خانه بین الملل نفس‌های آخر تفاهم‌نامه اسلام‌آباد؛ مهلت ۶۰ روزه رو به پایان است

هموطن آخرین وضعیت تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را بررسی می‌کند:

نفس‌های آخر تفاهم‌نامه اسلام‌آباد؛ مهلت ۶۰ روزه رو به پایان است

تفاهم‌نامه اسلام‌آباد قرار بود یک توقف موقت در جنگ و فرصتی برای رسیدن ایران و آمریکا به یک توافق نهایی باشد؛ اما اکنون، در آستانه پایان مهلت ۶۰ روزه، بیش از آنکه نشانه‌ای از یک توافق پایدار دیده شود، شکاف میان روایت‌های تهران، واشنگتن و میانجی‌گران آشکار شده است.

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی

تفاهم‌نامه اسلام‌آباد قرار بود یک توقف موقت در جنگ و فرصتی برای رسیدن ایران و آمریکا به یک توافق نهایی باشد؛ اما اکنون، در آستانه پایان مهلت ۶۰ روزه، بیش از آنکه نشانه‌ای از یک توافق پایدار دیده شود، شکاف میان روایت‌های تهران، واشنگتن و میانجی‌گران آشکار شده است.

در بند سوم تفاهم‌نامه تصریح شده بود که ایران و آمریکا حداکثر ظرف ۶۰ روز برای دستیابی به توافق نهایی مذاکره کنند و این مهلت تنها با توافق دو طرف قابل تمدید است.

اگر یکشنبه ۲۵ مرداد را نقطه پایان این مهلت در نظر بگیریم، این تاریخ به خودی خود به معنای بازگشت خودکار جنگ نیست؛ اما می‌تواند یک نقطه عطف سیاسی و امنیتی باشد. 

مسئله اصلی این است که جمهوری اسلامی پس از پایان این فرصت، با چه چیزی روبه‌رو خواهد شد: تمدید یک آتش‌بس شکننده، تشدید فشارهای آمریکا، یا بازگشت به مسیر رویارویی؟

پایان ۶۰ روز؛ پایان توافق نیست، اما پایان یک فرصت است

نخستین نکته‌ای که باید روشن شود این است که پایان مهلت ۶۰روزه لزوماً به معنای «باطل شدن خودکار» همه مفاد تفاهم‌نامه نیست. متن، تمدید را با رضایت متقابل ممکن دانسته است.

اما از منظر سیاسی، پایان این مهلت اهمیت زیادی دارد. تفاهم‌نامه قرار بود پنجره‌ای برای عبور از جنگ به سمت یک توافق جامع باشد. اگر این پنجره بسته شود، جمهوری اسلامی دیگر نمی‌تواند صرفاً با استناد به وجود یک تفاهم موقت، انتظار داشته باشد وضعیت موجود برای مدت نامحدود ادامه پیدا کند.

نشانه‌های اختلاف نیز همین حالا آشکار است. در ۲۱ مرداد، یک مقام ارشد ایرانی به رویترز گفت که تهران اساساً در حال مذاکره درباره تمدید آتش‌بس نیست و خواهان بازگشت آمریکا به تعهدات توافق موقت است. در مقابل، منابع پاکستانی از احتمال تمدید ۶۰روزه سخن گفته‌اند.

این اختلاف روایت، خود یک علامت مهم است: میانجی‌گری پاکستان هنوز ادامه دارد، اما تهران و واشنگتن حتی درباره اینکه «مرحله بعدی» دقیقاً چیست، موضع یکسانی ندارند.

جمهوری اسلامی در برابر هزینه انتخاب‌های خودش

برای جمهوری اسلامی، مسئله فقط مذاکره با آمریکا نیست؛ مسئله دشوارتر، هزینه سیاسی هر تصمیم در داخل حکومت است.

پذیرش یک توافق جدید می‌تواند به معنای عقب‌نشینی از بخشی از مواضعی باشد که سال‌ها به عنوان اصول تغییرناپذیر سیاست خارجی معرفی شده‌اند. رد مذاکره نیز می‌تواند فشار اقتصادی و امنیتی بیشتری به کشوری وارد کند که درگیر بحران‌های متعدد داخلی است.

به همین دلیل، محتمل‌ترین رفتار تهران لزوماً یک «بله» یا «نه» صریح نیست. جمهوری اسلامی ممکن است تلاش کند زمان بخرد: مذاکره غیرمستقیم، استفاده از میانجی‌هایی مانند پاکستان و قطر، طرح شروط جدید، و همزمان حفظ اهرم‌های فشار.

اما مشکل این است که زمان برای تهران لزوماً دوست آن نیست.

اگر فشار اقتصادی افزایش یابد، اگر مسیرهای صادراتی و درآمدهای ارزی دوباره تحت فشار قرار گیرند، و اگر فضای امنیتی منطقه برای ایران نامساعدتر شود، قدرت چانه‌زنی جمهوری اسلامی ممکن است کاهش پیدا کند. از سوی دیگر، اگر حکومت تصور کند که فشار خارجی به عقب‌نشینی آن منجر نخواهد شد، ممکن است دوباره به سمت سیاست مقاومت و تقابل حرکت کند.

در چنین شرایطی، پایان ۶۰ روز بیشتر از آنکه یک «ضرب‌الاجل حقوقی» باشد، تبدیل به آزمونی برای میزان انعطاف‌پذیری حکومت خواهد شد.

سه سناریو برای بعد از یکشنبه

سناریوی نخست: تمدید و مذاکره فرسایشی

این سناریو احتمالاً کم‌هزینه‌ترین گزینه برای همه طرف‌هاست. پاکستان و دیگر میانجی‌ها می‌توانند تلاش کنند آتش‌بس یا چارچوب تفاهم برای مدتی دیگر تمدید شود و مذاکرات غیرمستقیم ادامه پیدا کند.

چنین وضعیتی به جمهوری اسلامی فرصت می‌دهد بدون پذیرش یک توافق نهایی، از بازگشت فوری به جنگ جلوگیری کند. برای آمریکا نیز ادامه آتش‌بس می‌تواند امکان اعمال فشار اقتصادی و دیپلماتیک بدون ورود فوری به یک درگیری گسترده‌تر را فراهم کند.

اما «تمدید» الزاماً به معنای حل بحران نیست؛ ممکن است فقط بحران را به تاریخ دیگری منتقل کند.

سناریوی دوم: شکست تفاهم و تشدید فشار

اگر تمدید رسمی حاصل نشود و مذاکرات نیز به بن‌بست برسد، آمریکا می‌تواند فشارهای اقتصادی، دیپلماتیک و امنیتی را افزایش دهد. در این وضعیت، جمهوری اسلامی برای نشان دادن اینکه شکست تفاهم به معنای پذیرش شکست سیاسی نیست، ممکن است به اقدامات متقابل روی بیاورد.

این خطرناک‌ترین سناریو است، زیرا حتی یک اقدام محدود می‌تواند زنجیره‌ای از واکنش‌ها ایجاد کند؛ به‌ویژه در شرایطی که مسئله تنگه هرمز و امنیت کشتیرانی به یکی از محورهای اصلی اختلاف تبدیل شده است.

سناریوی سوم: توافق جدید و عقب‌نشینی مرحله‌ای

سناریوی سوم، رسیدن دو طرف به یک چارچوب جدید است؛ توافقی که احتمالاً بسیار متفاوت از توافق اولیه خواهد بود و ممکن است شامل محدودیت‌های روشن‌تر در برنامه هسته‌ای، سازوکارهای نظارتی، ترتیبات امنیتی منطقه‌ای و در مقابل، تخفیف یا رفع مرحله‌ای برخی تحریم‌ها باشد.

چنین توافقی برای جمهوری اسلامی از نظر سیاسی دشوار خواهد بود. حکومت باید توضیح دهد چرا پس از سال‌ها تأکید بر «مقاومت» و رد مذاکره تحت فشار، اکنون به توافقی تن داده است.

اما از منظر منافع ملی ایران، تفاوت بزرگی میان «توافق برای کاهش تنش» و «ادامه یک بحران بی‌پایان» وجود دارد. مسئله اصلی این نیست که کدام طرف در تبلیغات داخلی پیروز اعلام شود؛ مسئله این است که آیا نتیجه مذاکرات می‌تواند امنیت، ثبات اقتصادی و امکان زندگی عادی را برای مردم ایران افزایش دهد یا نه.

در نهایت، تفاهم اسلام‌آباد بیش از هر چیز یک واقعیت را آشکار کرده است: سیاست خارجی جمهوری اسلامی بار دیگر به جایی رسیده که تصمیم‌هایش مستقیماً با هزینه‌های زندگی مردم گره خورده است. شصت روز مذاکره شاید تمام شود، اما بحران‌هایی که جمهوری اسلامی طی دهه‌ها ساخته، با تمام شدن یک مهلت ۶۰روزه تمام نخواهند شد.

اگر بعد از یکشنبه توافقی حاصل نشود، جمهوری اسلامی ناچار است میان سه مسیر یکی را انتخاب کند: خریدن زمان، پذیرش مصالحه یا بازگشت به تقابل. و این بار، هزینه هر سه انتخاب فقط متوجه حکومت نیست؛ بخش بزرگی از آن را مردم ایران خواهند پرداخت.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن