اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
سفر محرمانه بنیامین نتانیاهو به ابوظبی در روز یکشنبه، در شرایطی که جنگ میان ایران و آمریکا و اسرائیل وارد هفتمین ماه خود شده، بار دیگر توجهها را به مناسبات امنیتی اسرائیل با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و احتمال شکلگیری ترتیبات تازه علیه جمهوری اسلامی جلب کرده است. اگرچه بیانیه رسمی امارات، موضوع مذاکرات را روابط دوجانبه و چالشهای منطقهای عنوان کرده، سه مقام اسرائیلی به رویترز گفتهاند که دیدار نتانیاهو با شیخ محمد بن زاید حدود شش ساعت طول کشیده و ایران محور اصلی گفتوگوها بوده است.
از همین رو، سفر اخیر را نمیتوان صرفاً یک دیدار تشریفاتی یا دیپلماتیک دانست. با این حال، شواهد موجود هنوز برای نتیجهگیری قطعی درباره تصمیم مشترک اسرائیل و امارات برای آغاز یک حمله گسترده جدید علیه ایران کافی نیست. آنچه میتوان گفت این است که نشانههای متعددی از افزایش هماهنگی سیاسی و امنیتی در منطقه وجود دارد و همزمانی این تحولات با جنگ جاری، اهمیت آنها را بیشتر کرده است.
ایران در مرکز گفتوگوی نتانیاهو و بنزاید
نخستین نکته مهم، تفاوت میان روایت رسمی ابوظبی و اطلاعات منتشرشده از سوی منابع اسرائیلی است. خبرگزاری رسمی امارات اعلام کرد که محمد بنزاید و نتانیاهو درباره روابط دوجانبه و راههای تقویت و توسعه آن گفتوگو کردهاند. دفتر نخستوزیر اسرائیل نیز اعلام کرد سفر به دعوت رئیسجمهور امارات انجام شده و بر تقویت روابط و «چالشهای منطقهای» تمرکز داشته است.
اما رویترز به نقل از سه مقام ارشد اسرائیلی گزارش کرده که نشست حدود شش ساعت طول کشیده و ایران موضوع اصلی آن بوده است. این تفاوت میان روایت رسمی و گزارش منابع مطلع، بهخودیخود اثباتکننده تصمیم نظامی نیست، اما نشان میدهد پرونده ایران در سطح بالای روابط اسرائیل و امارات جایگاه ویژهای پیدا کرده است.
همراهی برخی مقامهای امنیتی اسرائیل با نتانیاهو در این سفر نیز بر حساسیت آن افزوده است. «اسرائیل هیوم» گزارش داده که رئیس موساد و مشاور امنیت ملی اسرائیل در این سفر حضور داشتند؛ موضوعی که اگر درست باشد، میتواند نشاندهنده اهمیت امنیتی دیدار باشد، هرچند بهتنهایی اثبات نمیکند که تصمیمی برای عملیات نظامی جدید اتخاذ شده است.
از سوی دیگر، امارات پیش از این نیز در جریان جنگ مستقیماً تحت تأثیر حملات ایران قرار گرفته و مناسبات امنیتی آن با آمریکا و اسرائیل در ماههای اخیر اهمیت بیشتری پیدا کرده است. در چنین شرایطی، گفتوگوی مستقیم نتانیاهو با رهبر امارات میتواند بخشی از رایزنی گستردهتر درباره وضعیت پس از جنگ، امنیت خلیج فارس و نحوه مواجهه با توان نظامی و هستهای ایران باشد.
چرا احتمال دور تازه درگیری مطرح شده است؟
زمینه زمانی این دیدار بسیار مهم است. بر اساس گزارش رویترز، جنگ میان آمریکا و اسرائیل با ایران از اسفند آغاز شده و با وجود تلاشهای متعدد برای برقراری آتشبس، درگیریها ادامه داشته است. همزمان، تهران و واشنگتن از طریق میانجیها در حال بررسی راههایی برای پایان جنگ هستند.
این همزمانی دو روند متضاد را نشان میدهد: از یک سو تلاش دیپلماتیک برای پایان جنگ و از سوی دیگر رایزنیهای فشرده درباره ایران در سطح رهبران منطقهای.
در نیویورک نیز عباس عراقچی با میانجیهای قطری درباره پیشنهاد ایران برای بازگشایی تنگه هرمز گفتوگو کرده و قرار است ایدههای مطرحشده از طریق قطر به واشنگتن منتقل شود. الجزیره گزارش داده که مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و آمریکا ادامه داشته و یک مقام آمریکایی آنها را «مثبت و سازنده» توصیف کرده، هرچند درباره پرونده هستهای همچنان اختلافات جدی وجود دارد.
بنابراین، دیدار نتانیاهو و بنزاید را باید در میانه یک وضعیت دوگانه دید: دیپلماسی هنوز فعال است، اما در همان زمان بازیگران منطقهای در حال ارزیابی گزینههای امنیتی خود هستند.
سناریوی حمله گسترده؛ شواهد چه میگویند؟
اگرچه تمرکز گفتوگوی نتانیاهو و بنزاید بر ایران و حضور مقامهای امنیتی اسرائیل در سفر، احتمال بحث درباره گزینههای امنیتی را جدی میکند، هیچ گزارش معتبر و مستقیمی تاکنون از تصمیم اسرائیل و کشورهای عربی برای آغاز یک حمله گسترده جدید علیه ایران منتشر نکرده است.
از این رو، تعبیر «برنامهریزی قطعی برای حمله» فراتر از شواهد موجود است. اما میتوان از افزایش هماهنگی و رایزنی درباره ایران سخن گفت؛ بهویژه در شرایطی که جنگ جاری هنوز پایان نیافته و موضوعاتی مانند برنامه هستهای ایران، تنگه هرمز، حملات موشکی و امنیت زیرساختهای کشورهای خلیج فارس همچنان در مرکز بحران قرار دارند.
از سوی دیگر، اگر مذاکرات تهران و واشنگتن شکست بخورد، محاسبات اسرائیل و کشورهای عربی میتواند تغییر کند. در چنین شرایطی، هرگونه افزایش حملات، استقرار نیروها، تغییر وضعیت پایگاههای نظامی، محدودیتهای هوایی یا دریایی و اظهارات رسمی درباره گزینه نظامی میتواند نشانهای مهمتر از یک دیدار سیاسی باشد.
در حال حاضر اما واقعیت قابل اثبات این است که ایران یکی از محورهای اصلی رایزنیهای مستقیم نتانیاهو و محمد بنزاید بوده و این رایزنی در بحبوحه جنگ و مذاکرات برای پایان آن انجام شده است. بنابراین سفر ابوظبی را باید بخشی از معادله پیچیده امنیتی منطقه دانست؛ نه سند قطعی برای تصمیم به آغاز جنگی جدید.
تحولات روزهای آینده، بهویژه نتیجه تماسهای تهران و واشنگتن و نحوه واکنش اسرائیل و کشورهای عربی به آن، مشخص خواهد کرد که این رایزنیها بیشتر در مسیر مهار بحران و شکلدهی به نظم پس از جنگ بوده یا به سمت آمادهسازی برای مرحله تازهای از رویارویی حرکت کرده است.