کیوان مهتدی
تاریخ این سرزمین، به جز برهههایی زودگذر، تاریخ ستیز قدرت با هنر و اندیشه بوده، تاریخ حذف، سرکوب، به بند کشیدن و حتی کشتن شاعران، هنرمندان، و دگراندیشان. رسوب های این ستیز دیرینه، در زوال زبان، تخیل، و گفتگو، و در سرگشتگی اجتماعی امروز ما کاملاً مشهود است.
اما تاریخ ما همزمان تاریخ شکست ابزار قهری و سرکوب در مواجهه با هنر و اندیشه بوده است. می توان هنرمند را به بند کشید، اما هنر او بر دیوارهای زندان جوانه می زند.
مرتضی پروین یکی از این رویشهای تاریخی از دل دیوارهای زندانی است. سالیان زندان که دردی است جبران ناپذیر، در هنر او تجلی ویژهای پیدا کرده است. بارها، چه زندانیان داخل بند و چه ناظران و همدلان از خارج زندان، شاهد تغییر ماهیت زندان به محلی برای بیان و همدلی بوده اند، هرچند برای مدتی کوتاه. این بار دیوار هواخوری زندان بومی بزرگ شده برای تلنگری بر رابطۀ ما با اعدام و بند نافی که باید از این طناب دار بریده شود. و همزمان سندی دیگر که نمیتوان هنر و اندیشه را در بند کرد. به قول نیما یوشیج: جسم در زندان بدار، و دل از زندان بر آر.
به امید لغو حکم اعدام و به امید آزادی مرتضی پروین و تمام زندانیان سیاسی.