خانه اقتصاد دلار گران، بنزین کمیاب؛ سفره مردم در محاصره 

هموطن اثرات گرانی دلار و کمبود سوخت در جامعه را بررسی می‌کند:

دلار گران، بنزین کمیاب؛ سفره مردم در محاصره 

بحران ارز در ایران دیگر فقط مسئله‌ای مربوط به قیمت دلار و قدرت خرید مردم نیست. افزایش نرخ ارز، در کنار تشدید ناترازی انرژی، اختلال در واردات، آسیب به زیرساخت‌های پالایشی و محدود شدن دسترسی به منابع ارزی، بحران سوخت را به یکی از جدی‌ترین چالش‌های اقتصادی جمهوری اسلامی تبدیل کرده است.

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی

بحران ارز در ایران دیگر فقط مسئله‌ای مربوط به قیمت دلار و قدرت خرید مردم نیست. افزایش نرخ ارز، در کنار تشدید ناترازی انرژی، اختلال در واردات، آسیب به زیرساخت‌های پالایشی و محدود شدن دسترسی به منابع ارزی، بحران سوخت را به یکی از جدی‌ترین چالش‌های اقتصادی جمهوری اسلامی تبدیل کرده است.

ایران سال‌هاست با فاصله میان تولید و مصرف بنزین مواجه است؛ شکافی که در شرایط عادی با واردات، برداشت از ذخایر و افزایش تولید پالایشگاه‌ها تا حدی پوشانده می‌شود. اما جنگ، اختلال در مسیرهای دریایی و محدودیت‌های تجاری، این حاشیه امن را از بین برده است.

اکنون دو بحران که در ظاهر جدا از یکدیگرند، به یکدیگر متصل شده‌اند: بحران ارز، تأمین سوخت را دشوارتر می‌کند و بحران سوخت نیز می‌تواند فشار تورمی و ارزی بیشتری بر اقتصاد وارد کند.

وقتی دلار گران می‌شود، بنزین هم گران‌تر تمام می‌شود

هر لیتر بنزینی که ایران ناچار به واردات آن است، هزینه‌ای ارزی دارد. بنابراین افزایش نرخ دلار مستقیماً هزینه تأمین سوخت را بالا می‌برد. اما مسئله تنها قیمت خرید بنزین نیست.

واردات سوخت به کشتی، بیمه، حمل‌ونقل، پرداخت‌های بین‌المللی و دسترسی به شبکه مالی نیاز دارد. در شرایط تحریم و محدودیت‌های شدید تجاری، همه این هزینه‌ها افزایش پیدا می‌کنند. به همین دلیل، حتی اگر دولت بتواند منابع لازم برای خرید بنزین را فراهم کند، انتقال پول و رساندن محموله به کشور نیز می‌تواند به یک مسئله جدی تبدیل شود.

این وضعیت برای اقتصادی که با کاهش ارزش پول ملی و محدودیت منابع ارزی روبه‌روست، یک دور باطل ایجاد می‌کند.

دولت برای جبران کسری بنزین به ارز نیاز دارد؛ اما کاهش درآمدهای ارزی و افزایش نرخ دلار، هزینه این واردات را بالا می‌برد. در نتیجه، هرچه بحران ارز شدیدتر شود، تأمین سوخت نیز پرهزینه‌تر خواهد شد.

در این میان، محدود شدن مسیرهای دریایی اهمیت ویژه‌ای دارد. بخش مهمی از تجارت خارجی ایران از طریق دریا انجام می‌شود و اختلال در این مسیرها می‌تواند واردات فرآورده‌های نفتی و همچنین تجهیزات و قطعات مورد نیاز صنعت نفت و گاز را با مشکل مواجه کند.

به این ترتیب، بنزین در شرایط فعلی دیگر صرفاً یک کالای مصرفی نیست؛ بلکه به یک کالای ارزی، راهبردی و امنیتی تبدیل شده است.

ناترازی انرژی؛ صورت‌حساب سال‌ها سرمایه‌گذاری ناکافی

با این حال، نسبت دادن تمام مشکلات سوخت به جنگ و تحریم، بخش مهمی از واقعیت را نادیده می‌گیرد.

بحران امروز بر بستری شکل گرفته که طی سال‌ها ایجاد شده است: رشد مصرف، خودروهای پرمصرف، فرسودگی ناوگان حمل‌ونقل، قیمت‌گذاری دستوری، یارانه سنگین انرژی، فرسودگی تجهیزات و سرمایه‌گذاری ناکافی در زیرساخت‌های نفت و گاز.

ایران از نظر منابع انرژی کشوری غنی است، اما برخورداری از منابع زیرزمینی الزاماً به معنای برخورداری از ظرفیت کافی برای تولید و توزیع انرژی نیست. تولید نفت خام با داشتن پالایشگاه‌های مدرن و ظرفیت کافی برای تبدیل نفت به فرآورده یکسان نیست.

مشکل اصلی در سال‌های گذشته این بوده که رشد مصرف از رشد ظرفیت تولید و سرمایه‌گذاری جلو زده است.

