خانه یادداشت‌ها هرمز کارتی که در حال سوختن است

هرمز کارتی که در حال سوختن است

تنگه هرمز می‌توانست یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌های راهبردی ایران در قرن بیست‌ویکم باشد؛ اهرمی که ارزش آن نه در بستن آن، بلکه در باز نگه داشتن، تضمین امنیت و تبدیل کردن آن به یک مزیت پایدار ژئوپلیتیکی و اقتصادی بود.

حامد آئینه وند

تنگه هرمز می‌توانست یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌های راهبردی ایران در قرن بیست‌ویکم باشد؛ اهرمی که ارزش آن نه در بستن آن، بلکه در باز نگه داشتن، تضمین امنیت و تبدیل کردن آن به یک مزیت پایدار ژئوپلیتیکی و اقتصادی بود. اما سپاه با ایده ساده‌انگارانه و پرهزینه «بستن تنگه هرمز» و تبدیل آن به ابزار فشار سیاسی و نظامی، در حال سوزاندن یکی از مهم‌ترین کارت‌های ژئوپلیتیکی ایران است.

کشورهای خلیج فارس در حال سرعت بخشیدن به سرمایه‌گذاری در بنادر، خطوط لوله و مسیرهای زمینی و دریایی جایگزین هستند تا بتوانند بخشی از تجارت و صادرات انرژی خود را بدون عبور از هرمز انجام دهند. حتی واردکنندگان بزرگی مانند ژاپن و کره جنوبی نیز در واکنش به ناامنی مسیرهای خاورمیانه، در حال متنوع کردن منابع و مسیرهای تأمین انرژی خود هستند.

ارزش یک اهرم ژئوپلیتیکی به میزان وابستگی دیگران به آن بستگی دارد.
اگر دیگران برای سال‌ها به امنیت و همکاری ایران در هرمز نیاز داشته باشند، ایران از این موقعیت قدرت می‌گیرد. اما اگر ایران دائماً از بستن هرمز به‌عنوان تهدید استفاده کند، منطقی‌ترین واکنش دیگران این است که برای حذف این وابستگی سرمایه‌گذاری کنند. در چنین شرایطی ممکن است ایران در کوتاه‌مدت تصور کند که یک کارت برنده در اختیار دارد، اما در بلندمدت همان کارت را می‌سوزاند. اشتباه بزرگ‌تر اما این بود که سپاه و ساختار سیاسی جمهوری اسلامی نتوانستند از موقعیت استثنایی هرمز برای ساختن یک سرمایه پایدار برای آینده ایران استفاده کنند.

هرمز می‌توانست بخشی از یک توافق بزرگ و بلندمدت با آمریکا باشد: ایران امنیت و آزادی کشتیرانی را تضمین کند و در مقابل، کاهش پایدار تحریم‌ها، دسترسی به بازارهای جهانی، سرمایه‌گذاری خارجی و یک ترتیبات امنیتی و اقتصادی منطقه‌ای را به دست آورد.

اگر روزی حکومت ایران تغییر کند، آنچه برای نسل‌های بعد باقی می‌ماند، نه شعارهای امروز، بلکه زیرساخت‌های اقتصادی، روابط پایدار بین‌المللی و اهرم‌های ژئوپلیتیکی حفظ‌شده خواهد بود.
اما نگاه امنیتی و کوتاه‌مدت سپاه به هرمز اجازه نداد چنین سرمایه‌ای شکل بگیرد.

هرمز به جای آنکه به پلی میان ایران و اقتصاد جهانی تبدیل شود، به ابزار تهدید تبدیل شد.
اینجاست که می‌توان از خیانت به آینده ایران سخن گفت؛ نه به‌عنوان یک تعبیر حقوقی، بلکه به‌عنوان یک داوری سیاسی و تاریخی. نهادی که خود را حافظ امنیت ملی می‌داند، نمی‌تواند یک مزیت جغرافیایی متعلق به تمام نسل‌های ایران را چنان مصرف کند که نسل‌های آینده نیز هزینه آن را بپردازند.

اگر امروز کشورهای منطقه میلیاردها دلار هزینه کنند تا وابستگی خود را به هرمز کاهش دهند، حتی اگر فردا جنگ تمام شود و تنگه دوباره کاملاً باز شود، بخشی از این وابستگی ممکن است دیگر هرگز بازنگردد. و این خسارت متعلق به جمهوری اسلامی نیست؛ متعلق به ایران است.
قدرت واقعی یک کشور این نیست که بتواند دیگران را برای چند ماه بترساند. قدرت واقعی این است که کاری کند دیگران برای دهه‌ها به همکاری با آن کشور نیاز داشته باشند.

ایران می‌توانست از هرمز برای ساختن همین وابستگی استفاده کند: امنیت کشتیرانی در برابر همکاری اقتصادی، موقعیت جغرافیایی در برابر سرمایه‌گذاری و امنیت انرژی در برابر رفع تحریم‌ها و ادغام ایران در اقتصاد جهانی. بنابراین سؤال اصلی دیگر این نیست که ایران امروز می‌تواند هرمز را ببندد یا نه.
سؤال این است که پنج، ده یا بیست سال دیگر، چه میزان از تجارت منطقه هنوز به هرمز وابسته خواهد بود؟

اگر پاسخ این سؤال به دلیل سیاست‌های امروز ایران کاهش پیدا کند، آن‌وقت مسئله دیگر فقط شکست یا پیروزی در یک جنگ نیست.مسئله این است که آیا ایران پس از جنگ، همان قدرت ژئوپلیتیکی پیش از جنگ را خواهد داشت یا نه.
تنگه هرمز می‌توانست یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های استراتژیک ایران باشد؛ سرمایه‌ای که با استفاده هوشمندانه از آن می‌شد حتی رابطه ایران و آمریکا را از یک رابطه دائمیِ خصومت به رابطه‌ای مبتنی بر منافع متقابل و معامله پایدار تبدیل کرد.
اما برای این کار به استراتژی نیاز بود، نه شعار؛ به دیپلماسی نیاز بود، نه تهدید؛ و به نگاه چندده‌ساله نیاز بود، نه محاسبه چندماهه.
شاید مهم‌ترین پرسش امروز همین باشد:

ایران چگونه می‌تواند کاری کند که جهان به ایران نیاز داشته باشد، نه اینکه جهان را وادار کند برای حذف وابستگی خود به ایران تلاش کند؟
اگر پاسخ این پرسش پیدا نشود، ممکن است بزرگ‌ترین خسارت این جنگ نه از دست دادن یک شهر یا یک میدان نفتی، بلکه از دست دادن تدریجی همان مزیت‌های ژئوپلیتیکی باشد که جغرافیا و تاریخ در اختیار ایران گذاشته‌اند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن