مصداق هدایت
در پی بنبست کامل در گفتوگوهای میانواسطهای و ناپایداری آتشبسهای شکننده اخیر، کاخ سفید رسماً رویکرد دیپلماتیک در قبال جمهوری اسلامی ایران را از دستور کار خارج کرده است. توقف رسمی گفتوگوهای میان واشنگتن و تهران، نقطه عطفی جدید در تقابل تاریخی ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود. این در حالی است که گزارشها حاکی از آنا بوده که دونالد ترامپ استراتژی خود را از «مذاکره مستقیم برای دستیابی به توافقی جامع» به سوی راهبرد «خفه کردن تدریجی» تغییر داده است. هدف اصلی این استراتژی، قطع کامل شریانهای حیاتی تجارت خارجی، فلج کردن صادرات انرژی و اعمال تسلط اطلاعاتی-عملیاتی بر مسیرهای مواصلاتی دریایی ایران است.
از یاد نباید برد که تداوم محاصره دریایی و کنترل سختگیرانه صادرات نفت، ایران را در انزوای کامل مبادلات مالی و بازرگانی قرار داده است. بر اساس بروندادهای منتشر شده در منابع معتبری چون تحلیل ویژه پولیتیکو، طراحان این سیاست بر این باورند که مسدود ساختن کامل منافذ درآمدی جمهوری اسلامی، توان مالی آن را برای اداره امور جاری و پشتیبانی از برنامههای دفاعی و منطقهای سلب خواهد کرد.
ترامپ و اعضای تیمش معتقدند فشار اقتصادی بر ایران در نهایت جمهوری اسلامی را وادار خواهد کرد شرایط او برای پایان دادن به جنگ را بپذیرد. با این حال، مقامات ایرانی نیز به همین ترتیب معتقدند دونالد ترامپ برای خروج از جنگ تحت فشار سیاسی قرار دارد و این برداشت بیاساس به ادامه بنبست منجر شده است. اما ناظران بر این نکته تاکید دارند که این مدل فشارهای ساختاری، بیش از آنکه تصمیمگیریهای کلان حاکمیت را جابهجا کند، مستقیماً بر دوش طبقات گوناگون مردم سنگینی میکند.
زلزله در اقتصاد کلان ایران
ایران در حالی وارد جنگ شد که از پیش با تورم بالا، کاهش ارزش پول ملی، کمبود انرژی، تحریمهای اقتصادی و مشکلات ساختاری دستوپنجه نرم میکرد. با ادامه جنگ، بارهای اضافی دیگری، از جمله آسیب به زیرساختها، اختلال در تجارت، کاهش تولید و افزایش هزینه بازسازی نیز بر این کشور تحمیل شده است.
برای درک سناریوهای آینده و شدت اثرگذاری این راهبرد، بررسی دقیق آمار و ارقام اقتصادی ضروری است. ارزیابیهای انجامشده و گزارشهای تحلیلی از سوی نهادهای اقتصادی مستقل، ابعاد این صدمات ساختاری را به روشنی نمایان میکنند. سقوط بیسابقه نرخ برابری ریال در برابر ارزهای معتبر جهانی طی سالهای اخیر، توان خرید خانوارها را به شدت کاهش داده و نرخ تورم انتظاری را در تمام سطوح بازار تقویت کرده است. از سوی دیگر و در حالی که ایران پیشتر توان صادرات بیش از ۲.۵میلیون بشکه نفت در روز را داشت، اکنون تحت محاصره دریایی، نظارت پهپادی و رهگیری ماهوارهای شدید، صادرات رسمی و غیررسمی نفت به شدت کاهش یافته است. درآمد حاصل از همین میزان صادرات محدود نیز به دلیل تخفیفهای سنگین اجباری و هزینههای گزاف دور زدن تحریمها، بهطور کامل به چرخه رسمی اقتصادی بازنمیگردد. این در حالی است که دادههای رسمی نشاندهنده گسترش بحران معیشتی در ایران است. نرخ تورم سالانه در کشور در ماه ژوئیه به 66 درصد رسید، در حالی که قیمت مصرفکننده نسبت به سال گذشته 87.9 درصد افزایش یافت و تورم مواد غذایی به 128 درصد رسید.