به همین دلیل، اصطلاح «ناترازی انرژی» که امروز در ادبیات رسمی بسیار تکرار می‌شود، در واقع صورت دیگری از یک مشکل قدیمی است: تقاضا افزایش یافته، اما زیرساخت متناسب با آن توسعه پیدا نکرده است.

در شرایط عادی، واردات می‌تواند این ضعف را پنهان کند. اما زمانی که دسترسی به واردات محدود شود، شکاف میان تولید و مصرف به سرعت خود را نشان می‌دهد.

آسیب احتمالی به پالایشگاه‌ها و تأسیسات انرژی در جریان جنگ نیز این مشکل را تشدید می‌کند. هر واحد پالایشی که از مدار خارج شود، فقط بخشی از ظرفیت تولید را کاهش نمی‌دهد؛ بلکه نیاز کشور به واردات را نیز افزایش می‌دهد.

از سوی دیگر، بازسازی چنین تأسیساتی به تجهیزات، قطعات و فناوری نیاز دارد؛ همان کالاهایی که واردات آنها در شرایط تحریم و محدودیت‌های ارزی دشوارتر از گذشته شده است.

در نتیجه، بحران سوخت می‌تواند به یک زنجیره فرسایشی تبدیل شود: کاهش تولید، افزایش نیاز به واردات، افزایش نیاز به ارز و در نهایت افزایش فشار بر ذخایر ارزی کشور.

افزایش قیمت بنزین؛ درمان ناترازی یا انتقال هزینه بحران به مردم؟

در چنین شرایطی، افزایش قیمت بنزین از نگاه دولت می‌تواند یک ابزار برای کاهش مصرف و کنترل هزینه یارانه‌ها باشد. اما مسئله این است که افزایش قیمت به‌تنهایی نمی‌تواند مشکل ساختاری سوخت ایران را حل کند.

قیمت بالاتر ممکن است بخشی از مصرف را کاهش دهد، اما پالایشگاه جدید ایجاد نمی‌کند. تجهیزات فرسوده را تعمیر نمی‌کند. ارز تولید نمی‌کند و مسیرهای تجاری مسدودشده را نیز باز نمی‌کند.

از سوی دیگر، افزایش قیمت بنزین در اقتصادی که هم‌زمان با تورم بالا و کاهش ارزش پول ملی مواجه است، می‌تواند اثرات زنجیره‌ای داشته باشد. افزایش هزینه سوخت، هزینه حمل‌ونقل را بالا می‌برد و این افزایش هزینه در نهایت به قیمت کالاها و خدمات منتقل می‌شود.

در چنین شرایطی دولت با یک انتخاب دشوار مواجه است: یا باید منابع ارزی محدود خود را برای واردات سوخت هزینه کند، یا با افزایش قیمت و سهمیه‌بندی مصرف را کاهش دهد، یا خطر کمبود فیزیکی سوخت را بپذیرد. هیچ‌کدام از این گزینه‌ها راه‌حل بلندمدت نیستند.

راه‌حل پایدار، سرمایه‌گذاری در پالایشگاه‌ها، نوسازی شبکه انتقال و توزیع، کاهش مصرف خودروهای پرمصرف، توسعه حمل‌ونقل عمومی و اصلاح تدریجی نظام قیمت‌گذاری انرژی است. اما چنین اصلاحاتی نیازمند سرمایه، فناوری، ثبات اقتصادی و دسترسی به منابع مالی است؛ عواملی که اقتصاد ایران سال‌هاست از آنها محروم مانده است.

به همین دلیل، بحران فعلی را نمی‌توان صرفاً بحران بنزین دانست. بحران سوخت بخشی از بحران بزرگ‌تر اقتصاد ایران است؛ بحرانی که در آن کاهش ارزش پول ملی، کاهش درآمدهای ارزی، فرسودگی زیرساخت‌ها، ناترازی انرژی و محدودیت تجارت خارجی یکدیگر را تقویت می‌کنند.

اگر این چرخه شکسته نشود، افزایش قیمت بنزین تنها می‌تواند زمان بخرد، نه اینکه بحران را حل کند.

دولت ممکن است بتواند با قیمت بالاتر، مصرف را برای مدتی کاهش دهد؛ اما نمی‌تواند با افزایش قیمت، پالایشگاه آسیب‌دیده را بازسازی کند یا سرمایه‌گذاری چند دهه عقب‌مانده را یک‌شبه جبران کند.

در نهایت، مسئله اصلی این نیست که بنزین در ایران چند هزار تومان فروخته می‌شود. مسئله این است که کشوری با یکی از بزرگ‌ترین ذخایر انرژی جهان، چرا برای تأمین سوخت مورد نیاز اقتصاد خود به ارز، واردات و زیرساخت‌هایی وابسته شده که در برابر تحریم، جنگ و بحران ارزی تا این اندازه آسیب‌پذیرند؟

پاسخ این پرسش را باید در سال‌ها سیاست‌گذاری کوتاه‌مدت، سرمایه‌گذاری ناکافی و انباشته شدن بحران‌هایی جست‌وجو کرد که اکنون دیگر نمی‌توان آنها را با قیمت‌گذاری دستوری پنهان کرد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن