یادداشت سردبیر/ حسن دانش زاده
افزایش نرخ دلار را نباید فقط در تابلوی صرافیها دنبال کرد. مسئله اصلی، اثری است که رشد نرخ ارز بهتدریج بر هزینه تولید، قیمت کالاها، انتظارات تورمی و در نهایت قدرت خرید مردم میگذارد.
در اقتصادی که بخشی از مواد اولیه، تجهیزات و کالاهای واسطهای آن به واردات وابسته است، افزایش نرخ ارز معمولاً با فاصله زمانی خود را در قیمت تمامشده نشان میدهد. از طرف دیگر، نااطمینانی نسبت به آینده باعث میشود بخشی از فعالان اقتصادی و مردم، افزایش قیمتهای بعدی را پیشبینی کنند؛ همین انتظار میتواند به موج جدید افزایش قیمتها دامن بزند.
اما فشار اصلی در نهایت به خانوار میرسد. اگر درآمدها متناسب با رشد هزینهها افزایش پیدا نکند، قدرت خرید کاهش مییابد؛ یعنی حتی با ثابت ماندن حقوق اسمی، سبدی که یک خانواده میتواند با درآمد خود تهیه کند، کوچکتر میشود.
بنابراین مسئله دلار فقط «گران شدن ارز» نیست؛ مسئله، فاصلهای است که میان رشد هزینههای زندگی و رشد درآمد مردم ایجاد میشود.
در چنین شرایطی، کنترل نوسانات ارز و ایجاد ثبات اقتصادی اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ چرا که بدون ثبات، تصمیمگیری برای تولیدکننده، مصرفکننده و حتی سرمایهگذار دشوارتر خواهد شد.