خانه بین الملل هموطن «بودجه ایران در چنگال نظامیان» را بررسی می‌کند؛ توهم محور مقاومت و رویای ملتی که بر باد رفت

هموطن «بودجه ایران در چنگال نظامیان» را بررسی می‌کند؛ توهم محور مقاومت و رویای ملتی که بر باد رفت

اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی: در حالی که اقتصاد ایران همچنان از تورم مزمن، بیکاری گسترده و فرسودگی زیرساخت‌ها رنج می‌برد، نشانه‌های نگران‌کننده‌ای از اولویت‌بندی رژیم جمهوری اسلامی آشکار شده است.

شواهد بودجه‌ای و گزارش‌های معتبر حاکی از آن است که بخش قابل توجهی از منابع محدود کشور، به جای تخصیص به بازسازی اقتصادی، مستقیما به سمت تقویت قابلیت‌های نظامی، به‌ویژه برنامه موشکی، و حمایت مالی از نیروهای نیابتی مانند حزب‌الله لبنان هدایت می‌شود.

این رویکرد نه تنها فرصت‌های اصلاحات اقتصادی را از بین می‌برد، بلکه نگرانی جدی‌ای ایجاد کرده که حتی در صورت تداوم آتش‌بس موقت و آزادسازی احتمالی پول‌های بلوکه‌شده، این منابع دوباره به چرخه مخرب نظامی‌گری بازگردانده شوند.

بر اساس لایحه بودجه ۱۴۰۵، اعتبارات نهادهای امنیتی و نظامی حدود ۸۷۴ هزار میلیارد تومان (همت) پیش‌بینی شده که با نرخ تسعیر حدود ۸۵ هزار تومان به دلار، معادل حدود ۱۰ میلیارد دلار است. حتی با کسر بخش‌های غیرنظامی، بودجه صرفا نظامی به حدود ۶۷۳ همت (۷٫۹ میلیارد دلار) می‌رسد که بخش عمده آن به سپاه پاسداران و وزارت دفاع اختصاص دارد. رشد بودجه نظامی در این سال به مراتب بیشتر از رشد بودجه عمومی دولت بوده و برخی گزارش‌ها از افزایش سه برابری آن نسبت به میانگین رشد کلی حکایت دارند.

کیست که نداند، این پول اختصاص یافته به بخش نظامی که در لایحه بودجه هر ساله می‌آید، تنها نوک کوه مبالغی است که نیروهای نظامی از منابع ملت ایران می‌بلعند و بخش قابل توجه پول‌های سرازیر شده به این حوزه، محرمانه است.

این در حالی است که بودجه عمرانی و رفاهی با محدودیت‌های شدید مواجه بوده و فشار بر معیشت مردم روزبه‌روز افزایش یافته است.

یکی از بارزترین مصادیق این انحراف منابع، حمایت مستمر از حزب‌الله لبنان است. گزارش‌های متعدد بین‌المللی، از جمله اظهارات مقامات آمریکایی، نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی تنها در یک سال گذشته حدود یک میلیارد دلار به این گروه منتقل کرده است.

حزب‌الله حتی درخواست افزایش این کمک به دو میلیارد دلار در سال را مطرح کرده و از مبلغ فعلی ابراز نارضایتی کرده است. این مبالغ هنگفت، که در شرایط تحریم و فشار اقتصادی بر ایران تأمین می‌شود، عمدتا برای بازسازی زیرساخت‌های نظامی و راکتی این گروه پس از درگیری‌های اخیر صرف شده است.

در واقع، بخشی از درآمدهای نفتی و مسیرهای پولشویی از طریق امارات و دیگر کانال‌ها، مستقیما به جیب نیروهای نیابتی ریخته می‌شود، در حالی که بیمارستان‌ها، مدارس و شبکه حمل‌ونقل ایران در حال فرسودگی هستند.

این الگویی تکراری است؛ جمهوری اسلامی به جای سرمایه‌گذاری در تولید، اشتغال و اصلاحات ساختاری اقتصادی، منابع را به «بازدارندگی نامتقارن» و حمایت از تروریست‌های نیابتی اختصاص می‌دهد. برنامه موشکی و پهپادی نیز بخش عمده‌ای از این بودجه را می‌بلعد. پس از درگیری‌های اخیر و آسیب به برخی زیرساخت‌ها، اولویت رژیم احیای سریع این قابلیت‌ها بوده، نه ترمیم اقتصاد آسیب‌دیده. شواهد نشان می‌دهد که حتی اعتبارات قرارگاه‌های وابسته به سپاه، مانند قرارگاه خاتم‌الانبیا، با رشدهای چشمگیر (گاهی تا ۱۵۰ درصد) مواجه شده‌اند – رشدی که بیشتر به فعالیت‌های نظامی و امنیتی مربوط می‌شود تا پروژه‌های عمرانی واقعی برای مردم.

نگرانی اصلی مردم دقیقا در همین نقطه متمرکز است: «اولویت نظامی‌گری بر رفاه ملی.» در شرایطی که تورم همچنان دو رقمی است و ارزش ریال به شدت افت کرده، تخصیص میلیاردها دلار به حزب‌الله و برنامه‌های موشکی، عملا به معنای قربانی کردن نسل آینده ایران برای ماجراجویی‌های منطقه‌ای است. این سیاست نه تنها باعث انزوای بیشتر ایران در جامعه جهانی شده، بلکه فرصت‌های سرمایه‌گذاری خارجی و رشد پایدار را از کشور سلب کرده است.

اکنون، با توجه به آتش‌بس موقت منطقه‌ای و گمانه‌زنی‌ها درباره توافقات احتمالی، بحث آزادسازی پول‌های بلوکه‌شده ایران (که برآوردهایی از ۲۷ تا بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار برای آن وجود دارد) دوباره مطرح شده است.

این منابع، که حق ملت ایران هستند، می‌توانستند به بازسازی اقتصاد، پرداخت بدهی‌ها، حمایت از تولید داخلی و کاهش فشار بر خانوارها اختصاص یابند. اما شواهد و الگوی گذشته رژیم، نگرانی جدی ایجاد کرده که بخش عمده این پول‌ها به سرعت به سمت احیای زرادخانه موشکی، تقویت نیروی قدس و تأمین مالی مجدد حزب‌الله و دیگر نیروهای نیابتی هدایت شود.

در ماه‌های اخیر، حتی در میانه تنش‌ها و آتش‌بس‌های موقت، گزارش‌هایی از انتقال صدها میلیون دلار از طریق کانال‌های غیررسمی به لبنان منتشر شده است. این نشان می‌دهد که برای رژیم، «بازسازی محور مقاومت» همیشه اولویت بالاتری نسبت به «بازسازی ایران» داشته است.

اگر این روند ادامه یابد، حتی آزادسازی پول‌های بلوکه‌شده – که می‌توانست نقطه عطفی برای بهبود معیشت باشد – به ابزاری برای تداوم همان سیاست‌های مخرب تبدیل خواهد شد.

در نهایت، این بلعیده شدن بودجه توسط نهادهای نظامی و پروکسی‌ها، بیش از هر چیز، هزینه‌ای است که مردم عادی ایران می‌پردازند: فقر بیشتر، مهاجرت نخبگان، و عقب‌ماندگی اقتصادی مزمن.

تا زمانی که اولویت مقامات جمهوری اسلامی تغییر نکند و منابع ملی به جای موشک و تروریسم نیابتی، به سمت مدارس، کارخانه‌ها و بیمارستان‌ها هدایت نشود، چشم‌انداز بهبود واقعی برای ایران وجود نخواهد داشت.

زمان آن رسیده که صدای مخالفان این انحراف منابع، بلندتر از همیشه شنیده شود؛ زیرا آینده ایران نه در جنگ‌های نیابتی، بلکه در توسعه پایدار و رفاه ملی نهفته است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن