خانه یادداشت ویژه هموطن چرا ترامپ حمله به ایران را بارها به تعویق می‌اندازد؟

چرا ترامپ حمله به ایران را بارها به تعویق می‌اندازد؟

رفتار دونالد ترامپ در قبال ایران، به‌ویژه تعویق‌های مکرر در تصمیم‌گیری برای حمله نظامی در کنار حفظ لحن تهدیدآمیز، به یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات سیاست بین‌الملل تبدیل شده است.

اختصاصی هموطن/ مصطفی آب روشن/ جامعه شناس

رفتار دونالد ترامپ در قبال ایران، به‌ویژه تعویق‌های مکرر در تصمیم‌گیری برای حمله نظامی در کنار حفظ لحن تهدیدآمیز، به یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات سیاست بین‌الملل تبدیل شده است. پرسش اصلی این است که اگر رئیس‌جمهور آمریکا بارها از آمادگی برای اقدام نظامی سخن می‌گوید، چرا در لحظه آخر تصمیم خود را تغییر می‌دهد؟ پاسخ این پرسش را نمی‌توان تنها با یک نظریه توضیح داد. در واقع می توان مجموعه‌ای از چارچوب‌های نظری را برای تبیین این رفتار ارائه کرد که هر کدام بخشی از واقعیت را روشن می‌کنند.

نخستین نظریه، «مرد دیوانه» است؛ راهبردی که بر اساس آن، رهبر سیاسی تلاش می‌کند خود را غیرقابل پیش‌بینی نشان دهد تا طرف مقابل از ترس اقدامات ناگهانی، امتیاز بدهد. در این چارچوب، تعویق حمله نه نشانه تردید، بلکه بخشی از جنگ روانی است؛ یعنی دشمن باید همواره احساس کند که حمله ممکن است هر لحظه رخ دهد. نظریه دوم، «دیپلماسی اجبار» است که می‌گوید تهدید نظامی زمانی مؤثر است که هنوز عملی نشده باشد. اگر حمله انجام شود، ابزار فشار از بین می‌رود، اما تا زمانی که احتمال آن وجود دارد، می‌تواند طرف مقابل را به تغییر رفتار یا پذیرش مذاکره سوق دهد.

از زاویه‌ای دیگر، رفتار ترامپ را می‌توان با شخصیت اقتصادی و تجاری او نیز توضیح داد. او پیش از ورود به سیاست، یک تاجر و مذاکره‌کننده بود و در کتاب مشهور خود، هنر معامله ، بارها تأکید کرده است که برای گرفتن امتیاز بیشتر باید حداکثر فشار روانی را بر طرف مقابل وارد کرد، بدون آنکه لزوماً آخرین گزینه را اجرا کرد. در این نگاه، تهدید نظامی بخشی از تاکتیک چانه‌زنی است، نه الزاماً مقدمه جنگ. نظریه دیگری که در سال‌های اخیر مطرح شده، «بازی با زمان» است. بر اساس این دیدگاه، ترامپ با به تعویق انداختن تصمیم نهایی، هم ایران را در وضعیت بلاتکلیف نگه می‌دارد و هم فرصت می‌دهد فشارهای اقتصادی، تحریم‌ها و انزوای سیاسی اثر خود را بگذارند. این وضعیت، هزینه برنامه‌ریزی بلندمدت را برای ایران افزایش می‌دهد، زیرا نمی‌داند باید خود را برای جنگ آماده کند یا مذاکره. از سوی دیگر تعویق حمله می تواند ناشی از ملاحظات داخلی در آمریکا باشد؛ از جمله نگرانی درباره افزایش قیمت نفت، واکنش افکار عمومی، مخالفت بخشی از جمهوری‌خواهان، هزینه‌های مالی جنگ و تأثیر آن بر محبوبیت رئیس‌جمهور.

بنظر می رسد، هیچ‌یک از این نظریه‌ها به‌تنهایی قادر به توضیح کامل رفتار ترامپ نیستند. احتمالاً واقعیت، ترکیبی از همه این عوامل است. ترامپ از یک سو می‌کوشد با ایجاد ابهام، قدرت بازدارندگی آمریکا را حفظ کند؛ از سوی دیگر نمی‌خواهد وارد جنگی شود که پیامدهای اقتصادی، سیاسی و انتخاباتی آن قابل کنترل نباشد. به همین دلیل، او بارها میان تهدید و مذاکره، تشدید فشار و تعویق اقدام نظامی، و نمایش قدرت و پرهیز از درگیری مستقیم در نوسان بوده است. این الگوی رفتاری نشان می‌دهد که در سیاست بین‌الملل، گاهی تصمیم نگرفتن نیز خود یک تصمیم است. تعویق حمله، لزوماً به معنای انصراف از آن نیست؛ همان‌گونه که تهدید مکرر نیز الزاماً به معنای وقوع جنگ نیست. از این منظر، رفتار ترامپ را باید بیش از آنکه نشانه سردرگمی دانست، تلاشی برای حفظ بیشترین دامنه انتخاب‌ها، افزایش قدرت چانه‌زنی و واداشتن رقیب به تصمیم‌گیری تحت فشار تلقی کرد؛ راهبردی که موفقیت یا شکست آن، نه به یک نظریه، بلکه به تعامل پیچیده عوامل روانی، سیاسی، اقتصادی و نظامی بستگی دارد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن