های جدی درباره تأمین آب و برق همراه شده است. این تناقض، پرسشی اساسی را پیش روی افکار عمومی قرار داده است: چگونه کشوری با چنین منابع عظیمی، در تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای انرژی شهروندان خود با بحران روبه‌رو شده است؟

پاسخ رایج مقام‌های جمهوری اسلامی معمولاً به عواملی مانند افزایش دمای هوا، رشد مصرف، خشکسالی یا جنگ و تحریم‌ها اشاره می‌کند. این عوامل بی‌تردید در تشدید بحران نقش دارند، اما تقلیل مسئله به این متغیرها، نادیده گرفتن ریشه‌های ساختاری بحران است. واقعیت آن است که خاموشی‌های امروز، بیش از آنکه محصول گرمای تابستان باشند، نتیجه سال‌ها سیاست‌گذاری ناپایدار، سرمایه‌گذاری ناکافی و تصمیم‌گیری‌های کوتاه‌مدت در حوزه انرژی هستند.

بحرانی که سال‌ها قابل پیش‌بینی بود

کارشناسان حوزه انرژی سال‌ها هشدار داده بودند که رشد مصرف برق در ایران از توسعه ظرفیت تولید و نوسازی شبکه پیشی گرفته است. با این حال، سیاست‌گذاری در این حوزه عمدتاً واکنشی بوده است. هر تابستان با اعمال محدودیت برای صنایع و هر زمستان با قطع گاز کارخانه‌ها، بحران تنها به فصل بعد منتقل شده، بدون آنکه اصلاحات بنیادین در دستور کار قرار گیرد.

فرسودگی نیروگاه‌ها، هدررفت قابل توجه برق در شبکه انتقال، مصرف بالای انرژی به دلیل پایین بودن بهره‌وری و تأخیر در توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر، مجموعه‌ای از مشکلات انباشته را ایجاد کرده‌اند. بسیاری از کشورهای منطقه طی یک دهه گذشته سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در انرژی خورشیدی و بادی انجام داده‌اند، اما سهم این منابع در سبد انرژی ایران همچنان بسیار محدود است؛ آن هم در کشوری که از نظر میزان تابش خورشید جزو مناطق مستعد جهان محسوب می‌شود.

مشکل دیگر، بی‌ثباتی فضای اقتصادی است. صنعت برق برای جذب سرمایه نیازمند مقررات شفاف، امنیت سرمایه‌گذاری و امکان بازگشت سرمایه است. در شرایطی که اقتصاد ایران با تورم مزمن، تحریم، نوسانات ارزی و محدودیت‌های مالی روبه‌رو است، سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی انگیزه کافی برای ورود به پروژه‌های بزرگ انرژی ندارند.

وقتی مدیریت بحران جایگزین حکمرانی می‌شود

یکی از ویژگی‌های سیاست‌گذاری در ایران، غلبه مدیریت کوتاه‌مدت بر برنامه‌ریزی بلندمدت است. در مواجهه با کمبود برق، راهکار اصلی اغلب کاهش مصرف از طریق تعطیلی ادارات، تغییر ساعت کاری، قطع برق صنایع یا درخواست از مردم برای صرفه‌جویی بوده است. این اقدامات شاید بتوانند فشار مقطعی بر شبکه را کاهش دهند، اما درمان ریشه‌ای بحران نیستند.

از سوی دیگر، صنایع بزرگ که موتور اشتغال و تولید کشور محسوب می‌شوند، نخستین قربانی خاموشی‌ها هستند. محدودیت برق برای کارخانه‌ها، کاهش تولید، افزایش هزینه‌ها و در نهایت رشد قیمت کالاها را به دنبال دارد. به این ترتیب، بحران انرژی تنها به خاموش شدن چراغ خانه‌ها محدود نمی‌شود، بلکه به رکود اقتصادی، تورم و کاهش رقابت‌پذیری تولید ملی نیز دامن می‌زند.

در بخش آب نیز وضعیت تفاوت چندانی ندارد. برداشت بی‌رویه از منابع زیرزمینی، مدیریت ناهماهنگ حوضه‌های آبریز، توسعه نامتوازن کشاورزی و فرسودگی شبکه‌های انتقال، بحران را به نقطه‌ای رسانده که حتی بارش‌های مناسب نیز نمی‌توانند آن را به طور پایدار جبران کنند. تغییرات اقلیمی واقعیتی انکارناپذیر است، اما بسیاری از کارشناسان معتقدند مدیریت ناکارآمد، اثرات آن را چند برابر کرده است.

در چنین شرایطی، نسبت دادن همه مشکلات به گرمای هوا یا افزایش مصرف، بیش از آنکه یک تحلیل باشد، نوعی فرار از پاسخگویی است. کشوری که دهه‌ها فرصت برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری داشته، نمی‌تواند هر سال با آغاز تابستان، جامعه را با بحران مشابهی روبه‌رو کند.

بحران انرژی؛ آزمونی برای حکمرانی

بحران انرژی در ایران دیگر صرفاً یک مسئله فنی یا اقتصادی نیست؛ به معیاری برای سنجش کیفیت حکمرانی تبدیل شده است. شهروندان انتظار دارند کشوری با منابع عظیم انرژی، زیرساختی قابل اتکا برای تأمین برق و آب داشته باشد. هنگامی که این انتظار برآورده نمی‌شود، اعتماد عمومی نیز آسیب می‌بیند.

اصلاح این وضعیت نیازمند مجموعه‌ای از تصمیمات دشوار اما ضروری است؛ از اصلاح نظام قیمت‌گذاری و کاهش اتلاف انرژی گرفته تا جذب سرمایه، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر، نوسازی شبکه انتقال و افزایش شفافیت در سیاست‌گذاری.

اجرای چنین اصلاحاتی البته مستلزم ثبات اقتصادی، پیش‌بینی‌پذیری مقررات و اعتماد سرمایه‌گذاران است؛ مؤلفه‌هایی که بدون تغییر در شیوه حکمرانی اقتصادی به سختی قابل دستیابی خواهند بود.

خاموشی‌های امروز، تنها نشانه کمبود برق نیستند؛ نمادی از شکاف میان ظرفیت‌های بالقوه کشور و کیفیت مدیریت منابع هستند. ایران همچنان از نظر منابع طبیعی در شمار کشورهای ثروتمند جهان قرار دارد، اما تجربه سال‌های اخیر نشان می‌دهد که برخورداری از منابع، به‌تنهایی تضمین‌کننده توسعه نیست. آنچه آینده انرژی ایران را تعیین خواهد کرد، نه حجم ذخایر نفت و گاز، بلکه کیفیت تصمیم‌هایی است که امروز درباره سرمایه‌گذاری، شفافیت، بهره‌وری و حکمرانی گرفته می‌شود.

اگر این روند ادامه یابد، بحران انرژی دیگر یک مشکل فصلی نخواهد بود؛ بلکه به یکی از مهم‌ترین موانع رشد اقتصادی، رفاه اجتماعی و ثبات بلندمدت ایران تبدیل خواهد شد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن