خانه پیشنهاد هم‌وطن هوای آلوده، جان مردم و حسابی که هرگز بسته نمی‌شود

هموطن بررسی می‌کند؛

هوای آلوده، جان مردم و حسابی که هرگز بسته نمی‌شود

مهرماه رو به پایان است و بار دیگر ساعت آلودگی هوا به وقت ایران نزدیک می‌شود؛ فصلی که در آن نه‌تنها دمای هوا پایین می‌آید، بلکه آلودگی در کلانشهرها جان می‌گیرد و مردم با ماسک، دارو، بیمارستان و نگرانی روزهای ناسالم روبه‌رو می‌شوند.

اختصاصی گروه اجتماعی/ مریم روشن

مهرماه رو به پایان است و بار دیگر ساعت آلودگی هوا به وقت ایران نزدیک می‌شود؛ فصلی که در آن نه‌تنها دمای هوا پایین می‌آید، بلکه آلودگی در کلانشهرها جان می‌گیرد و مردم با ماسک، دارو، بیمارستان و نگرانی روزهای ناسالم روبه‌رو می‌شوند. اما سال‌هاست این بحران با یک الگوی تکراری مدیریت می‌شود که هشدار در آغاز سردی هوا، توصیه به کاهش تردد در روزهای اوج آلودگی و سپس سکوت تا فصل بعد.

به عقیده بسیاری از کارشناسان حوزه محیط‌زیست و با استناد به آمارهای مطرح‌شده ازسوی سازمان حفاظت محیط‌زیست و وزارت بهداشت، آلودگی هوا سالانه به مرگ حدود ۵۰ هزار نفر در کشور منجر می‌شود. عددی که اگر درست باشد، آلودگی هوا را از یک «مشکل زیست‌محیطی» به یکی از بزرگ‌ترین عوامل تهدید سلامت عمومی در کشور تبدیل می‌کند؛ بحرانی که قربانیانش نام و چهره ندارند، اما هزینه‌اش را خانواده‌ها، بیمارستان‌ها و نظام درمان می‌پردازند.


آماری که باید شفاف شود
آمار ۵۰ هزار مرگ سالانه، اگرچه هشداردهنده است، نمی‌تواند صرفاً یک جمله خبری باقی بماند. مرگ ناشی از آلودگی هوا معمولاً برآوردی آماری است؛ یعنی بر پایه مطالعات اپیدمیولوژیک و ارتباط میان مواجهه با آلاینده‌ها و بیماری‌های قلبی، تنفسی و سرطان محاسبه می‌شود، نه صرفاً بر اساس گواهی‌های فوت که «آلودگی هوا» را علت مستقیم مرگ اعلام کرده باشند.
دقیقاً به همین دلیل، مسئولان نمی‌توانند هم از این عدد برای هشدار استفاده کنند و هم از پاسخ به جزئیات آن شانه خالی کنند. مبنای محاسبه چیست؟ این آمار مربوط به کدام سال یا میانگین چند سال است؟ سهم آلاینده‌هایی مانند ذرات معلق، ازت‌اکسیدها و گوگرد چقدر است؟ کدام شهرها و کدام گروه‌های سنی بیشترین آسیب را دیده‌اند؟ تا وقتی این داده‌ها شفاف منتشر نشود، آمار مرگ بیشتر ابزار ترساندن مردم می‌ماند تا مبنایی برای سیاست‌گذاری و پاسخگویی.


وارونگی دما، بهانه‌ای برای بی‌عملی
با نزدیک‌شدن فصل سرد، بار دیگر از وارونگی دما سخن گفته می‌شود؛ پدیده‌ای که در آن لایه گرم هوا بر هوای سرد نزدیک سطح زمین می‌نشیند و مانع پراکندگی آلاینده‌ها می‌شود. این توضیح علمی درست است، اما نمی‌تواند پوشاننده واقعیت باشد: وارونگی دما آلودگی را «تولید» نمی‌کند؛ آن را در شهر حبس می‌کند.
اگر منابع آلاینده کنترل نشوند، هر بار که باد آرام شود یا باران نیاید، شهر دوباره در دود فرو می‌رود. بنابراین انتظار داشتن از مردم که صبر کنند «هوا باز شود»، نه سیاست است و نه مدیریت؛ تسلیم‌شدن در برابر شرایط جوی است. مسئله اصلی این است که چرا سال‌ها پس از شناسایی منابع اصلی آلودگی، از خودروهای فرسوده و سوخت نامرغوب تا صنایع و نیروگاه‌ها، هنوز برنامه‌ای قابل اندازه‌گیری و شفاف برای کاهش انتشار وجود ندارد.

