اختصاصی گروه اجتماعی/ رها صدق
در بخشهای مختلف ایران، بخشی از فضای مجازی به بازار سیاهی برای معامله بر سر آبرو، حریم خصوصی و ترس تبدیل شده است؛ کانالهای تلگرامی ناشناس که با جمعآوری و انتشار تصاویر شخصی، بهویژه از زنان و نوجوانان، دهها هزار عضو جذب میکنند و در ازای حذف محتوا از قربانیان پول گاهی به شکل ارز دیجیتال طلب میکنند. این کانالها پس از هر بار مسدود شدن، با نام و مسیر جدید بازمیگردند و چرخهای از آزار آنلاین، اخاذی و بحرانهای روانی و خانوادگی را بازتولید میکنند.
از ملایر تا بوکان و لرستان؛ جغرافیای یک بحران تازه
ماجرا ابتدا در قالب گزارشهایی از شهرهایی مانند ملایر و بوکان دیده شد؛ کانالهایی که تصاویر دختران و پسران جوان را همراه با توهین و برچسبهای جنسی منتشر میکردند و از خانوادهها میخواستند برای حذف تصاویر، پول بپردازند. کمی بعد، لرستان به کانون توجه رسانهها بدل شد؛ روزنامهها از کانالی تلگرامی در این استان نوشتند که با انتشار عکس و اطلاعات خصوصی شهروندان، بهویژه زنان، دهها هزار عضو جذب کرده و با درخواست ارز دیجیتال از قربانیان اخاذی میکرد. در برخی گزارشها آمده بود یکی از این کانالها که پیشتر حدود چند هزار عضو داشت، در کمتر از چند ساعت به دهها هزار عضو رسید؛ رشدی که نشان میدهد چگونه کنجکاوی، هیجان و شاید لذت تماشای فروپاشی آبروی دیگران میتواند در مقیاسی بسیار کوتاه، یک بحران محلی را به مسئلهای عمومی تبدیل کند. در همین فاصله، چند کانال مشابه در ملایر نیز فعال بودند که پس از انتشار تصاویر افراد و تهدید به افشا، از قربانیان وجه نقد یا رمزارز طلب میکردند.
در بوکان و برخی شهرهای غرب کشور نیز گزارشهایی از کانالهایی منتشر شد که با هدف تسویهحسابهای شخصی و سیاسی، تصاویر و اطلاعات شهروندان را منتشر و از این فضا برای تحقیر و باجگیری استفاده میکردند. این پراکندگی جغرافیایی نشان میدهد که با یک پدیده تصادفی و محدود روبهرو نیستیم؛ بلکه با الگویی تکرارشونده مواجهیم که در شهرها و استانهای مختلف، با روشهای مشابه، تکثیر میشود.
از عکس پروفایل تا «پورن انتقامی» و سرقت دیجیتال
نقطه شروع بسیاری از این کانالها، استفاده از تصاویر عمومیتر مانند عکسهای پروفایل، استوریها و پستهای اینستاگرام بوده است؛ تصاویری که بهظاهر در دسترس عموماند اما قرار نبوده در بستری تحقیرآمیز و همراه با برچسب و توهین جنسی بازنشر شوند. اما در ادامه، سطح حساسیت محتوای منتشرشده تغییر کرد: تصاویر خصوصی، عکسهای صمیمی در روابط عاطفی، و گاهی ویدئوهای بسیار شخصی، در این کانالها ظاهر شد. بخشی از این محتوا از دل روابط قبلی بیرون آمده است؛ رابطهای که پس از پایان، به ابزار انتقام تبدیل میشود. این همان الگویی است که در سطح جهانی به عنوان «پورن انتقامی» شناخته میشود؛ انتشار عمدی تصاویر خصوصی برای تحقیر، تهدید و کنترل طرف مقابل. در کنار این، نگرانیهایی درباره سرقت دیجیتال نیز وجود دارد؛ نصب اپلیکیشنهای ناشناس، نسخههای غیررسمی پیامرسانها و فایلهای آلوده، میتواند دسترسی گسترده به گالری و حافظه کاربران ایجاد کند و عملاً کل آرشیو تصویری فرد را به دارایی قابلفروش در بازار سیاه تبدیل کند.
بهاین ترتیب، فاصله میان «تصویر خصوصی در گوشی» و «منتشر شدن در یک کانال چند دههزارنفره» از نظر زمانی بسیار کوتاه شده است؛ یک کلیک اشتباه، یک اعتماد نابهجا یا یک رابطه شکستخورده کافی است تا این مسیر طی شود.
اقتصاد زیرزمینی ترس؛ وقتی ارز اخاذی، ریال و رمزارز است
ویژگی متمایز این پدیده، شکلگیری یک اقتصاد زیرزمینی مبتنی بر ترس و شرم است. گردانندگان کانالها، پس از انتشار تصاویر یا حتی فقط تهدید به انتشار، با قربانیان تماس میگیرند و پیشنهاد میدهند در ازای پرداخت مبلغی – از طریق کارت بانکی یا کیفپول رمزارزی – تصاویر را حذف کنند. در برخی پروندهها، خانوادهها تحت فشار روانی شدید، به امید جلوگیری از رسوایی، مبالغ قابلتوجهی را پرداخت کردهاند؛ هرچند هیچ تضمینی برای حذف کامل محتوا یا عدم انتشار مجدد آن وجود نداشته است. این مدل، شبیه باجافزارهای سایبری است که دادههای یک سازمان را رمزگذاری میکنند و در ازای بازگرداندن دسترسی، پول میگیرند؛ با این تفاوت که در اینجا موضوع، نه صرفاً داده، بلکه آبرو و امنیت روانی فرد است. در بافتی که «آبرو» همچنان یکی از اصلیترین ابزارهای کنترل اجتماعی است و خشونت ناموسی واقعیت انکارناپذیر بسیاری از خانوادههاست، گروگان گرفتن تصویر، میتواند بهطور مستقیم با گروگان گرفتن جان و سرنوشت قربانی گره بخورد.
رسانهها و کاربران شبکههای اجتماعی، از مواردی مانند خودکشی یا اقدام به خودکشی دختران پس از انتشار تصاویر، و حتی دستکم یک مورد قتل زنی توسط یکی از نزدیکانش خبر دادهاند؛ گزارشهایی که هرچند نیاز به بررسی حقوقی و میدانی مستقل دارند، اما بهخوبی عمق خطر این بازار سیاه را نشان میدهند.
مسدودسازی، کانال پشتیبان و جنگ فرسایشی
در روزهای گذشته، نهادهای قضایی و پلیس فتا از شناسایی و دستگیری چندین نفر از گردانندگان اصلی این کانالها و مسدود شدن چند کانال بزرگ در ملایر، لرستان و شهرهای دیگر خبر دادهاند. در برخی استانها از ثبت صدها شکایت، بازداشت متهمان و «انهدام باند» انتشار تصاویر خصوصی شهروندان سخن گفته شده است. با این حال، تجربه فعالان و گزارشهای رسانهای نشان میدهد که این برخوردها، هرچند ضروری، بهتنهایی کافی نیست. تقریباً در همه این پروندهها، کانالها پیش از مسدود شدن، نسخههای پشتیبان ایجاد کرده و آدرسهای جایگزین را به اعضا معرفی کردهاند؛ بهمحض بسته شدن کانال اصلی، فعالیت در کانال جایگزین از سر گرفته شده است. در برخی موارد، کانالهای پشتیبان تا زمانی که از عدم رصد مطمئن نشدهاند، محتوای حساس منتشر نمیکنند تا امکان گزارش و مسدودسازی کاهش یابد. این روند، یک جنگ فرسایشی ایجاد کرده است: از یکسو فعالان مدنی، داوطلبان و برخی کاربران، با صرف وقت و انرژی، کانالها را گزارش و پیگیری میکنند؛ از سوی دیگر، گردانندگان با اتکا به ناشناسبودن نسبی و خلأهای ساختاری در حکمرانی سایبری، مدام شکل عوض میکنند.
خلأ دیپلماسی فناوری و حکمرانی سایبری
یکی از گرههای اصلی این بحران، فقدان دیپلماسی مؤثر فناوری و سازوکار شفاف همکاری با پلتفرمهای جهانی است. در بسیاری از کشورها، نهادهای قضایی و پلیس از طریق توافقهای رسمی میتوانند از پلتفرمها اطلاعاتی مانند آیپی، شماره تلفن متصل به حساب و سوابق فعالیت را برای پروندههای مشخص درخواست کنند؛ این مسیر، هم امکان شناسایی سریعتر متهمان را فراهم میکند و هم قدرت بازدارندگی قانون را افزایش میدهد. در ایران، چنین کانالی یا وجود ندارد یا بسیار محدود و فاقد شفافیت است. در نتیجه، حتی اگر یک کانال مسدود شود، مسیر شناسایی فرد پشت حساب همچنان مبهم و زمانبر است. این وضعیت به مجرمان پیام میدهد که ریسک شناسایی پایین است؛ پیامی که بهطور مستقیم به افزایش جسارت و گسترش فعالیت منجر میشود.
سکوت، کنجکاوی، مشارکت؛ نقش کاربران در تکثیر خشونت دیجیتال
این بازار سیاه تنها با رفتار مجرمانه چند ادمین شکل نگرفته است؛ بخش مهمی از آن به رفتار کاربران عادی بازمیگردد. عضویت در این کانالها، فوروارد کردن لینک، تماشای مکرر محتوا و سکوت در برابر آن، عملاً به افزایش دیدهشدن کانال کمک میکند. در برخی موارد، شهروندان خود با ارسال عکس یا اطلاعات خصوصی دیگران – ازجمله دوستان سابق، همکلاسیها یا رقبا – مواد اولیه این بازار را تأمین میکنند. در برابر این روند، فعالان حوزه امنیت سایبری و بخشی از رسانهها از کاربران میخواهند که بهجای تبدیل شدن به تماشاگر یا مشارکتکننده، نقش گزارشدهنده را جدی بگیرند. در تلگرام، کاربران میتوانند با صرف کمتر از یک دقیقه، در بخش Report، گزینههای مربوط به «اطلاعات شخصی» و «تصاویر خصوصی» را انتخاب، توضیح کوتاهی درباره نقض حریم خصوصی بنویسند و گزارش خود را ارسال کنند؛ اگر این کار بهطور جمعی انجام شود، احتمال مسدودسازی سریعتر کانال افزایش مییابد.
قربانیان در محاصره شرم و خشونت؛ شکاف میان قانون و تجربه
در حاشیه این پروندهها، مهمترین صدا، صدای قربانیان است؛ زنانی که بهمحض مطلع شدن از انتشار تصویرشان، پروفایلهای خود را غیرفعال کرده، واتساپ و اینستاگرام را حذف کردهاند و در برخی موارد حتی خانه را ترک کردهاند. در فضای آنلاین، روایتهایی از دخترانی دیده میشود که پس از انتشار تصاویر، با تهدید به قتل، طرد خانوادگی یا ازدواج اجباری مواجه شدهاند؛ روایتهایی که ریشه در ساختارهای عمیقتر خشونت جنسیتی و کنترل ناموسی دارند. اگرچه پلیس فتا تأکید میکند که هویت قربانیان در روند شکایت حفظ میشود و هیچ اطلاعاتی به اطرافیان متهم گزارش نخواهد شد، اما ترس از نشت اطلاعات، بیاعتمادی به سازوکارهای رسمی و تجربههای تلخ گذشته باعث میشود بسیاری از قربانیان همچنان از طرح شکایت خودداری کنند. این شکاف میان قانون روی کاغذ و تجربه زیسته، دقیقاً همان جایی است که بازار سیاه آبرو نفس میکشد.
ریشههای فنی؛ اپلیکیشنهای آلوده و نسخههای غیررسمی
در کنار ابعاد اجتماعی و حقوقی، این بحران یک لایه فنی هم دارد. نصب اپلیکیشنها از منابع نامعتبر، استفاده از نسخههای غیررسمی پیامرسانها و اعطای دسترسی گسترده به دوربین و گالری، میتواند گوشیهای هوشمند را به دروازهای برای خروج آرشیو خصوصی تصاویر تبدیل کند. کارشناسان امنیت سایبری تأکید میکنند که صرف داشتن تصاویر خصوصی بر روی گوشی، خطایی اخلاقی یا جرم نیست؛ مسئله اصلی در جایی است که به اپلیکیشنها و سرویسهای ناشناس اجازه داده میشود بهطور کامل به این تصاویر دسترسی پیدا کنند. پیشنهادهای فنی روشناند، اما اجرایی شدن آنها نیازمند ارتقای سواد دیجیتال عمومی است: استفاده از فروشگاههای رسمی برای دانلود برنامهها، پرهیز از نصب نسخههای غیررسمی پیامرسانها، حذف دورهای محتوای فوقحساس، استفاده از رمزگذاری برای پوشههای خصوصی و فعال کردن احراز هویت دومرحلهای.
راهکارها؛ از سطح فردی تا حکمرانی سایبری
۱. سطح فردی و خانوادگی
– آموزش سواد دیجیتال و سواد عاطفی در خانوادهها، تا در مواجهه با افشای تصاویر، اولویت با حفظ امنیت روانی و جانی باشد، نه سرزنش و تنبیه.
– مراجعه به مشاور و روانشناس پیش از هر واکنش جدی، برای پیشگیری از تصمیمهای خشونتبار یا غیرقابلجبران.
– خودداری از پرداخت باج یا ارسال تصاویر بیشتر، چون این کار قربانی را در چرخه اخاذی مکرر گرفتار میکند.
– ثبت شکایت و استفاده از سازوکارهای رسمی در کنار گزارش در خود پلتفرم، بهعنوان واکنش استاندارد.
۲. سطح کاربران و جامعه آنلاین
– نرمالسازی گزارش جمعی کانالهای ناقض حریم خصوصی در پلتفرمها.
– تحریم مصرف این محتوا از طریق عدم عضویت، عدم فوروارد و حتی پرهیز از تماشای کنجکاوانه.
– تغییر گفتمان از سرزنش قربانی به تمرکز بر مسئولیت مجرم و ضرورت دفاع از حق حریم خصوصی.
۳. سطح حقوقی و قضایی
– تسهیل و تسریع فرآیند رسیدگی و ایجاد واحدهای تخصصی برای پروندههای اخاذی دیجیتال، با تضمین عملی محرمانگی.
– بهروزرسانی دستورالعملها برای «پورن انتقامی» و اخاذی آنلاین، متناسب با واقعیت امروز فضای مجازی.
– اطلاعرسانی درباره نتایج پروندهها – بدون افشای هویت – برای افزایش بازدارندگی و اعتماد عمومی.
۴. سطح حکمرانی سایبری و دیپلماسی فناوری
– ایجاد کانالهای رسمی همکاری با پلتفرمهای جهانی، دستکم در حوزههایی مثل حفاظت از کودکان و مقابله با انتشار غیرمجاز تصاویر خصوصی.
– پیوستن به شبکهها و ائتلافهای بینالمللی مقابله با سوءاستفاده جنسی آنلاین و اخاذی دیجیتال.
– تنظیمگری داخلی برای کنترل اپلیکیشنهای ناامن و نسخههای غیررسمی، و الزام سرویسدهندگان بومی به رعایت حداقل استانداردهای امنیت داده.