اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی
دلار آمریکا در بازار آزاد ایران طی روزهای اخیر از مرز ۲۷۰ هزار تومان عبور کرد؛ رکوردی که تا همین چند هفته پیش برای بسیاری از فعالان بازار دور از دسترس به نظر میرسید. در معاملات روز دوشنبه ۱۳ مهرماه، نرخ دلار تا محدوده ۲۷۲ هزار و ۹۰۰ تومان بالا رفت و این در حالی است که روز قبل از آن نیز حوالی ۲۶۹ هزار تومان معامله شد.
دادههای بازار نشان میدهد دلار تنها در فاصله یک هفته حدود ۱۰ درصد افزایش قیمت داشته است.
این اتفاق در شرایطی رخ داده که بانک مرکزی همزمان از تزریق گسترده ارز به بازار خبر داده است. بانک مرکزی برای عرضه تا سقف دو میلیارد دلار اسکناس برنامهریزی کرده و مرحله نخست این طرح، عرضه یک میلیارد دلار اعلام شده است.
با این حال، بازار ارز تاکنون واکنش پایداری به این سیاست نشان نداده است. مسئله اصلی دیگر فقط کمبود مقطعی دلار نیست؛ پرسش بزرگتر این است که آیا اقتصاد ایران وارد مرحلهای شده که کاهش ارزش ریال، حتی با مداخلات سنگین بانک مرکزی، به یک روند خودتقویتشونده تبدیل شده است؟
از یک جهش قیمتی تا بحران فروپاشی اقتصاد
آنچه در بازار ارز اهمیت دارد، صرفاً رسیدن دلار به یک عدد جدید نیست؛ سرعت رسیدن به آن عدد است.
دادههای معاملاتی نشان میدهد نرخ دلار از حدود ۲۳۵ هزار تومان در اواخر شهریور به حوالی ۲۷۰ هزار تومان اواسط مهرماه رسیده است. یعنی ظرف حدود یک تا دو هفته نزدیک به ۱۰ درصد از ارزش ریال در برابر دلار کاسته شده است.
چنین حرکتی را نمیتوان صرفاً با افزایش تقاضای معمول برای ارز توضیح داد. در بازار ایران، انتظارات نقش تعیینکنندهای دارند. زمانی که خانوار، واردکننده، تولیدکننده و سرمایهگذار تصور کنند ارزش ریال در ماههای آینده پایینتر خواهد رفت، تقاضا برای دلار، طلا و سایر داراییهای جایگزین افزایش پیدا میکند. این رفتار خود میتواند به کاهش بیشتر ارزش پول ملی منجر شود.
در چنین شرایطی، حتی عرضه میلیاردها دلار نیز لزوماً به معنای بازگشت پایدار نرخ ارز نیست. عرضه ارز میتواند یک موج صعودی را موقتاً متوقف کند، اما اگر علت اصلی بیاعتمادی به پول ملی، کسری بودجه، رشد نقدینگی، محدودیت دسترسی به منابع ارزی و نااطمینانی سیاسی باقی بماند، فشار دوباره به بازار بازخواهد گشت.
به همین دلیل، سؤال اصلی بازار دیگر این نیست که «بانک مرکزی چقدر دلار دارد؟» بلکه این است که بانک مرکزی برای حفظ ارزش ریال تا چه زمانی و با چه حجمی حاضر به مداخله است؟
عرضه دو میلیارد دلار؛ ترمز موقت یا آخرین ذخیره اطمینان؟
بانک مرکزی در شرایطی از عرضه دو میلیارد دلار سخن گفته که دلار در بازار آزاد به محدوده ۲۷۰ هزار تومان رسیده است. مرحله نخست این طرح یک میلیارد دلار اعلام شده و سقف فروش ارز با کارت ملی نیز افزایش یافته است.
این اقدام میتواند در کوتاهمدت اثر روانی داشته باشد. اگر بازار احساس کند عرضهکننده بزرگی در سمت فروش ایستاده است، بخشی از تقاضای احتیاطی عقب مینشیند و حتی ممکن است قیمت چند هفتهای کاهش پیدا کند.
اما دو میلیارد دلار در مقیاس اقتصاد ایران رقم بزرگی است و در عین حال نامحدود نیست. اگر این منابع برای پاسخ دادن به تقاضای ناشی از انتظارات تورمی مصرف شود، سیاستگذار ممکن است در نهایت با یک انتخاب دشوار روبهرو شود: یا مداخله را ادامه دهد و ذخایر ارزی را سریعتر مصرف کند، یا اجازه دهد نرخ ارز افزایش بیشتری پیدا کند.
از سوی دیگر، گزارشهای اقتصادی داخلی از رشد قابل توجه نقدینگی و پایه پولی حکایت دارند؛ موضوعی که فشار بلندمدت بر ارزش ریال را افزایش میدهد. یک گزارش اخیر با استناد به اظهارات مقامات جمهوری اسلامی، رشد نقدینگی را در نیمه نخست سال حدود ۵۳ درصد اعلام کرده است.
بنابراین حتی اگر تزریق دو میلیارد دلار بتواند بازار را برای مدتی آرام کند، بهتنهایی قادر به حل مسئله ساختاری پول ملی نیست.
این همان نقطهای است که بحران ارز از یک مسئله اقتصادی به مسئلهای درباره اعتماد عمومی به سیاستگذار تبدیل میشود.
دلار در اسفند ۱۴۰۵ کجا میایستد؟
پیشبینی نرخ ارز در اقتصادی مانند ایران، بهویژه در شرایطی که متغیرهای سیاسی و تحریمی میتوانند در چند روز معادلات را تغییر دهند، ذاتاً با عدمقطعیت بالا همراه است. بنابراین نمیتوان یک عدد را بهعنوان «قیمت قطعی» اعلام کرد.
اما اگر روند کنونی بدون یک تغییر اساسی در سیاست خارجی، درآمدهای ارزی، کسری بودجه و سیاست پولی ادامه پیدا کند، میتوان سه سناریو ترسیم کرد.
در سناریوی خوشبینانه، تزریق دو میلیارد دلار، کاهش تنش سیاسی و افزایش عرضه ارز باعث شود بازار برای مدتی تثبیت شود. در این حالت، دلار در پایان سال میتواند در محدوده ۳۲۰ تا ۳۸۰ هزار تومان قرار گیرد.
در سناریوی پایه، یعنی ادامه وضعیت فعلی با مداخلات دورهای بانک مرکزی، رشد نقدینگی و تداوم نااطمینانی، محدوده ۴۵۰ تا ۵۵۰ هزار تومان برای پایان اسفند ۱۴۰۵ قابل تصور است.
اما در سناریوی بدبینانه، اگر روند کاهش ارزش ریال در هفتهها و ماههای آینده تشدید شود و همزمان منابع ارزی قابل استفاده کاهش یابد، عبور دلار از ۶۰۰ هزار تومان نیز دیگر سناریویی دور از ذهن نخواهد بود.
برای یک برآورد مرکزی، با فرض ادامه روند فعلی اما با در نظر گرفتن اثر مداخلات بانک مرکزی، میتوان حدود ۵۰۰ هزار تومان برای هر دلار در اسفند ۱۴۰۵ را بهعنوان برآورد پایه در نظر گرفت. این عدد پیشبینی قطعی نیست؛ بلکه نتیجه برونیابی روند فعلی تحت فرض «عدم تغییر بنیادین در شرایط» است.
نکته مهمتر از خود عدد ۵۰۰ هزار تومان این است که اگر دلار واقعاً از ۲۷۰ هزار تومان امروز به حوالی ۵۰۰ هزار تومان برسد، ریال در کمتر از شش ماه تقریباً ۴۶ درصد دیگر از ارزش خود را در برابر دلار از دست خواهد داد.
در چنین شرایطی، دیگر نمیتوان از «نوسان بازار ارز» سخن گفت. مسئله، تغییر سطح تعادلی پول ملی است.
اقتصاد ایران اکنون در نقطهای قرار گرفته که هر مداخله ارزی ممکن است فقط زمان بخرد. اگر پشت این مداخله اصلاحی در کسری بودجه، رشد نقدینگی، روابط خارجی و دسترسی به منابع ارزی قرار نگیرد، بازار دیر یا زود دوباره به همان سؤال بازخواهد گشت:
دلار بعدی چند است؟
و شاید مهمتر از آن: ریال بعدی چقدر ارزش خواهد داشت؟