خانه پیشنهاد هم‌وطن آیا جمهوری اسلامی جنگ جهانی به راه می‌اندازد؟

از افزایش برد موشک‌ها تا تغییر دکترین هسته‌ای ؛

آیا جمهوری اسلامی جنگ جهانی به راه می‌اندازد؟

جمهوری اسلامی دیگر تنها به موشک‌پرانی‌های منطقه‌ای و خط‌ونشان کشیدن برای اسرائیل یا پایگاه‌های ایالات متحده در خاورمیانه بسنده نمی‌کند.


امید آزادی

جمهوری اسلامی دیگر تنها به موشک‌پرانی‌های منطقه‌ای و خط‌ونشان کشیدن برای اسرائیل یا پایگاه‌های ایالات متحده در خاورمیانه بسنده نمی‌کند. روند اظهارات فرماندهان سپاه و مهره‌های کلیدی نظام، از چرخشی خطرناک در دکترین نظامی حکومت حکایت دارد؛ چرخشی که این بار نه امنیت منطقه، بلکه آرامش و ثبات در سراسر جهان را نشانه رفته است. وقتی سخنگوی سپاه پاسداران بی‌پروا از در دسترس بودن دارایی‌های کشورهای متخاصم در «هر نقطه از جهان» سخن می‌گوید و از تداوم بی‌وقفه‌ی افزایش برد موشک‌ها و حتی تغییر دکترین هسته‌ای دم می‌زند، دیگر با یک لفاظی مصرفی داخلی روبه‌رو نیستیم. این پیام‌ها، در کنار دستورالعمل‌های صادرشده از سوی مجتبی خامنه‌ای مبنی بر پاسخ نظامی «بدون محدودیت جغرافیایی»، پرده از رویای خطرناک و ویرانگر ساختاری برمی‌دارد که برای بقای خود، آماده است کل جهان را به آتش بکشد.


این تغییر فاز راهبردی، گواهی آشکار بر فروپاشی مدل سنتی بازدارندگی نیابتی است.  حالا که بازوان منطقه‌ای جمهوری اسلامی زیر ضربات سنگین قرار گرفته و جنگ نیابتی به نتجه مطلوب نرسیده است، تهران ناچار شده که دکترین نظامی خود را از دفاع پیرامونی به تهدید مستقیم مراکز ثقل حریف ارتقا دهد؛ تغییری که عملاً اعتراف رسمی به شکست استراتژی‌های پیشین است.
این تغییر رویکرد تهاجمی، از سوی بالاترین سطوح حاکمیت هدایت می‌شود. مجتبی خامنه‌ای، به عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی در روزهای اخیر به صراحت از نیروهای مسلح خواسته است تا در برابر هر تهدیدی، واکنشی آنی، بی‌محابا و بدون قیدوبندهای جغرافیایی نشان دهند و به‌روزرسانی مداوم اهداف مادی و غیرمادی آمریکا و اروپا را در دستور کار قرار دهند. هم‌زمان، انتشار نقشه‌ی پایگاه‌های نظامی آمریکا در اروپا در روزنامه حکومتی «همشهری» در روزهای گذشته، ثابت می‌کند که میل به بین‌المللی کردن درگیری‌ها، از مرحلۀ تحلیل‌های امنیتی عبور کرده و در دستور کار تبلیغاتی و عملیاتی دستگاه‌های وابسته به حکومت قرار گرفته است. حاکمیتی که خود را در بن‌بست کامل داخلی و فروپاشی اقتصادی می‌بیند، ناچار است برای خریدن زمان، دامنه‌ی بحران را به خارج از مرزهای خاورمیانه بکشاند تا شاید از این طریق، ماشین سرکوب و جنگ‌افروزی‌اش را روشن نگه دارد.
در واقع حکومتی که مشروعیت خود را در داخل مرزها باخته و هر اعتراض مدنی را با گلوله پاسخ داده است، در صحنه بین‌المللی نیز به همان منطق خشونت پناه برده است. لذا پمپاژ هیجان جنگی و ترسیم نقشه‌های تهدید در رسانه‌های رسمی، از یک سو تلاش برای انحراف افکار عمومی داخلی از بحران‌های اقتصادی و سیاسی است و از سوی دیگر تلاشی نافرجام برای تبدیل کردن بحران وجودی نظام به یک بحران ژئوپلیتیک فرامرزی است.


هدف از افزایش برد موشکی چیست؟
یکی از خطرناک‌ترین ابعاد این سناریوی تازه، اصرار بر شکستن محدودیت خودخواسته‌ی برد موشک‌هاست. حاکمیت تا پیش از این، برد موشک‌های خود را روی خط دو هزار کیلومتر تنظیم کرده بود تا ضمن پوشش دادن خاورمیانه، حداقل بهانه‌ای برای عدم درگیری مستقیم با قدرت‌های غربی باقی بگذارد. امروز اما رسانه‌های نزدیک سپاه مانند تسنیم، آشکارا از پایان این محدودیت‌ها و ضرورت تجهیز ایران به توان ضربه زدن به خارج از منطقه می‌گویند. اگرچه کارشناسان تسلیحاتی معتقدند رسیدن به اهدافی در اروپای غربی با چالش‌های فنی سنگینی نظیر وزن کلاهک و سامانه‌های هدایت روبه‌روست، اما اصل طرح این ادعا معادلات امنیتی اروپا را به شدت تحت تاثیر قرار داده است.
در کنار این بلوف‌های موشکی، جدی شدن بحث تغییر دکترین هسته‌ای در ساختار قدرت، زنگ خطر را به صدا درآورده است. وقتی محسن رضایی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی و پس از او سخنگوی سپاه، از آمادگی نظام برای تجدیدنظر در سیاست هسته‌ای سخن می‌گویند، و هم‌زمان مجلس با جمع‌آوری امضا به دنبال خروج از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) است، پیام واضحی مخابره می‌شود. این تحرکات نشان می‌دهد که ساختار سیاسی حاکم، کارت اتم را به عنوان آخرین سپر دفاعی خود روی میز گذاشته است. با این حال، این قمار خطرناک پیش از آنکه بازدارندگی ایجاد کند، دست غرب را برای اعمال تحریم‌های فلج‌کننده و انزوای مطلق بین‌المللی ایران بازتر می‌کند. جمهوری اسلامی به این ترتیب علی‌رغم ادعای پایبندی به  اصول دیپلماسی است، با دست خود جبهه‌های جدیدی از تحریم، فشار و نفرت جهانی را علیه کشور می‌گشاید.

خطای محاسباتی تهران؛ تبدیل اروپا از میانجی به جبهه مقابل
توهم آسیب‌پذیر کردن اروپا از طریق موشک‌های دوربرد، نشان‌ دهنده‌ی ناآشنایی دستگاه امنیتی تهران با اصول دیپلماسی و بازدارندگی مدرن است. رهبران جمهوری اسلامی تصور می‌کنند با ایجاد سایه جنگ بر سر پایتخت‌های اروپایی می‌توانند آن‌ها را از ائتلاف با ایالات متحده منصرف کنند. اما واقعیت دقیقاً عکس آن است و تهدید مستقیم امنیت اروپا نه تنها به انفعال این کشورها منجر نمی‌شود، بلکه بهانه‌ی قانونی و سیاسی لازم را به دست بروکسل و ناتو می‌دهد تا تمامی ظرفیت‌های اقتصادی، اطلاعاتی و دیپلماتیک خود را در همسویی کامل با واشنگتن برای مهار کامل ایران به کار گیرند.


بهای بقای نظام از جیب خالی مردم پرداخت می‌شود
این تضاد آشکار میان ادعای صلح‌طلبی در کلام و جنگ طلبی در عمل و اصرار به تغییر دکترین نظامی، ماهیت و اهداف پشت پرده را عیان می‌کند. حکومت از یک سو با شعار دیپلماسی به میدان می‌آید و از سوی دیگر، با موشک‌پراکنی، تهدید دارایی‌های جهانی و بازی با گزینه‌ی بمب اتم، قصد دارد از جامعه‌ی جهانی باج‌خواهی کند. در این بین، هزینه‌ی محاسبات توام با توهم نظام از جیب مردم پرداخت می‌شود. هر اقدام حاکمیت برای گسترش جغرافیای جنگ و امنیتی‌تر کردن فضای جهان طناب دار اقتصاد و معیشت را بر گردن شهروندان ایرانی محکم‌تر می‌کند.
در شرایطی که اقتصاد ایران زیر فشار تورم سرسام‌آور، بحران انرژی و سقوط آزاد ارزش ریال دست‌وپا می‌زند، تخصیص منابع عظیم ملی به پروژه‌های موشکی و هزینه‌های گزاف ساختارشکنی هسته‌ای، به معنای تداوم جنگ اقتصادی حکومت با مردم خودش است. این سناریوی تهاجمی ثابت می‌کند که از نگاه کانون‌های قدرت در تهران، حفظ امنیت ساختار سیاسی بر حفظ حیات اقتصادی و رفاه مردم ارجحیت دارد. به این ترتیب، پروژه‌ی بقای جمهوری اسلامی از طریق ایجاد بحران‌های جهانی، دقیقاً به قیمت نابودی کامل زیرساخت‌های حیاتی و زندگی روزمره‌ی میلیون‌ها ایرانی تمام می‌شود که گروگان این سیاست‌های مخرب شده‌اند.
 
 

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن