خانه سیاست داستان مطولی به اسم صندوق ذخیره فرهنگیان 

پرونده ویژه؛ گزارش-گفت‌‎و‌گوی هم‌وطن از احتضار این روزهای دانشگاه؛

داستان مطولی به اسم صندوق ذخیره فرهنگیان 

این روزها یکی از داستان های کش دار و مطول که در شبکه های اجتماعی بین معلمان شاغل و بازنشسته، فراوان دست به دست می شود حکایت غم بار صندوقی است که با کلی منت ، به عنوان یک سورپرایز یا غافل گیری شکل گرفت تا علاوه بر ارائه خدمات رفاهی مناسب و معنادار به سهامداران در ایام اشتغال ، قلک و پس اندازی باشد برای ایام پیری و بازنشستگی! 

یادداشت مهمان؛ ابراهیم سحرخیز/ کارشناس آموزش 


این روزها یکی از داستان های کش دار و مطول که در شبکه های اجتماعی بین معلمان شاغل و بازنشسته، فراوان دست به دست می شود حکایت غم بار صندوقی است که با کلی منت ، به عنوان یک سورپرایز یا غافل گیری شکل گرفت تا علاوه بر ارائه خدمات رفاهی مناسب و معنادار به سهامداران در ایام اشتغال ، قلک و پس اندازی باشد برای ایام پیری و بازنشستگی! 

کار داشت کجدار و مریز پیش می رفت تا این که در شهریور ۱۳۹۵ ، با برملا شدن اختلاس حداقل ۸ هزار میلیاردی ، همه چیز به هم ریخت!

 دیوار بی اعتمادی بین سهامداران و صاحبان اصلی سرمایه یعنی معلمان و مدیران به تاراج برده و خورده ، روز به روز بلند و بلندتر شد.

با رفتن بطحایی و آمدن سرپرست برای وزارتخانه ، برای ترمیم یا بازسازی این اعتماد از دست رفته ، مسأله برخودار شدن اعضا از ارزش مالکانه تمامی دارایی‌های منقول و غیرمنقول صندوق ذخیره بر سر زبان ها افتاد تا هم فال باشد و هم تماشا! تا از یک سو ، موج ها خوابیده ، طبل توفان اختلاس ۸ هزار میلیاردی از نوا افتاده  ، از دیگر سو ، طرح این موضوع، یعنی ارزش مالکانه ، مددکار و یاریگر خیز بلند سرپرست برای رسیدن به صندلی وزارت باشد که عاقبت با جابجا شدن ساعات سعد و نحس ، این اتفاق میمون رخ نداد .

نه سرپرست بنده خدا ، به وزارت رسید نه سهامداران به حق قانونی خویش!

با آمدن حاجی میرزایی ، برای خریدن فرصت و پایین کشیدن فتیله مطالبات ،تغییر اساسنامه را در دستور قرار داده ، هر روز برای صندوق یک اساسنامه نوشتند اما باز هم اتفاقی که باید بیفتد نیفتاد!

درست مثل سند تحول بنیادین آموزش وپرورش که مثل حاشیه بر عروه الوثقی ،از سال ۹۲ تا کنون برایش ده ها تکلمه ، تحشیه ، تقریظ و تعریض نوشته شده اما هنوز اندر خم کوچه اول مانده اند.

آخرین خبرها به نقل از جناب سخنگو حکایت از آن دارد که « اساسنامه تازه مطابق با تکلیف برنامه هفتم پیشرفت به دولت تقدیم شده است.»

خمیری که تا رسیدن به تنور اجرا ، آب زیادی خواهد برد !

در این کشاکش سخت بر سر تدوین اساسنامه تا واگذاری صفر تا صد مدیریت آن به صاحبان سرمایه ، برخودار شدن سهامداران از تمام دارایی ها ، بخت همچنان با همان ۸ هزار نفری یار است که با دستمزد های نجومی ۵۰ تا۲۰۰ میلیونی به لطف و مرحمت جناب وزیر از این ضیافت و خوان گسترده ، شکم از عزا در آورده ، به جانش دعا می کنند و از خداوند منان می خواهند بر عمر وزارت با برکت او بیفزاید!

چه سخاوتمندند معلمانی که با حقوق های نازل و اندک خود ، با واریز به هنگام حق السهم خویش به صندوق ، کریمانه اجازه می دهند این ۸۰۰۰ نفر ، با دریافت های مکفی و نجومی ، سفره خود را چرب و رنگین نگه دارند !

در این صندوق آسیاب به نوبت است ! تا همین دو یا سه سال قبل ،صندوق ذخیره پارکینگ هم وطنان اراکی بود که به بقیه خیلی اجازه عرض اندام نمی دادند! با آمدن عالی جنابان نوری و صحرایی ، بخشی از آن به تصرف کرمانشاهی ها و مازندرانی ها افتاده تا این که با آمدن کاظمی با بازگشت شکوه و جلال دوباره به صندوق ، رفقای بازنشسته با اعطای حق تقدم ویژه به دوستان پرورشی ، ستاد اقامه نماز یا قس علی هذا ، شدند میهمانان جدید این خوان و مطبخ عظیم !

شنیدم به بانک ورشکسته به تقصیر سرمایه یکسال دیگر مهلت داده اند تا خود را جمع و جور کرده ، از نقاهت و ناترازی بیرون آمده ،تاب و توانی تازه کسب کند. ببنیم و تعریف کنیم ! امیدوارم جوجه ای برای بازشماری در پاییز آینده مانده باشد اما تعجبم از این است که آدم عاقل ، چطور به خود اجازه می دهد از یک سوراخ دو یا چند بار گزیده شود؟!

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن