یادداشت سردبیر/ یارا خاتمی
مصاحبه عراقچی با جواد موگویی فقط یک گفتوگوی معمولی نبود؛ بیشتر شبیه یک «روایت رسمی» از اتفاقات روزهای جنگ بود.
فکر می کنم از چند منظر میتوان آن را بررسی کرد.
اول اینکه عراقچی سعی کرد این تصویر را بسازد که در آن روزها دیپلماسی کنار نرفته بود و همزمان با میدان، مشغول مدیریت بحران بود. یعنی پیامش این بود که تصمیمها فقط نظامی نبود، بلکه روی میز مذاکره هم اتفاقات مهمی در جریان بوده.
دوم اینکه برخلاف مصاحبههای معمول مسئولان، این بار از پشتصحنهها بیشتر گفت؛ از جلسات، تماسها و فضای تصمیمگیری. همین هم باعث شد بعضیها بگویند این حجم از جزئیات کمسابقه است.
سوم اینکه به نظر میرسد مخاطب این مصاحبه فقط مردم ایران نبودند. بخشی از حرفها برای بیرون از مرزها هم پیام داشت؛ اینکه ایران در اوج بحران هم تصمیمهایش را با ترکیبی از قدرت نظامی و دیپلماسی پیش برده و قصد نداشته از موضع ضعف وارد مذاکره شود.
اما شاید مهمترین نکته این باشد که این مصاحبه بیشتر از اینکه بخواهد خبر جدیدی بدهد، تلاش میکند «روایت غالب» از آن روزها را بسازد؛ روایتی که احتمالاً در آینده بارها به آن استناد خواهد شد.
حالا اینکه این روایت تا چه اندازه با همه واقعیتهای آن دوره منطبق است یا نه، قضاوتی است که با انتشار اسناد و روایتهای بیشتر، روشنتر خواهد شد.