در عین حال، تحریمهای گسترده مالی و فلج شدن صادرات نفتی، دومینو وار بر سایر بخشهای حساس تأثیر گذاشته است. کسری بودجه مزمن حکومت که تحلیگران آن را بالای ۵۰ درصد بودجه کل کشور برآورد میکنند، منجر به چاپ بیرویه پول و جهش نقدینگی شده است. نتیجه مستقیم این رویکرد، تورم افسارگسیخته در بخش سوخت، اقلام خوراکی و دارویی است.
بر اساس تحلیلهای موجود، ایران با بحران کمبود شدید بنزین و فرآوردههای نفتی در داخل دستوپنجه نرم میکند. نوسازی نشدن پالایشگاهها، عدم جذب سرمایهگذاری خارجی و افزایش بیرویه قاچاق معکوس، باعث شده حکومت توان تامین مستمر بنزین مصرفی را از دست بدهد. افزایش احتمالی قیمت سوخت یا سهمیهبندی شدیدتر، پتانسیل جرقه زدن دوباره اعتراضات اجتماعی را در خود جای داده است.
از سوی دیگر، در تاریخ 18 اوت، خبرگزاری رویترز طی گزارشی به فشارهای اقتصادی آمریکا علیه تهران پرداخته و نوشت کهرهبری ایران در پی وخامت اوضاع اقتصادی با فشارهای فزایندهای روبهرو است. بنا به این گزارش، همزمان این نگرانی وجود دارد که تحریمهای جدیدی که رئیسجمهوری آمریکا وعده اعمال آنها علیه ایران را داده است، بحران اقتصادی را عمیقتر کرده و احتمالا موج جدیدی از اعتراضات را شعلهور کند؛ اعتراضاتی که میتواند ثبات ایران را تهدید کند.
واقعیت ملموس اجتماعی
اگرچه تحلیلگران سیاسی در واشنگتن و تهران از مفاهیمی چون «توازن منطقهای»، «بازدارندگی» و «استراتژی خفقان» سخن میگویند، اما ترجمه عملیاتی این واژگان در زندگی روزمره شهروندان ایرانی معانی سخت و جانفرسایی دارد. درواقع، باید تاکید کرد که در میانه این تحولات، این مردم هستند که در نهایت بار فشارهای موجود را به دوش میکشند. فشار اقتصادی ناشی از تحریمهای همهجانبه و استراتژی خفه کردن تدریجی، در کنار ناکارآمدیهای ساختاری و فساد نهادینه، هزینههای واقعی خود را از سفره و درمان مردم معمولی اخذ میکند و جامعه در حال تجربه یک فشار همهجانبه روحی و معیشتی است. انقباض سفره خانوار یکی از مهمترین جنبههای وضعیت فرسایشی فعلی است؛سفرههای پروتئینی، لبنیات و اقلام مغذی و جایگزینی آنها با کربوهیدراتهای ارزانقیمت، سلامتی نسلهای آینده را مستقیماً تهدید میکند. بحران مسکن و اجارهبها نیز در این زمینه حائز اهمیت است: بیش از ۵۰ درصد درآمد یک خانواده معمولی در کلانشهرها صرف اجارهبهای مسکن مهر یا آپارتمانهای حاشیهای میشود که فشار روانی مداومی را بر سرپرستان خانواده وارد میآورد. از سوی دیگر، به دلیل انزوای بانکی و ناتوانی در تخصیص ارز رسمی، بیماران خاص و صعبالعلاج با نایاب شدن یا قیمتهای نجومی داروهای وارداتی روبهرو هستند.
از سوی دیگر، رویترز به نقل از سه مقام ایرانی گزارش داد که رهبری ایران با فشارهای داخلی فزایندهای مواجه است؛ فشارهایی که ممکن است به ناآرامیهای گسترده تبدیل شود. ایندر حالی است که مقامهای ایرانی بر توانایی کشور برای مقاومت در جنگی که حدود شش ماه ادامه داشته و همچنین بسته ماندن عملی تنگه هرمز تأکید میکنند. این مقامها، از جمله دو منبع آگاه به مسائل سیاسی و یک مقام سابق، گفتند نگرانی در میان محافل حکومتی تنها به وخامت اقتصاد محدود نمیشود، بلکه احتمال تبدیل فشارهای معیشتی به اعتراضات مردمی جدید نیز باعث نگرانی است؛ آن هم در شرایطی که قدرت خرید مردم کاهش یافته، قیمتها افزایش پیدا کرده و بخشهای گستردهای از فعالیتهای اقتصادی آسیب دیدهاند.
سناریوهای پیشرو
با انسداد مسیرهای دیپلماتیک و اصرار طرفین بر موضع خود، این پرسش کلیدی مطرح میشود که دولت ترامپ چه گزینههایی را روی میز دارد و این سناریوها چه پیامدهایی به همراه خواهند داشت؟ ادامه و تشدید راهبرد خفه کردن تدریجی به نظر محتملترین گزینه موجود به نظر میرسد. در این سناریو، ترامپ تمرکز اصلی خود را بر انسداد کامل رگهای اقتصادی باقی میگذارد. افزایش سختگیریها در خلیج فارس و دریای عمان برای توقیف نفتکشهای حامل نفت ایران، اعمال فشار دیپلماتیک و تهدید به تحریم خریداران عمده از جمله پالایشگاههای کوچک در چین و تنگتر کردن حلقه تحریم بر شبکه صرافیهای غیررسمی و شبکههای مالی دور زدن تحریم در امارات، ترکیه و شرق آسیا از جمله ابزارهایی است که ترامپ برای فشار هرچه بیشتر بر اقتصاد ایران در دست دارد.
البته تشدید برخورد نظامی نقطهای و محدود نیز همچنان جزو سناریوهای موجود در این زمینه است: در صورت بروز هرگونه حادثه در خطوط مواصلاتی دریایی یا هدف قرار گرفتن پایگاههای آمریکا، ترامپ ممکن است به اقدامات نظامی جدیتر رو آورد. این سناریو شامل حملات هوایی و موشکی به تأسیسات پالایشگاهی، زیرساختهای هستهای یا بنادر نظامی خواهد بود. هرچند این گزینه خطر یک جنگ گسترده منطقهای را به شدت افزایش میدهد.
سناریوی معامله ناگهانی نیز همچنان روی میز قرار دارد، هرچند که به نظر میرسد در مقطع فعلی و با توجه به سیاستهای متناقض جمهوری اسلامی، کاخ سفید علاقه چندانی به پیشبرد آن ندارد. باید در نظر داشت که ترامپ همواره خود را یک مذاکرهکننده غیرقابل پیشبینی نشان داده است. بنابراین، این احتمال وجود دارد که پس از راندن ایران به ناتوانی کامل اقتصادی، وی پیشنهادی ناگهانی برای یک دیدار یا معامله فوری مطرح کند. اما ساختار سیاسی در تهران نشان داده که تحت فشار حداکثری، پذیرش چنین معاملهای را برابر با تسلیم میداند و ممکن است آن را رد کند. یکی دیگر از گزینهها، پیوند زدن بحران اقتصادی با نارضایتیهای عمیق اجتماعی است. با سختتر شدن شرایط زندگی و ناکارآمدی حاکمیت در تامین نیازهای اولیه، ترامپ ممکن است تمرکز خود را بر تشدید جنگ روانی، پشتیبانی رسانهای و ایجاد اختلال سایبری در زیرساختهای دولتی معطوف سازد تا فشار را از داخل افزایش دهد.
به طور کلی، طرح واشنگتن برای خفه کردن تدریجی اقتصاد ایران، کشور را در یک حالت معلق و فرسایشی قرار داده است. همانطور که پولیتیکو اخیرا در گزارش خود عنوان کرده، مشکل اصلی راهبردهای متکی بر فشار اقتصادی این است که نقطه شکست مشخصی ندارند.
این مساله نیز باید لحاظ شود که حاکمیتهای توتالیتری چون جمهوری اسلامی معمولاً منابع باقیمانده را صرف حفظ ساختار سیاسی و امنیتی خود میکنند و هزینه نهایی این بنبست دیپلماتیک بر دوش مردم عادی فرو میریزد.
تداوم محاصره دریایی و نبود افق روشنی برای گفتوگو، ایران را در دور باطلی از تورم، کسری بودجه و ناامیدی اجتماعی قرار داده است. اگرچه راهبردهای ترامپ گزینههای متنوعی از فشار تا اقدام مستقیم را شامل میشود، اما آنچه در عمل مشهود است، فرسایش روزافزون زیرساختهای کشوری است که مردم آن تاوان سخت این نزاع بیپایان را میپردازند.