اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی_سید امیر موسوی
اگر تورقی تیتروار به جریده کیهان و رویکرد سیاسی-رسانهای حاکم بر این روزنامه بیاندازید، درخواهید یافت که نسبت حسین شریعتمداری و همپالگیهایش با هرگونه توافق و مذاکره-البته باز فرق میکند چه کسی در پاستور نشسته باشد!-نسبت جن و بسم الله است! سالهاست که قلم میفرسایند و سیاه مینویسند و بابت هر توافق نوشته و نانوشتهای خط و نشان میکشند که آی ایهاالناس! کجا آسوده نشستهاید که مملکت را با جاش دادهاند به غرب و عنقریب است که به خاک سیاه بنشینیم. این؛ تا قبل از هر توافق است و هر وقت هم که امضا شد، ریسه میشوند و قد و نیم قد کفن میپوشند که وامصیبتا؛ ماشین پرمصرف آمریکایی میخواهد خاک این سرزمین را به توبره بکشد و نستجیربالله که چند تحریم ظالمانه برداشته شود و مصیبتی که آن سرش ناپیدا!
به عنوان نمونه؛ همین حالا که این یادداشت را به نظاره نشستهاید، هنوز جوهر مقاله جدید این روزنامه در تداوم همین دست فرمان خشک نشده و ستون نویس کیهان در شماره امروزش نوشته؛ «جناب آقای پزشکیان، رئیسجمهور محترم کشورمان اخیرا در اظهارنظری گفته است: باید تلاش کنیم وحدت و انسجام در کشور نشکند. اینکه شعار میدهند گفتوگو نکنیم اگر گفتوگو نکنیم چه کار کنیم؟ تا آخر دعوا کنیم؟ ما با عزت، گفتوگو میکنیم. همین ابتدای امر باید گفت که اولا هیچکس مخالف اصل مذاکره و گفتوگو نیست؛ ثانیا هر مذاکرهای صورت گیرد، با اذن رهبر معظم انقلاب و رعایت حقوق مسلم ملت ایران توسط دولت و تیم مذاکرهکننده انجام میشود.» استاد البته مرقوم نداشته که مقصودش از عدم مخالفت با اصل مذاکره و گفتوگو چیست؟ «ای آنکه مذاکره شعارت، استخر فرح در انتظارت» را اهالی کدام قبیله سر دادند و کیهان کی و چه وقت با این رویکرد و امثال این شعار، ولو در حد یک ستون گفت و شنود به مخالفت پرداخت؟ کجا از کیهان خواندیم که مثلا فلان دور از مذاکرات باید با کدام رویکرد پیگیری شود و مثلا فلان ابعاد مذاکره باید ناظر بر کدام بعد از منافع ملی کشور باشد؟ جز این بود که هر بار صدایی از مذاکره بلند شد؛ حضرات در این جریده در رسای دست آهنین دشمن استکباری قلم فرسودند و با اصل هر گونه گفتوگو به تلویح یا به تصریح به مخالفت و سنگ اندازی پرداختند؟
ضمن اینکه نباید این مهم را هم از نظر دور داشت که حالا که کیهان از انجام هر مذاکره با اذن رهبر سوم سخن میگوید، پس بالا و پایینش را هم باید پذیرفته و قبول کند که مذاکره، بده-بستانس است، نه وعظ و خطابه و سرریز کردن اقسام غنائم از مذاکرات به داخل کشور در مقابل اعطای هیچ به طرف مقابل. نشود که فردا روزی به فرض تداوم مذاکره و عدم از سرگیری جنگ با آمریکا، اگر غنائمی حاصل شد به مانند دوره رهبر دوم؛ بگویند که تدابیر داهیانه مقام معظم رهبری و فلان و اگر برجام جدیدی به فرجام نرسید، فریاد وامصیبتا سر بدهند که حضرت آقا دلش از این وطن فروشان غرب زده خون بود و حرف ولی امر مسلمین جهان را به هیچ گرفتند و این مصیبت را برای مملکت به باور آوردند!
این مقاله کیهان در ادامه، همچنین تصریح کرده؛ «در دلسوزی و صداقت جناب آقای پزشکیان هیچ شک و تردیدی نیست. بلکه مسئله نگرانکننده، ماهیگیری جریان غربگرا از این قبیل اظهارات است. نشان به آن نشان که بلافاصله پس از سخنان رئیسجمهور، تیترهای هماهنگ روزنامههای زنجیرهای نشان داد که آنها به دنبال بازسازی همان بنبستِ خودساختهای هستند که ایران را در دهه ۹۰ به رکود کشاند. تیترهایی چون «مذاکره نکنیم، چه کنیم؟» در واقع تلاشی برای القای این حس است که گویی هیچ راه سومی وجود ندارد: یا انتخاب میز مذاکره، یا جنگی ویرانگر.» نگارنده این متن البته خواست اندیشانه، روی از واقعیت برگرفته و لابد از خاطرش رفته که باعث و بانی آن بنبست، کدام دولت بود و در کدام دوره، کشور به زیر باد سنگینترین و مهیبترین تحریمها رفت! این کیهاننویس البته به این سوال هم پاسخ نداده که بدیل او از نه جنگ و نه مذاکره و مرادش از راه سوم چیست؟ هزینه آن را چه کسانی پرداخت خواهند کرد و فاکتورش به حساب خالی کدام ملت گرفتار در انواع مصائب صادر میشود؟ سود کیهان از تداوم این وضع تعلیق گونه روشن است اما، امکان تداوم زندگی حداقلی برای مردم در چنین وضعی، مطلقا در هالهای از ابهام قرار گرفته است. خاصه اینکه در ادامه این مقاله، و تصریح بر آنچه گفته شد، آمده؛ «اصرار بر دوگانه دروغین «مذاکره-جنگ» از سوی جریان غربگرا، با نگاه خوشبینانه نشاندهنده یک اختلال شناختی و با نگاه واقعبینانه نشاندهنده یک پروژه سیاسی برای خلع سلاح روانی مسئولین و مردم است.»
نگارنده این متن در ادامه، البته اشارهای مبهم به راه سوم مدذهنش داشته و مینویسد؛ «شینهوا، خبرگزاری دولتی چین اخیرا در خبری اعلام کرد:«چین برای اولین بار به صورت رسمی مقابل تحریم نفتی آمریکا علیه ایران ایستاد.» طبق این خبر، «وزارت بازرگانی چین یک دستور منع حقوقی صادر کرده که هرگونه بهرسمیت شناختن، اجرا یا تبعیت از تحریمهای آمریکا علیه ۵ پالایشگاه چینی به اتهام خرید نفت از ایران را ممنوع کرد.» چین این تحریمها را ناقض حقوق بینالملل دانسته و شرکتها و بانکهای چینی را ملزم به نادیده گرفتن آنها کرده. این اقدام چین، یکی از جدیدترین مصادیق تغییر نظم جهانی است. این همان «راه سوم» است؛ ایجاد بلوکهای قدرت جدید که بدون جنگ نظامی و بدون مذاکره، ابزار فشار دولت تروریست آمریکا را کماثر و بلکه بیاثر میکند.»
نویسنده البته روشن نکرده که فروش نفت مملکت که سرمایه نسلی این سرزمین بوده با تخفیفهای گاه 20 تا 30 درصدی، ترسیم کننده کدام نظم نوین است و جایگاه ایران در نظم مورد تاکید کیهان در کجاست؟ چه کسی، اساسا به حضرات اجازه چنین حراج سیاهی را بر سرمایه ملت داده و نقد کردن پول حاصل از فروش این نفت با 20 درصد تخفیف از بانکهای درجه سوم و چهارم و البته زیرپلهای چینی با کدام منافع ملی، سر سوزنی در تطابق قرار میگیرد؟
القصه که مراد نگارنده از این نقد به مقاله جدید کیهان، نه لزوما تائید صد در صدی مواضع واشنگتن که اتفاقا تاکید بر منافع ملی ایران است. منافع ملی که ظاهرا در قاموس و چارچوب دکترین کیهانیون، یا فاقد جایگاه بوده و یا در اولیتهای دسته چندم قرار میگیرد. بعد هم آقایان مجبورند برای این تغافل تعمدی، اینچنین سیاهه بنویسند و اینطور از جیب ملت، اُرد ناشتا بدهند.