شمسالواعظين، روزنامهنگار و تحليلگر سياسی تحلیل کرد:
دولت امريكا در حال دنبال كردن مدلی است كه من از آن به عنوان «مدل جنگ ۱۲ روزه» ياد می كنم؛ ابتدا فضا را خوشبينانه توصيف ميكند، بعد پالسهای مثبت می فرستد، سپس خواستهها و شروطش را بالا می برد و در نهايت مهلت تعيين می كند كه اگر ايران نپذيرفت، جنگ شروع می شود. اين الگو عملا تبديل شده به سبك برخورد ايالات متحده، بهويژه دولت ترامپ، با مسائل بينالمللی و منطقهای.
ايران دست خالی نيست. ايران روی زمين خودش ايستاده، در حالی كه طرف مقابل عمدتا در درياهاست. اهدافی كه ايران می تواند مورد حمله قرار بدهد، قادر است هيبت ايالات متحده امريكا را با تهديد جدی مواجه كند. اگر توانمندی هایی برای غرق كردن ناوها وجود داشته باشد، آنها هم در زمره اهرمهای ايران در برابر ايالات متحده قرار ميگيرند.
بعد از اجلاس ژنو، لحن ايالات متحده تغيير كرد و همزمان لحن اسراييلی ها هم تندتر شد. جابهجايی ها و آمادهباشهای پدافندی و ورود هواپيماهای اف‑۲۲ كه ماموريت اصلی شان مقابله با رادارها و سامانههای پدافندی است، همگی نشانه حساس بودن شرايط است. ترامپ هم يك مهلت ۱۲ تا ۱۵ روزه تعيين كرده و فعلا موضوع فقط و فقط پرونده هستهای است.
ايالات متحده قصد دارد ايران را از سپر جنوبی دو ابرقدرت اتمی، يعنی چين و روسيه، خارج كند. امريكا ايران را حلقه ضعيفتر اين زنجيره می داند و می خواهد اين مثلث را در هم بشكند تا بتواند بر منابع انرژی مسلط شود. اما سوال اين است كه آيا چين و روسيه حاضرند سپر جنوبي خودشان را داوطلبانه در اختيار ايالات متحده قرار بدهند؟ بسياری از كارشناسان معتقدند نه، و چين ممكن است به صورت خاموش و غيرعلنی به كمك ايران بيايد.
سوال اصلی استراتژيستها اين است كه ساعت اول يا دوم جنگ با ايران چه اتفاقی می افتد؟ اگر ايران جنگ را طولانی كند، امريكا كه به تصميم كنگره نياز دارد چه خواهد كرد؟ پاسخ غالب اين است كه جمهوري اسلامی به اين راحتي تسليم نميشود. به همين دليل، من معتقدم در وضعيت ۵۰–۵۰ هستيم؛ شخصا اميدوارم سايه جنگ از ميهن دور شود و از طريق توافق يا ترك مخاصمه به وضعيت عادی بازگرديم./اعتماد