آوا مهرگانی
سفر مسعود پزشکیان به دهلینو و شرکت در اجلاس سران «بریکس»، بار دیگر خطای محاسباتی عمیق دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی در پناهبردن به بلوکهای شرقی را پیش چشم ناظران بینالمللی قرار داد. در حالی که دستگاههای تبلیغاتی در تهران سالهاست الحاق به بریکس را به عنوان فتحالفتوحی برای شکست انزوای بینالمللی و گرهگشایی از معضلات ساختاری اقتصاد جا میزنند، واقعیتهای میدان بینالملل و دادههای ملموس تجاری روایت کاملاً متفاوتی را تصویر میکنند. ایران در حالی وارد این اجلاسیه شد که در یک آتش بس شکننده با آمریکا ، تحت شدیدترین فشارهای اقتصادی، تنشهای عمیق ژئوپلیتیک و محاصره عملی خطوط ترانزیتی و تجاری قرار دارد، اما خروجی این دیپلماسی تشریفاتی برای کشور چیزی بیش از بیانیههای خنثی و توصیههای کاغذی به همراه نداشته است.
پزشکیان در سخنرانی خود در نشست سران بریکس بار دیگر بر مواضع تکراری و ناکارآمد تهران دست گذاشت و خواستار «گسترش تجارت با ارزهای ملی»، «تقویت بانک توسعه جدید بریکس» و ایجاد «سازوکارهای مالی جایگزین» برای مقابله با فشار تحریمهای یکجانبه شد. این سخنان در شرایطی مطرح میشود که جمهوری اسلامی با وجود در اختیار داشتن منابع نفت و گاز و قرار گرفتن در یک چهارراه ترانزیتی حیاتی، به دلیل تحریمهای همهجانبه، انزوای سیستم بانکی و نبود امنیت سرمایهگذاری، عملاً توان بهرهبرداری اقتصادی از این ظرفیتها را ندارد و پناه بردن به بریکس نیز نتوانسته این بنبست ساختاری را بگشاید.
در این سفر، پزشکیان با نارندرا مودی دیدار کرد و دو طرف درباره روابط دوجانبه و تحولات منطقه گفتوگو کردند؛ اما آنچه در خروجی رسمی دیدار برجسته شد، بیشتر بر تداوم همکاری و گفتوگو درباره مسائل منطقهای متمرکز بود تا اعلام یک توافق اقتصادی بزرگ یا گشایش مشخص در روابط بانکی و تجاری. دولت هند نیز در گزارش رسمی خود از این دیدار، بر ادامه همکاری در چارچوب نهادهایی مانند بریکس و ضرورت گفتوگو و دیپلماسی برای حل بحران منطقه تأکید کرد.
پزشکیان همچنین در حاشیه اجلاس با شیخ خالد بن محمد بن زاید، ولیعهد ابوظبی، دیدار کرد و از توافق دو طرف برای عبور از اختلافات گذشته سخن گفت؛ رویدادی که از منظر کاهش تنشهای منطقهای میتواند اهمیت دیپلماتیک داشته باشد. با این حال، هنوز باید میان دستاورد سیاسی یک دیدار و دستاورد اقتصادی قابل اندازهگیری تفاوت گذاشت.
در مورد هند نیز مهمترین پرونده اقتصادی ایران، یعنی چابهار، همچنان تحت تأثیر فضای تحریمی آمریکا قرار دارد. هند در سال ۲۰۲۴ قراردادی ۱۰ساله برای بهرهبرداری از پایانه شهید بهشتی امضا کرده بود، اما معافیت تحریمی این پروژه در آوریل ۲۰۲۶ منقضی شد و دهلینو برای حفظ حضور خود در بندر به دنبال سازوکارهایی برای کاهش ریسک تحریمها رفت. بنابراین حتی مهمترین نماد همکاری راهبردی تهران و دهلینو نیز از محدودیتهای ناشی از تحریمهای آمریکا مصون نیست.
در واقع، اگر معیار سنجش سفر، اعلام قرارداد تازه، جذب سرمایه، گشایش بانکی، افزایش قابل توجه تجارت یا رفع یک مانع مشخص تحریمی باشد، خروجی اعلامشده سفر فاصله زیادی با تصویری دارد که تبلیغات رسمی جمهوری اسلامی از ظرفیت بریکس و روابط با قدرتهای شرقی ترسیم کرده است.
سراب جایگزینی دلار و واقعیت تجاری قدرتمندان بریکس
مانور تبلیغاتی تهران طی سالهای اخیر حول محور دلارزدایی و استفاده از ارزهای ملی در معاملات اعضای بریکس، کاملاً با واقعیتهای اقتصاد جهانی و رفتارهای تجاری قدرتهای اصلی این بلوک متناقض است. اگرچه پوتین با افتخار از سهم ۴۰ درصدی بریکس در اقتصاد جهان سخن میگوید، اما حقیقت پنهان در این آمارها آن است که این دستاورد حاصل تعاملات گسترده اعضای بریکس با اقتصاد غرب است. اعضای اصلی این پیمان، از جمله چین و هند، تنها در طول پنج سال گذشته بالغ بر ۴.۵ تریلیون دلار تجارت کالا با ایالات متحده داشتهاند و تحت هیچ شرایطی حاضر نیستند دسترسی حیاتی خود به بازار آمریکا و شبکه مالی سوئیفت را فدای مبادلات پرریسک با تهران کنند.