پژوهش‌هایی که از میز کنفرانس فراتر نمی‌روند
کارشناسان محیط‌زیست بارها بر پیوند پژوهش علمی با تصمیم‌گیری اجرایی تأکید کرده‌اند که دانش نباید در مقاله‌نویسی و مطالعات آزمایشگاهی متوقف بماند، بلکه باید به فناوری، استانداردسازی و داده‌های قابل‌اتکا برای سیاست‌گذاری تبدیل شود. این سخن، اگرچه درست است، خود حکایت از یک شکاف قدیمی است: کشورهایی که سال‌هاست درباره آلودگی هوا پژوهش می‌کنند، هنوز نتوانسته‌اند یافته‌های علمی را به تصمیم اجرایی و نتیجه محسوس تبدیل کنند.
برای مردم، اهمیتی ندارد چند همایش درباره آلودگی هوا برگزار شده یا چند پژوهشگر درباره ذرات معلق مقاله نوشته‌اند. آنها می‌خواهند بدانند کدام صنعت نظارت شده، کدام خودرو از گردش خارج شده، کدام سوخت اصلاح شده و کدام برنامه توانسته غلظت آلاینده‌ها را واقعاً کاهش دهد. پژوهش زمانی ارزش دارد که به شاخص، بودجه، ضرب‌الاجل و مسوول اجرا تبدیل شود؛ وگرنه فقط توضیح علمی‌تری برای تکرار یک فاجعه خواهد بود.


مسئولیت پراکنده، پاسخگویی ناممکن
آلودگی هوا مسئله یک دستگاه نیست. سازمان حفاظت محیط‌زیست، وزارت بهداشت، وزارت نفت، وزارت صمت، شهرداری‌ها، پلیس راهور و نهادهای متولی حمل‌ونقل همگی در این ماجرا سهم دارند. اما همین تعدد نهادها اغلب به بهانه‌ای برای پراکندن مسئولیت تبدیل شده است: وقتی همه مسئول‌اند، در عمل هیچ‌کس پاسخگو نیست.
مردم حق دارند بدانند هر دستگاه دقیقاً چه تعهدی دارد، چه بودجه‌ای برای اجرای آن گرفته و تا امروز به کدام نتیجه رسیده است. انتشار هشدار در روزهای آلوده، هرچند ضروری است، جای برنامه کاهش انتشار را نمی‌گیرد. اگر سازمانی سالانه درباره خطر آلودگی هوا هشدار می‌دهد اما نتواند گزارش دهد که چند درصد از آلاینده‌ها کاهش یافته، در واقع فقط رصد می‌کند که مردم چگونه بیمار می‌شوند، نه اینکه از بیمارشدن آنها جلوگیری کند.

بحرانی که به آب و خاک هم گره خورده است
کارشناسان در بخش‌های دیگری از هشدارهای خود گفته‌اند در حوزه‌هایی مانند منابع آب و فرونشست زمین، شرایط از مرحله چالش عبور کرده و به بحران رسیده است. این هشدار نشان می‌دهد آلودگی هوا بخشی از یک زنجیره بزرگ‌تر از بحران‌های محیط‌زیستی است؛ بحران‌هایی که جدا از هم دیده نمی‌شوند و در عمل یکدیگر را تشدید می‌کنند.
کم‌آبی، فرونشست زمین، فرسایش منابع طبیعی و آلودگی هوا همگی ریشه در یک الگوی مشترک دارند که تصمیم‌گیری کوتاه‌مدت، ضعف در داده‌های دقیق، اجرای ناقص قوانین و غیبت پاسخگویی عمومی. تا وقتی این الگو تغییر نکند، هر سال فقط با تیتر تازه‌ای از همان بحران روبه‌رو خواهیم شد؛ گاهی با نام «روزهای آلوده»، گاهی با نام «بحران آب» و گاهی با نام «فرونشست زمین».

مردم نباید هزینه تعلل را بپردازند
آلودگی هوا را نمی‌توان به یک موضوع فنی یا تخصصی فروکاست. این بحران در خانه سالمندی خود را نشان می‌دهد که نمی‌تواند از خانه خارج شود؛ در بیمارستانی که با موج بیماران تنفسی روبه‌رو می‌شود؛ در مدرسه‌ای که کودکان مجبورند در هوای ناسالم نفس بکشند و در بودجه خانواده‌ای که هزینه دارو و درمان را اضافه می‌کند.
اگر آمار ۵۰ هزار مرگ سالانه درست باشد، دیگر نمی‌توان آن را در دسته هشدارهای همیشگی گذاشت. دستگاه‌های مسئول باید برنامه عملی، قابل‌سنجش و زمان‌دار خود را برای کاهش انتشار آلاینده‌ها اعلام کنند؛ مشخص کنند چه منابعی در اولویت کنترل‌اند، چه شاخص‌هایی برای ارزیابی موفقیت دارند و چه زمانی نتایج را به اطلاع مردم می‌رسانند.
هوای پاک حق شهروندان است، نه لطفی که با وزش باد به شهرها هدیه داده شود. تا وقتی کاهش آلودگی به یک برنامه ملی، شفاف و پاسخگو تبدیل نشود، مردم هر زمستان نه‌تنها با دود، بلکه با هزینه جانی تعلل دستگاه‌ها روبه‌رو خواهند شد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن