اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی-بیژن پویان
شریانهای مسدود؛ تکمیل پازل محاصره زمینی ایران در پس فشارهای واشنگتن
بحران فزاینده در گذرگاههای مرزی و شکلگیری صفهای کیلومتری از کامیونهای باری در نوار مرزی ایران، ابعاد نگرانکننده و بیسابقهای از انزوای اقتصادی و بنبست ژئوپلیتیک ایران را به نمایش گذاشته است. طی هفتههای اخیر، همزمان با تشدید فشارهای همهجانبه ایالات متحده آمریکا برای تکمیل حلقه «طرد اقتصادی» ایران، شریانهای زمینی کشور که پیشتر به عنوان راهحلی برای دور زدن تحریمها و جایگزینی مسیرهای دریایی و هوایی شناخته میشدند، یکی پس از دیگری مسدود شده یا با اختلالات شدید روبهرو گردیدهاند. انتشار تصاویری در شبکههای اجتماعی از صفهای طولانی کامیونهای معطل در مرز مهران و توقف هزاران خودروی باری در مرزهای دوغارون، ریمدان و بازرگان، گویای آن است که سیاست خارجی حکومت ایران و رویکردهای تنشآفرین آن، کشور را به سمت یک محاصره زمینی خودخواسته و فلجکننده سوق داده است. این وضعیت، تجار، صادرکنندگان و رانندگان را در بلاتکلیفی عمیقی فرو برده و ثمره رویکردی است که منافع ملی را قربانی تقابلهای ایدئولوژیک در عرصه بینالمللی کرده است.
وضعیت گذرگاههای مرزی در شرق و غرب
ارزیابی وضعیت میدانی گذرگاههای مرزی نشان میدهد که بحران فعلی تنها به یک منطقه جغرافیایی محدود نبوده و تمام خطوط مرزی ایران با همسایگان اصلیاش را در بر گرفته است. در مرزهای شرقی و در امتداد نوار مرزی با پاکستان، شرایط بسیار حاد گزارش میشود. کامیونداران ایرانی در شبکههای اجتماعی از تعطیلی سهماهه مرز ریمدان، به عنوان یکی از اصلیترین معبرهای تجارت زمینی ایران و پاکستان خبر دادهاند و اعلام کردهاند که نیروهای هنگ مرزی از آنها خواستهاند منطقه مرزی را ترک کنند. بر اساس گزارشهای رسانهای از جمله گزارش ایرانوایر، حدود سه هزار کامیون ایرانی در صف عبور از مرز ریمدان گرفتار شدهاند و مدت زمان انتظار برخی رانندگان به ۳۰ روز رسیده است. همچنین خبرگزاری فرانسه در گزارشی تأیید کرده است که صدها کامیون حامل کالا برای ایران در سمت پاکستانی گذرگاه ریمدان-گبد در انتظار عبور هستند و رانندگان از توقف چندروزه و کمبود شدید امکانات اولیه شکایت دارند. یک مقام محلی در ایالت بلوچستان پاکستان نیز به این خبرگزاری گفته است که تجارت مرزی دو کشور از این هفته متوقف شده و ورود محمولههای تجاری به مقصد ایران ممنوع بوده است. غفور هوث، رئیس انجمن تجارت مرزی بلوچستان پاکستان، و شمسالحق، تاجر پاکستانی از شهر گوادر، تاکید کردهاند که تجارت میان دو کشور کاملاً متوقف شده و تنها برای عبور محمولههای ترانزیتی به مقصد کشورهای ثالث استثنا قائل شدهاند؛ وضعیتی که زیانهای میلیارد روپیهای به صادرکنندگان و واردکنندگان وارد ساخته است. این توقف مرزی حتی پس از سفر عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان به ایران و اعلام خبر بازگشایی مرز که توسط او منتشر شد، بی نتیجه مانده است.
در مرزهای غربی و در رابطه با کشور عراق نیز تحولات مشابهی با ابعاد سیاسی پیچیدهتر در حال وقوع است. گذرگاه مرزی «الشیب» در عراق، مقابل مرز چذابه ایران، از روز چهارشنبه ۲۹ مهر تا اطلاع ثانوی به روی مسافران و کالاها بسته شده است. یک مقام دولت عراق به شبکه الجزیره گفته که این تصمیم به دستور مستقیم علی الزیدی، نخستوزیر عراق، اتخاذ شده و قرار است چند گذرگاه دیگر با ایران نیز طی روزهای آینده بهتدریج بسته شوند. هرچند شفقنیوز به نقل از منبعی در شورای استان میسان «دلایل فنی» را علت این تعطیلی عنوان کرده، اما رسانههای بینالمللی افشا کردهاند که تصمیم بغداد ناشی از مستثنی نشدن ایران در تعاملات منطقهای است. پیشتر نیز این گذرگاه در شهریورماه به دلیل تحقیقات امنیتی مربوط به حمله پهپادی به خط لوله راهبردی شرق به غرب عربستان سعودی مسدود شده بود که رویترز و السومریهنیوز آن زمان از دستور نخستوزیر عراق برای تعطیلی موقت گذرگاههای شلمچه و لغو پروازها خبر داده بودند. میدلایستنیوز و خبرگزاری فرانسه گزارش دادهاند که تصمیم تازه بغداد برای بستن گذرگاهها در جریان سفر نخستوزیر عراق به آمریکا و ابلاغ مستقیم از سوی وزارت خزانهداری ایالات متحده اتخاذ شده است. این محدودیتها در شرایطی اعمال میشود که حتی گشایشهای جزئی، نظیر صدور مجوز موافقت نخستوزیر عراق برای ورود کامیونهای ایرانی حامل پیاز، گوجهفرنگی و سیبزمینی که ایرنا خبر آن را منتشر کرد، صرفاً مقطعی بوده و نتوانسته از روند کلی انسداد مرزها جلوگیری کند.
تجارت قطرهچکانی و هزینههای سرسامآور
علاوه بر مرزهای عراق و پاکستان، شریانهای تجاری ایران در مرزهای ترکیه و افغانستان نیز با کندی شدید و هزینههای کمرشکن مواجه شدهاند. بر اساس گزارشهای منتشرشده در روزنامه شرق، ماههاست که خبر معطلی کامیونهای ایرانی پشت مرزهای ترکیه به گوش میرسد و روزانه بین سه تا پنج هزار کامیون ایرانی در مرز بازرگان به مدت حدود ۲۰ روز معطل میشوند. رانندگان ایرانی میگویند با وجود ظرفیت پذیرش روزانه هزار کامیون توسط ترکیه، طرف ترک به صورت قطرهچکانی و تنها برای ۲۰۰ تا ۳۰۰ کامیون در روز مجوز عبور صادر میکند، در حالی که کامیونهای ترکیه با سرعت بسیار بیشتری وارد خاک ایران میشوند. احسان ملکزاده، رئیس هیئتمدیره انجمن صنفی شرکتهای حملونقل بینالمللی ایران، در گفتوگو با خبرگزاری مهر از افزایش هزینههای لجستیک فراتر از ۱۰ درصد ارزش کالا خبر داده و گفته است که «کرایه حمل از بنادر ترکیه به ایران به هشت هزار دلار رسیده است»؛ هزینهای که حتی از حمل دریایی در مسیرهای پرریسک نیز گرانتر تمام میشود. همزمان در مرزهای شرقی با افغانستان نیز پیمان سنندجی، رئیس کمیسیون حملونقل اتاق بازرگانی تهران، و احسان ملکزاده از معطلی ۲ هزار و ۲۷۱ کامیون در مرز دوغارون خبر دادهاند و تاکید کردهاند که کندی تشریفات گمرکی و عدم وجود زیرساختهای کافی، گذرگاههای مرزی را به توقفگاههای طولانیمدت کالا تبدیل کرده است.
اهرم فشار آمریکا و چالشهای نظام بانکی همسایگان
بررسی دقیق علل این انسداد سراسری نشان میدهد که فشار مستقیم ایالات متحده آمریکا و تحریمهای سختگیرانه بانکی، اصلیترین عامل ترغیب یا اجبار همسایگان ایران به مسدودسازی مرزها بوده است. وزارت خزانهداری آمریکا با اجرای برنامه «عملیات طرد اقتصادی» از شهریورماه، هشدارهای صریحی به بانکها و مؤسسات مالی خارجی داده است مبنی بر اینکه معامله با نهادهای تحریمشده ایرانی میتواند بدون اخطار قبلی به تحریم کامل آنها منجر شود. پیمان سنندجی، رئیس کمیسیون حملونقل اتاق بازرگانی تهران، و احمد زمانیان، رئیس کمیسیون حملونقل اتاق بازرگانی خراسان رضوی، تصریح کردهاند که مشکل اصلی در مرز پاکستان به ارائه فرمهای الکترونیکی واردات و صادرات به شبکه بانکی پاکستان بازمیگردد که به دلیل تحریم سیستم بانکی ایران، انجام این فرایند ناممکن شده است. علی شریعتی، فعال اقتصادی، نیز در گفتوگو با روزنامه شرق تأیید کرده که اقدام پاکستان عملاً پیروی کامل از تحریمهای آمریکا است. پس از آنکه ایالات متحده محاصره دریایی بنادر ایران و تحریم کامل شرکتهای هواپیمایی ایرانی را به اجرا گذاشت، کشورهای همسایه نیز تحت فشار واشنگتن مجبور شدند با هدف صیانت از نظام مالی و تجاری خود، مرزهای زمینی را به روی ایران ببندند تا حلقه محاصره اقتصادی تکمیل شود.
انفعال دیپلماتیک و تناقض در مواضع رسمی
در مواجهه با این بحران بیسابقه، موضعگیریها و اقدامات مقامات جمهوری اسلامی بازتابی روشن از تناقض، انفعال و ناکارآمدی ساختاری حکومت است. عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، روز چهارشنبه در همایش روز ملی صادرات به شکست رویههای موجود اعتراف کرد و گفت: «مرزهای ما بهجای آنکه محل تردد باشند، به محل توقف تبدیل شدهاند.» او با توصیف وضعیت کشور در قالب یک شرایط فوقالعاده افزود: «واقعیت این است که وضعیت کشور واقعاً جنگی است و جنگ هنوز ادامه دارد. ما به وضعیت صلح نرسیدهایم و با آن فاصله داریم.» این سخنان عراقچی اذعان آشکاری است به اینکه دیپلماسی رسمی کشور عملاً در باز نگه داشتن شریانهای تجاری ناکام مانده است. در همین حال، مسئولان ارشد حکومت سعی دارند با اتخاذ مواضع شعاری یا تقلیل موضوع به مسائل کوچک، از پذیرش مسئولیت شانه خالی کنند. اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، توقف مراودات مرزی را صرفاً ناشی از «بروز برخی مشکلات فنی و لزوم اتخاذ تدابیر احتیاطی» خواند؛ ادعایی که بلافاصله توسط فعالان بخش خصوصی و گزارشهای میدانی رد شد.
تهدیدهای بیاثر و بازگشاییهای یکطرفه
شکل دیگری از این ناکارآمدی در رفتار نمایندگان مجلس و مقامات نظامی نمایان شده است. فداحسین مالکی، عضو کمیسیون امنیت ملی و نماینده زاهدان، با اشاره به سفر عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان به تهران، ادعا کرد که منیر از تهران «دستور داد که مرز باز شود». اما مالکی خود اعتراف کرد که پس از پیگیری مشخص شد بازگشایی مرز «یکطرفه» بوده است: «به این معنا که کامیونهای مستقر در پاکستان وارد ایران میشوند، اما تردد از ایران به سمت پاکستان همچنان مسدود است.» خبرگزاری فارس نیز گزارش داد که بهرغم مذاکرات، گمرک پاکستان از بازگشایی مرزها امتناع کرده و تنها واردات به ایران و تخلیه محمولههای مورد نیاز خود را انجام میدهد. مالکی در واکنش، تهدید کرده است که اگر این وضعیت ادامه یابد، ایران نیز مرز خود را خواهد بست؛ تهدیدی که انفعال مسئولان ایرانی و ناتوانی آنها از حل دیپلماتیک بحران را نشان میدهد، زیرا بستن مرز توسط ایران تنها به محاصره خودخواسته بیشتر کشور کمک میکند. علاوه بر این، مالکی بسته شدن مرزهای عراق را نیز به «فشارهای سیاسی آمریکا» نسبت داده و مدعی شده که هجمه مردم عراق علیه دولت خود رخ داده است، در حالی که در عمل حکومت ایران هیچ ابزار راهبردی برای الزام بغداد یا اسلامآباد به حفظ روابط تجاری در اختیار ندارد.
پیامدهای ژئوپلیتیک و اقتصادی
ثمره این وضعیت و موقیتی که ایران در آن قرار گرفته است، تصویر بسیار تاریکی از آینده اقتصادی و ژئوپلیتیک کشور ترسیم میکند. نخستین ثمره شوم این انسداد مرزی، فروپاشی تجارت غیرنفتی و انهدام بخش خصوصی ایران است. سرمایهگذاران و صادرکنندگانی که به امید بازارهای منطقهای در شرایط تحریمهای دریایی دست به تولید زده بودند، اکنون با فاسد شدن کالاهای خود در پشت مرزها و زیانهای میلیاردی روبهرو هستند. متوقف شدن صادرات زمینی، منابع ارزآوری کشور را به شدت محدود کرده و فشار مضاعفی بر نرخ ارز و تورم داخلی وارد میسازد. از سوی دیگر، معیشت میلیونها شهروند در مناطق مرزی سیستان و بلوچستان، کردستان، خوزستان و آذربایجان غربی که حیات اقتصادیشان به مراودات مرزی وابسته است، کاملاً نابود شده و این امر زمینه را برای نارضایتیهای شدید اجتماعی و افزایش فقر ساختاری فراهم میکند.
در بعد ژئوپلیتیک و استراتژیک، این انسداد مرزی ایران را در موقعیت «انزوای کامل جغرافیایی» قرار داده است. ادعای دهها ساله حکومت مبنی بر غیرقابل تحریم بودن ایران به دلیل موقعیت ترانزیتی و همسایگی با ۱۵ کشور، با این تحولات بهطور کامل باطل شده است. وقتی کشورهای همسایهای چون عراق و پاکستان که حکومت ایران آنها را متحد استراتژیک یا دوست دیرینه مینامید، تحت فشار واشنگتن حاضراً روابط تجاری خود را قطع کنند، مشخص میشود که ایران حتی در حوزه نفوذ منطقهای خود نیز فاقد نفوذ اقتصادی پایدار است. تبدیل شدن مرزها از «محل تردد» به «محل توقف» و عبور یکطرفه کالاها به نفع همسایگان، ایران را به یک مصرفکننده منفعل و محاصرهشده تبدیل کرده که حتی توانایی صادر کردن کالاهای اساسی و کشاورزی خود را ندارد.
دیوارهایی که برای انزوا برافراشته میشوند
نقد اصلی متوجه رویکرد کلان حاکمیت در عرصه سیاست داخلی و خارجی است. حکومت ایران با اصرار بر سیاستهای تنشآفرین بینالمللی، عدم پذیرش نرمهای مالی جهانی و بیتوجهی به هشدارهای کارشناسان اقتصادی، کشور را به نقطهای رسانده که حتی همسایگان مستقیمش نیز تعامل با تهران را ریسکی بزرگ برای امنیت اقتصادی خود میدانند. فرافکنی مشکلات و ارجاع مداوم انسداد مرزها به «مسائل فنی» یا «توطئه آمریکا» توسط مسئولان دولتی، نشاندهنده نبود یک استراتژی مشخص برای خروج از این بحران است. تا زمانی که حاکمیت نپذیرد که دیپلماسی اقتصادی نیازمند تنشزدایی واقعی، شفافیت مالی و اولویت دادن به منافع ملی بر منافع ایدئولوژیک است، مرزهای زمینی ایران نه دیوارهایی برای حفاظت، بلکه دیوارهایی برای زندانی کردن اقتصاد کشور در انزوای مطلقی خواهند بود که تاوان آن را روزانه رانندگان در صف مانده و عموم مردم ایران میپردازند.