از سوی دیگر، پیشنهاد معامله با ارزهای ملی در حالی مطرح میشود که ریال ایران به طبق شاخصهای معتبر بینالمللی در نازلترین رتبههای ارزشپذیری جهان قرار دارد. بانکها و فعالان اقتصادی کشورهایی مانند هند و چین، حتی در صورت تمایل سیاسی، به دلیل ریسکهای ناشی از فهرست سیاه FATF و جریمههای سنگین تحریمهای ثانویه آمریکا، از پذیرش مکانیزمهای غیرمعمول مالی و تسویه با ارزهای کمارزش خودداری میکنند؛ امری که مبادلات دوجانبه را با هزینههای کمرشکن تنزیل و نقدشوندگی مواجه ساخته است.
بانک توسعه بریکس؛ ساختمانی که در آن به روی تهران بسته است
تأکید پزشکیان بر تقویت «بانک توسعه جدید بریکس» یکی از متناقضترین بخشهای مواضع او در دهلینو بود. جمهوری اسلامی پس از حدود سه سال از زمان عضویت رسمی در پیمان بریکس، هنوز حتی موفق به عضویت در این نهاد مالی یا دریافت یک دلار تسهیلات برای پروژههای عمرانی، ترانزیتی و انرژی خود نشده است.
سایهی سنگین تحریمهای ثانویه واشنگتن و عدم انطباق ساختار بانکی ایران با استانداردهای بینالمللی مبارزه با پولشویی موجب شده که حتی نهادهای مالی خلقشده توسط خود بریکس نیز از ارائهی خدمات یا ایجاد خطوط اعتباری برای جمهوری اسلامی استنکاف ورزند. این واقعیت بهروشنی نشان میدهد که ساختارهای مالی بینالمللی، حتی در بلوکهای شرقی، تابع قوانین شفافیت جهانی هستند و نمیتوان با دور زدن الزامات بینالمللی، از امکانات این نهادها بهرهمند شد.
بریکس؛ نه پیمان امنیتی، نه چتر دفاعی
در بعد سیاسی و امنیتی نیز ناکارآمدی بریکس به عنوان یک سپر حمایتی برای جمهوری اسلامی کاملاً عیان شد. در شرایطی که تهران زیر شدیدترین فشارهای نظامی و تهدیدات امنیتی قرار دارد و حتی خود در جنگهای منطقهای با اعضای دیگر بریکس مانند امارات متحده عربی دچار اصطکاکهای شدیدی بوده است، توقع جلب حمایتهای امنیتی از این بلوک، ناشی از یک درک نادرست از ماهیت بریکس است.
در بیانیه نهایی اجلاس دهلینو، درخواستهای تهران برای گنجاندن محکومیتهای صریح علیه اقدامات آمریکا یا اسرائیل کاملاً نادیده گرفته شد و اعضا صرفاً به ابراز نگرانیهای عمومی و تاکیدهای تشریفاتی بر حقوق بینالملل بسنده کردند. بریکس یک پیمان نظامی یا ناتوی شرقی نیست و هیچ منشور دفاع متقابلی میان اعضای آن وجود ندارد؛ کشورهایی مانند هند، برزیل و امارات دارای روابط راهبردی و عمیق اقتصادی-امنیتی با واشنگتن هستند و هیچ انگیزهای برای ورود به قطببندیهای خطرناک در راستای دفاع از تهران ندارند.
بندر چابهار و مرزهای پرریسک تعامل با هند
حتی در ابعاد دوجانبه، رایزنیهای پزشکیان در حاشیه اجلاس، بهویژه در دیدار با نارندرا مودی، نخستوزیر هند، زیر سایه سنگین ملاحظات تحریمی قرار داشت. توسعه بندر چابهار که به عنوان مهمترین پروژه ترانزیتی میان دو کشور شناخته میشود، سالهاست که به دلیل ترجیح دهلینو برای عدم مواجهه با خطوط قرمز آمریکا در حالت تعلیق و احتیاط باقی مانده است. هند چابهار را دروازهای برای دسترسی به آسیای مرکزی میداند، اما ابعاد این همکاریها همواره با مجوزها و استثنائات محدود واشنگتن تنظیم میشود، نه با نیازها یا فشارهای دیپلماتیک تهران.
حضور مسعود پزشکیان در اجلاس بریکس یک بار دیگر ثابت کرد که داشتن ظرفیتهای ژئوپلیتیک و انرژی، بدون ابزار اجرایی، نداشتن روابط نرمال بینالمللی و انزوای شدید مالی، هیچ آورده ملموسی برای اقتصاد ایران ندارد. بریکس نه چتر امنیتی برای روزهای بحران و جنگ است و نه ابزاری برای بیاثر کردن تحریمها؛ تجربیات اخیر نشان داد که میتوان در متن اجلاسیههای بینالمللی حاضر بود، اما همچنان در انزوای کامل اقتصادی باقی ماند.