خانه یادداشت‌ها چرا مجلس شبیه رییس آن نیست؟!

چرا مجلس شبیه رییس آن نیست؟!

تنها شگفتی مجلس فعلی این نیست که نمایندۀ اکثریت مردم ایران نیست و نسبتی با خواست‌های واقعی آن ندارد، یا تنها این نیست که در این چند ماه که تعطیل بود، خاطر مردم آسوده‌تر بود و کارها از طریق شورای عالی امنیت ملی یا شخص رییس جمهوری بهتر پیگیری می شد.

مهرداد خدیر

تنها شگفتی مجلس فعلی این نیست که نمایندۀ اکثریت مردم ایران نیست و نسبتی با خواست‌های واقعی آن ندارد، یا تنها این نیست که در این چند ماه که تعطیل بود، خاطر مردم آسوده‌تر بود و کارها از طریق شورای عالی امنیت ملی یا شخص رییس جمهوری بهتر پیگیری می شد و حالا آدم متوجه می‌شود که چرا مرحوم دکتر مصدق از مجلس اختیارات گرفت و خود کارها را انجام داد و بعد با همه‌پرسی مجلس بعدی را منحل کرد ( در واقع مردم منحل کردند نه مصدق چون اکثر آنان را دربار و خان‌ها و وابستگان سفارت انگلستان چیده بودند و نمایندۀ واقعی مردم نبودند).

همچنین تنها شگفتی این مجلس قصد چندی پیش‌شان در استیضاح وزیر ارتباطات به جرم اتصال نصف‌و‌نیمه اینترنت بین‌الملل نیست مثل این که وزیر بهداشت را به خاطر افتتاح بیمارستان بخواهند استیضاح کنند؛ به همین مضحکی!

یا این که در مجلس مجازی فعلی با لپ تاپ و بیرون آن هرم هم دست‌بردار نیستند و مجری سابق تلویزیون و کرسی‌نشین خود‌دیالمه‌پندار به جای نمایندگی کار خبری انجام می‌دهد، یا این که انگار از اوضاع بازار و قدرت خرید مردم خبر ندارند و طرح‌های اقتصادی شان یکی بعد از دیگری با شکست رو‌به‌رو می شود و مشخصا دربارۀ طرح خاص فرزندآوری به روی مبارک نمی‌آورند که نتیجه نداده و بیهوده بودجه هدر می دهند.
اینها همه مایۀ شگفتی است و به خاطر همین هم مجلس عملا از برخی حوزه‌ها کنار گذاشته شده و شوراهای عالی کارها را پیش می‌برند و نمایندگان در جریان کم‌و‌کیف مذاکرات با طرف آمریکایی هم نیستند چون ممکن است برخی اطلاعات نهان را خواسته یا ناخواسته از سر عمد یا بی اطلاعی لو دهند.

شگفتی اصلی اما شاید این باشد که چرا روی‌کرد کلی و اکثریت آن شبیه رییس‌شان هم نیست که خودشان انتخاب کرده‌اند؟!

می‌دانم که نقش رییس مجلس برای ادارۀ مجلس است و مثل رییس دولت و رییس قوه قضاییه و رییس صدا و سیما به معنی واقعی رییس نیست و الزاما همۀ نمایندگان مانند رییس آن نمی‌اندیشند و چه بسا نمایندۀ طیف مقابل به رییس رأی دهد تنها از حیث کیفیت ادارۀ مجلس ولی ما چون نظام حزبی پارلمانی نداریم تا حزب واجد اکثریت کرسی‌ها مأمور تشکیل دولت شود و رییس حزب با اتکا به اکثریت یا ائتلافی که نصف به علاوه یک را فراهم سازد به نخست‌وزیری برسد مجلس و اکثریت آن معمولا با رویکرد رییس آن شناخته می‌شود و به همین خاطر سنت ابقای رییس مجلس در هر سال رعایت شده است.

با این نگاه مجالس اول و دوم و کمی سوم با روی‌کرد مرحوم هاشمی رفسنجانی قابل شناسایی است ولو (در غیاب نظارت استصوابی که انتخابات و عاملیت مردم را مبتذل کرده) و مخالفان او هم در مجلس بودند. در مجلس سوم همین که مهدی کروبی جای هاشمی رفسنجانی نشست (که حالا دیگر رییس جمهوری شده بود) یعنی اکثریت با چپ سنتی بود و شورای نگهبان در مقام داور تشخیص داد این اکثریت خوب نیست و بیشترینۀ آنان را برای مجلس بعدی رد صلاحیت کرد تا مجلسی با اکثریت راست سنتی شکل گیرد و آقای ناطق نوری رییس و نماد مجلس چهارم و پنجم شد و مجلس را به سوی تعامل با دولت خاتمی هدایت کرد.

در مجلس ششم اما به لطف دوم خرداد 76 هم دخالت شورای نگهبان کمتر شد و هم مشارکت مردم بالاتر رفت و این بار اصلاح‌طلبان مجلس را در دست گرفتند و اگرچه می‌توانستند چهره‌ای چون دکتر رضا خاتمی را بر کرسی ریاست بنشانند اما به توصیه سید محمد خاتمی بر سر مهدی کروبی توافق کردند که اهل تعامل با بخش‌های دیگر حاکمیت بود.

مجلس هفتم را هم می‌توان با توجه به روحیات رییس آن آقای حداد عادل بازشناخت که در عین حمایت از دولت احمدی نژاد تندرو نبود. سه دورۀ بعد علی لاریجانی بر کرسی ریاست نشست منتها در هر دوره تحولات و تطورات مجلس بر او هم اثر گذاشت و مرحوم لاریجانی در آن 12 سال یک‌سان نبود. اگرچه در مقابل احمدی‌نژاد کوتاه نیامد ولی در مجلس دهم حاضر نشد یک‌سال هم شده ریاست را به دکتر عارف بسپارد که نماینده اول تهران بود.

شگفتی اصلی اما در مجالسی است که محمد باقر قالیباف رییس آن است. هر قدر خود او اهل منطق و مداراست نمایندگان مجلس طرح‌های عجیب و غریب تصویب می کنند و مشخص نیست چرا نمی خواهد یا نمی تواند آنان را برحذر دارد؟

به عبارت دیگر اگر جماعت تندرو و بی منطق اکثریت دارند چرا قالیباف را رییس می کنند و یکی از خودشان را آن بالا نمی نشانند و اگر اکثریت ندارند و در اقلیت اند این طرح های مبتذل و بی ربط چگونه تصویب می شود و چرا این قدر علاقه دارند برای هر جرمی که خود در خیال شان یافته و بافته اند حکم زندان صادر کنند و آبروی ایران را در جهان ببرند؟ رییس قوه قضاییه از لزوم زندان زدایی می گوید بعد نمایندگانی با چند ده هزار رأی برای 90 میلیون ایرانی مدام محدودیت می تراشند و یک لحظه به خیابان نمی روند تا ببینند دختری که سوار بر موتور گیسو به باد سپرده با تلگرام برای دوست خود پیام می فرستد در آن واحد 3مصوبه آنها ( حجاب اجباری و فیلترینگ و منع موتور سواری زنان) را باطل کرده و چرا این مجلس نه تنها شبیه اکثریت مردم نیست که حتی مثل رییسی که خودشان انتخاب کرده‌اند هم نیستند؟! قالیباف آدم سرد و گرم چشیده‌ای است و مثل خیلی از اینها نیست ولی برخی از همین ها به او رأی داده اند. جل الخالق!

نمونۀ آن طرح مفتضح اخیر علیه خبرنگاران و هنرمندان به اسم نفوذ است در حالی که نفوذ یا به تعبیر آقای عراقچی حفره‌های امنیتی جای دیگر است و شاید این گونه طرح‌ها خود ناشی از نفوذ باشد!

به جای این که بررسی کنند ببینند در یک شب چگونه هر جا که احتمال حضور مرحوم لاریجانی متصور بوده هدف قرار گرفته خیال‌شان را با این فرضیه آسوده کردند که فرزند او بی‌احتیاطی کرده و تماس گرفته در حالی که خانواده تکذیب کرد.

حالا هم بعد از کلی قربان صدقه رسانه‌ها در روز خبرنگار بساط زندان گسترانیده‌اند. طرحی که اگر تصویب و قانون شود قابلیت اجرا ندارد و رییس جمهور پزشکیان باید مثل مصوبه موهن حجاب زیر بار ابلاغ نرود و اگر نشود نشان می‌‌دهد مجلس چقدر دور از مطالبات و خواست مردم است و بی‌سبب نیست هر چه تعطیل باشد بهتر است!

این نوشته اما به قصدی دیگر است. طرح این پرسش که چگونه است که اکثریت نمایندگان با رأی بالا آقای قالیباف را برای ریاست مجلس انتخاب می کنند ولی روحیات و رفتاری کاملا متفاوت با او دارند چندان که صدای او هم از گرایش‌های رادیکال نمایندگان درآمده است.

بگذارید صریح بگویم. چرا عقلانیت قالیباف در این طرح های مضحک انعکاس ندارد و اگر این جماعت اکثریت دارند چرا به قالیباف رأی دادند؟ پارادوکس عجیبی است هر چند می‌دانم برای خوانندۀ این نوشته که به احتمال زیاد در زمره 90 درصدی است که به هیچ یک از اینها رأی نداده اهمیتی ندارد چون نماینده اول شان که در تلویزیون مکاتبات محرمانه را می خواند 500 هزار رأی دارد! یعنی خانوادگی رأی داده باشد 100 هزار خانواده و از رأی همۀ نمایندگان اول قبلی در تهران با جمعیت یک سوم هم کمتر و با این همه “مردم مردم” از دهان شان نمی‌افتد!

می دانم مجلس با دولت و حزب متفاوت است و رییس مجلس مدیر مجلس است و اختیار عزل و نصب و اخراج نماینده را ندارد ولی مجلسی با این وضعیت بیشتر با رییسی چون نقد‌علی معرفی می‌شود که رأی بسیار اندکی برای کرسی ریاست آورد و اگر به قالیباف رأی دادند کمی شبیه او باشند.

هم او که بیش از هر دورۀ سیاست ورزی واقع‌گرا شده، با پزشکیان همراه است و ریاست تیم مذاکرات را بر عهده دارد و سند تفاهم در واقع حاصل گفت‌و‌گوهای قبلی او بود.

مانده‌ایم مجلس را با روی‌کرد نسبتا واقع‌گرایانه و منطقی باقر قالیباف رییس آن بسنجیم یا با طرح‌های بی ربط و ضد مردمی نمایندگانی که طبعا برای ریاست به او رأی داده‌اند و شاید وقت آن باشد که خود آقای قالیباف به جای سپردن کرسی ریاست جلسه به نواب خود با توجه به دور شدن خطر حمله دشمن خود سکان را در دست بگیرد و این کشتی را به جای درست هدایت کند چون بد و خوب این مجلس به حساب او نوشته می شود؛ مجلسی که تعطیل بودن آن برای مردمی که اکثریت‌شان به این نمایندگان رأی نداده‌اند ولی اسیر و درگیر مصوبات آن می شوند خبر بهتری است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن